The first 200 lines.
چه اتفاقی افتاده؟
...فقط
تلاش دوم برای ترور
فکر کنم یکمش رفته تو دهنم
خدا لعنتش کنه
این صندلی عتیقهس
چه طلسمی استفاده کرد؟
نمیدونم
فکر کنم یه طلسم قتل درست کرد و روی خودش اجراش کرد
درست کرد؟
اون کلمهی جادویی رو تغییر داد
امکان نداره
...غیر ممکن نیست، فقط
به شدت مشکله
چندتا طلسم مختلف هستن که میتونن به همچین نتیجهای منجر بشن
خیلی خون اینجا ریخته
امیدوارم مال من نباشه
خودت رو تمیز کن و چندتا شاگرد بفرست این پایین
باید رأی گیری رو عقب بندازی
تو هم خوشت میاد، مگه نه؟
قطعاً به چیزی که من فکر میکنم اشاره نمیکنی
یک سازمان مرموز یهو از نا کجا آباد پدید میاد
رهبرش به طور معجزه آسایی دقیقا سرِ شامگاهِ انتخابات دستگیر میشه
از تمام کارهای ناشایستی که تا حالا انجام دادی و کم هم نبودن
این با فاصله ناشایست ترینشون بوده
بی کفایتیِ من الان موردِ بحث نیست
نه، نیست
مگوس کبیر بعدی راجبِ سرنوشت تو تصمیم میگیره
نمیتونی تا قبل از اینکه از شر این خلاص شی ادامه بدی
اگه میخواستم هم نمیتونستم انتخابات رو متوقف کنم
و نمیکنم
مگوس؟
اون سه تا احمق رو بیار اینجا !حالا
تو دیگه این اختیار رو نداری که به شاگردها دستور بدی
من هنوزم مگوسِ معبد هستم
و منم رهبر شورایِ عرفانی هستم
!باشه بیتسی میخوای چیکار کنی؟
اون گرگها رو بیار اینجا
ولی به عنوان زندانی
حالم بهم خورد
ببین، پوستِ میدنایت حتما دستِ سالوادوره
خب، باورم نمیشه که میدنایت باهاش خو بگیره
نمیدونم متوجه شدی یا نه ولی میدنایت یجورایی کلا بی تفاوته
باید پوست رو پس بگیریم
برید معبد، ورا میخواد ببینتتون
سلام
عه، سلام
ما اومدیم که همراهیتون کنیم
خب، بهش بگو ممنون، ما سرمون شلوغه
دروغگوها
و گرگینهها
چه بخواید چه نخواید، باید باهامون بیاید
یه لطفی به خودتون بکنید، اونا رو بذارید کنار
دستورات، دستورات هستن
میشه همهتون یکم اروم باشید؟
فاولی مرده
همه فکر میکنن شما مسئول هستید
پس ورا میخواد ما رو بندازه پیش گرگا
اون استعاریهاشون
نمیدونیم
اون نمیخواد اینکار رو بکنه
ولی نظر اون دیگه مهم نیست
حالِ ورا خوبه؟
میخوان برکنارش کنن
و وقتی که اون بره
شماهم میرید
جوری که من میبینم
میتونید تبدیل بشید و از اینجا برید
...و فرقه رو مجبور کنید یه ارتش بفرستن دنبالتون
یه ارتش از نخبههای دیوث؟
یا میتونید مستقیم برید و باهاشون روبرو بشید
و غل و زنجیر شده هم میرید
امکان نداره
اون ازت خوشش نمیاد
منم ازت خوشم نمیاد
خیلی
حال بهم زنه
همیشه میریزه رو سقف
نمیفهمم چرا نمیتونیم از جادو برای تمیز کردنش استفاده کنیم
اگه از طلسم اشتباهی استفاده کنیم و عکس العمل بدی داشته باشه
ممکنه یه گند بزرگتر بالا بیاد
تو اونو تمیز میکنی
اینجور که بوش میاد، ما دیگه نباید
نگران نظرات ورا استون باشیم
یا اون گرگهای دست اموزش
به عنوان کسی که تا همین چند وقت پیش به پوستهی گرگینهایش چسبیده بود
بنظر حرفهات رو تغییر دادی
فقط بخاطر اینکه یه حسی به لیلیث داشتم دلیل نمیشه از بقیهشون خوشم بیاد
هم، بخاطر خودت امیدوارم حقیقت داشته باشه
ببخشید؟
...عه، پس جدی بودی، فقط
وقتی که ورا بره احتمالا تو رو برای اثبات وفاداریت فرا میخونن
وقتی از حملات به فرقه خبردار شدیم
که شامل دستگیریِ یکی از شاگردهامون هم میشه
ایشون - میشه یلحظه جدی باشی؟ -
نه اگه بتونم ازش اجتناب کنم
ردِ کامرون فاولی را در یکی از خانههای مخفی پرکسیس زدیم
دستگیرش کردیم، و اوردیمش به معبد
ممنونم
و بخاطر کارتون هم ممنونم
و ورا چه ملاحضات خاصی رو
در مقابل اینکه براش یه بز قربانی بیارید پیشنهاد داد؟
فاولی یه بز قربانی نیست
ببینید، دارید وقتتون رو تلف میکنید
اگه میخواید اطلاعاتی راجب فاولی به دست بیارید سالواتور گرنت رو پیدا کنید
ما فکر میکنیم اون رهبر واقعی هست
من فکر میکردم کامرون فاولی رهبر پرکسیس هست
بله، ماهم همینطور
ولی حالا که اون مردهست شخص دیگری مدیر اصلی میشود؟
بنظرت یکم راحت نیست؟
بنظرم حقیقتش اصلا راحت نیست
و چیز دیگهای هست که باید راجب این شرورِ جدید بدونیم؟
...بنظرم - سوال را پاسخ بدهید -
...منظورم اینه که - نه -
اه، اون
هم یه گرگینهس؟
اوه، مرد
خیلی ناراحت کنندهس
گرگها فقط میخوان کارشون رو انجام بدن
و ما جوری باهاشون رفتار میکنیم که انگار اونا ادم بده هستن
ممنونم، فیلسوف
لطفا تا موقعی که از شما شهادت خواستیم صبر کنید
بیخیال! مگه اونا چیکار کردن که لیاقت چنین رفتاری رو داشته باشن؟
نیازی به شما نداریم اقای براون
اشتباه میکنید که اینجوری باهاشون رفتار میکنید
خودتون رو کنترل کنید
خشم خیلی زیادی
در دنیا هست
وضعیت خیلی بهتر میشه اگه یک لحظه وقت بذاریم و از همدیگه قدردانی کنیم
چه مرگت شده؟
Notas argenteas
بنظرم تمیز کردن معلم اخلاق
به من یک روز
مرخصی میده
ما رو زندانی کردن
تو هیچ حقی نداری که ما رو قرنطینه کنی
هر طلسمی که فاولی رو کشته
یه واکنش زنجیرهای داره
نمیتونیم ریسک خارج شدن از معبد رو بکنیم
بیشتر بنظر میرسه اول فاولی رو کشتی بعدشم رابرت رو
رابرت توسط یه طلسم کشته نشد
صدای زنگ نشنیدیم
کدوم صدای زنگ؟
هردفعه کسی جادوی بدی انجام بده
شوالیهها صدای زنگ میشنون
یجورایی هشدارِ جادوئه
اوه، اینم یه راحتیِ دیگه
تئوریهای توطئهت دارن حوصلهم رو سر میبرن
و خواستِ مکرر تو
برای رسیدن به هدفهات با ترس و دروغ داره من رو میترسونه
درست فکر کنید
خیلیخب؟ فاولی دقیقا میدونه داره چیکار میکنه
این کاریه که پرکسیس میکنه استراتژی و فریب دادن
خیلیخب؟ باهامون بازی کردن
و من از اینکه بخوام کار درست رو انجام بدم نا امید شده بودم، گذاشتم هرکاری میخوان بکنن
پس اقرار میکنی؟
این تقصیر توئه
اوه، میخوای منو سرزنش کنی؟
شروع کن
دقیقا وقتی که میتونیم روی اینکه چطور اونارو متوقف کنیم تمرکز کنیم
معبد پاکسازی شد، دوباره
پس میتونیم ادامه بدیم
اون اشتباه میکنه، این فقط شروعه
معلومه که اشتباه میکنه، اون کپلره
مشکل اینو قبل از اینکه اون
منو از بقیهی تواناییهام عزل کنه ثابت میکنه
چیز دیگهای هست؟
الیسا فکر میکنه ودی مکیوم رو نگه داشتی
فکر میکنه دلیل اینکه جادوش کار نمیکنه اونه
خانم دریک منو از تئوریهاش آگاه کرد
این یه جواب نه نیست
میدونی، تا اینجای هفته من یه سوگندی خوردم که نمیدونستم سوگند حساب میشه
و اثر انگشتم رو روی یه عفونامهی بی ارزش گذاشتم
محض اطلاعت، نگرانیهای بزرگتری هم داریم
و بعد فهمیدم که تو دوباره بهمون دروغ گفتی
میدونی به الیسا چی گفتم؟
که اگه نگهش داشتی، قصد بدی نداشتی
کاری نکن پشیمون بشم
یادداشت شد
Aperiatur
لعنتی
حقش بود
خب پس
خورشید در اولین سپیدهدم، بالا آمد
جادو نیز با آن افزایش یافت
و خود را به چهار
عنصر تبدیل کرد
اب، خاک، هوا و آتش
آتش قبل از اولین انسان نمایان شد
او گفت
اینک
من آنیام که از شما حمایت میکند
مرا ستایش کنید، جادویم را با شما تقسیم میکنم
اولین انسان گفت بله
اسمش مگوس بود
ورا استون برای مگوس کبیر نامزد شده
چه کسی در اینجا نور خود را به او عطا میکند؟
ناموسا شوخیتون گرفته؟
اون به ادوارد کاونتری خیانت کرد
اون گرگهایی رو وارد کرد که باهاشون به ادوارد خیانت کرد
No comments yet. Be the first to leave one.