The first 200 lines.
."اسم من "اوليور کوئينه
...براي 5 سال من فقط با يه هدف
.تو يه جزيره گير کرده بودم...
.اينکه زنده بمونم
.اوليور کوئين" زنده است"
حالا آرزوي در حال مرگ پدرم ...رو برآورده ميکنم
اونم اينه که کسايي که شهرم رو مسموم کردن... .رو شکست بدم
.براي اينکار،بايد يه آدم ديگه بشم
.بايد يه چيز ديگه بشم
...آنچه گذشت
شرکتي که خانم "کوئين" توش سرمايه گزاري کرده .وجود نداره
.شرکت "تمپست" يه انبار تو شهر "استارلينگ" خريده
هيچوقت نميتونم بفهمم اين عياشي کردن هات ،همش وانمود کردنه يا نه
.ولي فکر کنم بعد از مدتي واقعا ديگه مهم نيست
.اون يه شورشیه .اون مجرمه
.اينم از فيلم دوربين مدار بسته ساختمان ميخواي دنبال چي بگردم؟
.ميخوام دنبال هرچيزي که غيرعاديه بگردي
.اون چيه؟دوباره بزارش
...اوليور کوئين"،تو براي"
،مظنون به جلوگيري از اجراي عدالت...
.تجاوز به ملک شخصی ...حمله فيزيکي
!ديوونه شدي؟ - .و قتل بازداشتي -
.شام
...آه،بيخيال .هي،يه ايده دارم
...چطوره بزاري من به اون حیوون ها شليک کنم
...و تو برو جنازه خوني...
.و مُرده و چندش آورشون رو بردار...
چي؟
.سعي کن،نفس بکش
.براي هرچيزي اول نفس بکش
.نفس بکش،نشونه بگير...بعد شليک کن
.بيا
.اون درخت رو نشونه بگير
.نفس بکش
يعني چي؟
.خيلي بد ميميري
.برو برش دار
!آه
!آه!وايسا،وايسا
!نميتوني منو اينجا ول کني !اين بلا رو سره من نياريد،خواهش ميکنم
!اوه!نه
!خواهش ميکنم!من کاري نکردم
.پليس فکر ميکنه ميدونه من کي هستم
.فکر ميکنن من اون شورشی ام
.مرد کلاهپوشی که مجرم هاي شهر رو ترور ميکنه
.تازه فکر ميکنن منو گير انداختن
.و اينکه ديگه کارم تمومه
.اونا فقط نصفش رو راست میگن
Corleone کاري از روزبه roozbehgholami.tk
.دارين اشتباه ميکنيد
،چند تا سوال ازت ميپرسم
.يه چند تا سوال براي گزارش
تا حالا بازداشت شدي؟
،مهم نيست،خودم جوابش رو ميدونم
.چندين بار
.همونطور که گفتم،اشتباه ميکني
...تا جايي که من ميدونم تنها اشتباهي که من کردم
اين بود که همون موقع که توي بندرگاه... .فرصتش رو داشتم بهت شليک نکردم
.اون کسي که فکر ميکني نيستم
.اوه،تو دقيقا همون کسي هستي که فکر ميکنيم هستي
تو يه تهديد خطرناک هستي که اهميت نميده ،به کي صدمه ميزنه
...فقط ايندفعه به جاي سرمايه گزاري و قايق هاي گرونت
.داري با تير و کمان اينکارو ميکني...
.بازرس...تو از من متنفري
.ميفهمم
.ولي اين باعث نميشه که فکر کني من یه شورشی ام
...نه،فيلم دوربين مداربسته اي که ازت
...توي مزايده "يوديداک" با کلاه سبز داريم...
.باعث میشه این فکرو بکنم... - ،و باز هم ميگم -
.همينکه صداي تيراندازي شنيدم رفتم طرف پله ها
.بعد يه کيف ديدم که فکر کردم شايد مال تيراندازه
پس برش داشتم و توش رو نگاه کردم .و يه کلاه ديدم
.پس چرا نيستش؟چون ما نميتونيم پيداش کنيم و حمله کردن به "آدام هانت" چيه؟
...اون اتفاق دقيقا رو به روي
همونجايي که تو مهموني... .خوش آمد گويي ات رو گرفتي افتاد
.تصادفيه - .نه -
،وقتي اين همه اتفاق رو هم جمع ميشه
.تبديل به مدرک ميشه
.والدينش اينجان - .بهشون بگو صبر کنن -
.ميخوام پسرم رو ببينم
!داريم اينجا بازجويي ميکنم ها
،بازرس "لنس"،ميدونم از خانوادم متنفري
...ولي نميدونستم اينقدر متنفري
!که بدون هيچ دلیلی پسرم رو بازداشت کني...
.من دلیل محکمی دارم .و مدرک دارم
"شما ميتونيد اون مدارک رو به وکيل آقاي "کوئين .وقتي رسيدن اينجا نشون بديد
...تا اون موقع،اين بازجويي
.تمومه،بازرس...
.باشه،15دقيقه وقت داريد
به نظر ميرسه بازرس "لنس" دنبال .انتقام شخصي ميگرده
.آره
.اون منو براي مرگ دخترش مقصر ميدونه
...و همينطور فکر ميکنه که من لباس و کلاه سبز ميپوشم
.و به مردم با تير کمان شليک ميکنم...
.مهم اينه که تا وقتي که وکيلت نيومده چيزي نگي
.باشه،"لورل" رو براي وکيلم ميخوام
.نابغه
..."اوليور"
...فکر نميکنم بشه روي دوست دختر سابقت
.حساب کرد که بي طرف رفتار بکنه...
.اون بهتر از هر کسي منو ميشناسه
.اون ميدونه که غيرممکنه من همچين آدمي باشم
والتر"،تو ميگي "لنس" دنبال انتقام ميگرده؟"
.آره - ..."فکر کنم "لورل -
.ميتونه اونو متقاعد کنه که بيخيالش بشه...
.اون به دخترش ياد داده که کار درست رو انجام بده
.که شامل مجازات کردن يه مرد بي گناه هم ميشه
.پس...مامان
.خواهش ميکنم
."لورل"
...خانم "کوئين"! اينجا چيکار - .بخاطره "اوليور"اومدم -
.يه اتفاقي افتاده - .چپ و راست اخبار داره درموردش ميگه -
.اتهاماتي که بهش زدن همش چرته
.ميدونم
ميشه بپرسم وکيلش کيه؟
.خُب،براي همين من اينجام
.اون ميخواد تو وکيلش باشي
من؟
،آره،بهش گفتم ايده بديه
.ولي راستش،من ديگه اميدم رو از دست دادم
،اون گفت اگه تو وکيلش نباشي
.اونوقت هيچ وکيل ديگه اي نميخواد
.خانم"کوئين"،پدرم اون رو بازداشت کرده
.آره
...و فکر نميکنم ايده خوبي باشه که
.من وکيل کسي باشم که باهاش قبلا رابطه داشتم...
.گوش بده - ...متاسفم -
.براي مشکلاتي که خانوادتون داره...
.معذرت خواهي لازم نيست
...تو آرمان گرايي،فکر کنم براي همين پسرم
براي اشتباهاتي که کرده نسبت به تو... .احساس گناه ميکنه
،بيخيال،ايده بدي بود
.و ببخشيد اگه ناراحتت کردم
،پرونده شماره 81941
."مردم برعليه "اوليور کوئين
،مظنون به قتل،حمله فيزيکي
.حمله عمدي،تهديد و تجاوز به حریم شخصی
وکيلتون کجاست،آقاي "کوئين"؟
.من نماينده خودم هستم،جناب قاضي
."فکر نکنم تصميم هوشمندانه اي باشه،آقاي "کوئين
.فکر کنم هست
.من بيگناه ام
.پس اين ميشه دادخواستتون
.ممنون
...حالا،براي ضمانت مالي
..."جناب قاضي،خانواده آقاي "کوئين
،صاحب يه جفت جت خصوصي هستن...
،و،خُب،با اين ثروتي که ايشون دارن
...فکر نکنم هيچ ضمانت مالی ای وجود داشته باشه که
.تضمين کنه که ايشون برمیگرده دادگاه يا نه...
...پس فکر کنم بهتره
.که نسبت به وضعيت موجود تصميم بگيريم...
.دينا لورل لنس" هستم،جناب قاضي"
...من نماينده
.مدافع هستم...
"دليل که نميشه ثروت آقاي "کوئين ...باعث بشه ايشون
...نتونن با ضمانت مالي آزاد بشن...
.درحالي که ممکنه بي گناه باشن...
احتمال در رفتنش زیاده - .پس احتمالش رو کم کنيد -
.مدافع حاضره حبس خونگي بشه
...به پاش "UKG45" و با وصل کردن ردياب
.تحت نظارت باشه...
.نه،نميخوام - .تصویب شد -
...جناب قاضي
.وثيقه 15 ميليون دلار هستش .با سند خونه 5 ميليون دلار
...محاکمه مدافع به تعويق ميفته
.و تا اون موقع ردياب بهش وصل ميشه...
.ميدونستم تحمل نميکني و جونم رو نجات ميدي
يه کاري ميکني پشيمون بشم که اينکارو کردم،مگه نه؟
.نه،اين بار هم مثل قبلاً ميشه
...خوشبختانه تو اين مورد
.امکان نداره تو شورشی باشي...
.درسته - ...چون اون درواقع -
.داره سعي ميکنه تغييري ايجاد کنه...
.هردومون ميدونيم که تو اهل اين چيزا نيستي
.مامان،اينقدر هم بد نيست
خيلي خُب،اين دستگاه نظارت .دقيق روي مرز و حدود داره
.توي محوطه خونه بموني،مشکلي نداري
سوالي هست؟ - .آره -
...فردا شب يه مهموني خيلي بزرگ دارم
... و ممکنه...
.مهموني رو توی استخر دم خونه بگيريم...
.استخر عيبي نداره ...ولي پات رو گذاشتي رو چمن
.يه گروه ضربت ميفرستن تا بشینی سره جات...
.ممنون،افسر - .حتما -
مهموني بزرگ؟
...من به مدت مشخصي قراره تو اين خونه
زنداني باشم،پس ميخوام ازش به خوبي... .استفاده بکنم
...و ميخوام پيش زمينه اين مهموني
،تو مايه هاي زندان باشه...
."يه مرد بيچاره مثل تو فيلم "شاشنگ ردمپشيون
و توي دعوت نامه ها نوشته باشه ".بياين قبل از اينکه "اوليور کوئين"در بره"
،شايد يه مهموني ايده خوبي نباشه
.ميدوني،با توجه به وضعيت ات
...تامي"،بخاطره همين وضعيت"
.ميخوام اين مهموني رو بگيريم...
ميخوام مردم بدونن که من اصلا نگران اين .موضوع نيستم
.خُب،پس فقط خودت نگران نيستي
...قبل از اينکه سرم داد بزني
چرا بايد سرت داد بزنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.