The first 200 lines.
.
اه نه تو داری می سوزی
و الان داری به خاطر سرطان پستان شیمی درمانی میشی
حواسم رو جمع می کنم
اه متاسفم فکر می کردم یه بیمار دارم
کروکت مارسل
سال چهارم جراحی
خوش برگشتی و ضربه ی مغزیت ؟
آروم آروم درست میشه
من فقط باید ازت بپرسم واقعا دوستش داری ؟
رابطه ی من با فیلیپ الان تنها چیزیه
توی زندگیم که داره جواب میده
لنفومای من در حال پیشرفته
و هیچ کار دیگه ای از دست اونا بر نمیاد
می خوام اونجا باشم برای همه چیزش
سفیده ی تخم مرغ
واو
اینها چین ؟
یه کرمه
برای صبحانه ؟
نه برای تولد رابین
برای یه آلاسکای پخته شده
کرم بین کیک و بستنی قرار می گیره
تولد رابین که تا چند هفته دیگه نیست، درسته ؟
اره این یه آماده سازیه امتحانیه
اه
اجاق برای چی روشنه ؟
می خوام بزارمش روی اجاق
هی، چطوری می خوای بستنی رو بزاری روی یه چیز مذاب ؟
امتحان کردن واسه همینه
اه یه دقیقه صبرکن
هی، شاید من امروز برم هاکی بازی کنم
خونه بمون و یه تستر رسمی شو
سی سی ؟ اه خدای من
عزیزم، چی شده ؟
خیلی بی حواس شدم عزیزم به من نگاه کن
نه نه لطفا لطفا لطفا
خیلی خوب این رو توی بیوفیزیک یاد گرفتم
اره
بسه
واقعا خیلی خوب بود
همش کار لب هاست خانم ها
مطمئنا
هی
انگار امروز با هم کار می کنیم
خوش به حال من
ببخشید
خب، عزیزم، اون یارو کروکت حالا دیگه روزها کار میکنه ؟
مشکلش چیه ؟
بعید می دونم مثل من باشه
برام مثل آدم هاییه که کارها رو جدی نمی گیرن
اره
دکتر چوی بله
اتاق 4
مگز، تاد شپرد ؟
نگفته برای چی اینجاست
گفت یه چیزیه که می خواد با دکتر در موردش حرف بزنه
نه الان توی اورژانسم
اتاق شماره
چقدر طول می کشه تا شماها برسید ؟
فکر می کنی که تا یک ساعت دیگه اینجا باشید ؟
خیلی خوب ممنونم
متاسفم ، من واقعا مجبور بود اون تماس رو بگیرم
اشکالی نداره تاد
شپ برام راحتتره اگر اشکالی نداره
باشه شپ
من دکتر چوی هستم چی باعث شد امروز بیای اینجا ؟
حدود شش هفته پیش برام تشخیص جی بی ام دادن
اون یه مرحله ی نهایی
نهاییه سرطان مغزه متاسفم ش پ
من مدارک پزشکیم رو اوردم اینجا
در صورتیکه شما بخواید
دچار مشکلی شدی ؟
نه دقیقا
من رو یک دقیقه ببخشید
تماسی که گرفتم با شرکتی بود که به سی سی آی معروفه
انستیتوی کمدن کرونیک
اونا من رو نگه میدارن تا وقتی که یه درمان
برای شرایطم پیدا کنن
الان دارن میان اینجا
تا منجمدت کنن ؟
بهش میگن شیشه ای کردن اما اره
می دونی که اول باید اعلام بشه که مردی
به خاطر همینه که اینجام
تا شما من رو مرده اعلام کنین
ببخشید شپ من گیج شدم
کوکتلی که داشتم می نوشیدم شامل
آمیتریپتیلین، لورازپام و 200 میلیگرم از امفتامین هاست
این باید در عرض کمتر از یک ساعت بخوابونه
و قلبم رو به اندازه ای که برای شما اعلام کنین
من مردم کافیه
من یه قرارداد دی ان ای و دی ان ار رو امضا کردم وکلام بهم اطمینان دادن
دوریس بیا اینجا باید معده اش رو شستشو بدیم
بس کن من از درمان انصراف میدم
بهش گوش نکن دوریس
یه تیوب بهم بده
اگر این دکتر به من دست بزنه
از همه ی شما شکایت می کنم
دکتر چوی
بس کنین
.
اینجا می تونید شکستگی رو توی مچ ببینید
یه تغییر جای جزئی
سی سی ، تو خوبی؟
مگی میگه یه جورایی افتادی
مچش رو شکسته
بازوم به اندازه ای که باید بلند نیست
بدترش رو هم دیدم
چهار تا شش هفته اگر توی گچ باشه خوب میشی
چی ؟ چهار تا شش هفته؟
اما یه لحظه صبر کن
من باید بتونم از بازوم استفاده کنم
و اینجا، یه چیزی، مثلا یه راه دیگه ای که بشه کمک گرفت نیست ؟
در حالت معمول اره ، ما می تونستیم یه صفحه رو با جراحی جاگذاری کنیم
تا زمان بهبودی کوتاه تر بشه
اما من واقعا این روش رو توصیه نمی کنم دکتر چارلز
چرا ؟ این کار در رو برای
کلی مشکلات دیگه باز می کنه
با توجه به شرایطت عزیزم ارزشش رو نداره
اونا درست میگن سی سی
می زاریم بخش اورتوپدی یه گچ روش بکشه
این بدترین گزینه ست درسته ؟
من میرم و با سرپرست ها حرف می زنم
یه دقیقه صبر کن
تو خوبی، سیسی ؟
اون می خواست که یه کیک الاسکا برای رابین بپزه
یه فلامبی
من داشتم یه فلامبی برای تولدش می پختم
اکی،من میرم قنادی
یه کیک بزرگ براش میگیرم
و کارهاش رو خوب به پیش می بریم باشه ؟
دنیل، متنفرم که بیام وسط کارتون
اما یه شرایطی پیش اومده
چیزی نیست می تونی بری برو
چیزی نیست من خوبم
فورا بر می گردم من خوبم
باشه، تو خوبی؟ من خوبم
اون می خواد درست جلوی چشم ما خودکشی کنه
چطوره که شکی توی ماجرا می بینید ؟
خب، باتوجه به شرایط اون و تشخیصی که براش دادن
پیچیده ست
فرصت این رو داشتید که مرور کنین
مدارک پزشکیه اقای شپرد رو، سم ؟
بله اون توی مرحله ی پایانیه
من می تونم جراحیش کنم و یه برشی بدم و
پرتودرمانیه تهاجمی رو براش انجام بدم
اما این طوری در نهایت می تونم 12 تا 15 ماه بهش وقت بدم
موضوع زمانه نه اینکه درمان امکان پذیر باشه برای این مرد
و آقای شپرد حق تصمیم گیری در مورد درمانش رو داره
اون فقط یه بچه ست
نه بر طبق قانون اون 18 سالشه
اون داره از منجمد کردن مغزش حرف می زنه به خاطر خدا
فکر می کنم داره توی کتاب داستان مصور زندگی می کنه
خب، ما از پروژه ی سرمازیستی چی می دونیم سم ؟
منظورم اینه که ممکنه مغزش رو فریز کنن ؟
اره یه جورایی اما این قسمت آسونشه
قسمت سختش بیدار کردن دوباره اش و کار کردنشه
و این انجام شدنش نزدیک به محاله
خانم گودوین من باید همین الان
معده ی این بچه رو تمیز کنم
وگرنه داروها وارد خونش میشن
مجبور میشیم از روش های حمایتی استفاده کنیم
نه نه آقای شپرد یه قرارداد دی ان ای و یه دی ان ار امضا کرده دکتر چوی
بنابراین مگر اینکه بیمارستان ایشون رو ناتوان از
گرفتن تصمیم ارزیابی کنه مجبوریم به خواسته هاش احترام بزاریم
خیلی خوب پس بیاید اول
توانایی تصمیم گیریه آقای شپرد رو بسنجیم
و بعد از اونجا به پیش بریم
اه دنیل ؟
دنیل ؟
بله آقای شپرد ؟
بله ، باهاش حرف می زنم
چقدر وقت هست قبل از اینکه هوشیاریش رو از دست بده ؟
حدود 40 تا 45 دقیقه
شارون، یه حرفی دارم لطفا
یه نفر به اسم پائولا اونجاست که
میگه باید مثل سایه دنبالم بیاد
اه مگی متاسفم
میخ ولستم اول خودم باهات حرف بزنم
اول اینکه در عرض چند هفته آینده
پائولا قراره کارآموز جدید تو باشه
ببین چقدر می تونی باهاش کار کنی
شارون، واقعا ، من حالم خوبه
بابت شیمی درمانی حس نمی کنی بیحال شدی ؟
نه
و با آنکولوژیستت توی ایست مرسی خوب کنار میای؟
اونا به خوبی دارن درمانم می کنن شارون
و هیچ کس هیچ چی نمی دونه
اما اگر یه نفر مثل سایه دنبالم باشه
مردم اینجا و اونجا شروع به سوال پرسیدن می کنن
خب دیگه دیر شده پائولا باهاته
اما من فقط سر به سرم نزار
سلام کیشا سلام من دکتر منینگ هستم
شنیدم به پاهات صدمه زدی
اون شیطنت کرد و با یه فنجون آب داغ
که از ماکرویو آورده بود بیرون سوخت
روی تمام پاش پخش شد
متاسفم که این رو می شنوم
چطورکه من یه نگاهی بندازم، باشه ؟
خیلی خوب بزار ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.