Water for Elephants

Water for Elephants

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Water for Elephants 2011 1080p 720p BluRay x264-MCHD XviD AC3-SANT
A Commentary by wolfling
WELCOME

Tags

BluRay
x264
720p
720
XviD
AC3
1080
HD
Published on: 2011-08-21
Downloads: 62
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

mbt925 :تـرجــمــه و زيـرنويـس

آب برای فیل ها

ببخشيد آقا، مي تونيم کمکتون کنيم؟

مي تونيم کاري براتون بکنيم؟

نمايش رو از دست دادم؟

.آره متاسفانه، نمايش بعد از ظهر امروز بود

شما همراه گروهي که از خانه ي سالمندان "بهشت سبز" اومدن، مياين؟

چرا از زير بارون بيرون نميايد تا ما بهشون زنگ بزنيم که بيان دنبالتون؟

.دست نگهدار، من خودم اومدم

مشکلي نيست، مي خوايم بهشون زنگ بزنيم تا بيان دنبالتون و شمارو ببرن

بهت که گفتم، من همراه خانه سالمنداني ها نيومدم

،چرا اون حلقه رو از تو گوشت در نمياري شايد اونوقت ديگه کرُ و احمق نباشي

!تند رفتي

ببخشيد، منظوري نداشتم

حلقت ... خيلي ... قشنگه

راس"، چرا اون عصا رو برنميداري و برش نميگردوني" توي تريلر و جمع کردن وسايل رو تموم نمي کني

آقا، من ميخوام شمارو از پارکينگ خارج کنم

چرا روي ويلچر نمي شينيد، ميريم تو و يه چندتا تلفن ميزنيم

مالکوم"، بهشون بگو بيان"

سلام، حالتون چطوره؟ دنبال يه شماره اي مي گردم که نميتونم تو دفترچه پيداش کنم

"يه خانه ي سالمندانه به اسم "بهشت سبز

اميدوارم نگران بشن

من از درشون اومدم بيرون و هيچکس متوجه نشد

"ببخشيد، "بهشت سبز

يه خانه ي سالمندانه

الو، الو

(سيرک "هاگن‌بک-والاش" (سيرکي بسيار معروف .قبل از اينکه از هم بپاشه

آره، سيرک هارو ميشناسي؟

البته، من توي دوتاشون کار کردم

کسي رو داري که بتونم با شمارش تماس بگيرم؟

اوليش، سيرک "برادران بنزيني" بود - برادران بنزيني"؟" -

کِي؟ - 1931 سال -

براي چه مدت؟

"خودت مي دوني که "برادران بنزيني !هيچوقت به آخر سال 1931 نرسيدن

...شما داريد بهم مي گيد که اونجا بود - در ميانه هاي کار بهشون ملحق شدم -

باور نکردنيه، چون بعد از "هاروارد" آتيش گرفت

و "هاگن‌بک-والاش" متلاشي شد

اين اتفاق تقريبا، معروف ترين حادثه ي سيرک در طول تاريخ بوده

حالتون خوبه؟

اينجا چيزي براي نوشيدن داريد که آب سيب نباشه؟

آره، فکر مي کنم

بفرمائيد

من تورو به خاطر ميارم

خب چند ساله که توي اين خانه سالمندان هستيد؟

بيش از حد

نمي دونم چرا بهش مي گن "خانه" ي سالمندان وقتي هيچکس رو اونجا نميشناسي

انقدر بهت دارو مي خورنن که ديگه برات هيچي اهميت نداره

پنج تا بچه دارم و هيچکدومشون يه جا براي من ندارن

از وقتي مادرشون مرده، آخر هفته ها نوبتي ميومدن به ديدنم

پسرم فراموش کرد که امروز نوبتش بود

تقصير اون نيست. بچه هاي اين زمونه ديگه از اينجا استفاده نمي کنن

اونا مشکلي ندارن

تقصيره اونا نيست که من پيرم

من زندگي خوبي داشتم مي دوني

يه زندگي بزرگ

بشينيد... خب

متاسفم، مي دونيد چيه، اسم من چارلي اُبراين سوم"ه"

جيکب جنکوسکي"ِ تنها"

خوبه

نمي خوايد به خانه ي سالمندان زنگ بزنيد؟

!فکر کنم بايد بذاريم يکم نگران بشن

...ولي اگه مي تونستم ...داشتم فکر مي کردم

مي تونيد در مورد اتفاقاتي که سال 1931 افتاد، برام بگيد؟

.پس به يه بطري ديگه از اينا نياز داريم

روز بزرگي بود: آخرين روز از امتحان پاياني من

نمي تونستم به اندازه کافي سريع حرکت کنم زندگي من بالاخره داشت شروع ميشد

و من مي دونستم دقيقا اين زندگي .من رو به کجا ميبرد

(بيا عزيزم" (لهستاني"

(صبحونه حاضره" (لهستاني"

.توي خونه ي ما، هيچ نشونه اي از غم نبود

پدر و مادرم، لهستان رو در شرايط خيلي بدتري ترک کردن

از نظر اونا، هيچکس توي آمريکا نمي تونه فقير باشه

اگه يه تيکه مغز توي سرش داشته باشه

(جيکب"، نمي خواي خداحافظي کني؟ (لهستاني"

(موفق باشي، عزيزم" (لهستاني" - دوستت دارم مامان -

"تمام تلاشت رو بکن، "جيکب" ما روت حساب مي کنيم

بعد از 6 سال خوندن کالبدشکافي، اخته کردن

،و فرو کردن دست توي کون گاو بيشتر از تعدادي که بتونم بخاطر بيارم

آخر اون روز

من فارغ التحصيل علوم دامپزشکي از دانشگاه "کرنل" بودم

... و آخر اون شب، من اولين مردي بودم که

کاترين هيل" به رختخوابش دعوتش کرده بود"

.اون ديوونه ي من بود

شما دو ساعت وقت داريد که امتحان رو تموم کنيد

و بعد از تموم کردن امتحان، جزوه هارو ببنيد

سرتون رو بندازيد پايين و دستاتون رو بالا بگيريد

وقتي من بهتون علامت دادم مي تونيد برگه ي امتحان رو برام بياريد

و جلسه رو ترک کنيد

مي تونيد شروع کنيد

يه زندگي جديد، کاملا برنامه ريزي شده داشتم

که با باز شدن يه در

همه ي نقشه هايي که داشتم ناپديد شد

"آقاي "جنکوسکي مي تونيم چند کلمه باهاتون صحبت کنيم؟

جيکب"، متاسفانه يه تصادف اتفاق افتاده"

هيچ فاميل ديگه اي داري که بهشون زنگ بزني؟

نه، فقط خودمم

"برطبق مدارک هيچ اشتباهي رخ نداده آقاي "جنکوسکي

خونه و تمام اموال، شامل کلينيک پدرتون

به دليل قرض به بانک، متعلق به بانک هستن

دارم بهتون مي گم که اشتباه مي کنيد

تمام اون خونه به اسمه پدرمه

تاريخ اين مدارک براي 4 سال پيشه

اون امضاشون کرده چهار سال پيش به هردليلي به پول نياز نداشته؟

خرج تحصيل من - خب، که اينطور -

پس اگه به دانشگاه نمي رفتي

هنوز خونه داشتي

ولي اگه بتوني نشون بدي که پدرت .توي معاملاتش تقلب مي کرد، شايد بشه کاري کرد

پدر من، مرد خوبي بود

وقتي مرد براي کمک پيشش ميومدن بهشون کمک مي کرد

پدر شما مرد غيرمسئوليت پذيري بود

کي ميذاره مردم به جاي پول، بهش

مرغ و تخم مرغ و هرچي که دارن، بدن

اين اظهار تاسف ها خيلي اوقات براي ما پيش مياد

ولي کسايي از اين قضيه جون سالم بدر ميبرن

که چيزايي که براي زنده موندن لازمه رو برميدارن

اشتباه پدرت رو تکرار نکن

يادمه که از در اصلي رفتم بيرون

و خودمو مجبور مي کردم که به عقب نگاه نکنم

نمي تونستم جايي زندگي کنم که همه چيزش منو ياد زندگي مينداخت که از دست رفته بود

و هدفي از برگشتن به مدرسه نميديدم

آدماي زياد بي خونه اي در اون روزها وجود داشتن

بدون هيچ خانواده اي

توي شهر کوچيکي که درش بودن، مي مردن

شايعاتي بود که توي شهر يه سري شغل ها هست

به همين خاطر، به سرم زد که تا اونجا برم

ولي موفق نشدم

با "بلکي" در نيفت

يکي از بخش هاي جالب شغلش پرت کردن آدما از قطار به بيرونه

ما جاي براي آدم مفت خور توي اين قطار نداريم

،همه آروم باشن بلکي" اون تفنگ لعنتي رو بذار کنار"

بلکي" ولش کن"

(!منظورم توي قطاره (پرتش نکن بيرون

بلکي" دارم بهت ميگم، به دردسر نيازي نداريم" به لباس هاش نگاه کن

اون از اين مفت خورها نيست

ناراحت نشو، پسر، اين رفتار براي "بلکي" طبيعيه

"من "کمل"م، اين "گريدي"ه و اون "ويد

"جيکب جنکوسکي"

(جنکوسکي"، حالت چطوره؟ (لهستاني"

(خوب نيستم (لهستاني

(اشکالي نداره (لهستاني

تو خيلي براي بي خانمان بودن، جووني داري از چيزي فرار مي کني؟

نه نه، قضيه اين چيزا نيست

داشتي کجا مي رفتي؟

نمي دونم

گرسنه اي؟ بيکاري؟

خجالت نداره

چيکار مي توني بکني؟

هر کاري که باشه

ما صبح يه جايي مي ايستيم

يه کاري براي فردا برات جور مي کنيم

و اگه تا عصر اون روز، هنوز زنده بودي

"ميبرمت پيش "آگست

پادشاه جهان شناخته"

"و ناشناخته

اين آقا کي هست؟

صبر کن، عجله نکن داري عجيب ترين سفر زندگيت رو تجربه مي کني

نمي دونم که من اون قطار رو انتخاب کردم

يا اون قطار منو انتخاب کرد

ولي يه چيزي بهم مي گفت که پدر و مادرم منو در اين مسير قرار دادن

در هر حال، دوست دارم اينطوري فکر کنم

سلام خانم

داري اونجا چه غلطي مي کني؟

از اونجا بيا بيرون تو که مربي اونا نيستي

يالا يالا، بريم يه کاري بهت بدم

با حيوون ها؟

البته

تاحالا هيچوقت انقدر پشکل از بيست و هفت تا اسب توي يه واگن نديده بودم

چطوري اين بو رو تحمل مي کني؟ - کدوم بو؟ -

خانم ها و آقايون

بيايد اينجا تا خاص ترين مجموعه از

شگفتي ها و تردستي هاي دنياي واقعي رو ببينيد

وقتي اين علامت رو مي بينن ميرن سمت ورودي

پول رو ميدن و نمايش رو مي بينن

همه ي اينا فقط با يه ده سنتي کوچولو و باور کنيد که اين بهترين ده سنتيه که تا حالا خرج کرديد

.من تضمين مي کنم .از اين طرف، پولتون رو بديد به اين آقا

خانم ها به سمت راست آقايون به سمت چپ

پاهاتون رو يکي در ميون بذاريد جلو بدنتون خودش همراهتون مياد

اينو بگير

باهاش مواظب اطراف باش

و بزنيد توي سر هرکسي که سعي کرد دزدکي وارد بشه

"سيلور"

همينه. آفرين پسر خوب

حالت خوبه؟ يکم مي لرزي

ببخشيد خانم

اشکالي نداره يه نگاهي بندازم؟

زمان نمايش رسيده، راه بفتيد، بريم

خانم ها و آقايون

و بچه ها از هر سن و سالي

به عجيب ترين و فوق العاده ترين نمايشي که

چشم هرکسي مي تونه ببينه، خوش آمديد

،"خوش آمد مي گيم به ستاره هاي "برادران بنزيني تماشایی ترين نمايش روي زمين

اون(زن) اولش بنظرم واقعي نميومد

طوري که توي اون لباس مي درخشيد

زير اون چراغ ها

فکر مي کردم از نورش کور ميشم

برادران بنزيني" خداي خودشون رو داشتن" که توي يه روز، يه بهشت خلق کردن

و به همون سرعت

وسايلشون رو جمع کرده بودن و راه افتاده بودن

بهتره يه نفس بکشي تا همشو بالا نياوردي

بفرما

More Farsi Persian subtitles for Water for Elephants

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left