The first 200 lines.
، دین اچر
افسرفرمانده پزشک . من در نیروی دریایی
چرا پشت سرم نیای تا همه جارو یاد بگیری ؟
. یه اورژانسه . فکر میکنم همه جارو بشناسم
یه چیز هست که باید . درباره ش واضح باشم
. تو این اورژانس من مسئولم
این ازمایش یه شانس لازم داره تا . ثابت کنه که دارو داره کار میکنه
میتونم کمک کنم پرونده هارو . دسته بندی کنی
. مرسی، اپریل
عالی نمیشه اگه پسرا باهم بزرگ بشن ؟
. میخوان اگی رو به سرپرستی بگیرن
دیدی امروز چقدر خوشحال بود ؟
. چیزی نیست، عزیزم
. اون باید پیش برادرش باشه
اگی رفته، هان ؟
. اوهوم
. امروز صبح با کارتر ها رفت
دارم میرم خیریه ی بیمارستان
. تا وسایلی که ازش مونده رو اهدا کنم
. الان باید خیلی سخت باشه
. ام، پیش برادرشه . جاش امنه، خوش حاله
، وقتی من و بن اونو اوردیم . این همه ی چیزی بود که براش میخواستیم
و در ارتباط میمونید ؟
اره، داریم حرف میزنیم درباره ی این که این تابستون
. بریم کالیفرنیا اونو ببینیم
. قبل از این که بفهمی اون موقع میرسه
. اره
. صبح بخیر، دکتر منینگ - . صبح بخیر، دکتر مارسل -
دوره نقاهت مادرت چطوره ؟ داره ؟ LVAD هیچ مشکلی با
. احساس عالی ای داره - . خوبه -
. اون میخواست ازت تشکر کنم
، اوه، خب، میدونی شنیدم مهمه
وقتی یه دخترو میخوای . مادرشو تحت تاثیر قرار بدی
.الان خیلی میخوام ببوسمت
. اوه
. اما اینجا نه
، شاید یه وقت دیگه . پس، بانوی من
. هی، ویل
خبر جدیدی از ازمایش بالینی داری ؟
. الان یکم وقت ازاد دارم
خوب ، چند روز گذشته من فقط داشتم داده هارو شخم میزدم
. یه جورایی یه کار یک نفره س
شاید بتونم پرونده های اخیر بیمار رو جستجو کنم؟
ببینم کسی کاندید خوبی هست یا نه ؟
. البته . عالی میشه
. باشه
، رامونا دیویس ، 30 ساله . فشار 122روی 80
. ضربان قلب 115، اکسیژن 100درصد
رامونا، چی شده ؟ - . پام...ازار دهنده س -
. اوهوم
مرکز بهمون
بعد از این که با اسلحه میخ به پاش . شیلک کرده خبر داد
اون زخم روی سرت چطور ایجاد شده ؟
وقتی رسیدیم . اونجا اون بیهوش بود
. اره .چون خیلی درد میکرد
باشه، خب، ما ازت مراقبت میکنیم
و بعد یه چیزی برای . درد بهت میدیم
. یک، دو، سه
. خیلی خب . مرسی بچه ها
. تنفس دو طرفه س
رامونا، میتونی سرتو بالا و پایین، چپ و راست تکون بدی ؟
. خوبه، گردن بند لازم نیست
. بیاین یه سی تی براش رزرو کنیم
. یه دقیقه وایستا من کجام ؟
، تو توی بیمارستانی . رامونا
. تو یه تصادف داشتی
. نه، نه، نه، نه کدوم....کدوم بیمارستان ؟
. شیاگو مد
من قرار بود برم . بیمارستان ایست مرسی
. نگران نباش
. ما اینجا ازت به خوبی مراقبت میکنیم
باید کفششو دربیاریم تا . ازش عکس بگیریم
. نه، نکن، نکن، نکن
رامونا ، ما فقط داریم سعی میکنیم بهترین
....برای این رو پیدا - ! نه، گفتم بهش دست نزن -
! هیچ دکتری از شیکاگو مد منو درمان نمیکنه
...باشه، خانم، لطفا - . نه -
. خیلی خب . خیلی خب
! محدودیت لازم دارم
. چیزی نیست، چیزی نیست
. اروم شد
مترجم: SARVIN بروز ترین سریال های جهان Instagram: @serialbox_
داشتم چند تا داربستو میخ میکردم
من...من...من فکر کردم اسلحه رو سمت زمین نشونه گرفتم
. به خودم شلیک کردم، احمقانه بود حالا میتونم برم ؟
اره، اما بهمون گفتی افتادی و سرت ضربه خورده ؟
، تا خودتو بیهوش کنی
باید این فرضو بکنی که . ضربه ی جدی خواهد بود
اما مطمئنم اونا تو ایست مرسی . میفهمن مشکل از کجاست
پس میخوای بری ایست مرسی چون فکر میکنی
که اونا اونجا بهتر درمانت میکنن ؟
. اره . اونا تو رو به تخت نمیبندن
. ها
خب، اگر فکر میکنی میتونی یکمی اروم باشی
دلیلی نمیبینم که اونارو . نتونیم باز کنیم
این چطوره ؟
. باشه
...عالیه
. عالیه
حالا میتونی منو بفرستی ایست مرسی ؟
رامونا، ما باید ممطئن بشیم که تو وضعیتت ثابته
. قبل از این که انتقالت بدیم
. یه میخ تو پای منه . قرار نیست منو بکشه
نه، اما بذار یه سی تی بگیریم، باشه ؟
مطمئن بشیم که هیچ اسیب جدی ای . از زمین خوردنت نداشتی
. و بعد میفرستیمت بری
، اگه این چیزیه که لازمه . باشه، باشه
. به رادیولوژی خبر میدم
. اما کسی به میخ دست نمیزنه
. اه، مرسی
هی، یه لیوان میخوای ؟
. برام یکی اضافه پر کرده
مرسی، اما دارم سعی میکنم . کافئین رو از خودم دور کنم
. اه . پس من بیشتر دارم
داری برنامه ریزی میکنی ، هان ؟ - . اره -
. بیشتر از 12 ساعت شیفت
دوست دارم بچسبم به شیفت های 8 ساعته
اون موقع ها که میلبروک . رو اداره میکردم
. سربازا سرزنده میموندن
. اره، اینو امتحان کردیم
اما فهمیدم که این برای مراقب از . بیمارا بهتره
. کمتر دست به دست میشن
. خب، البته
. به شرطی که تیمتو تو این روند نسوزنی
. خب - هان ؟ -
. مخصوصا اگه اونا کافئین نمیخورن
. هی، میخواستم ازت بپرسم
چطور خودتو تا الان تطبیق دادی ؟
. خوبه همه چی
و، اه، تو و من ؟
. من خوبم ، من با سلسله مراتب فرماندهی خوبم
، دکتر چویی
. میتونم از نظر شما هم استفاده کنم
. الان جزئیاتشو فرستادم
. اره، البته
باید بعد از کار یه نوشیدنی باهم بزنیم، هوم ؟
. خیلی خب، کاپیان
خانم واقای کامپوس ؟
. سلام من دکتر چویی هستم
. لوئیزا، خواهش میکنم . و این هکتوره
شنیدم کمی مشکل در . نفس کشیدن دارین
بیمار گزارش داده که تبی داشته
. که نامنظم بالا پایین میرفته
دوره های تنگیه . نفسه مداوم داشته
. بنظ میاد گوشات متورم شدن
وقتی بهشون دست میزنی درد میگیره ؟ - . خیلی هم میخاره -
. اره، باشه
میتونی بهم بگی
اولین باری که احساس کردی مریضی کی بوده ؟
. حدود سه روز پیش
اون در یک کارخانه بسته بندی گوشت در سیسرو کار می کنه
. اونا چندین حمله ی کرونا قبلا داشتن
نگران بودم که ممکنه . یکی دیگه هم باشه
من فقط...فقط خیالم راحت شد که . جواب ازمایشش منفی شد
. این شروع خوبیه
. قراره تا دو هفته ی دیگه نومونو ببینیم
. داره یه سالش میشه
ما هنوز بخاطر فاصله گذاری . اجتماعی ندیدیمش
. البته
. ریه هایش بهم ریخته
اکسیژنش چقدره ؟ - . 89و به پایین تمایل داره -
خیلی خب، بیا براش لوله . با جریان خوای بالا بذاریم
فکر میکنی ممکنه چی باشه ؟
. گفتنش سخته . شاید نوعی ذات الریه
اما بیا یه عکس از قفسه سینه و سی تی . برای رد کردن احتمال کرونا بگیریم
خون، BMP، CBC همچنین . و کشت ادرار هم همینطور
. دریافت شد
ما میفهمیم دلیلش چیه، باشه ؟
. ببخشید - . مرسی -
و این اینجا یه خون ریزی . زیرشامه ایه با تاثیر وسیع
خب که چی ؟
رامونا، تو یه خون ریزی تو مغزت داری
. از جایی که به سرت اسیب دیده
. خود به خود متوقف نمیشه . نیاز به جراحي كرانيوتومي داره
. جراحیه قابل توجهیه
. ما یه قرار داشتیم
، اون اسکنی که میخواستی رو انجام دادم
تو بذاری به انتخاب . خودم از بیمارستان برم
، اگه اینو زود درمان نکنیم . میمیری
. خب بذار برم درمانش کنم
رامونا، میشه یه ثانیه بهمون وقت بدی ؟
دکتر هالستد ؟
باشه، قضیه اون با ایست مرسی چیه ؟
هیچ ایده ای ندارم، اما . فکر میکنم باید بذاریم بره
. یه دقیقه صبر کن - چیه ؟ -
. این خونریزی در مغزش یک بمب ساعتیه
بخاطر همینه که باید همین . الان انجامش بدیم
یعنی، اون به وضوح تصمیمشو تغییر نمیده
پس هرچی زوتر ببریمش اونجا
زودتر درمانی که . بهش نیاز داره رو میگیره
. من ترتیب انتقالشو میدم
من امبولانسو اماده میکنم
و اسکن هارو میفرستم . واسه ایست مرسی
ناتالی ؟
. داربی
. سلام، خیلی وقته ندیدمت
اره. الان بیشتر از . یه سال شده
. واو
. بچه هامون باهم میرن پیش دبستانی
.اه
No comments yet. Be the first to leave one.