The first 200 lines.
...وقتي پا به اين دنيا ميذاريم
.خدا همه رو نشونمون ميده
...پدربزرگ، مامان، بابا
...خاله مايا، عموها و عمهها
...بچه کوچيکا
و بهترين دوستم ريا
ولي کي هست که هنوز خودش رو بهمون نشون نداده
..نميدونم چرا
اون چهرهاي که از ما پنهونه
چهرهاي که با ديدنش عاشق ميشيم
!نه تو ميدوني نه من
"دخترها براي پدرشون ملکه هستن"
"دخترها براي پدرشون ملکه هستن"
"آنها مانند داستاني شيرين هستن"
اين دخترها مانند عروسک هستن ، معلوم نيست چگونه" "بزرگ ميشوند ، و چه زماني به خانه ي بخت بروند
"دخترها براي پدرشون ملکه هستن"
"آنها مانند داستاني شيرين هستن"
وقتي براي اولين بار اومدم اينجا و خونه رو ترک کردم، گريه کردم
و الان که وقت برگشتن ...به خونست
دوباره اشک از چشام سرازير ميشه
"دخترها براي مادرشون ملکه هستن"
"دخترها براي مادرشون ملکه هستن"
"آنها مانند داستاني شيرين هستن"
"خداوند محافظ اون هاست"
"اون ها بچگي معصومانه اي دارن"
"اون ها تو جووني هم ساده و معصوم هستن"
"دخترها براي مادرشون ملکه هستن"
"آنها مانند داستاني شيرين هستن"
"اون ها ملکه ي قلب همه تو خونه هستن"
"اون ها ملکه ي قلب همه تو خونه هستن"
"اون ها مثل پرنده اي هستن که روزي پرواز خواهد کرد"
"نگذار کسي دست او را رها کرد " "نگذار کسي قلب او را بشکند"
"آن ها هديه ي خداوند هستن"
"دخترها براي پدرشون ملکه هستن"
"آنها مانند داستاني شيرين هستن"
من همه چي دارم، اما نميدونم ...اون کيه که وارد زندگي من ميشه
و مال من ميشه
:ترجمه تخصصي مرجع باليووديها توسط سميرا و بينگ سامي
خداي عزيز، اول از همه ...ببخشيد
اين چند وقت واست نامه ننوشتم
وقتي خوابگاه بودم دلم براي خانوادم خيلي تنگ شده بود
مطمئنم وقتي من نبودم حواست به همه بود
راستش فکر ميکنم، بيشتر به بابابزرگ توجه کردي
يکم وزنش زياد شده نه؟
با عشق ايشا
واسه اون دعا کن... اينطوري
,اگه به درگاهش دعا نکني چطوري ازت محافظت کنه؟
شما از من محافظت ميکنيد. اين وظيفهاي که خدا بهتون داده
مگه بهتون نگفته...؟ !ايشا-
!بابابزرگ، من نميدونم خدا واقعا وجود داره يا نه
شما رو هميشه ميبينم ...وقتي هر مشکلي دارم
پيش شما نيومدم؟ ...به خدا توکل کن اونوقت-
ميفهمي که اون هميشه همراهت بوده ولي من تا حالا نديدمش-
پس چطور بهش توکل کنم؟ ..توکل فقط-
به ديدن نيست از صميم قلب مياد. از باور مياد
...چشات رو ببند و به درگاهش دعا کن
اونوقت خودت ايمان مياري
!کارن خوش تيپ ترين پسر دنياست
کارن، خاله و عمو راننده جديد گرفتن؟
ايشا، پريا دوباره عاشق شده
تو از عشق چي ميدوني؟
آره ايشا حتي با پسرا حرف نميزنه
اونم واسه اينه که فقط با تو حرف ميزنه
اول بايد پسر رو ببيني ...بعدش عاشق بشي
,بعدش صحبت هاي طولاني ...دوستي و
و؟ بعدش عشق خودش بوجود مياد-
تو مال مني
امروز متوجه شدم که با اومدن يه نفر چجور همه چي تغيير ميکنه
چه خواب باشم يا بيدار انگار هميشه يکي کنارمه
...قبلا تو شلوغي هم احساس تنهايي ميکردم
,با اينکه الان هم تنهام ولي هميشه احساس ميکنم کسي کنارمه
تو هم همين احساس رو داري؟ من متعلق به توام
کيه؟کي ديديش؟ راديو -
من بينگو هستم و شما به ...برنامه مورد علاقهتون گوش ميکنيد
با گوش دادن به موزيک عاشق ميشيد
اگه ميخوايد چيزي رو به کسي بگيد ...از طريق ما اينکار رو بکنيد
...از ته قلب و تمام عشقتون
و ما هم پيامتون رو به شخص موردنظر ميرسونيم
کي ميدونه...؟ شايد شما هم موقع گوش دادن عاشق شين
سلام روي خط هستين
سلام بينگو
با کي حرف ميزنم؟
با همه نميتونم حرف بزنم
فقط يکيتون حرف بزنه
ميتوني هر آهنگي که بخوام واسم بذاري؟
البته، ميتونم واست هم بخونم
اين عشقه؟ حتما، اين هم ميشه اگه هر روز زنگ بزني-
اوه، شوخي کردم
اسم دوست پسرت رو بهم نگفتي
هموني که ميخواي اين آهنگ رو واسش بذاري دوست پسر ندارم-
ولي يکي هست که ميخوام اين آهنگ رو تقديمش کنم
اون کسي که هميشه بهش فکر ميکنم
فکر کردن بهش لبخند رو لبهام مياره
کسي که صداش ته قلبمه
...من منتظر کسيم که
عاشق عشقه چت شده، ايشا؟-
از کي تا حالا با اين چيزاي عشق و عاشقي فکر ميکني؟
اينجوري قيافه نگير ريا من اين رو ننوشتم
تو يه کتاب توي دانشگاه پيداش کردم
حتي نميدونم کي نوشتش
ولي احساس کردم واسه من نوشته شده
,وقتي صداش رو شنيدم ...مطمئن شدم
سلام، روي خط هستين
سلام بينگو
ميخواستم به اون دختر که از دانشگاه شيملا زنگ زد، چيزي بگم
شيملا؟ ولي تماسي از شيملا نداشتيم ...هموني که آهنگ مورد علاقهي من رو -
,درخواست کرده بود اين عشقه؟
هنوز نه...ولي اگه اون ...به اين برنامه گوش ميده
حتما عاشق ميشه ..نميدونم کي هستي-
ولي احساس ميکنم تو هموني که واست نامه نوشتم
کسي که دلم منتظرشه، کسي که عاشق عشقه، مثل خودم
حتي نميدونم که ...الان گوش ميده يا نه
ولي بينگو، خيلي دوست دارم اون رو از نرديک ببينم
بنظرم ممکنه، راستش من ميتونم يه کاري کنم
ميخوام که شما 2 تا ساعت 6 عصر 12 نوامبر بيايد استوديوي من
فقط اميدوار باشيم که اونم به اين برنامه گوش داده باشه
,ميدونستم که با گوش دادن به اين برنامه !عاشق ميشي
پس ميبينمتون
ساعت 6 عصر 12 نوامبر
بينگو، يکي اومده ببينتت
سلام، راهول هستم؛ راهول شارما
سلام راهول، دقيق به موقع اومدي
اون...؟
اينجاست؟
از ديروز تا حالا منتظرته
شخصا نيومد ولي واست يه يادداشت گذاشت
يادداشت؟ آره-
الو؟؟؟ سلام بينگو -
سلام، همون دختري آره؟
اومد؟ آره-
شايد بخواي بدوني که چه شکليه
واقعا خوش تيپ بود
...قدش بلند بود و ...بينگو-
نميخوام چيزي دربارهش بدونم خوب ميدوني -
بايد ببينيش
مطمئنم يه روزي ميبينمش
,وقتي صدات رو تو راديو شنيدم خيلي دلم خواست ببينمت
ولي بعدش فکر کردم که درست نيست ...من شيملا درس خوندم
شايد همون کالجي باشه که تو هم درس خوندي
.خونه من توي دهرادونه ...من از خونه دور بودم ولي بدون شک
دعاي همه بدرقه راهم بود
نميتونم الان چيزي درباره خودم بهت بگم ..حتي اسمم رو
اسم تو رو هم نميپرسم ...يا اينکه خونت کجاست
و چکارهاي.. ولي اين رو مطمئن هستم که ميخوام باهات دوست باشم
روزي که مطمئن شدم که ميتونم تو رو ...به خانوادهم معرفي کنم
همه چيز رو درباره خودم بهت ميگم
تا اونموقع، فقط واسه همديگه نامه مينويسيم
شايد هم نخواي واسم نامه بنويسي
اونم بخاطر شرايطي که گفتم ...ولي اگه خواستي واسم نامه بنويسي
ميتوني براي صندوق پستي پي او 235 بفرستي
ببخشيد، يه صندوق پستي ميخواستم
اينجا رو پر کنيد و هزينه رو بديد
قربان، صندوق پستي واسه چي ميخوان؟
صندوق پستي واسه کسي که نميخواد اسمش و آدرسش ديده بشه
با هر صندوق بسته پستي ما بهشون يه شماره و يه کليد ميديم
اين شماره هم ميشه آدرسشون کليد چي؟-
کسي که نامه رو دريافت ميکنه کليد رو ميگيره و نامه رو ميبره
چهار سال پيش، تو يکي از کتابهاي ...دانشگاه يه چيزي نوشتم
اصلا فکرش رو نميکردم کسي پيداش کنه
کسي که خيلي مثل خودم فکر ميکنه
...ايمان دارم
که خدا براي هر کدوم از ما چيزي رو در نظر گرفته
اون ميدونه که چه زماني، کجا و چطوري ما همديگه رو خواهيم ديد
شايد يه چيزي رو هم براي هر دومون بخواد
ببينيم چطور ما رو بهم ميرسونه
يه چيزايي هست که فقط بايد به خودش بسپاريم
...اگه اين نامه به لبت لبخند مياره
همين الانش هم دوستيم نميخواد چيزي درباره من بدوني
اما يه چيزي بايد درباره خودم بهت بگم
من رويا بافم
واسه همين شايد تا همين الان هم تو رو ديده باشم
چرا اسمت رو بهش نميگي؟
نميتونم بخاطر عشقم، اعتماد پدربزرگ رو بشکنم
رابطه ما به زمان بيشتري نياز داره
تا زمانيکه اونقدر بهش اعتماد کنم ...که به پدربزرگ معرفيش کنم
تا اونموقع هم نميبينمش
ولي اون ميتونه ببينت، مگه نه؟ آدرست رو داره
نه.همه بچههاي دانشگاه شماره مخصوص صندوق پستي دارن
اينجا چيکار کنم؟
رديفه رفيق
فردا ميريم اداره پست يه صندوق پستي اجاره ميکنيم
يکي نه، دو تا ميگيريم منم واسه کارن مينويسم
ايشا، دوست نداري ببيني چه شکليه؟
پس چي...ميدونم چه شکليه ميخواين عکسش رو ببينيد؟
احمق جان چرا تا حالا بهمون نشون نداديش؟
"فکر ميکنم او را ملاقات کرده ام"
"فکر ميکنم دلداده ي او شده ام"
"او کيست؟"
"بگو او کيست؟"
"چگونه و کجا اين اتفاق افتاده است؟"
"فکر ميکنم او را ملاقات کرده ام"
"فکر ميکنم دلداده ي او شده ام"
"او کيست؟"
"بگو او کيست؟"
"چگونه و کجا اين اتفاق افتاده است؟"
"...خواب هايت"
"او از سرم برده است..."
"...روياهايي"
"به من داده است..."
"...خواب هايت"
No comments yet. Be the first to leave one.