Billions

Billions

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Billions S05E02 WEBRip x264-ION10
Billions S05E02 1080p WEB H264-XLF
Billions S05E02 INTERNAL 1080p WEB H264-BTX
Billions S05E02 INTERNAL 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Billions S05E02 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Billions S05E02 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Billions S05E02 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S05E02 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S05E02 WEB h264-TBS
Billions S05E02 720p HEVC x265-MeGusta
A Commentary by Hitman007
█☀️ H1tmaN امـیـر ☀️█ Thanks to 👓 Cardinal 👓

Tags

web
1080
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
2CH
x264
Published on: 2020-05-16
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت . . .

‫از راه دوری اومدید و خیلی چیزا یاد گرفتید

‫تا وقتی دوباره همدیگه‌ رو ببینیم

‫و دانش‌ـت رو به جهان منتقل کنیم، خیر پیش.

‫یه دعوتنامه که واسه یه مقاله

‫مجله «ونیتی فیر» به نام ‫«ده تایی‌های جدید» عکس پوستر بندازی.

‫احتمالا عکس روی جلد نصیب یکی دیگه میشه

‫احتمالا «مایک پرینس»

‫امیدوار بودم امسال بتونی به کنفرانس «مایک» بیای

‫من و تو می‌تونیم جلوی شومینه گپ بزنیم

‫میشه سرخط کنفرانس

‫شاید امسال این کارو کردیم

‫خواستی سر یه مجله روی منو کم کنی؟

‫میام توی خونه‌ات روتو کم می‌کنم

‫من به جدایی متقاعد شدم. باید تمومش کنیم.

‫من اینجا نیستم چون تو مجبورم کرده باشی.

‫یا چون چاک اینکارو کرده باشه. ‫من به عنوان نفوذی ِچاک اینجام

‫چون اون می‌خواد گیرت بندازه.

‫اون معدن رمز-ارز که شمال ایالت توقیف کردید

‫ممنون میشم اگه بیخیال پرونده بشی

‫بهترین کاری که می‌تونم بکنم اینه که ‫تبدیلش کنم به اقدام مدنی و نه مجرمانه.

‫یه عمل از سر دوستی که از ‫حالت عادی فرا تر میره

:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN

‫موسیقی در حال پخش: ‫U2 - Vertigo

‫Billions.S05E02 1399/02/24 تست کریس راک

‫برج مراقبت، برج مراقبت، هواپیمای دریایی ‫درحال حرکت از لنگرگاه شماره 23

‫خب، این جلسه کمی با جلسات ‫روان درمانی عادی فرق داره

‫خب خودمم با آدمای عادی فرق دارم.

‫این حرفت رو نه به چالش ‫می‌کشم و نه واردش میشم.

‫می‌دونی چرا؟

‫چون این یکم با جلسات ‫روان درمانی عادی فرق داره

‫اینجا هدفمون اینه که

‫واکنش احساسی رو به آسیب روانی ‫گذشته تیره و بی‌اثر کنیم.

‫بیا چند نفری رو انتخاب کنیم که ‫عنوان منبع ازشون استفاده کنیم

‫پس، به یه تسلی بخش نیاز داری

‫یه محافظ، و یه شخص عاقل.

‫می‌تونن مُرده یا زنده باشن، واقعی یا تخیلی

‫در گذشته، ویندی تمام این نقش‌ها رو پر می‌کرد

‫الان گذشته نیست

‫نه، آره، صد در صد، درسته، باشه.

‫برای تسلی‌بخشم، «آیرا شریمر» رو انتخاب می‌کنم

‫بهترین دوستم

‫برای محافظم، «آلن اولدا» ‫(بازیگر و کارگردان آمریکایی)

‫اون خوبه

‫من از «توی سیراگوسا» استفاده می‌کنم ‫(بازیکن سابق فوتبال آمریکایی)

‫بزرگ و مهربونه. متوجهم، آره.

‫برای شخص عاقل...

‫من به شدت به خوندن داستان‌های جنایی علاقه دارم

‫و اخیرا رمان «دکستر رویاپرداز تاریک» ‫(سریال محبوب دکستر از این رمان اقتباس شده)

‫به میز مطالعه شبانه‌ام راه پیدا کرده. ‫(سریال محبوب دکستر از این رمان اقتباس شده)

‫پس برای شخص عاقل، یه ‫قاتل سریالی رو انتخاب می‌کنی؟!

‫شاید لازم باشه واسه جلسات بیشتری وقت تنظیم کنیم

‫نه خودش، پدرش، یه جورایی، «هری»...

‫اون تمام جوابا رو داشت.

‫خیلی خب. یه تجسم پدرانه. خوبه.

‫و بالاخره... یه محل امن.

‫یه مکانی که توش...

‫کتابخونه حقوق دانشگاه «ییل»

‫همین اواخر، یه لحظه رو تصور کن ‫که حس کردی بهت خیانت شده

‫کل خاطرات داخل ذهنت رو زیر و رو کن

‫ببین به کجا می‌رسی؟

‫چه تصویر یا ایده‌ای

‫به این خیانت مرتبط میشه؟

‫حادثه یازده سپتامبر

‫قطعا روز ناراحت کننده‌ای بوده

‫بله، ولی نه روزش، بنای یادبودش

‫اون... اکسلراد... داشت بازداشت میشد،

‫و اون اونجا بود.

‫اون... همسرت؟

‫ویندی. بله

‫می‌دونستم قراره اونجا باشه

‫ولی...

‫اونطوری که همدیگه رو بغل کرده بودن...

‫احساسی که با این تصویر همراهـه چیه؟

‫خشم

‫و...

‫ناراحتی

‫حسادت

‫کجای بدنت حسش می‌کنی؟

‫همه جا

‫اون خشم چه قضاوت منفی‌ای پیش میاره؟

‫که اکس یه جنایتکار ـه

‫و دوباره، این یه باور منفی ـه

‫درمورد مردی که بهش میگی اکس، نه خودت.

‫خب، همینکه اونو شکست بدم،

‫بعدش می‌تونم روی رودز تمرکز کنم

‫اگه روی خودت تمرکز کنی، شاید بفهمی

‫که اون زیاد مهم نیست.

‫می‌دونم این باید درست باشه.

‫ولی فقط حس درستی نداره.

‫بیا، تعدیل کننده‌ها رو بگیر.

‫این نور رو با چشمات دنبال کن

‫وقتی احساس ناراحتی روانی بهت دست داد،

‫روی منابعت در محل امن تمرکز کن.

‫اونا رو ظاهر کن. بهشون اعتماد کن.

‫تمام هفته اینو تمرین می‌کنیم.

‫نور رو با چشمات دنبال کن و همراه‌شون باش

‫مخصوصا اگه به بنای یادبود فکر کردی...

‫یا آدمایی که اونجا دیدی.

‫هیچ شخصی نیست که شما رو ملاقات کنه

‫و فکر نکنه که منحصر به فرد هستید.

‫حتی آدم بدا

‫شاید مخصوصاً آدم بدا

‫این موهبت رو داری، چون آدما میان سراغت

‫تا سفره دلشونو باز کنن حتی اگه درست نباشه.

‫حالا، مقام شما تحسین برانگیز ـه

‫ولی فکر می‌کنم می‌تونه تحسین برانگیز تر باشه

‫خیلی وسیع تر از منطقه «منهتن» بشه ‫(یکی از مناطق مهم شهر نیویورک)

‫اینو برات می‌بینم.

‫می‌خوام کاری کنم اتفاق بیوفته

‫موز نرسیده،

‫بخارپز و لِه شده.

‫بهش میگن «مانگو»

‫واسه یه روز انرژی‌ـت رو توی ‫میدان نبرد تامین می‌کنه

‫پس باید به خورد آدمام بدم

‫میگن وقتی سربازای آمریکایی توی ‫جمهوری دومینیکن بودن

‫اینو بهشون تعارف کردن و اونا رد کردن.

‫تا اینکه یه روز یه پیاده نظام شجاع و احتمالا

‫گرسنه، رفته از این غذا خورده.

‫و بدجور ازش خوشش اومده و گفته:

‫"مرد، این چقدر خوبه."

‫کوتاهش کردن به «مانگو»

‫داستان جذابی بود

‫مشکل اینه که مزخرفـه

‫اگه موشکافی‌ش کنی درست در نمیاد.

‫همینطور پیشنهاد تو. چرا انجام ‫این کار باعث میشه بیشتر بدست بیارم؟

‫چون یکی دیگه کمتر بدست میاره

‫اینو باور می‌کنم

‫باشه

‫چیزای خوب بهم پیشنهاد کنی، قبول‌شون می‌کنم...

‫چون از چیزای خوب خوشم میاد.

‫ولی برات آزادی عمل و بی‌قیدی نمی‌خرن

‫قدم اشتباه برداری می‌افتم دنبالت...

‫و می‌فهمی که سر منو شیره مالیدن ‫خیلی سخت تر از اون یکی دادستانـه

‫چون من به جرم اهمیت میدم و نه به جنایتکار

‫هی، خوبه

‫چشمت روی هدف باشه، می‌دونی؟

‫خیلی خب. قسمت خودمو انجام دادم

‫مثل یه مار مستراح کونشو نیش می‌زنه

‫منم اطلاعات‌مون رو بدست آوردم. تایید شده:

‫«سایمون شنک» داره شرکت «اریکس بیوتک» رو ‫ترک می‌کنه و به سازمان غذا و دارو میره

‫و توی کنفرانس حضور داره

‫همینطور «جولز هاکلی»، بیمارستان‌های «آمرای»

‫کل تیم دارو. خوبه.

‫مایک پرینس شاید فکر کنه ‫زمین خونگی بهش نقطه برتری میده

‫ولی این سگای وحشی قراره همه چیو بهم بریزن

‫لباس گرمت رو برداشتی؟

‫داخل ماشینه

‫سلام، منم

‫حکم رو به جریان بنداز...

‫بله. می‌دونم ژست جنگی داره

‫من مرد جنگم. صادرش کن.

‫این پنجره‌ها، هیچ پرده‌ای نیست

‫بذار کل شهر وحشی‌بازی‌تو ببینن

‫یادم بنداز بعد اینکه کوچ کردم ‫تو و بیل رو دعوت نکنم :)

‫این روزا خطری نداره...

‫آمار عملکردش ثابت مونده. پس... ‫(این معنی رو هم میده: کیرش راست نمیشه)

‫یعنی نمی‌تونه...

‫تا وقتی که عملکردش توی شرکت ‫بهتر نشه نمی‌تونه سکس کنه؟

‫نه. نمی‌خوام با کسی که ‫پول در نمیاره سکس کنم

‫اوه...

‫- بیشتر زور بزن ‫- منم همینو گفتم

‫بیل از آدمی که همیشه خطر می‌کنه‌

‫تبدیل شده به یه نِق نِقو که همش گریه می‌کنه

‫من نگرانشم.

‫و حتی دوست ندارم به غیر خودم به کسی فکر کنم

‫شاید کمک کنه، اگه کاری کنی بفهمه

‫که تمام ارزشش به میزان ‫عملکرد سودش بستگی نداره.

‫پس... بهش دروغ بگم؟

‫می‌خوای بهش دروغ بگم؟

‫می‌تونم این کارو بکنم

‫شرمنده به مشکل برخوردیم

‫بانک‌تون همین الان از ضمانت شما پا پس کشید

‫ظاهرا شوهرتون یه حکم خودکار

‫موقتی برای مسدود کردن دارایی‌هاتون گرفته.

‫اون اموال‌ـتو مسدود کرده!؟

‫گمونم این یه جنگـه

‫شرمنده. الان میرم بهش رسیدگی می‌کنم.

‫علت اینجا بودن رو می‌دونی؟

‫نه. فقط گفتن اینجا باش.

‫این معمولا نشونه خیلی خوبی نیست

‫آه، چاک

‫دادستان ناحیه منهتن ‫(توضیحات در کانال سریال)

شما الان نظم هستی یا قانون؟

‫شما هم پرونده‌ای دارید که می‌خواید ‫فرماندار رو در جریانش بذارید؟

‫نه

‫اون کاونده‌های لعنتی رمز-ارز چیزی ‫نمونده بود اون شهرو از پا در بیارن

‫شورای شهر مجبور شده بره بازار آزاد

‫و ده برابر میزان همیشگی برق بخرن.

‫به خاطرش کتابخونه‌های لعنتی تعطیل شدن

‫باید از متهمین عکس ضمیمه گرفته میشد، قدم ‫می‌زدن، به زندان محکوم می‌شدن. ‫(توضیحات در کانال)

‫و به جاش، تو فقط اونا رو جریمه‌ کردی.

‫بهترین کاری که می‌تونستیم کردیم

‫می‌دونی چیه؟ باور می‌کنم

‫به همین دلیل از اینجا به بعدش ‫با «گرام» خواهد بود

‫فکر کردی داری رمز-ارز رو از ‫حوزه صلاحیت من بیرون می‌کشی؟

‫حرفم رو متوجه نشدی؟

‫یه مرد رو با چی می‌سنجن؟

‫پایه و اساسش

‫قراره از همینجا همه چیزو بگیریم

More Farsi Persian subtitles for Billions

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left