The first 31 lines.
کم کم شـروع به دوست داشتنت کــردم
مـا کم کم خیلی به هم نزدیک شـدیم
ولــی مشکــل چی بود؟
در این مورد نمیدونم چیزی بگــم
در موردِ اینکه در موردم چه فکری میکردی
خــیلی کنجکــاوم
امیدوار بودم تو هم حست شبیه به من باشه
یعـنی مــن مشکل بودم؟
در این مورد نمیدونم چیزی بگــم
اگـه نزدیک بشـم
تو دور خواهی شـد
حتی اگه به سمتم بیــای
یه قدم به عقب برمیـدارم
اگـه همش اینجـوری
از هم دورتر بشـیم چی؟
اما تو آروم آروم نزدیک تر شو
مـدام بهت نگـاه میکنم
شاید دارم سعی میکنم
تــویِ قلبــم جات بـدم
میدونم هر چی بیشــتر سعی کنم
بیشـــتر درد خواهم کشــید
ولی این آسون نیست که
از تویِ قلبــم
بیـــرونت کنــم
چـون میتـرسم که جایِ زخمش همیشه باقی بمونه
بـرای اینکه فراموش کنم
چشم هامو میــبندم
ولــی لمسِ
دستــایِ گــرمت
باعث میشـه قلبـم
بتــونه بهت گوش بده
No comments yet. Be the first to leave one.