The first 200 lines.
چرا داری این کارو میکنی؟ ببین، اینجا جای
این حرفا نیست
پس اینجوریه, ها؟
تو فقط میخوای بهم بگی چکار کنم
من بهت نمیگم من قوانین رو نساختم
قانونهای جشن فارغالتحصیلی وجود داره، درسته؟
قوانینی وجود داره پسرت دختر منو میبره
با دسته گل
یه سری عکس میگیرن اونا به مجلس رقص میرن
اونا برمیگردن خونه ، شاید یه بوس
روی گونه و بعد هم همین. همین
تعجب میکنم که دلت نمیخواست
با دست دادن تمومش کنن
میتونن اون کارم کنن برای روشن شدن خودم
باشه این گل
و عکس و همه اینا که در خونه تو اتفاق میافته؟
آ ره. منظورم اینه که, نمیفهمم فرقش چیه اما آره
اوه، تو نمیفهمی که چه فرقی میکنه -. خوبه، خوبه
اگر نمیدونی تفاوتش چیه
چطوره تو ترتیب لیموزین رو بدی
و اینجوری من میتونم
روی صندلی راحتم تو خونه بشینم
در حالی که همه ی این عکس و دسته گلا ت.
و خونه من اتفاق میافته نظرت چیه؟
چرا ، گریس و ویل
تو مجلس رقص همدیگه رو نبینن؟
اینم از این مشکل حل شد
ببین, من تو یکی
با دنی موافقم. به نظر من همیشه پسر باید بره دنبال دختر
بقیش مهم نیست
رفیق خودمه درسته
امیدوارم این به این معنی نباشه که
فکر میکنی فردا شب رانندگی میکنی امکان نداره این اتفاق بیفته
صبر کن، صبر کن
فردا چه خبره؟ چی؟
اوه، هیچی ما فقط میخوایم بریم عروسی
جون یه لطفی بهم می کنه
و همراه من میشه
چرا اینجوری نگام میکنین؟... این
یه همراهی ساده است
واضحه
نکن. نیازی به این کار نیست, بچهها
باشه
خیلی خب باشه
شماها بعضی اوقات خیلی عجیبغریب هستین
هی
ببینید کی اومده. خواهر کوچولو برگشته به شهرش
ببخشید دیر کردیم هی
قسنت تحویل چمدونا خیلی شلوغ بود
خیلی طول کشید تا وسایلش رو بگیره . خودت که میدونی
آ ره, انگار تقصیر من بوده
نه، نه من تو رو مقصر نمیدونم
نه، هی، به حرفش گوش نده
حالت چطوره؟. آه از دیدنت خوشحالم درست سر وقت اومدی
از دیدنت خوشحال شدم. سلام خوش اومدی، مری
هی، جونیور تانی
این خواهرم کوچولومه, مری سلام
از دیدنت خوشحالم از دیدنتون خوشحالم. سلام
سلام. سلام خوبه
آ ره.. امم دوستای جدید. خوشقیافه
... آره، اونا جوون
که میتونن وقتی کنارتن تو رو پیر نشون بدن
این یه امتیاز اره
آره حرف بچهها شد، "جونی" چطوره؟
الان باید پنج شش سالش باشه شش سالشه
این دیوونگیه اون ۶ سالشه
ممنون که پرسیدی اما به اولین دورهمیه ،
اردوگاه دختر پیشاهنگی خودش رفته
پس من برای یه سفر کوتاه اومدم اینجا - آره
و واسه همین چند روز مرخصی گرفتم
می دونید ، فریزر رو
با بستنی های نعنایی پر کردم
فقط میدونی
خیلی خوب. یادت هست اره.
، نه اینکه تو اونجایی تا اونا رو بخوری، اما آره
یادم بود اوه - اوه
من میدونستم که تو هنوز عصبانی هستی من عصبانی نیستم
چرا، هستی تو کاملاً عصبانی ای
مگه نه؟ رگ هات زده بیرون
تو عصبانی ای. آ ره
چرا عصبانی هستی؟ چرا عصبانیه؟
چرا من عصبانی ام؟
چون من یک خونه از سرویس برنامهی آنلاین برای خودم اجارهکردم
چون من به گربه آلرژی دارم که
اون به فرزندی قبولش کرده هیچ گربه به فرزندی قبول نکرد
من گربه رو قبول کردم
چون اون میخواست تو خیابون ولش کنه
تا خودش از خودش دفاع کنه و اون نمیتونست
باشه؟ فقط دارم میگویم
اگر دلیل دیگه ای هم هست که تو نمی خوای با من بمونی
پس فقط تقصیر اقای پیکل ننداز همین
، شاید، میدونی اون فکر میکنه که اونجا یکم شلوغه.
تو یه عضو نیروی دریایی تو اتاق مهمونت داری
روی کاناپه یه سگ داری
آره، انگار خونت کاملا پر شده، خب؟
باشه پس، من مشتاقانه منتظر این برنامه هستم
چون خیلی خوبه، مگه نه؟ جدید
. خیلی جدیده که حتی یه بازدید هم نداره
هیچکس هیچکس چیزی در این مورد نزده
ممکنه اصلاً وجود نداشته باشه
احتمالاً یه فاجعه ست فکر کنم تو یه فاجعهای
شاید باید جلوی پذیرش حیوانات رو بگیری
بیاحترامی نباشه خوشحالم که اینجام
خوبه که اومدی خونه، مری؟
فقط بگو بله . بله
هی، تو نمیتونی اونجا پارک کنی، رفیق
فقط تاکسی
سلام
اشکال نداره موزیک پخش کنیم، مگه نه؟ ... آه
آه خدای من عزیزم
این آهنگ منه
اره
خانم دارم درست میرم
نه
آه! اون نانوایی رو دیدی؟
میخواین برید اونجا؟ نه
اما شیرینی های خوبی داره
داداش داره بالا میاره
صبر کن، صبر کن
نه نمیارم
صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن
اره
براش فرستادی اره
به چپ آ ره دختر
آقا، بیدار شید رسیدیم
ممنون شب خوبی داشته باشید
ممنون
با دایانا تماس گرفتید پیغام بگذارید
سلام، عزیزم
من تازه دارم کارم تموم شد به زودی میام خونه
دوست دارم
رفیق، اینجوری نیست از برنامه استفاده کن
به علاوه, امشب دیگه کار نمیکنم
حرکت کن همین الان
[Hawaii Five-O theme song plays]
"صبح بخیر خانم" ری
برای عروسی بزرگ امشب تون آماده شدید؟
بله، هستم. در واقع، متوجه شدم که
وقتی دیروز این موضوع مطرح شد،
نگاهت خیلی چیزها برای گفتن داشتند
پس فکر میکنی میتونی نگاه من رو بخونی؟
بچه، لطفا
بهتره "سانسکریت" رو امتحان کنی آسون تره
خیلی خب
خیلی خب، باشه، باشه اعتراف میکنم
من یکم کنجکاو شدم
وقتی شنیدم جونیور را به عنوان همراهت به عروسی دعوت کردی
به هر حال، میدونی که وقتی یه نفر رو به عروسی دعوت کنی
این معمولاً قرار محسوب میشود
بله
درسته ، اما در این مورد، جونیور میدونه که ما به عنوان ،
دوست خواهیم رفت و راضیه
باهاش مشکلی نداره خودش هم همین رو گفت
اون میتونه این رو بگه تا ماه به پنیر سبز تبدیل شه
میبینم که این پسر چطور به تو نگاه میکنه
خیلی خب، ببین
شما دوتا بزرگ شدین
من سعی نمیکنم تو کارتون دخالت کنم
تنها چیزی که من دارم سعی میکنم به تو بگم اینه که
ممکنه جونیور یک تفنگدار عضو نیروی دریایی بزرگ و قوی به نظر برسه
که هست اما داخل سینه اون مرد
قلب یک سگ کوچک میزنه
فقط مراقب باش
لو ، سال ۲۰۱۹
من امیدوارم که سیاست جنسیت
حداقل تا جایی که مردا و زنا بتونن دوست باشن
رشد پیدا کرده
دوباره اون نگاه
تو می دونی
بله دوک
باشه. خیلی خب، داریم میایم
نگاش کن، مجبور شدی ماشین خودت رو برونی
مک گرت باید واقعاً تو مرخصی باشه
آ ره. نمیتونی به من بگی که دارم میدرخشم؟
احساس آرامش میکنم
آره؟ خب, فکر میکنم هر چیزی که قراره بشنویم
اون درخشش رو از صورتت پاک میکنه
حق با اونه. اچ پی دی یه تماس
از زنی گرفته که دیشب دوست پسرش به خونه نیومده
اون شیفت شب
اسنپ کار میکرده
ما ماشینش رو ردیابی کردیم و اینجا پیداش کردیم
اسنپ
خوبه چون هر تام دیک و هریی
نمیتونه بپره تو ماشینت؟
خوب ، در این مورد ، اینطور نبوده.
ممنون
راننده دوتا گلوله خورده
بسیارخب. پس, ما شماره ی تام, دیک یا هری داریم؟
چون به نظر میاد,
مسافر احتمالاً مظنونه اره
تئوری خوبیه, اما یه مشکل وجود داره
مسافرم دوتا گلوله خورده
پیچیده شد
این جا چه اتفاقی افتاده؟
نمیدونم, اما دوک یه چیزی پیدا کرده که شما باید ببینید
رانندگی کن
راننده یک محلی به نام سام پوکاهیی
فرد گروگانگیر کارتر هیله
طبق گواهینامش, او اهل نیوجرسیه
No comments yet. Be the first to leave one.