The first 168 lines.
جاهی-ساماشکستنمیخوره!
جاهی-ساما شکستنمیخوره!
جاهی-ساما شکستنمیخوره!
جاهی-ساما شکستنمیخوره!
جاهی-ساما شکستنمیخوره!
جاهی-ساما شکستنمیخوره!
11 بازگردانی نقشه نمیکنه کوکورو چان خیانت?
چه شانسی آوردم که امروز .جوانه ها فروش ویژه داشت
!سنگ جادوییه
!امروز روز شناسمه
اصلا انتظار نداشتم یه سنگ جادویی .رو توی چنین جایی پیدا کنم
.صبر کن
.سنگ جادویی به این راحتیا به دست نمیاد
...نگو که
یه تله توسط دختر جادوییه؟
.نزدیک بود
لعنت بهش! سعی میکنه من و سنگ جادویی !رو با یه حرکت خورد کنه
اون کجا مخفی شده؟
!با مفخی شدن به جایی نمیرسی دختر جادویی
!فکر میکنی من توی چنین تله ساده ای گیر میوفتم؟
!بیا بیرون
یعنی فقط تصورات خودمه؟
...سعی برای ترسوندن من
.یه دقیقه صبر کن
سوراخ زیرش چی؟
آ هـ هـ هـ هـ هـ
یعنی تله هست؟
میخواد من اون تو بیوفتم !تا منو اونجا حبس کنه؟
باید همین باشه. من خودم .از این کارا زیاد انجام دادم
اون میخواد وقتی افتادم پایین !از اون بالا بهم نگاه کنه و بخنده
!خیلی بده
!چیزی نیست
.فقط باید مطمئن بشم که پامو روش نزارم
!فکر میکنی من احمقم؟
...حالا دیگه مال منه
.چیزی که زیرشه شبیه یه دکمست
چی میتونه باشه؟
انفجار؟
!قراره منفجر بشه؟
برداشتنش آخرین کاریه ...که انجام میدم
اون میخواد منو با کل این شهر !بفرسته اون دنیا
.لعنت بهت دختر جادویی
!این خیلی بی رحمانست
هی چان داری چی بازی میکنی؟
!میخوای منو بکشی؟
به نظر میرسه که .خودت غلت خوردی
!عجب آدم احمقی ای
.تو خیلی بدجنسی
!نزدیک بود بمیرم
واقعا؟
.اوهوم
چنین کار خطرناکی انجام میدادی؟
سعی کردم اون .سنگ جادویی رو بردارم
این؟
!رئیس، صبر کن
.تو جاهی چانی که خلاصش میشه هی چان
.چه دختر خوبی
!هی چان
!بهش دست نزن
!این یه تلست! رئیس
اوه، جدی؟
.چیزی نشد
پس تله چی؟
انفجار؟
و تو، رئیس؟
.من کاملا خوبم
!خداروشکر
!پس تله دختر جادویی وجود نداشت
این عالی نیست، هی چان؟
اما نمیدونستم سنگ جادویی رو .چنین جاهایی هم میشه پیدا کرد
،به دست آوردنش واقعا آسون بود .اما خسته شدم
،حتی اگرم یه سنگ جادویی به دست بیاره
.جاهی ساما خودشو با کلمات کوتاه پیدا کرده بود
!واو، اینجا چقدر بزرگه
.نمیتونم باور کنم
میبینی؟
شاید بتونیم یه سنگ جادویی اینجا پیدا کنیم، اینطور فکر نمیکنی جاهی ساما؟
!آره
!کارت خوبه، کوکورو
.من میرم اونور یه نگاهی بندازم
.تو هم اینطرفو بگرد
!بزن بریم
.کوکورو واقعا انسان مفیدیه
تومارو
!همونطور که از دست راستم انتظار میرفت
شکست
از اونجایی که اون توی ،پیدا کردن سنگ جادویی خیلی مفیده
حتی ممکنه وقتی برگشتم قلمرو تاریکی .اونو یه افسر کنم
اون...یه سرسرست؟
چه طراحی عجیبی
...حالا که حرفش پیش اومد
.پارک یه سرسره خیلی بزرگ داره
!بیا باهم بریم
اون اینو نگفت؟
!باید بهش یگم چی پیدا کردم
صبرکن، من برای چی انقدر هیجان زدم؟
!سنگ های جادویی! کجایین سنگ های جادویی
!ما برای بازی وقت نداریم
اون چیه؟
!تو خیلی ترسویی کوکورو
!خیلی سرگرم کنندست
گفتم که هیچ علاقه ای به این وسایل !بچه گانه ندارم
.خیلی احمقانست
حالا اون سنگ های جادویی کجان؟
.اوه چقدر خوشگله، ممکنه کوکورو ازش خوشش بیاد
.میبرمش برای اون
!لعنتی، دارم چیکار میکنم؟
!من برای یه انسان گل چیدم؟
!من نفر دوم قلمرو تاریکی ام
!همه با ترس از من زندگی میکنن
.درسته... کوکورو خدمتگذار منه
و این کار اربابه که به .خدمتگذار پاداش بده
.هراز گاهی لازمه
.و اون خیلی سادست
،شرط میبندم اگه یه گل بهش بدم .حتی بیشتر برام کار کنه
!چه گل نازی
!من خیلی خوشحالم
من تمام تلاشمو !میکنم تا اون سنگ های جادویی رو پیدا کنم
!ممنون، جاهی ساما
،همون چیزیه که میخواستم
.پس فقط باید اینو بهش بدم
اون اینجا نیست، ها؟
اون کجا رفته؟
کوکورو؟
!کوکورو
!کوکورو
...از کوکورو
!دور شو
این یارو چه مرگشه؟
!لعنتی داشتی باهاش چیکار میکردی؟
!صبر کن، جاهی ساما
.اون فقط کمکم کرد چون داشتم میخوردم رمین
ها؟
...اوه، اشتباه فهمیدم
...همین الان
جاهی ساما بسیار قدرتمند ...بسیار وحشتانک و بسیار شیطانی قلمرو تاریکی
بسیار قدرتمند
بسیار وحشتناک
بسیار شیطانی
جاهی ساما؟
برای نجات دادن یه دختر انسان عجله کرد؟...
!امکان نداره!امکان نداره !امکان نداره
من اینجام تا ،سنگ های جادویی رو پیدا کنم
ولی با این حال بدنم !خود به خود حرکت کرد
چرا؟
...اون گل
.اوه، اینو پیدا کردم
.میخواستم بدمش بهت
وقتی اینجوری شد احتمالا دیگه نمیخوایش... نه؟
!میخوام
!من خیلی خوشحالم
!ممنون، جاهی ساما
.و اون ضربت واقعا عالی بود
خیلی سریع رفتی
!و بوم
.تو واقعا شگفت انگیزی
!خیلی باحالی، جاهی ساما
...کوکورو
.میدونستم. اون شبیه انسان های دیگه نیست
...راستی
.سرسره ای که دیروز گفتی رو پیدا کردم
!بیا باهم بریم جاهی ساما
!آره، بریم
چی شده؟
!ما باید از اینجا بریم
!اونا آدم های بدی هستن
!هی، تویی که اونجایی
!صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.