The first 163 lines.
بابا لنگ دراز قسمت بيست و چهارم
...من در بيان احساساتم ناتوانم
حتي اگر سرشار از احساسات عاشقانه باشم
ولي اين اشك ها دروغين نيستند
اين يک واقعيت غيرقابل انکاره
عشق من به تو که الان در خاطرم زنده شده
را نمي توانم در يک نامه خلاصه کنم
من دارم به سوي تو مي آيم
اين گيج کننده است که هنوز نمي توانم درباره آن صحبت کنم
داره شروع ميشه، هميشه از اين لحظه به بعد
حالا من آماده ام که بانوي عشق باشم
هر طور ميل شماست ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اثري از شکسپير با عنوان as you like it که به نام هاي مختلف ترجمه شده است
هَملت يكي از بزرگترين شاهكارهاي شكسپيره
اين نمايش نامه بايد به شكل خاصي خونده بشه
اول خودم بهتون نشون ميدم
آخ، که چه روح بزرگواري چنين از پا درافتاده است ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برگرفته از ترجمه: م.ا.به آذين
بابا، در حال حاضر هر سه تامون كاملاً مجذوب هملت شده ايم
آخ، که چه روح بزرگواري چنين از پا درافتاده است
بابا، برام سواله كه بازيگر ها چطور نقش هملت و اوفليا رو بازي مي كنند
ديدن يك نمايش واقعي خيلي باحاله مگه نه؟
!برنده شدم
به دَيْر برو، خدا نگهدار ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برگرفته از ترجمه: م.ا.به آذين
اي نيروهاي آسماني، بهبودش دهيد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برگرفته از ترجمه: م.ا.به آذين
بودن يا نبودن
مسأله اين است
آه، اوفلياي نگون بخت
...چقدر رقت انگيز
!آقاي ملنوره
!آقاي معلم
خوبه كه صبح به اين زودي داريد ديالوگ هاي نمايش نامه رو اجرا مي كنيد
بسيار خُب، كلاس رو شروع مي كنيم
شما سه تا، لطفاً بعد از كلاس بياين باشگاه
چشم
اون مي خواد ما رو به خاطر رفتار ناشايستمون دعوا كنه
نبايد رو تريبون كلاسي مي ايستاديم
آه محبوب من
چنان چه بگويي كه مي تواني من در كنار تو خواهم بود
اينجا چه خبره؟
نمي دونم
چرا، به كدامين مكان بايد برويم؟
به سوي عمويم در جنگل آردن
مثل اين كه دارن واسه نمايش تمرين مي كنن
جنگل آردن؟
!با شور و احساس بيشتري اجرا كنيد
مثلاً داريد درباره ترك شبانه قلعه صحبت مي كنيد
چشم
بهتره يه كم استراحت بكنيم
شما سه تا تئاتر رو دوست دارين مگه نه؟
چي؟
"راستي، شما كار "هز طور ميل شماست شكسپير رو خونديد؟
نه
هنوز نه
اوه، راستشو بخوايد كلوب نمايش "مي خواد يه بازسازي "هر طور ميل شماست رو اجرا كنه
چطوره؟
چرا يه نقشي تو اون بازي نمي كنيد؟
چي؟ ما تو تئاتر بازي كنيم؟
يعني عضو كلوب بشم؟
من نمي تونم
من نمي تونم بازي كنم
خُب پس سالي، دلت مي خواد تو كاراي پشت صحنه كمك كني؟
خُب... اونو مي تونم
...اونوقت مي مونه نقش جودي و جوليا
بسيار خُب، بيايد اين كارو بكنيم
تو يه ذره بلند قدتري پس مي توني نقش پسر رو بازي كني و جودي، تو هم نقش دختر رو بازي مي كني
اوه، يعني من نقش يه پسر رو بازي مي كنم؟
باورنكردنيه! من نقش يه پسر رو بازي بكنم... خداي من
آقا معلم، مي خوام اگه بشه با همديگه يه مشورتي بكنيم
حتماً، مشكلي نيست
هي، بياين اينجا
چيكار بايد بكنيم؟
آقاي ملنوره واقعاً دلش مي خواد بهمون اجازه بده تو نمايش بازي كنيم
بياين امتحان بكنيم
فرصت خوبيه
درسته
من بيشتر دوست دارم تو پشت صحنه كمك كنم تا اين كه بازي كنم
خوبه
ولي كلي آدم مياد ديدن نمايش، درسته؟
درسته! يه فكري دارم
از داداشم مي خوام واسه ديدن نمايش بياد
فكر خوبيه. من واقعاً دلم مي خواد جيمي بياد و نمايش رو ببينه
اصلاً چرا تو هم از عموت دعوت نكني؟
فكر خوبيه
چي؟ آقاي جرويس رو هم دعوت كني؟
همينطوره
معلومه كه دعوتش مي كنم
پس، تصميم خودمونو گرفتيم
آره
درسته
...اگه قراره جيمي بياد منو ببينه
چي شده جوليا؟
ميگم جودي
فكر نمي كني نقش يه دختر خوشگل بيشتر از نقش يه پسر
بهم مياد؟
چي بگم والا
ميگم جودي
ميشه نقشت رو با من عوض كني؟
چي؟
چي؟
!خواهش مي كنم
خ-خ-خُب
نظرتون چيه؟
مشورتتون تموم نشد؟
بله! ما خوشحال ميشيم تو نمايش بازي كنيم
اوه، كه اينطور
ولي آقا معلم، فكر مي كنم نقش پسر بيشتر به جودي مياد
و من هم بهتره نقش دختر رو بازي كنم
چي؟
درسته جودي؟
ب-بله
بسيار خُب، ميشه لطفاً هر سه تاتون نمايش نامه رو بخونيد؟
!باشه
بهتره از ديالوگ جوليا شروع كنيم
باشه؟
!چشم
شروع كن
به من نزديك نشو
!نوبت ديالوگ توئه جودي
اوه، چشم
آه، فيبي محبوبم
با نگاه سرشار از نفرت در من ننگر
بانوي خانه، تو را از قلعه بيرون مي راند
در نهايت زشت رويي، دختري خودبين و بد خلق نيز هستيد
نبايد با چنين ظاهري كريه در روشنايي روز گام برداريد
!آقاي معلم
...اوم... من ترجيح ميدم
كاملاً حق با تو بود
تو براي نقش دختر مناسبتري
نقش پسر هم بيشتر به جودي مياد
با تمام وجود نقشتون رو بازي كنيد
بابا، ما واقعاً جذب نمايش نامه هاي شكسپير شده ايم
من به همراه جوليا در نمايش نقش بازي مي كنم، و سالي داره براي آماده كردن پشت صحنه حسابي كار مي كنه
فهميدين؟ جودي موقعي كه اعلام كردم به سمت چپ سن ميره
چشم
...اوم
سمت چپ سِن كدوم طرفه؟
!شروع كن
!داري اشتباه ميري جودي
!اونجا سمت راست سنِه
نه سمت چپ
شرمنده
آه، فيبي محبوبم
اگر درد جانكاه عشق مرا در مي يابي تو نيز به جبران آن، به من عشق بورز
اي جنگل آردن
با تو عهد مي بندم كه هر چقدر كه با مصائب گوناگون مواجه شوم، دست از عشق او برندارم
بابا، تو نمايش نامه هاي شكسپير خيلي ديالوگ هاي زيبايي وجود داره
به زيبايي ستارگان آسمان
هر چه بيشتر مي خونم، بيشتر اشتياق بازي كردن رو پيدا مي كنم
پس از جلو ديدگانم دور شو
داداشم باهام تماس گرفت
جيمي مياد مگه نه؟
آره، اون گقت كلي از دوستاش از تيم فوتبال هم رو همراه خودش مياره
!واي! عاليه
ميگم سالي، ميشه بازيم رو نگاه كني؟
دارين چكار مي كنين؟
داشتم از سالي مي خواستم درباره بازيم نظر بده
خُب پس، شروع مي كنم
باشه
ديگر در پي من نيا
چطور بود؟
فكر نمي كنم نحوه حركات بدنت با فضاي ديالوگ مطابقت داشته باشه
نظر منم همينه
نوبت منه، سالي
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.