The first 200 lines.
معمّا
سلام
سلام
عزیزم میشه داروهای نادام رو بدی دست؟
اره
اینجایی؟
عزیزم
بیا یه کم شیر میخوای؟
صبح همه بخیر
سلام - سلام سلام -
<بس کن <دیو
داری موهاشو میکَنی
بهش میاد
میشه شبیه
داره دیرمون میشه بابا
روز خوبی داشته باشی عزیزم
بای بای
دوستون دارم
مراقب باشین
هی...ناهارت
پس....آخر هفته کجا میخوای منو ببری؟
خب...بزار ببینم
اُه...پسر
بیا اینجا
خدای من خیلی احمقی
ناتان
هی...فراموش نکنی که بعد از کلاست بیای پیشم
بسیار خب صفحه ۲۰۷ کتابتون رو باز کنین
همه دیشب این درس رو خوندن؟
چی شده؟
جنگ داخلی
جنگ های کلیدی
July 21,1861 کسی میتونه معنی اینو در تاریخ بهم بگه؟
<آقای<ماتیو کالدویل
.خب....این اولین جنگِ بود
درسته میتونی بهم بگی که کدوم برنده شد؟
خب...اون جنگ خیلی درهم برهم بوده
اما در اون جنگ سرهنگ توماس جکسون ارتقا گرفت
نام مستعارش هم بود
<جمع و جور کردن <جانی راب
و برگرداندن اتحاد به D.C.
بسیار عالی
اما گزارشان جنگ خالی از بحث نبود
درست زمانی که متفقین انبار مهمات متحدین رو در تصرف کرد
سوختی
میدونی که ازت متنفرم؟؟
نه...یعنی منظورم اینه که میخوام بدونی
چطوری تونستی اون آشغال رو بخوری؟
اینو میگی؟
باشه؛ خیلی خب من میرم
<هی....<لندی
اینجارو نیگا
لعنتی
خب....حالا کیه که مُرده؟؟
<هی....<مت
اینو نیگا کن
این کوچولو چهارتا روبی هزینه برداشته
اون مال من بود
چی گفتی؟؟
<هی <کَم
شما دوتا
چیه؟ ما فقط داشتیم غذا میخوردیم
تو توقیفی
به نظرت ممکنه یه روزی همزمان با بقیه فارغ التحصیل بشیم؟
اونجارو اون راسوی کوچولو رو نیگا
بزن بریم
چی شده ؟
خب.....میدونم که چرا دوس داری اینجا بشینی
منظورم اینه که من چهارتا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم
چی شده ؟
اون پسرای عجیب غریبُ که با برادرت حرف میزنن رو میبینی؟
مشکلی نیست
خوبه دخترا دوباره
اون ناتانه؟
درسته
هی....تو هم ماشین بازی؟
داشتم"plymouth"ِ یه مدل
با دوتا اگزوز
مدل ۳۱۸ ؟ اره ...خودشه
اون دروغ نمیگه اون واقعا خوشگله
ببینم میخوای ببینیش؟
من...آخه نمیتونم
باید منتظر خواهرم باشم
ول کن بابا
اون به هرکسی ماشینشو رو نشون نمیده ها
آماده این دخترا؟
کِی منو برمیگردونی؟
جوجه دوس داری؟
بس کن پسر
بدو
خوبی کوچولو؟
اصلاً جالب نبود پسر
کم مثل دختربچه ها باش
من که نترسوندمت....درسته؟
حرومزاده
!!!! اون خودشو خیس کرد
!!!اونم روی روکش صندلیهای جدید
گموش پایین دیود گمشو بیرون از ماشین من
هه...دیود اونجا توی گاراژ یه حمومه
برو خودتو تمیز کن.باشه؟
ببین میتونی یه کم آبجو پیدا کنی
میرم بچه (دیود) رو بیارم
احتمالا افتاده توی گوه ٍ خودش
هی...رفیق حاضری؟
اینجایی؟؟
ناتان کجاس؟
نمیدونم
خدا کنه سالم باشی
<هی....<هولز نظرت چیه؟
اُه....خیلی خوشگله
امروز حتمن باید بری؟
دلم میخواد زودتر برگردم
خانوادم توی زندگی میکنن
باید واسه دوران متأهلیم یه خونه بگیرم
بمون دیگه باهامون بیا به پارتی
واقعا نمیتونم
باور کن باید برم
قول میدم که هفته دیگه برگردم
پس میتونیم یه کارایی بکنیم
درسته .تو همیشه اینو میگی
ولی همش سرتو میندازی توی کتابات
یه نوشیدنی برام بیار
ازون خوشت میاد؟
روزتون بخیر
هی اینا همش مال توه؟
اره
امروز کمک خیلی بزرگی کردی
اٌه....واقعا؟ من فروشندگی رو دوس دارم
خب...خوشحالم که از کارت راضی هستی
امروز اینجا مثل تیمارستان شده
آه.....متاسفم
عزیزم.....طوریت نشد؟
خوبم میتونی چند دقیقه جای من وایسی؟
!!!ناتان ؟
ببخشید آقا
کسی از شما چوب واسه آتیش خرید؟
هر روز کلی میفروشم
اون ریش داشت.با یه ژاکت کثیف با کفشای قدیمی
آره
اون ازم چوب نخرید !اون بهم چوب فروخت
حدود این موقع سال کمی باهم معامله میکنیم
اسمش چیه؟
خب....تاحالا هیچوقت اسمشو نگفته
اون زیاد حرف نمیزنه
اون همه کاراش عجیب غریبه
همیشه مقدار زیادی چوب جنگلی میارن
حالا چرا پرسیدی؟
تو روبراهی عزیزم؟
آره.همه چی روبراهه
باید برم
واقعا متاسفم
هی....هی شما
نه...نترسید
ببخشید آقا؟
میشه بهم بگید مرکز پلیس کجاس؟
آقا؟
ببخشید
ببخشید
من حتماً باید با کلانتر صحبت کنم
اسمتون؟
"هالی تلر"
الان داره صحبت میکنه
کمی بشین
میشه از تلفنتون استفاده کنم؟
مشکلی نیست
سلام."دیود تلر" هستم
درحال حاضر امکان پاسخ به تماس شما نیست
اما اگه پیامتون رو بزارید در اولین فرصت باهاتون تماس میگیرم
ممنونم
"آمبر"
آه خدایا
اون پسر منه تو چرا نگرانی؟
چونکه تو فقط بلدی به قیافت برسی
God, give it a rest, Dad.
"بیل"
ببین کی اینجاس
کلانتر ریچاردز؟
من هالی تلر هستم
خواهر ٍ ناتان تالر
چه کمکی ازم بر میاد؟
من داداشمو دیدم
اون زنده ست.و فکر میکنم که اینجا توی "ریدل" هست
صبر کن ببینم
!گفتی برادرت؟
اینجا توی ریدل؟
اینجا که نه
توی "جفرسون".اما مطمئن نیستم
!مطمئن نیستی - اما فکر کنم اونا اینجا بودن -
تو مطمئن نیستی
خب...من یه مرد رو توی یه ماشین باری دیدم
ناتان کنار دستش نشسته بود
خانم ٍ تلر،درک میکنم که چقد سخته وقتی اعضای خانواده کسیشون رو از دست میدن
من داستان نمیگم براتون
بسیار خب بیایید توی دفترم صحبت کنیم
بشینید
حالا شاهدی هم دارید؟
اینطوری میشه یه کارایی کرد
...اما من بهتون گفتم که خودم اونو دیدم
خب....خیلیا اونو دیدن
یا ادعا میکنن که اونو دیدن
No comments yet. Be the first to leave one.