The first 198 lines.
"...تشخیص تکنولوژیهایی که به اندازه کافی پیشرفتهاند"
"از جادو ناممکن است"
ما مسافرانِ زمانیم
،در سال ۲۰۵۰
آلیس ما بالاخره موفق به سفر در زمان شد
با این اندیشه که ما میتوانیم ،خیلی زود عزیزان درگذشتهمان را ببینیم
...و این تفکر که
میتوانیم با بازگشت در زمان ،زندگی جدیدی را تجربه کنیم
مردم سرشار از شادی شدن
و در نتیجه، زمان و دنیا
تبدیل به سیال شدن
و زندگی مردم بسیار غنیتر شد
این، تا زمانی بود که کتاب کشف شد
...شایعات میگند
...که کتاب دارای پایانی غمناک
برای سفر زمانی که به تازگی شروع شده است، است
مردم آن کتاب را
کتاب پیشگویی" نامیدن"
...باید اون کتاب رو
جهتِ در جریان نگه داشتن سفر زمان پیدا کنم
...و به خاطر همینه که
،امروز من به سال ۱۹۹۲ رسیدم
...تا
کتاب رو پیدا کنم
عزیزم، چرا داری گریه میکنی؟
چون آسمون یهو داد زد
چه آسمون بدجنسیه
بابا، داری به چی نگاه میکنی؟
بابا؟
میخوای قایم موشک بازی کنیم؟
قایم موشک؟
اونوقت تو میای پیدام کنی؟
،این بار
جفتمون قایم میشیم
خیلی خوبه
برو قایم شو
تا وقتی بهت نگفتم بیرون نیا، باشه؟
صبر کن
نباید این رو گم کنی، باشه؟
محکم نگهش دار، خب؟
قول انگشت کوچولو بده
.دکتر جانگ دونگشیک من دنبالِ کتاب اومدم
پس شروع شده
از سال ۲۰۵۰ اومدی؟
خفه شو و کتاب رو رد کن بیاد
از پَس این یکی برنمیای
چاقو رو بنداز
پیداش کردم
بله
نمیخونمش
آره. میارمش اونجا
چیزی نیست
کتاب رو بده بهم
کی فرستادتتون؟
من یو مینهیوک از آلیسام
ما این کتاب رو با خودمون میبریم
این کتاب چی داره، که همهتون اینقدر میخواینش؟
بریم
یه لحظه
فکر کنم یکی اینجاست
طبقات بالا رو چک کن من این پایین رو چک میکنم
باشه
کجاست؟ بقیهاش کجاست؟
بهم بگو. بقیهاش کجاست؟
!بهم بگو
!ببخشید. خیلی ببخشید
الان دیگه چیزی نیست
اسمت چیه؟
!نمیدونم
چیه؟ داری چیکار میکنی؟
بذار مردم این دنیا واسه جرمی که مرتکب شدی مجازاتت کنند
پلیس داره میاد. بریم
توی شوکه
نمیتونیم همینطوری ولش کنیم - اما نمیتونیم ببریمش هم -
پلیس اینجا به خوبی ازش مراقبت میکنه
باشه. فهمیدم
اما حداقل تا وقتی که برسن
اونجا رو چک کن - باشه -
چیزی نیست
...نمیدونم
.نمیتونی محتویاتش رو چک کنی این قانونه
اسمی از بچه نبرده؟
گفته. توی بیمارستان تحتِ درمانه
واقعا؟ پس خوبه
بیا آماده شیم برگردیم
من هنوز حالم خوب نیست
باید به خاطر تشعشع سیاهچاله باشه
از دیروز نمیتونم چیزی بخورم و همهاش بالا میارم
اگه خیلی بده، باید واسش دارو بخوری
حداقل وانمود کن اهمیت میدی
میخوام کار رو به بهترین نحو تموم کنم، واسه همین رفتارم اینطوریه
ببخشید
سیاهچاله تا نیمهشب امشب فعال میمونه
بیا بریم بیرون
اگه به خاطر تشعشع باشه هوای تازه حالت رو بهتر میکنه
به من اهمیت نده
چطور میتونم؟
تو کسی هستی که بیشتر از هرکسی توی این دنیا دوستش دارم
ها؟
دوش بگیریم و بعدش بریم؟
باشه
"از کجا شروع کنم؟"
"...تراژدی"
"زمانی آغاز شد که او در زمان را باز کرد"
"اگر بچه از درِ زمان عبور نکرده بود"
"هیچکدام این وقایع به وقوع نمیپیوست؟"
"اگر کودک هرگز متولد نشده بود، هیچکدام این اتفاقات نمیافتاد؟"
چی شده؟ هنوز حالت خوب نیست؟
آره، حالم خوب نیست
،تو دوازده هفته بارداری نمیدونستی؟
آزمایش قبل از زایمان بده و برگرد
خانم؟
...تو موقع بارداری از
سیاهچالهای که پر از تشعشع بوده رد شدی
منطقی باش
ما نمیتونیم بدونِ اینکه دوباره از سیاهچاله رد شیم برگردیم
اگه اینکار رو بکنیم هم، ممکنه اتفاق وحشتناکی برای بچه بیافته
...اگه اینجا
دنیا بیارمش چی میشه؟
چرت نگو
.ما کلی کار توی خونه داریم سقطش کن
کار داریم؟
...تهیی، منظورم اینه که
گشنمه
سقطش میکنم
اینکار رو میکنم
اما قبلش، بذار به بچه یه غذای خوب بدم
بله؟
پلیس
لطفا از ماشین پیاده شید
چشم
!درخواست پشتیبانی دارم
مظنونین محاصره شدن
اوه، نه - چی؟ -
من میپیچونمشون
توی هتل منتظرم شو
مراقب باش
تهیی
تهیی
تهیی
مینهیوک عزیز
الان درونم قلبِ دیگهای دارم
،از قلبِ من کوچکتر و آسیبپذیرتره
اما میتونم تپشش رو حس کنم
قلبِ کودکم رو
پس چطور میتونم از دستش خلاص شم؟
اون بچه منه
درون من زندگی میکنه و نفس میکشه
این انتخاب منه
،درست همونطوری که تو آلیس رو انتخاب کردی
من آینده کودکم رو انتخاب میکنم
...پس نگران من نباش
یا برام احساس تاسف نکن
من دیگه یون تهیی نیستم
بیشتر هول بده
تقریبا تمومه
تلاشم رو میکنم
الان دیگه من یه مادرم
جینگیوم
جیگیوم، داری چیکار میکنی؟
دارم با یه سنجاقک بازی میکنم
سنجاقک؟ - آره -
میشه منم بیام؟
آره
سلام، خانم معلم
متوجه منظورتون نمیشم
دیروز، پسرها داشتن با خرگوشها بازی میکردن
بعد یه مدت، جینگیوم از بازی خسته شد
...و گوشهای یه خرگوش
رو برید
وقتی به یکی میگیم ،کاغذ رو خُرد نکنه
واسه اینه که هدر میره، نه اینکه چون واسه کاغذ حسِ بدی داریم
اما جینگیوم متوجه تفاتشون نمیشه
اون فاقد حس همدردیه
اما خوشبختانه، هوشِ بالایی داره
با آموزش مکرر قطعا بهتر میشه
علتش چی میتونه باشه؟
لطفا این رو ببینید
،بخش قدامی نمیکره چپش که احساسات رو کنترل میکنه
به طرز قابل توجهی از حدِ عادی کوچکتره
یک احتمال اینه که این مشکل ژنتیکی باشه
احتمال دیگهاش اینه که ...در دوران بارداری
...تولد، و رشد
در معرض تنش زیادی قرار گرفته باشه
اما به صورت قطع به یقین علتش رو نمیدونیم
...موقعی که باردار بودی
از سیاهچالهای پر از تشعشع رد شدی
باید قوی بمونید
تنها من مسئول درمان جینگیوم نیستم
شما هم بخشی ازشاید
نه
به کمکتون نیازی ندارم
خودم میتونم بهش رسیدگی کنم
به مامان اعتماد کن
،من هرکاری واست میکنم
جینگیوم
جینگیوم
برداشتن آپاندیس چیز مهمی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.