The first 194 lines.
: ترجمان
kiakong
چیو چان
راه مدرسه ی
یوکی چان اهمییت نمیده
بعدش چی شد؟
.....بعدش
!اینجوری میزنیش
!چقدر ضعیف بنظر میاد
!چیو چان! مانانا چان
.یوکی چان اومد
!صبح بخیر
......صبح
.....یوکی چان... اون... لباس
این آخر هفته جلسه ی .دو و میدانی داریم، اینقدر هیجان داشتم که نتونستم نپوشمش
خب، بریم؟
!ها؟
شوخی نیست؟
.هوی
.....خب، اون لباس، چجوری بگم
هم؟
.....خب
.احتمالا یوکی چان از پوشیدنش خجالت نمیکشه
.بعشدم، با این لباس میره جلسه ی دو
شاید اینکه بگم باید خجالت .....بکشی یکمی بی ادبی باشه
.....اون لباس
!خیلی نازه
!واقعا
!چقدر ضعیفی
!واقعا خوبه
.....ولی فکر نمیکردم یوکی سان همچین کسی باشه
!ایول
بعد از اینکه چند بار باهاش تا مدرسه رفتم
اینقدر با هم صمیمی شدیم که ....همدیگه رو با اسم کوچیک صدا بزنیم، ولی
یوکی سان کاراکتر معروف هست...... ولی عجیب غریب هم هست
درسته که خودش مشکلی باهاش نداره ولی این لباس
!خیلی سکسیه
نظرت چیه؟
.چیو چان که اینجوری شده
!آره، خیلی باحاله
.واقعا که، چاره ای نیست
.فکر نمیکردم یوکی سان همچین کسی باشه
ولی با دست و پنجه نرم کردن با .افرادی که آدمو خجالت میدن عادت کردم
من چیو چان نیستم، ولی نمیخوام بخاطر چیزای بد بیام توی چشم بقیه
الان به یوکی سان .یکمی ادب و نزاکت در ملاء عام یاد میدم
.یوکی سان
باهام میای بریم اون سوپر مارکت؟
.باشه
.این نزدیک ترین سوپر مارکت به ایستگاهه
چون اینجا صف هاش خیلی طولانیه .......اصلا نمیام اینجا، ولی
.چقدر شلوغه
سوپر مارکت
اسم نقشه : همینجوری یه چیزی میپوشم و میرم برای خرید
ولی چون چیزی رو که میخواستم نداشتن رفتم
سوپر مارکت شیک تر
.یه سوپر مارکت شلوغ تر و خجالت زده شدم
....من ... همیشه اینجوری لباس نمیپوشم
نقشه آغاز میشه
!نقشه آغاز میشه
....پاهای لخت یه دختر دیبرستانی
!لباس شنا؟
.همگی، واکنشتون حرف نداره
خب، چی میخوای بخری؟
.این... این نون جدید
!بدجوری بهت زل زدن یوکی سان
!وااا! پنگوئن سان
!تمام مردا زل زدن بهش ولی به هیچ جاییش نیست
کارت تموم شد؟
!اگه اینجوری، مستفیما بهش میگم
....یوکی سان، بخاطر این لباست
.همه بهت زل زدن
!آره! آدمو هیجان زده میکنه !مثل زمان مسابقه
ها؟
......میدونم که توی مسابقات خیلی بیشتر از این ها نگاه روشه، ولی
نکنه یوکی سان از اوناست که از اینکه دیگران ببیننش لذت میبره؟
.....با کوشیتوری سنپای فرق داره، ولی
.....پس یوکی سان از اون جور آدماست
یوکی سان بهترین مسابقه ات چی بود؟
.دو ی 1500 متر
ها؟ چیو چان کجاست؟
.....آره، گفته بود میره دستشویی
!من اومدم
!واه! لباس تنیس
این چیه؟
.برای مسابقه باید بپوشم
.آره، امروز گفته بود که لباس باشگاهش رو داره
......نگو که
میخواد خودشو برای یوکی .سان قربانی کنه تا کمتر بهش توجه بشه
.....چیو چان، خیلی بزرگ شدی
خودکار خودکاره، ولی خودکاری که اینقدر باشه چیه؟
.نه، اینجوری نیست
.راهنمایی : توی سوپر مارکتی که رفتیم بود
.فقط میخواد صورت خودشو مخفی کنه
نمیتونه یوکی سان رو همینجوری ول کنه، برای همین
.ولی نمیخواد که خودش دیده بشه
داره از تو چشم بودن یوکی سان سوء استفاده میکنه
نگاه ها
.و لباس تنیس فقط برای یه پوششه
اینجوری یوکی سان حس بدی نداره
و صورت خودش هم دیده نمیشه
.میفهمن توی کلوپ تنیسه، ولی نمیفهمن کیه
برای اینکه زندگی با آرامش مدرسه ایش رو حفظ کنه
.همیشه ریسک ها پایین تر از معمولیه
.این، راه پایین تر از معمولی چیو چانه
راه پایین تر معمولی
.....تا این حد پیش میری
!یوکی سان
چی شده مانانا چان؟
گفتی بهترین مسابقه ای که دادی 1500 متر بوده؟
.آره
.داشتم نقشه رو نگاه میکردم که یهویی اینو دیدم
!تا مدرسه دقیقا 1500 متر مونده
ها؟ نادیده ام گرفت؟
هــــه؟
!شنید
یوکی سان شاید از اون خودنما ها باشه .ولی دوییدن هم خیلی دوست داره
......یکمی تحریک کردنش کافیه تا
.هــــــا، پسر امروز چقدر نسیم خوبی میوزه
اگه توی این هوا و نسیم .....تا مدرسه بدوی
.مطمئنم که خیلی حال میده
!کار کرد
.اگه خواستی ما رو ول کن و بدو
ها؟
!اونجوری خیلی بد میشه
اگه یوکی چان بره فقط !منم که با دامنم توی دیدم
!مـــــانــــانـــــــا
!صبر کن! سه تایی بدوییم خیلی بیشتر حال میده
نه، یوکی چان؟
!یوکی سان! کیفت رو بده به من و برو
!نه نه! باید با هم بریم مدرسه
.....نه.... درد داره
!من بردم
.یه چیز خیلی خوب توی فروشگاه پیدا کردم
چی؟
!نه! نکن
.....به جای خود.... آماده
!کیفم پیشت باشه
.چیو چان، دامن بهت میاد
.....ها، آره
.پس همینجوری بریم مدرسه
.....میگم
.به من رحم کن .بذار برم یه جایی لباسم رو عوض کنم
هه؟ حالا چیکار کنم؟
.ولی پسر یوکی چان عجب چیزی بود
.نمیدونم بهش بگم شجاعت یا یه چیز دیگه
چی شده؟
......هیچی، یاد یه خاطره ای افتادم
.....چند وقت پیش میخواستیم با هم بریم استخر
!چـــــیـــــــــو چان
.....مانا
نونومورا
!اومدم
!هه؟! باید اونجا لباس عوض کنیم
......و تو با لباس شنات اومده بودی
.....واقعا
!دیگه درباره ی اون صحبت نکن
!دیگه هیچوقت صحبتش رو نکن
راستی چرا سافت تنیس؟ مگه تنیس معموله چشه؟
.چون که باحال تره
حالا مگه چقدر با هم فرق دارن؟
!خیلی
توپ های سافت تنیس پلاستیکی ان
برای همین میتونی بکنی توی سوراخ راکتت و
با تمام قدرت ضربه بزنی
!توپ مثل چی پرواز میکنه! خیلی حال میده
!برای این؟
لاغر شدن با رژیمی راحت بدون نیار به ورزش کردن
چیو فیشر
!پسر واقعا توی خوب عصری به دنیا اومدیم
.....میدونی
!این بازی جدیده خیلی اکشنه
ها؟
گوش میدی، مانانا؟
لاغر شدن با رژیمی راحت بدون نیار به ورزش کردن
ها؟ همم، گوش میدم
خب، اگه توی یه کوچه ی باریک گیر افتادی و دنبالت بودن چیکار میکنی؟
!هیچ دری چیزی هم نیست
چیکار میکنی مانانا؟
جواب اینه که.... دستا و پاهات رو اینجوری میکنی
.....فهمیدی؟ اینجوری میری بالا
!مانانا
من دو کیلو چاق شدم برای همین .......مسئله ی مرگ و زندگیه
هه؟
!اینجوری
خب.... وات د فاز؟
.......بعدش هم
!دوفشک
!مانانا! جاخالی نده
.چیو چان داری خیلی خوش میگذرونی
حالا من، باید دنبال یه راه لاغر کردن باشم
.....ولی نمیدونم به چی باید اعتماد کنم
ها؟ نونومورا سان بودی، نه؟
!خیلی وقت بود ندیده بودمت
.سلام
No comments yet. Be the first to leave one.