Your Honor (US) - Second Season

Your Honor (US) - Second Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Your Honor US S02E10 Part Twenty 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Your Honor US S02E10 Part Twenty 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Your Honor US S02E10 WEBRip x264-TORRENTGALAXY
Your Honor US S02E10 2160p STAN WEB-DL x265 8bit SDR DDP5 1-NTb
Your Honor US S02E10 2160p PMTP WEB-DL DDP5 1 DV MKV x265-NTb
Your Honor US S02E10 2160p PMTP WEB-DL DDP5 1 DV MP4 x265-DVSUX
Your Honor US S02E10 2160p PMTP WEB-DL x265 10bit HDR10Plus DDP5 1 x265-NTb
Your Honor US S02 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Your Honor US S02 2160p PMTP WEB-DL DDP5 1 DV MKV x265-NTb
Your Honor US S02 2160p PMTP WEB-DL DDP5 1 DV MP4 x265-DVSUX
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی و مهرداد | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
mkv
HD
Published on: 2023-03-18
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫دادگاه شکایت دادستانی لوئیزیانا...

‫از یوجین جونز رو آغاز می‌کنیم.

‫الان فقط همین مهمه...

‫که از اینجا...

‫آزاد بری بیرون.

‫خودت می‌گی وقتی پای «آرمان» وسط باشه،

‫یا باید از جون و دل مایه بذاریم، ‫یا کلا کنار بکشیم.

‫چند وقتی می‌شه از جون و دل مایه نمی‌ذاری.

‫ببین، شاید خودم روزی ‫بی‌خیال «آرمان» بشم، ولی...

‫هیچ کثافتی نمی‌تونه ازم بگیردش.

‫من واسه کل دارایی‌هام جون کندم.

‫براشون خون ریختم.

‫ولی تو هم باید من رو ‫تمام و کمال دوست داشته باشی.

‫نشتی گاز بود؟

‫من نقشی نداشتم.

‫اگه الان تصمیم بگیری کاری نکنی،

‫چه فرقی باهاشون می‌کنی؟

‫جای دیگه‌ای ندارم که برم.

‫شاید بفهمی واقعا به جایی تعلق داری.

‫حتی شاید جایی باشه ‫که از اول اونجا نبودی.

‫هرچی بهم بگی، اشکالی نداره.

‫ولی اگه بفهمم بهم دروغ گفتی،

‫دیگه من رو نمی‌بینی.

‫خیلی‌خب.

‫مرگ خانواده جونز کار تو بود؟

‫نشتی گاز بود.

‫خیلی‌خب. بهتره بهت بگم...

‫با یکی از دستیاران دادستانی صحبت کردم.

‫خلاصه باید به همکاریت...

‫با خانواده کالابری خاتمه بدی.

‫تک‌تک کارهات رو تحت نظر دارن.

‫مشکلی پیش اومده.

‫جیمی بکستر همین الان ‫قرارمون رو لغو کرد.

‫دارن ساخت و ساز رو کلا تعطیل می‌کنن.

‫دادستانی می‌خواد فهرست شاهدان رو اصلاح کنه.

‫ترجیح می‌دم اسم فردی رو اضافه کنم.

‫مایکل دزیاتو رو اضافه می‌کنم.

‫لی؟

‫دادستانی می‌خواد شهادت بدی.

‫می‌خوای چیکار کنم؟

‫دروغ بگو.

‫از پسش برنمیام.

‫عامل حبس ابد خوردن یوجین نباش.

‫فقط نذار پام به اون دادگاه باز بشه.

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی: ‫DigiMoviez@

‫نمی‌دونم چی رو نگه دارم ‫و چی رو اهدا کنم.

‫آره. حتما کار دشواری بوده. ‫واسه همین ممنونم.

‫عه، وای.

‫وای خدایا. ‫این حرف نداره.

‫آدام واقعا این رو پاش می‌کرد؟

‫آره. خب، اون موقع برنزه نشده بودن.

‫وای.

‫خیلی کوچولوئه.

‫اون چیه؟

‫ماریانو ریورا؟

‫پیچر ذخیره «یانکیز» بود.

‫بازیکن محبوب آدام بود.

‫بهترین پیچر پایان بازی تاریخ بود.

‫راکو.

‫راکو، اینجا رو.

‫« ترجمه از کیارش نعمت گرگانی و مهرداد » ‫ .:: Kiarash Ng & Mehrdadss ::.

‫دادستانی یه شاهد دیگه هم داره.

‫اصلا چه فرقی می‌کنه؟

‫همه می‌گن من رو دیده بودن.

‫دادستانی هشت نفر رو آورده...

‫که تو جشن قسر در رفتن کارلو بکستر...

‫از قتل حضور داشتن.

‫همه‌شون هم از نژاد دیگه‌ای بودن.

‫هیچ‌کدوم از اون هشت نفر...

‫واقعا ادعا نکردن ‫شاهد شلیک تفنگ بودن.

‫خب، این‌ها چی؟

‫جلوی این افراد به هیچی اعتراف نکن. ‫فهمیدی چی گفتم؟

‫کافیه یکی از اعضای هیئت منصفه ‫به حد کافی اهمیت بده،

‫با سختی‌های زندگیت همدردی کنه...

‫و علی‌رغم اتفاقات احتمالی،

‫بفهمه جات تو زندان نیست.

‫کافیه یه نفر رو قانع کنی.

‫جیمی بکستر هجده ماه...

‫زحمت کشیده بود، اون‌وقت...

‫دقیقه نودی تصمیم می‌گیره لغوش کنه؟

‫این دیگه چه کاریه؟

‫تقصیر تو نیست.

‫واقعا نیست. خصوصیت این شهر از همین قراره.

‫جوری طراحی شده ‫که مشکلاتش اصلا حل نشن.

‫ولی نباید دست از تلاش بکشیم.

‫من که نمی‌خوام دست از تلاش بکشم.

‫سوالم اینجاست که باز هم ‫بهم فرصت می‌دن یا نه؟

‫قبلا که یه بار منتقلم کردن، ‫می‌تونن باز هم بکنن.

‫آره، می‌تونن نانسی.

‫اول از نیویورک منتقلم کردن نیواورلئان.

‫حالا احتمالا از نیواورلئان...

‫به نیوهمپشایر خراب‌شده منتقلم کنن.

‫باید قاچاقچی‌های ‫شیره درخت افرا رو محاکمه کنم.

‫خب، بهتره قاچاقچی‌های شیره ‫حواسشون رو جمع کنن.

‫ببین، فرقی نمی‌کنه جیمی بکستر باشه...

‫یا شهردار فیگارو.

‫مردان همیشه در طول تاریخ...

‫بعد از قسر در رفتن، ‫جسارت تکرار کارشون رو پیدا می‌کنن.

‫ما هم حواسمون هست.

‫قطعا هست.

‫امروز صبح با سال کالابری صحبت کردم.

‫از شوهرت خرسند نیست.

‫باهاش همدردم.

‫خب، اگه جیمی نمی‌خواد ‫خانواده رو اداره کنه،

‫شاید وقتش باشه ریاست رو ازش بگیریم.

‫کاملا موافقم.

‫شاید کمی بیشتر اینجا موندم...

‫و کمکتون کردم اوضاع رو روبه‌راه کنین.

‫تا کی بمونی؟

‫تا وقتی کارلو آماده بشه.

‫بابا، خودم که آماده‌ام.

‫خواهش می‌کنم بیا از این حرف‌ها نزنیم. خب؟

‫اگه پسرت بودم، الان رئیس خانواده می‌بودم.

‫خودت هم می‌دونی در اون صورت ‫بهتر از جیمی عمل می‌کردم.

‫ببین، شاید از نظر خودت ‫خیلی سنتی جلوه کنه،

‫ولی طرز کار و بار ما...

‫همین شکلیه دیگه.

‫مگه خودمون قوانین رو ‫تعیین نمی‌کردیم؟

‫این یکی دست خودمون نیست.

‫می‌خوان صحبت کنن.

‫زندگی تو هتل باهات سازگار نیست جیمی.

‫البته گمون کنم از خیلی...

‫لونه‌های خلافکارها بهتر باشه.

‫باید جواهر پر زرق و برق ‫خیلی گنده‌ای بخری...

‫که با خانمت آشتی کنی، ها؟

‫دنبال چی هستی؟

‫دنبال فرنچ کوارترم.

‫خیابون‌هاش، پلیس‌هاش...

‫و همه‌چیش تحت کنترل توئه.

‫می‌خوام «آرمان» آزادانه عمل کنه.

‫من به کسب‌وکار مواد علاقه‌ای ندارم.

‫کسب‌وکار مواد هم علاقه‌ای به تو نداره.

‫صرفا می‌خوام رضایت بدی...

‫کسب‌وکارم رو تو این محله گسترش بدم.

‫خب، واسه چی باید موافقت کنم؟

‫چون کلابم رو بهت می‌فروشم.

‫کلاب من هم از نظر همسرت...

‫از «الماس امید» هم پر زرق و برق‌تره.

‫جینا بیش از هر چیز، از حضور من ‫اون‌طرف خیابون متنفره.

‫فرض کن اگه بهش بدیش،

‫چقدر خوشحال بشه.

‫پیشنهادت رو قبول نمی‌کنم.

‫سلام قاضی.

‫احضار شدین.

‫چیزی نیست، چیزی نیست.

‫چیزی نیست.

‫احضارم کردن.

‫می‌دونم نمی‌خوای بری.

‫نمی‌خواست آدام رو بکشه.

‫محافظت از اون پسر وظیفه تو نیست.

‫کسی هم خیال نمی‌کنه ‫می‌خوای زندگیش رو نابود کین، ولی...

‫اون بچه رو بی‌پدر کرد دیگه.

‫تقصیر تو نیست.

‫تو آدم خوبی‌ای مایکل.

‫«جناب قاضی» ‫«فصل دوم، قسمت دهم»

‫آفرین.

‫فیا می‌خواد منتظر پرستار بچه بمونه.

‫گفت بهتره خودمون زودتر بریم.

‫آماده‌ای؟

‫آره.

‫ببین.

‫خیلی دوستت دارم.

‫گزارشاتتون راجع به شاهد مذکور رو...

‫آخر هفته خوندم.

‫باید صرفا راجع به شب تیراندازی...

‫شهادت بده.

‫اطلاعات ایشون از این پرونده...

‫خیلی بیش از شب مذکوره.

‫اگه می‌خواین بذارین فردی سابقه‌دار...

‫دقیقه‌نودی اضافه بشه و شهادت بده،

‫من هم حق دارم شرایط اون اتفاق رو...

‫که خیلی به دفاعیه موکلم مربوطه،

‫بررسی کنم.

‫من واسه شنیدن تکرار حرف‌های گزارشت...

‫این جلسه رو برگزار نکردم.

‫اتهامات خیلی محکمی ‫به مایکل دزیاتو وارد کردی.

‫اتهامات بی‌اساسی هم هستن.

‫تو دادگاه من بیانشون نمی‌کنی.

‫حکم شرایط شهادتم نهاییه.

‫ضمنا، اگه پات رو از گلیمت درازتر کنی،

‫بی‌درنگ می‌گم از دادگاه خارجت کنن...

‫و دستور می‌دم دادگاه دیگه‌ای ‫واسه آقای جونز برگزار بشه خانم دلامر.

‫حداقل اگه نمی‌تونی دروغ بگی،

‫می‌تونی به متمم پنجم پناه ببری.

‫هر وکیلی هم بهت پیشنهاد می‌داد ‫همین کار رو بکنی.

‫دادستانی...

‫مایکل دزیاتو رو فرا می‌خونه.

‫سوگند خورده و تأیید می‌کنین...

‫که شهادتتون حقیقت داره،

‫کل حقایق رو بیان کرده ‫و چیزی جز حقیقت نمی‌گین؟

‫سوگند می‌خورم.

‫- قاضی دزیاتو، شما... ‫- اعتراض دارم.

‫شاهد قاضی نیست.

‫به نشانه احترام...

‫به جایگاه پیشینش خطابش کردم.

‫ولی از جایگاهش خلع شده.

‫بیاین جلو.

‫حتی موقع خطاب کردن اسم شاهد هم...

‫دارین با هم دعوا می‌کنین؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left