The first 146 lines.
شما اهل همین اطرافی، خانم؟
اندالوسیا، اسپانیا
تو ده سالته؟ .اصلا بهت نمیخوره
.خیلی بیشتر بهت میخوره
.خیلی کمک کردی
.مطمئنم دکتر خوبی میشی
اون جا زندگی میکنی؟
!وااو، چه جالب
!پس شاهزادهای
قسمت 3 ادووارد و سایلا
!پدر! من برگشتم
!فایده نداره، سایلا خانم
این همون دختریه که دربارش شنیده بودم؟
،وقتی از کمپ برگشتی !اولین کار باید خودتو ضد عفونی کنی
درسته
...وای ...اون چیزی که من دیدم
ما واقعا میتونستیم پدر و دختر باشیم؟
!سایلا خانم
!ارباب کسوال !توجه کن
وقتی متوجه وظیفهی تاریخی فضاییها
و رفورماسیون کدگذاریشدهی ،بشر در قالب یک ایدئولوژی شد
اون موقع بود که ایدهی بزرگ !نوعهای جدید شکل گرفت
در هر دوره، پیامبران .افرادی منزوی بودهن
حتی ایدئولوژی دیکون هم ...در اول مورد پذیرش عام قرار نگرفت و
اصلا گوشتون با منه، ارباب کسوال؟
.بله
فقط زمانی که انسان به فضا رفت بود که
تونست زمین رو بعنوان .یک اورگانیسم زنده ببینه
!و اون موقع به تکامل رسیدیم
نیوتایپس، که نه تنها از ارتباط ناقص فراتر میرن
،و درک متقابل حقیقی به دست میارن ..بلکه همچنین
،امکانات فیزیکی جدید ...که در این دنیا
من مشکلم چیه؟
.از اهدای زمینت ممنونم، دون تیابولو
.خواهش میکنم
باعث افتخاره که تونستم .خدمتی بکنم، کمیسیونر اعظم
ازت میخوام با دقت حواست به .امنیت عمومی و پاکیزگی باشه
کاملا مشخصه که علت مرگ پدرت !مسمومیت بوده
طی مرور زمان یه جور سم بهش دادن
...تا قلبش رو ضعیف کنن و
!خانم آرتسیا! چه به موقع
بازم بحث مسمومیت؟
...ادووارد، من یه حس عجیبی دارم
مریض شدی؟
.تب داری .شاید سرما خوردی
.باید دوا بخوری و تو تخت بخوابی
!ارباب کسوال! بازم هست
!اون الان ادووارده !من هم خانم سایلا هستم
وای... تماشای بزرگ شدن بچهها واقعا یک موهبته
...ولی همزمان همم؟ چی شده؟
.ملاقاتیتون اومده
این جاست!؟
!تحمل ندارم که بخوای سر از خود اقدام کنی
یکی از مقامات دپارتمان رفاه؟ !بهم دروغ نگو
.یالا بگو چی داشتی بهشون میگفتی؟
!ب ببخشید
بذار حدس بزنم، داری برای یک ضد حملهی مسلح در برابر جناح 3 برنامه میریزی؟
چطور جرات کردی بدون خبر من چنین کاری بکنی؟
!من مخالفم !هیچ شانسی برای برد داخلش نیست
...خ خب
!تا وقتی که سعی نکنیم نمیدونیم
آنهایم گفت که کاملا !حمایتمون میکنن
!اسلحه! بودجه
بعلاوه اینکه، گفتن با مقامات رسمی !فدراسیون هم لابی میکنن
...بعلاوه، طرف ما
طرف شما؟
!بچههای دیکون هم هستن
!بهتر از این؟ میتونیم زابیها رو ساقط کنیم
!پایهی قدرت زابیها شکنندس
وقتی ببینن کسوال و آرتسیا چه جوونای ،قابلی شدن
!مردم به سمت ما میان
.ادووارد و سایلا بچههای منن
!مطمئنا متوجهین که اون یه توافق موقت بود
!اجازه نمیدم !هرگز نمیذارم اونا رو برای خودتون بردارید
اگه اینطوریه، پس برو و برنامههات رو !یه جای دیگه پیاده کن
،اگه ارادهت این قدر قویه ،و اونا میگن که همکاری میکنن
...من همهی حقوق پدر و مادری رو میبخشم
.و تظاهر میکنم سه سال پیش اتفاقی نیفتاده
.مشکلی نیست
نه در قیاس با اینکه بچهها تصمیم گرفتن .زندگیشون رو برای چنین جنگی به خطر بندازن
...این طور نگو
!اینو نگو
!تو آخرین پناه ما هستی
!نمیدونم یهو چم شد
،با شرکت عظیمی مثل آنهایم در کنارمون
!بنظرم شانس موفقیت داریم
.اونا فقط به هدف مالیت علاقه دارن
،به خود زئون هیچ اهمیتی نمیدن ، یا زابیها یا مردمت
مجموعهی ارتشی - صنعتی آنهایم .این طوری کار میکنه
.شاید ،شاید
!ولی همچنان میخوام تو این قماربازی باشم
!دون تیابولو، خواهش میکنم !بذاریم بازم خواب ببینم
.این چهل و سومین ماه کامله از وقتی اومدیم زمین
وقتی فهمیدم بین هر ماه کامل یک ماه ،فاصله هست
.فکر کردم آدم ظالمی هستی
.ولی به زودی پنجاه تا میشه .نصف راه رو رفتیم
،بار صدم .از الان هم بزرگتر میشم
.حتما تعجب میکنی
.کسوال همین الان هم از آقای جیمبا رال بلندتره
...و آقای تیابولو هم چاقتر شدن. مثل
حالش چطوره؟
.لابد سرماخوردگیه
ولی اگه با شخص مریضی تو کمپ ،تماس داشته
.شاید تب ساهارا باشه
.در این صورت، باید مراقبش بود
.تا صبح این جا میمونم
!آرتسیا! بیدار شو
!آرتسیا
!باید فرار کنیم
صدای چیه؟
...سردمه، ادووارد
چی شده؟ چخبره؟ !ساکت
زابیها تو رو فرستاده، نه؟
!زود باش
!این طرفی هم خوب نیست !باید بریم بالا
!اون جا هم بستس در دست ساخته؟
!نه نه
...عجب بازار شامی
.مثل منطقهی جنگی میمونه
.دزدای معمولی تا این حد پیش نمیرن
هدف انتقام بوده؟ ...یا شاید هم یه جور هشدار
!بازرس
...مدیر شرکت یاشیما شو یاشیما؟
...خوشحالم که اومدی
...ببخشید که... نمیتونم بلند بشم
.اونا برای زابی کار میکردن
.چون جیمبا رال با آناهایم تماس گرفت بهمون حمله کردن
.خیلی وقته تحت نظارت هستیم
.چون این سه سال هیچ اتفاقی نیفتاده بود
...بچهها سالمن ...ولی این دیگه آخر کاره
دون تیابولو، نظرت دربارهی زندگی رو لوم چیه؟
.من یه کلونی اونجا دارم .اسمش کلونی تگزاسه
.زمان حباب اقتصادی قبلی به عنوان یه تم پارک ساخته شد
.وقتی ولش کرده بودن من خریدمش
ولی چرا باید به این کلونی تگزاس برم؟
.به نشانهی مطیع زابی بودن
مطیع؟
چون لوم به ساید 3، مونزو، نزدیکترـه .تحت نظر داشتنش هم راحتترـه
.هرکی اونجا باشه خواب مخالفت با اونا رو هم نمیبینه
.این چیزیه که اونا فکر میکنن
.تو هم زابیها رو فریب نمیدی
.راستش انتظار دارم تو هم به همین فکر کنی
!آره، حق با شماست !ممنونم! همین کار رو میکنم
.مـ ممنونم .چه دختر با کمالاتی هستی
ایشون دخترتونه؟
.اوه، ببخشید که زودتر معرفیش نکردم
No comments yet. Be the first to leave one.