The first 200 lines.
درو ببند ، زود باش .
از رعد و برق میترسی؟
نه ، خوشم میاد .
خوبه ، چون قرار خیلی رعد و برق بزنه .
- برات غذا آوردم ، برای بچه گربه هم هست
دزدیدی ؟
نه ، خریدم .
اگه گیر افتادیم ، قصه سر هم نکن که من بودم
من بقدر کافی با تو گربه دردسر دارم .
- میخوای برگردم." سم "؟- خفه شو و بخور .
دنبال من میگردن ؟
عمه-ت تمام پلیس های " ایورزستون " رو بکار گرفته توی سوراخ کلید هم میگردن
- تو که نمیذاری منو بگیرن ؟
تو همیشه فرار میکنی میای پیش من
کسی دیگه رو ندارم " سم "
امشب سیرک جمع میکنه میره ،قطارشون از اینجا رد میشه
اگه شد فقط دنبالم بیا.
با تمام قدرت بدو ، وقتی رسیدی بپر بالا .
نگران من نباش " سم "
ساکت .
اینجان .
خب بچه ها ، مگر اینکه بال داشته باشین تا گیر نیفتین
مارتا "، بریم .
تو هیچوقت دستت بهش نمیرسه ..
عصبانیش نکن گنده بک .
خب خانم ، ما شما رو میرسونیم خونه-ی عمه-تون
- آقای " اونیل " برای دیدن شما اومدن ، خانم . -بگین بین داخل
الان خانم " ایورز " شمارو می بینن .
شب بخیر خانم " ایورز ". شب بخیره
- شب بخیر خانم ایورز .خبر خوبی دارم مارتا ...
پیداشدہ
مسئول واقعی پیدا شدن " مارتا ، والتر " بود
اون به پلیس خبر داد اون و اون پسره كجان - سم مسترسون "، که معمولا پیش اون میرفت
درسته " والتر"؟- بله پدر .
پسره تحت تعقيبه .
خب اون پسر خوبیه و بااستعداده .
- اگه میتونستم. میفرستادمش ... - میفرستادیش مدرسه هاروارد
الم - فکر کنم قبلا گفتم.و چندین باره
بله خانم ؟
لیچ ، پسره رو ببر آشپزخونه بهش بستنی بده ،
میتونی یه کمی کیک هم بهش بدی ، برو .
- والتر ، باید از خانم " ایورز " تشکر کنی .
ممنون خانم " ایورز ".
شما توله سگ خودتون رو گم کردین آقای " اونيل "من فرستادمش بره.
میدونم چرا پیشنهاد سرپرستی "مارتا رو دادی .
میدونم چرا " والتر رو واداشتی درس روزانه ش رو با اون بخونه .
میدونم که تو از اون خواستی اینجا زندگی کنه به کمک هزینه برای والتر ، دلیلش همینه .
ولی من مؤسسه نیستم آقای اونيل " .
برام مهم نیست که " والتر " راننده کامیون بشه ، یا بره "هاروارد ".
احتمالا با رانندگی کامیون خیلی خوشبخت تر میشه
منتظر شما بودیم خانم ،
چند لحظه خانم .
بنام "لاندين".
به خانم " ایورز " بگین ،اسم بازرسی که اونو گیر انداخت " لاندین " بود .
بهشون میگم.
گربه-تون رو بدین به من خانم .
- نه .- بهتره بدین خانم .
میدونی چه احساسی نسبت به اون گربه داره،میارمش اتاق شما.
عمه-تون منتظر شماست .
بیا نزدیکتر " مارتا "
نزدیکتر " مارتا ".
بنظر نمیرسه خیلی پشیمون باشی .
هستم ، ناراحتم از اینکه گیر افتادم .
مهم نیست چه حسی داری ، من گریه نمیکنم .
این چهارمین باره که سعی کردی فرار کنی .
هربار برگشت داده میشی همینجامهم نیست چقدر دور شده باشی،
- هربار میارنت همینجا - شما مالک کل جهان نیستین •
بقدر کافی مالک هستم که تورو برمیگردونن اینجا
میفهمی؟
عمه-ت شایسته ی این برخورد نیس" مارتا".
خانم های زیادی وجود ندارن .که صبور و مهربون باشن .
و دختر بچه های زیادی هم وجود ندارن،که نمک نشناس باشن .
کی میخوای بفهمی ، که من تمام این کارها رو بخاطر خودت میکنم ؟
که تلاش میکنم آلودگی رو از صورت تو پاک کنم ،
- که بازم از خودت " ایورز " بسازی .من " اسميت " هستم.
.اسم پدرم هم همین بود.
اسم تو "ایورزه "، من قانونی تغییرش دادم.'
مهم نیست تو چکار کردی . - تو " ایورزی
همونجوری که مادرت بود ، پیش از اینکه حماقت کنه و ازدواج کنه ...
- چطور جرأت میکنی ؟ - خفه شو !
هنوزم زبون درازی میکنی .
اجازه نمیدم اینجوری در مورد پدرم حرف بزنی .
پدرت هیچی نبود ، یه شاگرد آسیابان .
بهترین کاری که برای تو کرد این بود که بمیره.
- میکشمت !- صبر کن "مارتا ".
مشکلی نیست " اونیل ".
برو تو اتاقت و لباس خشک بپوش .
بعد از اینکه شام خوردی میخوام باهات حرف بزنم
دیر شد ، میرم پسرم رو بیارم ، شب بخیر .
بمون ، من ناراحتم ،
- یکی رو میخوام باهاش حرف بزنم .- بله خانم " ایورز ".
" لینچ " به من گفت یواشکی " باندلز " رو برات بیارم-
فکر کردم شاید گرسنه هم باشه ،برای همین شیر هم آوردم .
اون از گربه ها متنفره،از هرچیزی که من خوشم بیاد ، اون بدش میاد
امروز صبح یه پلیس اومد خونه-مون .
از من پرسید من خبر دارم تو کجا رفتی یا نه.
- پدرم گفت وظیفه من بود که حقیقت رو بهشون بگه- پدرته
من هیچی نگفتم .
مهم نیست پدرم به عمه-ت چی گفت ، من چیزی نگفت
سردم شده، باید لباسم رو عوض کنم .
من میرم، دربازه تا صداتو بشنوم .
پدرم میگه تو احمقی.
پدرم میگه یه روزی تو ،توی این دنیا صاحب همه چی میشی .
پدرم میگه شاید ما فقط یه تیکه کوچیک، از چیزی که تو بدست میاری ، گیرمون بیاد .
- من میتونم برم" هاروارد "تو چی چی ؟
میتونم برم" هاروارد ".
- چراغ ، چراغ چی شد ؟ برق رفت.
فکر کنم برق کل خونه رفت.
یه شمع و کبریت روی میز کنار دیواره .
تو همونجا وایسا، من میارم .
فکر نمیکنی بهتر باشه برم ببینم "مارتا " خوبه یا نه
مارتا همه جا حالش خوبه ، بازی کن .
من از رعد و برق میترسم ، پرده رو بکش میخوام لباس عوض کنم .
مارتا .
یه بار دیگه سرک بکشی ، دماغت رو میشکونم .
من چیزی نمیگم "مارتا".
" مارتا " بشما میگه من چیزی نمیگم .
سم
والتر ، بهت گفتم اونا هیچوقت منو پیدا نمیکردن . " سم " منو لو داد .
اومدم خداحافظی کنم.
فکر کردم تموم شده " مارتا برات بهتره اینجا باشی
- من اینجا نمی مونم ازش متنفرم .کاری که
باید بکنی اینه که رفتار عاقلانه ای باهاش داشته باشی
- منم باهات میام- گوش کن .
- نمیخوام گوش کنم . - دیر شد من باید برم .
بذار برم "مارتا "
اگه بیاد اینجا، فرستاده میشه دار التأديب ،خانم " ایورز " اینجوری گفت .
اول باید منو بگیرن .
باشه ، حالا که منو با خودت نمی بری، من بدون تو میرم،
خودم میرم .
باشه بریم .
میرم زیر شیروونی یه چیزایی بردارم .
سم ، زودباش "سم"
سم ، باندلز ، داره میره پایین .
"- سم ، عمه-م : - میرم بیارمش .
بیا پیشی .
سم ، گرفتیش؟ گرفتیش "سم
عجله کن "سم" وگرنه اون جادوگر پیر مارو گیر میندازه.
اون مرده .
ما رفتیم طبقه بالا صدا شنیدیم و برگشتیم پائین .
مایه مرد دیدیم ، یه مرد بزرگ .
اون داشت میرفت از اون در، ببینین ، در هنوز بازه -
اون اونجا دراز کشیده بود .
اینم اونجا بود .
من اینو برداشتم .
این حقیقت نداره "والتر "؟ حقیقت نداره؟
حقیقت داره " والتر
بله پدر ، درسته .
بذارش زمین .
دقیقا بزارش همونجایی که پیداش کردی
بهتره هردوی شما برین طبقه بالا .
من به پلیس زنگ میزنم
- تو هیچوقت از شر این خلاص نمیشی ، هیچوقت .
پدرم حرفمو باور میکنه .
- نمیدونم ، مطمئن نیستم- بهتره دهنت رو ببندی .
ولی سم چی میشه ؟ اون تو خونه بود .
- " سم " هیچوقت حرف نمیزنه .
آره حرف نمیزنه و اون ترسیده
- برای همین بعد از این اتفاق فرار کرده- اون هیچوقت حرف نمیزنه.
سم "ترسید ، فرار کرد و من فرار نکردم ، موندم
نه اون نمیگه ،"سم " حرف نمیزنه .
میخوام با هر دوی شما حرف بزنم
بشین
وقتی پلیس اومد بهشون بگو ،
دقیقا هر چیزی که به من گفتی .
میفهمی "مارتا"؟ - بله آقای "اونيل ".
- تو چی "والتر "- بله پدر
بیچاره .
حالا دیگه تو دنیا تنها شدی .
..بجزء برای من و " والتر "
ولی نیازی نیست بترسی ما همیشه با توئیم ، من و " والتر".
هیچوقت تورو ترک نمی کنیم .
ممنون آقای " اونیل
در رقابت " فرگروند " هفته پیش
در این امتیاز سلطان آجیل تمایل به برد بیشتری داشته
این یارو نمیفهمه چی داره میگه،سلطان آجیل یه سگه.
چند سال تو مسابقه گاوهای کوتوله ، توی "تيجوانا " داشت می باخت.
تو چی از این میفهمی ؟ چیزی از این میدونی ملوان ؟
وقتی بچه ای ، خونه رو ترک میکنی ،شاید ۱۸ – ۱۷ سال پیش ، و همه چی رو فراموش میکنی
بعد یهویی تنهایی پیش میری ،
میری به میهنت که تورو دگرگون میکنه .
درشت تو صورتت .
آخر خطه ملوان ، زودباش بیدار شو .
- کجاییم؟ - یه حادثه کوچیک.
- چی شده ؟- جاده پیچید ولی من نپیچیدم .
بیا ، باید اینو برای تعمیر بذارمش " ایورز ستون ".
دفعه دیگه با یه نفر میام که خوابش نبره .'
به " ایورز ستون " خوشامدی ،شاید ایندفعه باشه .
آقا ، کسی رو سراغ داری این قراضه رو تعمیر کنه ؟
بیارش داخل .
ده دلار بیشتر میدم که درستش نمیکنی- قبول .
پنج دلار بیشتر میدم . - قبول.
- پنج دلار برای تو- بزن
- چقدر طول میکشه ؟
تا نگاش نکنم نمیتونم بگم .
- فردا بیاین .- بازی ؟
نه .
- چهار . - برگرد " جو " كوچولو .
- بیست ده ، نه چهار . .- شرط بذارین .
یالا " هری "، بکنش ۴ .
No comments yet. Be the first to leave one.