The first 200 lines.
جونگ هه این
جی سو
یو این نا
جانگ سونگ جو
یون سه آ
کیم هه یون
مونلایت. میجان :ویراستار
همه شخصیت ها و رویدادها به تصویر کشیده شده در این درام ساختگی هستند
قسمت 6
...حالا
تنها راهمون نقشه دومه
و برای اینکه موفق پیش بره
باید همشون رو بکشیم
همین که بیرون اومدن
همشونو بکشین- آقای نام-
اگه همه چیز طبق نقشه دوم پیش بره و حتی اگه بتونیم همشونو بکشیم، شمال همینطوری نمیشینه
همینجوری نشینن میخوان چه غلطی کنن؟
...ما یه معامله کردیم
فکر میکنی اونا میان افشا کنن که ما با هم معامله داشتیم؟
هیچ راهی نداریم غیر اینکه شلوغش کنیم
!اگه شمال بخواد سنگ بندازه تو راهمون همه چیز خراب میشه
فکر میکنی اونا انقد احمقن؟
فکر کردی اونا فرصت پول به جیب زدن اونم تو هر انتخابات رو از دست میدن؟
ولی اگه شکست بخوره نقشه گروگان ها جونشون در خطره
!خدایا لعنت
!منتظر چی هستین زباله ها؟ بکشیدشون
عقب بشینید
اچ کیو صحبت میکنه. تیم کمین ما میریم داخل برای کشتار
وقتی هدف ها توی نقطه مورد نظر اومدن
هرجور شده بکشیدشون
هدف ها ظاهر شدن. تمام واحدها اونها دارن به نقطه کشتار میرسن
آماده
بریم
وایسید
سه هدف کلاشینکف به دوش دارن
تغییر برنامه. شلیک در روشنایی
!اونگ چول
آروم باشید
فکر میکنم اونا از طبقه دوم زیرزمین میخوان فرار کنن
من همین الان میرم دنبالشون
همه همینجا بمونید
بریم
اونگ چول منو بگیر
!حرومزاده
نارنجکه! بخوابید
!همه واحدها آتش
!از اینجا برید بیرون یالا
4نفرمون زخمی شدن
به نظر نقشه شکست خورد
من همشونو میکشم
!اون چول
طاقت بیار
ما میریم داخل میریم و هدف ها رو محاصره میکنیم
!هی صبر کنید صبر
!فرمانده اطلاعات صحبت میکنه! صبر
!اگه دانشجوها کشته بشن بیچاره میشیم
چرا هیچی نشده همش اینو میگی؟
شلوغ کردن هیچ چیزی رو درست نمیکنه
!بریم داخل دخل همشونو بیاریم
دیوانه شدی؟ اگه گروگان ها کشته بشن چی؟
من خودم میدونم با اون کمونیستای الاغ چیکار کنم
توی ترسو کنار وایسا
تیم نیروی ویژه گوش کن
اگه دو بار از پشت بهشون خنجر بزنیم چطوری میخوای باهاشون مذاکره کنی؟
فکر کردی میتونی این ماجرا رو دفن کنی و کسی نفهمه؟
تو مگه دهن همه رو قرص نکردی ها؟
اگه کسی درباره وضعیت گروگان ها پرسید هیچ جوابشونو نده
ما همین الانشم
محض احتیاط کارای لازم رو انجام دادیم
به مغازه دار ها گفتیم
که داریم فراری ها رو میگیریم و همینطور
کاری کردیم مطبوعات ساکت بمونن
...اما دختر شما
فکر میکنید بقیه گروگان ها حالشون خوبه؟
منو ببر سمت خوابگاه
حرومزاده
حرومزاده
توی قاتل
!حرومزاده
چطور جرات میکنی شوهرمو بکشی؟
کی بهت حق داده بکشیش؟
!قاتل
!چطور جرات میکنی
بیارش اینجا
الهی آروم باش
دوباره
!دوبار بهمون خنجر زدن
تو گلوله های ارزشمندمون رو تلف کردی
همیشه احمقای احساساتی مثل تو، ماموریتا رو خراب میکنن
تو همچین موقعیت هایی آدم باید خونسرد باشه
اگه میخوای گرد و خاک بپا کنی نیازی بهت ندارم
همه برگردین کافه تریا
!سریع
من حواسم به کافه هست تو برو اون چول رو بیار
و تو یه اتاق دیگه بذارش
شما دو تا
دنبالم بیاید
!بله آقا
بله
آقا
این اتاق وضعیت نظامیه
به تلفات رسیدگی کردین؟
اول درباره هان آی سوپ بپرس
بله قربان! همه جاسوسان مسلح کشته شدن
و پرفسور هان که با اونا بود توسط یکی از جاسوس ها شمالی کشته شد
مرده؟
تلفات چطور؟
یک نفر در عملیات کشته شد و 4 نفر زخمی هستن قربان
!یونگ یو
!یونگ یو طاقت بیار
حالت خوب میشه دووم بیار
هنوز به خانواده هاشون نگین
و از مطبوعات بخواید اخبارو مخفی کنن
کمک میخوایم. اینجا
فرمانده آن
به مطبوعات بگین هان آی سوپ حین فرار به شمال کشته شد
فرار به شمال؟- بله-
ولی اون از رهبران اقتصاد حزب اپوزوسیون بود
آن
فقط بهشون بگید شمال اونو دستگیر کرده بود و ما سعی کردیم نجاتش بدیم
برانگیختن احساسات مردمی نسبت به امنیت ملی به ما کمک میکنه که
وقتی می تونیم بازی رو ببریم میخوای همینجا متوقفش کنیم؟
اگه حزب مقابل مسئله رو پیش بکشن ما مورد ضدحمله اشون قرار میگیریم
ضدحمله؟
مدرک سازی با یه آدم مُرده مثل آب خوردنه دیگه چه ضد حمله ای؟
فکر میکنی بالادستیا با ایجاد امنیت ملی راضی میشن؟
همونکه گفتم
همین الان بهشون اطلاع میدم که قصد داشته به شمال فرار کنه
معلومه که می کشتشون
میدونی که مردم اگه لازم باشه
خانواده خودشون، فامیلشون
و حتی بچه هاشونو میکشن
اونم همینه دیگه
ای بابا، می دونین که خانم هونگ چقدر دخترشون براشون عزیزه
آدم دنیا رو هم بهش بدن
نمیتونه با بچه اش عوضش کنه
حس میکنم آدم بدی ام
،همین که درباره ی گروگان گیری شنیدم
حرف جناب فالگیر به ذهنم اومد
اون حتی دختر خودت هم نیست
باید بگم شما واقعا مثل فرشته ای
...به نظر خیلی
...نگرانین که ۱۳ نفر توی خوابگاه
بمیرن؟
چی؟
واسه همینه که این موقع شب با عجله اومدین اینجا
این موقع شب
با عجله؟
میگن آدم نمیتونه ذات خودشو پنهان کنه
چطور میتونی انقدر بی ادبانه رفتار کنی؟
نمی دونی مقام شوهر من از شوهر تو بالاتره؟
شارلوت
میدونی که شوهر من، ۴ سال زودتر از شوهر ایشون
از دانشکده نظامی فارق التحصیل شده؟
جانم؟
...آها، بله. اونو
بله میدونم
میگن درخت هر چی پر بار تر، سر به زیر تر
،بالادستیایی مثل شوهر شما رو میشناسم
اما نگرانم ایشون به خاطر بی احترامی به ارشدش
آخر و عاقب خوبی نداشته باشه
نگرانی؟
تو نگرانی؟
!زنیکه
دلقکی مثل تو چطور جرات میکنه منو تهدید کنه؟
من دختر ژنرالم !ژنرال چهار ستاره
وای، خانم، به اعصابتون مسلط باشین
هی، شوهر تو که از دل رعیت جماعت به اینجا رسیده
و شوهر من که یه عالمه فامیل بالارتبه داره فکر کردی سطحشون مثل همه؟
شوهرت رئیس جمهور بشه؟
خوابشو ببینی
!اون مقامی نیس که آدم پستی مثل تو طمعش رو داشته باشه
خانم هونگ، منم میرم دیگه
مطمئنم دستور دادن که با جنوب همکاری کنیم
حتما پدر برای نجات ما با رئیس سازمان امنیت ملی معامله کرده
...پس چرا
می خواستن بکشنمون؟
رفیق لی رو توی اتاق بغلی گذاشتم جراحتش شدیده
با جعبه ی کمک های اولیه میرم پیشش
تو
با جعبه کمک های اولیه، بیا دنبالم
چرا می برتش؟ - نمیدونم -
همه سراتونو پایین بگیرین
اونگ چول
عذر میخوام قربان
صبر کن
گفتم صبر کن
من خوبم قربان
کجا خوبی آخه؟
خوشبختانه به رگ و شریانی آسیب نرسیده
من حتی می تونستم تیغه تبر رو با شکمم بردارم
این زخم که چیزی نیس
می تونم بهش غلبه کنم
باید درمان بشه
همه رو آزاد کن
،اگه حتی یه ذره در برابر من احساس تاسف میکنی
لطفا بذار برن
آزادشون کن
فردا صبح درخواست یه دکتر میکنم که زخم اونگ چول رو درمان کنه
اونام در مقابل در خواست آزاد کردن یه گروگان رو میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.