The first 200 lines.
پدر؟
میشه دوباره برگردی؟
پدر؟ ماشین کجاست؟
مامان؟ مامان؟
فوریه
روز رسیدن مامان و بابا
پدر برایان
ازتون معذرت میخوام که مزاحمتون شدم
مهم نیست بیا تو، کاترین
بشینید ممنون، داون
آقای والش به من گفت که خیلی خوب پیانو میزنی حیف شد که تا حالا ندیدم
مطمئنم لذت می بری که دوستات خانوادت و سرگرم کنی، درسته؟
کجا دارین میرین؟
من در آلبانی جندتا کار شخصی دارم
تا آلبانی چند ساعت طول میکشه؟
نمیدونم... باقطار فقط چند ساعت
خب پس، فک کنم سر وقت بتونید برگردید
کانرین
چیزی نگرانت کرده؟
نه
خوب، دوست داشتم بمونید و اجرای من و ببینید
همش همین - ... خب -
... من معذرت میخوام، اما اینبار
نمیشه
کی برمیگردین؟
بعد از تعطیلات
همانطور که تصور میکنی، مثل بقیه
چیز خنده داری هست؟
خنده دار؟
نه. چطور؟
خندیدی - من خندیدم؟ -
آره
خندیدی
نه
داشتم فک میکردم بهتون بگم که تو آلبانی بهتون خوش بگذره
گفتی سردرد داری؟
بله
و وقتی چیزی میخورم گلو درد اذیتم میکنه
خیلی بده که تعطیلات داره شروع میشه و تو مریض شدی
میدونم
بگیرش، عزیزم
پس تو فک میکنی باید بهش بگم؟
رز، البته که باید بهش بگی
نصف ش هم به اون مربوطه به هرحال مشکل اونم هست
نه نیست درواقع نیست
باشه باشه. اون کسی که تو رو تو این موقعیت قرار داد
او دقیقا می دونست که داره چیکار میکنه
فک میکنی من نمیدونستم؟ به خاطر من اینکارو می کرد
و خوشم اومد
نخند. اصلن خنده دار نیست
در ضمن، فقط 4 روز وقت دارم
هنوز وقت دارم - به خانوادت میگی؟ -
البته که همه هیجان زده ن از اینکه خانواده شون دارن میان اینجا و
کلاسارو نشونشون میدن و شادیشونو باهاشون شریک میشن
اینجا در بامفورد ... اما این، به این معنی نیست که
در "چارچوب های رفتاری" تغییرات ایجاد خواهد شد
در هر صورت،امروز "رفتار و منش" مهم تر از روزهای دیگه ست
چرا که امروز، همه می اینجا جمع شدیم به نمایندگی از
برامفورد
واین ینی شما به نماینده همه زنان جوانی که
قبل از شما اینجا بودن یا بعد از شما به اینجا میان
وقتی شما اینجا رو ترک کنین
خوبه، نه؟ - خوبه -
و اگه قبل از رفتن ندیدمتون ... تعطیلات خوبی براتون آرزو می کنم و بعد
رُز
کجا داری میری؟ - میخوام چند تا از اجراهارو ببینم -
حالت خوبه؟ - آره خوبم -
خوانوادت کجان؟ - او تو منتظر من هستن -
بهتره که برم پیششون - باشه -
پس هفته بعد میبینمت. باشه؟
کاترین، تلفنتو چک کردی؟ شاید باهات تماس گرفته باشن
من تلفن ندارم
اونا گفتن برا تولدم میخرن
... خب
شرایط آب و هوای ساحل شرقی نامناسبه
شاید اونجا گیر افتادن و دیر برسن اینجا
و رُز؟ مشکل تو چیه؟
فک کنم تا جمعه حالم خوب بشه به پدرزرگ ومادربزرگم گفتم
که جمعه بیان دنبالم
لازمه که از خوانواده م یکم دور باشم - بهشون دسترسی دار؟ -
البته
فقط یه روز یا بیشتر طول میکشه تا هواپیماشونو عوض کنن
یه روز؟ - ... بله، چون
برنامه شون این بود که جمعه بیان ، پس
احتمالا بازم همون جمعه میرسن
خب، به هرحال خانم پرسکات و خانم دریک
اینجا خواهند بود
میشنوی کاترین؟ این اتفاقات میافتن
در بدترین حالت اونا جمعه میرسن
و همه میرن به خونه و باهم دیگه خوش میگذرونن
ما نمیتونیم اجازه بدیم که اینجا بمونی
رُز؟
میشه موظب کاترین باشی تا وقتی خوانواده ش بیان ؟
راستش من حالم زیاد خوب نیست - خوب نیست؟ -
راستش گلو درد بدی دارم
باید استراحت کنم
... خب
خانم پرسکات، شما با آقای کُرنیش تماس میگیرین
هم خونه و هم تلفن شون
البته، تماس می گیرم
خوبه نه؟
کاترین
خوبه
سلام، پدر
منم
زنگ زدم ک ببینم تو ومامان کجایین
دارین میاین یا نه
به مدرسه زنگ بزنین
خب باشه
خداحافظ
خدای عزیز، ممنون که این غذارو برا امشب ما فراهم کردی
میدونی که من امشب مواظبت نیستم، درسته سال اولی؟
آقای گوردن گفت باید بامن بمونی
و تا آخر تعطیلات بهت بچشبم؟
... آقای گوردن گفت - آقای گوردن اینو گفت، آقای گوردن اونو گفت -
مگه دستگاه ثبت صدایی ؟ - کجا داری میری ؟ -
من؟ هیچ جا
دارم میرم بهشون بگم حالم خوب تیست
و تو رختخواب می مونم
تو در مورد خواهرا چیزی نمیدونی، درسته؟
چی رو باید بدونم؟ - میدونی اونا کلاه گیس میذارن؟ -
رو بدنشون هیچ مویی ندارن
هیچ جاشون هیچ مویی ندارن
دفعه بعد به ابروهاشون دقت کن
کلن مصنوعیه
واقعی نیستن
حقیقت نداره - تو درمورد خواهر جن هیچی نشنیدی؟ -
سه سال پیش فارغ التحصیل شد
وقتی زیر نور ماه راه می رفت
و شیطان و عبادت م یکرد
آره
کی بهت گفته؟
جلو آینه ی من نیا باشه؟
به وسایلم هم دست نزن
یکی این توئه
تماس با مشترک مورد نظر ... قطع شد
آهای
خوبی؟
اون کت نمیتونه خوب گرمت کنه
منتظر کسی هستی؟
میتونیم تا یه جایی برسونیمت؟ باید حسابی سردت باشه
مسیرتون کجاست؟
داریم برمیگردیم به سمت بزرگراه بعدش میریم به سمت شرق
تو چی؟ جایی میخوای بری؟
پورتسمیت - البته، اونجارو میشناسم -
من اونجا پارک کردم همسرم تو ماشین منتظره
میبینی؟ اونجا
من بیل هستم اسم تو چیه؟
جووان
اسم منم جووان - جووان -
اسم قشنگیه
از آشنایی باهات خوشبختم
بیل، چیکار داری میکنی؟
داشتم کمکش می کردم
بیا
ما اونو تا پمپ بنزین بعدی میرسونیم
ما باید کمکش کنیم
بهم زنگ بزن باشه؟
من تلفن همراه ندارم
همین؟
دیگه اینو نگو
چی باید بگم؟
هیچی
من مواظبشم
حداقل بذار تا اونجا برسونمت - نه -
به هیچ وجه
مواظب خودت باش باشه؟
مواظب باشم، آره خب
احمق
کاترین؟
فک کنم کمکت کنه بهتر بخوابی بیل
سلام
بیل هستم
همون که ایستگاه اتوبوس دیدیش
میشه بیام تو ؟
فقط خواستم ببینم حالت چطوره؟
میبینم که بالاخره بیدار شدی
خب
فک کنم خیلی اون بیرون مونده بودی
تقریبا 4 ساعت رو صندلی عقب خوابیدی
معذرت می خوام - بخاطر چی ؟ -
قانون شماره یک : نباید از من معذرت بخوای، خانوم جوان
خوشحالم که کمکت کردم خب؟
معذرت می خوام
مشکلی نیست
چرا اینکارو میکنی؟
چیکار میکنم؟ - انقد به من کمک می کنی؟ -
تو به خدا اعتقاد داری جووان؟
نه
نه ؟ فقط همین؟
نه
تا حالا دنبالش گشتی؟
خیلی عجیبه
مردم فک میکنن که باید تو کتابا دنبالش باشن
تو کلیسا
یا یه مجمسمه
یا شاید تو شعله یک شمع
اما من اینجوری پیداش نکردم
من تو اتفاقایی که میافته دنبال خدا میگردم
در اتفاقایی که همزمان برامون می افتن
No comments yet. Be the first to leave one.