The first 200 lines.
بوسان، سال 2008
مادام جونگ به عنوان مهماندار تو یه بار کار میکنه اما الان داره فرار میکنه
مادام جونگ!
همونجا وایسا!
تِنگباری سردسته گروه گانگستری تِنگ بول
کارم تمومه
دارم دیوونه میشم!
تاکسی. تاکسی
ممنون
مادام جونگ!
همونجا وایسا!
آقا، حرکت کن!
برو!
خانم
میخواین کجا برین؟
خانم
کجا میرین؟
ایستگاه بوسان...
نه، ترمینال
لطفا برین اولسان
چشم
70 متر! فقط 70 متر مونده!
آخرین تلاش پارک ته وون!
اوه... اون امروز میخواد تاریخ ساز بشه!
تقریبا رسید!
فقط 15 متر مونده!
این رکورد جهانیه! پارک ته وون!
مدال طلا!
وای، مدال طلا!
آجوشی، بیا فقط بریم سئول
حتما، بزن بریم!
بزن بریم سئول
تحت تعقیب
مظنون به سرقت
پاداش 5000 دلار، مادام جونگ
پاداش 10،000 دلار
هفت سال بعد، سئول، سال 2015
ای خدا، اون هیچوقت خونه نیس!
امضاشو لازم دارم
اینجا کسی زندگی میکنه یا نه؟
حتما یه نفر اینجا زندگی میکنه که
هر روز بسته پستی میاد
من تو این دنیا وجود ندارم
این سفینه فضایی منه
لازمه بدون اینکه برم بیرون
اینجا از همه چی مواظبت کنم
تا تو 7 سال به مقصدم برسم
ساعت 7 صبح - بلند شدن از خواب
اوه خدای من!
ساعت 9 صبح - رفتن سر کار
گو-استاپ بازی کارتی کره ای
سه امتیاز
کارت یک
کارت دو
تِداک
کارت سه
گون داگوری برنده شد
کار تموم شد
بدجور باختم
برنامه ریزی برای آینده
کِبـِک، پایتخت کانادا، رویای کانادا
چیزی که کانادایی ها دوست دارن...
ملوناس
خود پیشبری
پرواز
به زودی میتونم زندگی جدیدم رو شروع کنم
به محض اینکه دستور بازداشتم حذف بشه،
پول رو پیدا میکنم
و مستقیم میرم فرودگاه
اولین پرواز به کانادا رو میگیرم
همه چی به خوبی پیش میره
آخرین هفته یِ مادام جونگ
زمان باقی مونده تا انقضای قانون مرور زمان : 7 روز
جاجانگ میون هایی که همه عاشقشن
و ظرفای فلزی همه با هم جمع شدن
تا یه غذای جدید درست کنن!
خیلی براق و شگفت انگیزه!
هیچ کاری بجز قورت دادنش نمیتونین کنین!
ای خدا، کاسه رو نخور
واقعا خوشمزه ـس
فکر کنم دارم دیوونه میشم
واقعا میتونم بوی جاجانگ میون رو حس کنم
جابجایی سریع السیر اسباب اثاثیه
درسته
آدم باید تو روز اسباب کشی جاجانگ میون بخوره
باید فقط همین یه بار بخورمش؟
تموم این سالها جلوی خودمُ گرفتم بازم میتونم اینکارو کنم
من خونه نیستم، پس لطفا بذارینِش جلوی در
پول تو کیسه پلاستیکیه
چرا بقیه ـش رو نذاشته داخلش؟
اون انعام نبود
ای وای، کمرم
باید بیشتر ورزش کنم
از نفس افتادم
چرا نمیاد؟
چند لحظه پیش کاسه ها رو گذاشتم بیرون
اومد
آجوشی، بقیه پول...
همه چی داشت خوب پیش میرفت...
تا وقتی که اون بچه رو دیدم
سلام
یک مجرم که مخفی شده بود و
منتظر منقضی شدن قانون مرور زمان بود
بعد از گزارش یکی از همسایه ها دستگیر شد
لی شین تنهایی تو یه اتاق زیرزمینی زندگی میکرد
و بخاطر عدم پرداخت چندین ماه اجاره
با صاحبخانه درگیر بحث و مشاجره شده بود
که یکی از همسایه ها به پلیس گزارش داد
و مجرم دستگیر شد
چرا انقدر طولش دادی؟
دیگه داشتم فکر میکردم تو دردسر افتادی
این شماره رو ذخیره نکرده بودم
باید اول بهم اس ام اس میدادی
ترسوندیم
کی دیگه ممکنه بهت زنگ بزنه؟
لازم نیست بترسی
خانم شین دوستِ مادام جونگ، گوشی هایِ غیرقابل ردیابی میفروشه
راستی، اونی اونی : خواهر
فعلا مشکلِ ـمون این نیس
چیه؟ ازم میخوای دوباره گوشیِ غیرقابل ردیابی بگیرم؟
همین تازگیا گوشیم و حسابم رو عوض کردم
منظورم این نیس
تِنگباری از زندان آزاد شده!
به عنوان یه زندانی نمونه با عفو مشروط آزاد شده
میخوای چیکار کنی؟
وای!
این چیه؟
وای نه!
دستمال توالتم!
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
پنج دلار
هی، همونجا وایسا!
هی، گفتم همونجا وایسا!
هی، پالتو بارونی!
ای وای!
آجوما آجوما : به زن میانسال گفته میشه
تو جاسوسی؟
راستش، من جاسوس نیستم
مامور مخفی ام
یعنی... از سرویس اطلاعات ملی؟
نه، یه چیز دیگه ـس
محرمانه تره
کاملا سِریه
یعنی به آدمایِ ضعیف کمک میکنی؟
دقیقا
نباید به هیچکی بگی که
امروز منو دیدی، بچه جون
اسمم بچه جون نیس
اونمی ام، پارک اونمی
آجوما
به هر حال...
میشه گوشیت رو بهم قرض بدی؟
نه
فقط یه بار ازش استفاده میکنم
میخوام به مادربزرگم زنگ بزنم
برو خونه و بهش زنگ بزن
خودت گفتی به آدمایِ ضعیف کمک میکنی
چی؟
هی، چِت شده؟
مگه من چیکار کردم؟
میتونم اینو ببرم خونه؟ هر کاری دلت میخواد بکن
دوباره به کیف پولم دست زدی؟
نه دختره یِ چشم سفید
نه چطور جرات میکنی!
چرا گریه می کنی؟
بیا اینجا بینم!
درُ باز کنین!
فکر کردین نمیتونم پبداتون کنم؟
درُ باز کنین!
فرار کردن هیچ مشکلی رو حل نمی کنه!
درُ باز کنین! باز کنین!
میدونیم اونجایین! درُ باز کنین!
باز کنین! درُ باز کنین!
زود باشین درُ باز کنین!
میدونیم اونجایین!
فکر کردم دارن درِ منو میکوبن. ای خدا...
درُ باز کنین! اونجایین مگه نه؟
باز نمیکنن
بیاین برگردیم
رفتن؟
آره رفتن
حالا میخوای چیکار کنی؟
هیچ پولی نداری، نه؟
منظورت از چیکار کنم چیه؟
باید بازم پول بیمه بگیریم
زمان باقی مونده تا انقضای قانون مرور زمان : 6 روز
من اونکارو نکردم دروغ نگو
داری به چی نگاه میکنی؟
به چی زول زدی؟
اگه دوباره کُتکم بزنی،
میرم به مادربزرگ میگم
مادربزرگ؟
مادربزرگ؟
باشه، برو
برو
مادر و دختر هر دوتون...
وای، داغه!
هی!
چطور جرات میکنی فرار کنی؟
باز کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.