The first 200 lines.
Amirhossein & Ava
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!شیطان پاره وقت فصل دوم
!!شروع میشود (پنجشنبه) ۴/۲۲ فصل دوم از
!فصل دوم" شیطان پاره وقت به زودی"
.امروز یه نگاهی به فصل اول پارت دوم خواهیم داشت
شیطان پاره وقت فصل دوم خلاصهای از فصل اول !از ساسازوکا به اِنتِ ایسالا
،من نائو تویاما هستم، صداپیشهی چیهو ساساکی .و من راوی شما خواهم بود
...پادشاه شیاطین یک قدم تا فتح جهان فاصله داشت
اما اینو بدونید که: من برمیگردم تا شما و تمام !اِنتِ ایسلا رو تحت سلطه خودم در بیارم
!نمیذارم قسر در بری
پس از شکست توسط امیلیای قهرمان...
اون به ویلای ساسازوکا، شهر توکیو، یا به عبارتی .در دنیای دیگری، کشوری به نام "ژاپن" تلپورت شد
در این دنیا ساتان، پادشاه شیاطین اِنتِ ایسلا
درنهایت به جایی رسید که به شکل انسانی .تحت نام «سادائو مائو» مشغول به زندگی شد
و فکر میکنید مائو در ژاپن امروزی چیکار کرد؟
...طبیعتاً، فتح جهان دیگه
!به مگرونالدز خوش اومدید
،خارج از تصور بود... خب اون به صورت نیمهوقت
در یک فست فود در نزدیکی ایستگاه قطار
برای کسب درآمد در حالی که قصد داره یک کارمند تمام وقت بشه، کار میکنه.
پادشاه شیاطین ساتان
سادائو مائو
برخلاف اونچیزی که از ،یک "شاه شیاطین" انتظار میره
مائو، شخصیت بیخیالی داره، اما عمیقاً .به رفقای خودش اهمیت میده
چیزی شده، مائو-سان؟
...وقتیکه داشتم از خونه میزدم بیرون
و همکارش، یک دختر دبیرستانی ،معمولی به نام چیهو ساساکی
.اتفاقی متوجه شد که مائو واقعاً کیه
m -62 -60 l 243 -60 243 6 -62 6
همکار جوان گرانبها
m -114 -68 l 208 -68 208 -4 -114 -4
عاشق
سادائو مائو
چیهو ساساکی
احساسات اون نسبت به مائو حتی .بعد از پی بردن به هویتش هیچ تغییری نکرد
!یعنی عشقش دو طرفه میشه؟
مائو با دستمزد پاره وقت کار کردن زندگیش رو میچرخونه و با دو تن از زیردستاش
توی یک آپارتمان کوچیکِ تکخوابه .در یک ساختمان چوبی قدیمی زندگی میکنه
.مائو اسمشو گذاشته قلعه شیاطین
ژنرال شیاطین آلسیل
شیرو آشیا
.یکی از اونا شیرو آشیاست
که در اِنتِ ایسلا به عنوان ژنرال .شیطان آلسیل به شیطان خدمت میکرد
m -71 -54 l 324 -54 324 6 -71 6
قابل اعتمادترین زیردست
m -41 -53 l 200 -53 200 6 -41 6
اطاعت بی قید و شرط
سادائو مائو
شیرو آشیا
،آشیا به عنوان مسئول خانه ،امور مالی قلعه شیاطین رو مدیریت میکنه
.بنابراین در مورد پول بسیار سختگیره
ژنرال شیاطین لوسیفر
هانزو اوروشیهارا
:زیردست بعدی، ژنرال شیطان بعدی، کسی نیست جز
فرشتهی سقوط کرده، لوسیفر .با نام مستعار هانزو اوروشیهارا
m -5 -53 l 396 -53 396 3 -5 3
!با لطف و مهربانی اجازه داده آزاد باشه
m -17 -54 l 219 -54 219 8 -17 8
اطاعت بی قید و شرط؟
سادائو مائو
هانزو اوروشیهارا
با این حال، این ژنرال هر روز خدا رو .توی خونه وب گردی میکنه
،این سه، بخشی از ارتش شیاطین بودن .که به اِنتِ ایسلا حمله کردن
.و تقریباً اونو فتح کردن
...در عین حال
،با مواجه شدن با این واقعیت که در ژاپن امروزی ،جایی که نمیتونی بدون پول غذا بخوری
فتح و تصرف جهان، هر دو .رو باید بوسید و گذاشت کنار
.این تنها چیزیه که برامون مونده آخرین بار کی چای نوشیده؟
.فقط برای اینکه بدونی، من نبودم
.متوجهاَم مائو-ساما، این سوال بدیعی بود
!اوروشیهارا
،چرا بعد از اینکه تقریباً پارچ رو خالی کردی !نرفتی چای بیشتری درست کنی؟
فقط کافی بود کیسه رو بزاری !و آب داغ روش بریزی
.تو همیشه اینطوری هستی هیچوقت درستبشو نیستی، توــ
.خیلی خب، اینجا رو به شما میسپرم
.من ميرم سر کار
.روز خوبی داشته باشید، مائو-ساما
.ممنون
!امیلیای قهرمان
!تو فالگوش وایساده بودی؟
چرند نگو. اینقدر صدات بلند بود !که نیاز نبود فالگوش وایسم
یه شیطان و دو ژنرال توی این آپارتمان به این کوچیکی اونم بدون کولر نشستن و
سر اینکه کی قراره چای جوی !بیشتری درست کنه بحث میکنن
اومدی اينجا که فقرمون رو مسخره کنی؟
درحالی که، خودت هر روز، سر کار و توی خونه داری زیر کولر عشق میکنی
!قهرمان خرابکار محیط زیست
این امیلیاست که در دنیای دیگه .با پادشاه شیاطین مبارزه کرد
امیلیای قهرمان
امی یوسا
اون در حال حاضر خودش رو امی یوسا خطاب میکنه
و به صورت نیمه وقت در .یک مرکز تماس کار میکنه
شما فکر می کنید که امییوسا و ارتش شیاطین در ژاپن دشمن میمونن
تقابل؟
شیاطین
فرشته
اما به نظر میرسه که اونا .اغلب با هم همکاری می کنن
...و توی آپارتمان کناری مائو
بل، تو تازه به اینجا نقل مکان کردی .و حتی هنوز سر کار هم نمیری
از عهده خرج و مخارج برمیای؟
اجناس کلیسای بزرگ هوشین رو که از اِنتِ ایسلا اورده بودم جمع کردم
.و توی موگیهیو فروختمشون
کرستیا بل، محقق شورای اصلاح عقیدتی
سوزونو کامازوکی
کرستیا بل، مامور سابقِ
،کلیسای بزرگ هوشین بزرگترین نهاد مذهبی اِنتِ ایسالا بود
که اون رو برای کشتن .پادشاه ساتان فرستاده بودن
.اون خودش رو سوزونو کامازوکی خطاب میکنه
.و عشقش به چیزای سنتی ژاپنی بیهمتاست
،پس از پیچ و خم های فراوان .نقشه کشتنش با شکست به پایان رسید
او سپس همسایه خوبی برای .مائو، امی، چیهو و بقیه شد
همونطور که این شش نفر در ساسازوکا جمع شدن تا ساقه های کتان رو برای جشنواره بون بسوزونن
.ناگهان یه دروازه-دری به دنیای دیگهای باز شد
یه سیب؟
حتی قلمرو شیاطین هم .سیبی به این بزرگی نداره
چرا وقتی من با تواَم همیشه !اتفاقات عجیب و غریب میوفته؟
!چون دلیلش اینه که همیشه سایه به سایه دنبالمی
!تو یه قهرمان فضولی
!ه-هیچم نیستم
من فقط امروز امدم اینجا تا به بل اطلاعات بدم
.چون اون گفت که یه مدتی اینجا میمونه
،دنبال تو باشم؟ خوابشو ببینی !آقای شیطان با لباس کهنهی اونیسلو
،خفه شو! خودتو ببین که توی این هوای گرم !این لباسای پر زرق و برق پوشیدی
برای قهرمان سینه صافی مثل تو پوشیدن !سوتین های ورزشی اونیسلو زیاده
.کافیه دیگه !همین الان سلاخیت میکنم
ی-یه لحظه دست نگه دار! بدون شمشیر مقدس !هم میشه قضیه رو حل کرد
!علاقهای بهش ندارم
!مائو-ساما
!چیهو ساساکی چیه؟
...بغلم کرد... مائو-سان بغلم کرد
!بغلم کرد
.بیفایدهست
.بهت اجازه میدم که این دشمن زنان رو بُکُشی
تشویقش نکن! جلوشو بگیرـــــــ
!لعنتی، حواسم نبود که تو هم طرف امی هستی
کی فکرشو میکرد که بخاطر یه شوخی ساده درمورد سوتین ورزشی اونیسلو
.برنامهی فتح دنیا به این زودی از هم بپاشه
!برای مُردن آماده شو
...چـــ
!این دیگه چیه؟
!مائو-سان بغلم کرد
!پتک آهنین؟
!تو دیگه چی هستی؟
.آلاس راموس
آلاس راموس؟
تو از کجا اومدی، آلاس راموس؟
کجا زندگی میکنی؟
...من...نمیدونم
!پدر و مادرت کجان؟
!پد؟! ما؟
.منظورش بابایی و مامانیته
!بابام... ساتانه
!که اینطور، پس بابات ساتانه
!جـــان؟
!چی؟ من؟
!مائو-سان! تو بچه داری؟
!نه، یه لحظه صبر کن، چی-چان
،وقتی که پادشاه شیاطین بودی زن و بچه داشتی؟! همینه دیگه درسته؟
!نه، نداشتم! یکم امون بده
!ب-بهتره حقیقت رو گفته باشی، مائو-ساما
!اوهوی، آشیا تو دیگه چته؟
داشتن وارث نامشروع یه !موضوع مهم برای قلمروی شیاطینه
چطور تونستی همچین موضوع حیاتی !رو ازم مخفی نگه داری؟
تند نرو! چرا همهتون خیال کردین !که اون واقعاً بچهی منه؟
!خ-خیلیخب، بگذریمــ مامانت کیه؟
.مامانی
!چی؟! م-من؟
.بابایی
.مامانی
پدرش شیطان و مادرش قهرمان؟
!ی-ی-ی-یوسا-سان؟
!بابایی! مامانی
m -45 -82 l 150 -82 150 2 -45 2
بابایی؟
m -36 -89 l 127 -89 127 10 -36 10
مامانی؟
آلاس راموس
از دروازه آلاس راموس بیرون اومد
دختر کوچولوی مرموزی که .مائو رو "بابایی" و امی رو "مامانی" صدا زد
پذیرفتن شیطان و قهرمان به عنوان خانوادهاش
!آلاس راموس عصر جدیدی به پا کرد
،یک روز، مائو و امی .آلاس راموس رو به یه شهربازی بردن
در همین حین که اونا یه نمایش ...قهرمان رو تماشا می کردن
.پشمام، عجب حرکات خفنی
مگه نه، آلاس راموس؟
.همه از درخت میوفتن
.مامان منو برمیداره و فرار میکنه
...مالکوت گم شده
منظورش چیه؟
این نور درست مثل همون موقعست !که اولین بار پیداش شد
.بهتره همین الان بریم
،نشان عجیبی ظاهر شد ...و اونا یه نفسی تازه کردن
،به نظر نمیاد تب داشته باشه .ولی محض اطمینان برو یه نوشیدنی خنک بخر
!ب-باشه
همه چی مرتبه؟
اجازه هست؟
!چی-چیکار میخوای بکنی؟
بابایی کجاست؟
!مامانی
.نمیخواد نگران باشی. من دشمنت نیستم
No comments yet. Be the first to leave one.