The Strange Love of Martha Ivers

The Strange Love of Martha Ivers

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Strange Love of Martha Ivers 1946 1080p BrRip YIFY
The Strange Love of Martha Ivers 1946 DVD RIP
A Commentary by AMIRHOSSEINMONSEFI
تقدیم به عزیزان، تبدیل و ویرایش و هماهنگ سازی از روی نسخه هارد ساب (چسبیده) به اس آر تی

Tags

brrip
1080
DVD
Published on: 2023-03-10
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫درو ببند ، زود باش .

‫از رعد و برق میترسی؟

‫نه ، خوشم میاد .

‫خوبه ، چون قرار خیلی رعد و برق بزنه .

‫- برات غذا آوردم ، ‫برای بچه گربه هم هست

‫دزدیدی ؟

‫نه ، خریدم .

‫اگه گیر افتادیم ، قصه ‫سر هم نکن که من بودم

‫من بقدر کافی با تو گربه دردسر دارم .

‫- میخوای برگردم." سم "؟- خفه شو و بخور .

‫دنبال من میگردن ؟

‫عمه-ت تمام پلیس های " ایورزستون " ‫رو بکار گرفته توی سوراخ کلید هم میگردن

‫- تو که نمیذاری منو بگیرن ؟

‫تو همیشه فرار ‫میکنی میای پیش من

‫کسی دیگه رو ندارم " سم "

‫امشب سیرک جمع میکنه میره ‫،قطارشون از اینجا رد میشه

‫اگه شد فقط دنبالم بیا.

‫با تمام قدرت بدو ، وقتی رسیدی بپر بالا .

‫نگران من نباش " سم "

‫ساکت .

‫اینجان .

‫خب بچه ها ، مگر اینکه ‫بال داشته باشین تا گیر نیفتین

‫مارتا "، بریم .

‫تو هیچوقت دستت بهش نمیرسه ..

‫عصبانیش نکن گنده بک .

‫خب خانم ، ما شما رو ‫میرسونیم خونه-ی عمه-تون

‫- آقای " اونیل " برای دیدن شما ‫اومدن ، خانم . -بگین بین داخل

‫الان خانم " ایورز " شمارو می بینن .

‫شب بخیر خانم " ایورز ". شب بخیره

‫- شب بخیر خانم ‫ایورز .خبر خوبی دارم مارتا ...

‫پیداشدہ

‫مسئول واقعی پیدا شدن ‫" مارتا ، والتر " بود

‫اون به پلیس خبر داد اون و اون پسره كجان - ‫سم مسترسون "، که معمولا پیش اون میرفت

‫درسته " والتر"؟- بله پدر .

‫پسره تحت تعقيبه .

‫خب اون پسر خوبیه و بااستعداده .

‫- اگه میتونستم. میفرستادمش ... ‫- میفرستادیش مدرسه هاروارد

‫الم - فکر کنم قبلا گفتم.و چندین باره

‫بله خانم ؟

‫لیچ ، پسره رو ببر آشپزخونه بهش بستنی بده ،

‫میتونی یه کمی کیک هم بهش بدی ، برو .

‫ - والتر ، باید از خانم ‫" ایورز " تشکر کنی .

‫ممنون خانم " ایورز ".

‫شما توله سگ خودتون رو گم کردین ‫آقای " اونيل "من فرستادمش بره.

‫میدونم چرا پیشنهاد ‫سرپرستی "مارتا رو دادی .

‫میدونم چرا " والتر رو واداشتی ‫درس روزانه ش رو با اون بخونه .

‫میدونم که تو از اون خواستی اینجا زندگی کنه ‫ به کمک هزینه برای والتر ، دلیلش همینه .

‫ ولی من مؤسسه نیستم آقای اونيل " .

‫برام مهم نیست که " والتر " راننده ‫کامیون بشه ، یا بره "هاروارد ".

‫احتمالا با رانندگی کامیون ‫خیلی خوشبخت تر میشه

‫منتظر شما بودیم خانم ،

‫چند لحظه خانم .

‫بنام "لاندين".

به خانم " ایورز " بگین ،اسم ‫بازرسی که اونو گیر انداخت " لاندین " بود .

‫بهشون میگم.

‫گربه-تون رو بدین به من خانم .

‫- نه .- بهتره بدین خانم .

‫میدونی چه احساسی نسبت به ‫اون گربه داره،میارمش اتاق شما.

‫عمه-تون منتظر شماست .

‫بیا نزدیکتر " مارتا "

‫نزدیکتر " مارتا ".

‫بنظر نمیرسه خیلی پشیمون باشی .

‫هستم ، ناراحتم از اینکه گیر افتادم .

‫مهم نیست چه حسی داری ، من گریه نمیکنم .

‫این چهارمین باره که سعی کردی فرار کنی .

‫هربار برگشت داده میشی ‫همینجامهم نیست چقدر دور شده باشی،

‫- هربار میارنت همینجا - ‫شما مالک کل جهان نیستین •

‫بقدر کافی مالک هستم ‫که تورو برمیگردونن اینجا

‫میفهمی؟

‫عمه-ت شایسته ی این برخورد نیس" مارتا".

‫خانم های زیادی وجود ندارن ‫.که صبور و مهربون باشن .

‫و دختر بچه های زیادی هم ‫وجود ندارن،که نمک نشناس باشن .

‫کی میخوای بفهمی ، که من تمام ‫این کارها رو بخاطر خودت میکنم ؟

‫که تلاش میکنم آلودگی ‫رو از صورت تو پاک کنم ،

‫- که بازم از خودت " ایورز " ‫بسازی .من " اسميت " هستم.

‫.اسم پدرم هم همین بود.

‫اسم تو "ایورزه "، من قانونی تغییرش دادم.'

‫مهم نیست تو چکار کردی . - تو " ایورزی

‫همونجوری که مادرت بود ، پیش ‫از اینکه حماقت کنه و ازدواج کنه ...

‫- چطور جرأت میکنی ؟ - خفه شو !

‫هنوزم زبون درازی میکنی .

‫اجازه نمیدم اینجوری در ‫مورد پدرم حرف بزنی .

‫پدرت هیچی نبود ، یه شاگرد آسیابان .

‫بهترین کاری که برای ‫تو کرد این بود که بمیره.

‫- میکشمت !- صبر کن "مارتا ".

‫مشکلی نیست " اونیل ".

‫برو تو اتاقت و لباس خشک بپوش .

‫بعد از اینکه شام خوردی ‫میخوام باهات حرف بزنم

‫دیر شد ، میرم پسرم رو بیارم ، شب بخیر .

‫بمون ، من ناراحتم ،

‫- یکی رو میخوام باهاش ‫حرف بزنم .- بله خانم " ایورز ".

‫" لینچ " به من گفت یواشکی ‫" باندلز " رو برات بیارم-

‫فکر کردم شاید گرسنه هم ‫باشه ،برای همین شیر هم آوردم .

‫اون از گربه ها متنفره،از هرچیزی ‫که من خوشم بیاد ، اون بدش میاد

‫امروز صبح یه پلیس اومد خونه-مون .

‫از من پرسید من خبر ‫دارم تو کجا رفتی یا نه.

‫- پدرم گفت وظیفه من بود که ‫حقیقت رو بهشون بگه- پدرته

‫من هیچی نگفتم .

‫مهم نیست پدرم به عمه-ت ‫چی گفت ، من چیزی نگفت

‫سردم شده، باید لباسم رو عوض کنم .

‫من میرم، دربازه تا صداتو بشنوم .

‫پدرم میگه تو احمقی.

‫پدرم میگه یه روزی تو ،توی ‫این دنیا صاحب همه چی میشی .

‫پدرم میگه شاید ما فقط یه تیکه کوچیک، از ‫چیزی که تو بدست میاری ، گیرمون بیاد .

‫- من میتونم برم" هاروارد "تو چی چی ؟

‫میتونم برم" هاروارد ".

‫- چراغ ، چراغ چی شد ؟ برق رفت.

‫فکر کنم برق کل خونه رفت.

‫یه شمع و کبریت روی میز کنار دیواره .

‫تو همونجا وایسا، من میارم .

‫فکر نمیکنی بهتر باشه ‫برم ببینم "مارتا " خوبه یا نه

‫مارتا همه جا حالش خوبه ، بازی کن .

‫من از رعد و برق میترسم ، پرده ‫رو بکش میخوام لباس عوض کنم .

‫مارتا .

‫یه بار دیگه سرک بکشی ، دماغت رو میشکونم .

‫من چیزی نمیگم "مارتا".

‫" مارتا " بشما میگه من چیزی نمیگم .

‫سم

‫والتر ، بهت گفتم اونا هیچوقت منو ‫پیدا نمیکردن . " سم " منو لو داد .

‫اومدم خداحافظی کنم.

‫فکر کردم تموم شده " مارتا ‫ برات بهتره اینجا باشی

‫- من اینجا نمی مونم ‫ ازش متنفرم .کاری که

‫باید بکنی اینه که رفتار ‫عاقلانه ای باهاش داشته باشی

‫- منم باهات میام- گوش کن .

‫- نمیخوام گوش کنم . - دیر شد من باید برم .

‫بذار برم "مارتا "

‫اگه بیاد اینجا، فرستاده میشه دار ‫التأديب ،خانم " ایورز " اینجوری گفت .

‫اول باید منو بگیرن .

‫باشه ، حالا که منو با خودت ‫نمی بری، من بدون تو میرم،

‫خودم میرم .

‫باشه بریم .

‫میرم زیر شیروونی یه چیزایی بردارم .

‫سم ، زودباش "سم"

‫سم ، باندلز ، داره میره پایین .

‫"- سم ، عمه-م : - میرم بیارمش .

‫بیا پیشی .

‫سم ، گرفتیش؟ گرفتیش "سم

‫عجله کن "سم" وگرنه اون ‫جادوگر پیر مارو گیر میندازه.

‫اون مرده .

‫ما رفتیم طبقه بالا صدا ‫شنیدیم و برگشتیم پائین .

‫مایه مرد دیدیم ، یه مرد بزرگ .

‫اون داشت میرفت از اون ‫در، ببینین ، در هنوز بازه -

‫اون اونجا دراز کشیده بود .

‫اینم اونجا بود .

‫من اینو برداشتم .

‫این حقیقت نداره "والتر "؟ حقیقت نداره؟

‫حقیقت داره " والتر

‫بله پدر ، درسته .

‫بذارش زمین .

‫دقیقا بزارش همونجایی که پیداش کردی

‫بهتره هردوی شما برین طبقه بالا .

‫من به پلیس زنگ میزنم

‫- تو هیچوقت از شر این ‫خلاص نمیشی ، هیچوقت .

‫پدرم حرفمو باور میکنه .

‫- نمیدونم ، مطمئن نیستم- ‫بهتره دهنت رو ببندی .

‫ولی سم چی میشه ؟ اون تو خونه بود .

‫- " سم " هیچوقت حرف نمیزنه .

‫آره حرف نمیزنه و اون ترسیده

‫- برای همین بعد از این اتفاق فرار ‫کرده- اون هیچوقت حرف نمیزنه.

سم "ترسید ، فرار ‫کرد و من فرار نکردم ، موندم

‫نه اون نمیگه ،"سم " حرف نمیزنه .

‫میخوام با هر دوی شما حرف بزنم

‫بشین

‫وقتی پلیس اومد بهشون بگو ،

‫دقیقا هر چیزی که به من گفتی .

‫ میفهمی "مارتا"؟ - بله آقای "اونيل ".

‫- تو چی "والتر "- بله پدر

‫بیچاره .

‫حالا دیگه تو دنیا تنها شدی .

‫..بجزء برای من و " والتر "

‫ولی نیازی نیست بترسی ما ‫همیشه با توئیم ، من و " والتر".

‫هیچوقت تورو ترک نمی کنیم .

‫ممنون آقای " اونیل

‫در رقابت " فرگروند " هفته پیش

‫در این امتیاز سلطان آجیل ‫تمایل به برد بیشتری داشته

‫این یارو نمیفهمه چی داره ‫میگه،سلطان آجیل یه سگه.

‫چند سال تو مسابقه گاوهای کوتوله ‫، توی "تيجوانا " داشت می باخت.

‫تو چی از این میفهمی ؟ ‫چیزی از این میدونی ملوان ؟

‫وقتی بچه ای ، خونه رو ترک میکنی ،شاید ‫۱۸ – ۱۷ سال پیش ، و همه چی رو فراموش میکنی

‫بعد یهویی تنهایی پیش میری ،

‫میری به میهنت که تورو دگرگون میکنه .

‫درشت تو صورتت .

‫آخر خطه ملوان ، زودباش بیدار شو .

‫- کجاییم؟ - یه حادثه کوچیک.

‫- چی شده ؟- جاده پیچید ولی من نپیچیدم .

‫بیا ، باید اینو برای تعمیر ‫بذارمش " ایورز ستون ".

‫دفعه دیگه با یه نفر میام که خوابش نبره .'

‫به " ایورز ستون " ‫خوشامدی ،شاید ایندفعه باشه .

‫آقا ، کسی رو سراغ داری ‫این قراضه رو تعمیر کنه ؟

‫بیارش داخل .

‫ده دلار بیشتر میدم که درستش نمیکنی- قبول .

‫پنج دلار بیشتر میدم . - قبول.

‫- پنج دلار برای تو- بزن

‫- چقدر طول میکشه ؟

‫تا نگاش نکنم نمیتونم بگم .

‫- فردا بیاین .- بازی ؟

‫نه .

‫- چهار . - برگرد " جو " كوچولو .

‫- بیست ده ، نه چهار . .- شرط بذارین .

‫یالا " هری "، بکنش ۴ .

More Farsi Persian subtitles for The Strange Love of Martha Ivers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left