The first 200 lines.
سينماي هنري تقديم ميکند
سوي ديگر اميد
آه مادر، مادر
چراغ رو روشن کن
من بزودي خواهم مُرد
اين آدما رو ول کن
لطفاً برام يه پيرهن سفيد خوب بخر تا بپوشم
چون من بزودي در ميان زمين ِ سرد و مرده
به خواب خواهم رفت
خوابگاه
کجا ميتونم دوش بگيرم؟
ايستگاه مترو، پايين پله ها
ـ ميتونيد کمک کنيد آقا؟ ـ بله اگه از دستم بربياد
نزديک ترين اداره پليس به اينجا کجاست؟
مطمئني؟
راستش نه
بهت نشون ميدم خودت بعداً ميتوني تصميم بگيري
...تو الان اينجايي. بپيچ به چپ
ظهر بخير آقايون
ميخوام تقاضاي پناهندگي در فنلاند رو بدم
پناهندگي مشکلي نداره فقط تو نيستي که
خوش اومدين آقاي خالد علي
دنبالم بيا
بچرخ
صد و هفتاد و يک
هفتاد و يک
راست
چپ
اين برگه رو امضاء کن
همينجا منتظر بمون
سلام
خالد هستم اهل سوريه
مزدق هستم از عراق
اين سيگار ها رو اون بهم داده
ـ ممنون ـ لطفاً دوباره بيايد
فقط اينا رو ميتونم بردارم روزگار سختيه
ـ قهوه ميل داريد؟ ـ عاشقشم
ميخوام شغلمو عوض کنم ميخواي سهمم رو بخري؟
نصف قيمت، سه هزار تا پيرهن
نه نميتونم
کريسمس بعدي دست از کار ميکشم و نقل مکان ميکنم به مکزيکوسيتي
مشروب ميخورم و هولا هولا ميرقصم «هولا هولا: نوعي رقص بوميان هاوايي»
بعد اين همه آرامش و سکوت نياز به يک کم تحرک دارم
ميخواي به چه شغلي مشغول بشي؟
من هميشه رستوران داري رو دوست داشتم البته در حد حرف دارم ميگم
شغل پُر سوديه مردم در روزهاي سختي بيشتر يه فکر نوشيدن و خوردن هستن
حتي بيشتر اگه همه چيز خوب پيش بره
فکر کنم همديگه رو دوباره نتونيم ببينيم و من هم که بزودي به مکزيک ميرم
اين پنجمين مرکز پذيرش من در طي امساله
عيسي اتاق اين آقايون رو بهشون نشون بده
باشه خانم
دنبالم بيايد
تو اينجا تو هم اونجا
امروز ساعت يک بعد از ظهر اولين مصاحبه اداره مهاجرتي فنلاند با تو هستش
اين خيلي مهمه
آمادگيش رو داري خالد؟
بله
اين آدرسشه اينم نقشه رسيدن به اونجاست
اين کارت شناساييته
هميشه همراهت باشه
اونجا منتظر باش
من چهار تا بچه دارم تو اهل کجا هستي؟
سويدا، سوريه
ـ خالد علي؟ ـ بله؟
دنبالم بيا
من شغلم مکانيکيه
تو يه گاراژ در حومه شهر حلب کار ميکردم
در تاريخ ششم آوريل بهار گذشته
وقتي که از سر کار برگشتم
يه اتفاقي افتاد
وقتي که به خونه رسيدم ساختمونمون ويران شده بود
نميدونم کي با موشک زده بود بهش
نيروهاي دولتي، شورشيها
آمريکا، روسيه، حزب الله يا که داعش
همون موقع بود که مريم،خواهرم رسيد به خونه
رفته بود مغازه و تو صف نانوايي بود
سريع شروع به کندن کرديم همسايه ها هم کمک کردن
طرفاي صبح مادرم و برادر کوچکترم
عموم بهمراه زن و بچه هاش رو پيدا کرديم اونا داشتن با همديگه نهار ميخوردن
روز بعد، وقتي که اونا رو به خاک سپرديم
من از کارفرمام 6000 دلار پول قرض کردم
پسر عموم ما رو با وَن تا مرز ترکيه بُرد
پياده از مرز عبور کرديم
خوش شانس بوديم که نگهبان هاي مرزي اونجا نبودن
بعد از دو هفته سه هزار دلار به يه قاچاقچي داديم
اونم با قايق ما رو تا يونان بُرد
از اونجا با پاي پياده از مقدونيه به صربستان رفتيم
به مرز مجارستان رسيديم
يه کم شلوغ شد و من مريم رو گم کردم
ديدم که مرز رو بستن
مريم اون طرف مرز جا موند
سعي کردم از سمت پليس برگردم
دو تا پليس منو گرفتن و رو زمين خوابوندن
بهم دستبند زدن و انداختنم تو زندان
با خشونت هم باهات رفتار کردن؟
هميشه
اونا سه دفعه تلاش کردن که خواهرم رو بدزدن
ولي آدماي خوبي اونجا بودن نذاشتن
چرا صاحب گاراژ همچين پول زيادي به تو داد؟
اون پدرِ نامزدمه
نامزدت الان کجاست؟
همون ابتداي جنگ کشته شد
ادامه بده
تو رو به زندان انداختن
من تحت نظر بودم ولي بعد چهار روز آزادم کردن
دنبال خواهرم گشتم ولي نتونستم پيداش کنم
سراغشو از تمامي اردوگاه هاي پناهندگي گرفتم ولي کسي ازش خبري نداشت
دو ماه تموم مجارستان، اتريش، اسلووني و آلمان رو گشتم
حتي به صربستان هم برگشتم پيش خودم فکر کردم که ممکنه اونم اونجا دنبالم بگرده
چطوري از مرز رد ميشي؟
خيلي راحت
هيچکسي دلش نميخواد ما رو ببينه
مايه دردسر هستيم
درخواست پناهندگي ندادي براي موندن؟
نه
اينجوري ميتونم آزادانه همه جا رو دنبال خواهرم بگردم
ميدونم که زنده است
وجودشو احساس ميکنم
اينم عکسشه
اسم و تاريخ تولدش رو بنويس
تا جايي که برات ممکنه ظاهرشو توصيف کن
ما براش درخواست جستجو ميکنيم
ميخواي يه استراحتي بکني؟
چرا؟
يه سيگار بهمون بده
ببخشيد متوجه نميشم
جواب بده، کوني
ميخواي يه مشت بزنم تو صورتت، عوضي؟
!دوباره ميبينيمت، شُتربان
اين کليد انبار
خالي که شد بهم خبر بده
باشه
جا براي يکي ديگه هم هست؟
اِستاد پوکر «اِستاد پوکر: نوعي پوکر که بعضي ورق ها رو روباز ميدهند»
کمترين ميزان شرط بندي 100 تاست
بدون محدوديت
دو برگ ملکه
دو برگ عدد دو
دو برگ عدد نُه
...و
دو برگ عدد ده دو برگ آس
دويست
دويست
پونصد
من ميخونم
دو برگ عدد ده
هيچي
دو تا پنجي
هيچي
صد تا
من کافيمه
من ميخونم
سه برگ عدد ده
خداحافظ
چرا اين بازي رو تموم نکنيم؟
چقدر پول داري؟
شصت هزار تا و يه کم پول خُرد
ورق جديد
برگه شش گشنيز، آسِ خشت
سه گشنيز، آسِ پيک
دوي گشنيز
شيش دل ولي همچنان دو تا آس خال بالاتر هستن
پنج گشنيز، احتمال استرايت فلاش «استرايت فلاش: توالى عددى و هم خال بودن هر پنج كارت»
آس گشنيز
چهار تا آس استرايت فلاش برنده است
برنگرد
نگران نباش برنميگردم
آزانس کاريابي
ـ ويکستروم ـ واي تينن
ايناهاش
همون طور که گفتم، چيزي که نداريم سودمند نيست
رستوران داري بدون بدهي
يه شغل کاملاً آبرودار
در يک موقعيت کاملاً مناسب
عاليه عاليه بدون طي هيچ مسافتي
رستوران گلدن پينت يه اسم فوق العاده
بي درنگ تو رو جذب ميکنه
قابل اجاره با اجاره ماهي 1400 تا
دو تا مستخدم از قرار معلوم شايسته
که مدت زياديه اونجا هستن
چقدر؟
قيمت خواسته شده سي هزار تا است
براي يه کاسبي با مشتريان ثابت کاملاً منطقيه
اگه که اسناد اداره ثبت شرکت ها و امور مالياتي برسه
ميريم و يه نگاه بهش ميندازيم
تو يه چشم بهم زدن اين کار رو براتون ميکنم
روابط خوب با اولياي امور، کليد موفقيت ما تو کارهامونه
من تو اداره ماليات مثل اعضاي خانواده شون ميمونم
رستوران گلدن پينت
خوراک روز فيله شاه ماهي
خوش اومديد آقايون
لطفاً بفرماييد داخل
دوباره اومديم
ـ مبلمان هم جزوي از معامله است؟ ـ فکر کنم بشه يه کاريش کرد
باشه من ميخرمش
بيست و پنج هزار تا بابتش ميدم
ـ از صاحبش ميپرسم ببينم اين مبلغ کافيه يا نه ـ به نظر من کافيه
تبريک ميگم. خوب جايي رو با قيمت مفت خريديد
يه معدن طلاست اگه مجبور نبودم که حق معلوليت بگيرم
هيچ وقت از دستش نميدادم
No comments yet. Be the first to leave one.