Release info

Goddess of Marriagefar E33 2013
A Commentary by aramesh82
ترجمه و زيرنويس :آرامش

Tags

other
Published on: 2013-10-23
Downloads: 21
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. مراقب باش

با بالا تماس گرفتی؟ . بله . باهاشون تماس گرفتم

. جی هی، بیدار شو

. جی هی

. مراقب پاهاش باش

. یک، دو،سه

.یه لحظه لطفاً

. سرپرستش باید یه لحظه همینجا صبر کنه

. فکر کنم در مصرف داروی آرام بخش و قرص خواب زیاده روی کرده

فقط داشت از کنارش رد می شد، ولی مجرم از پشت سرش اومد و . بهش چاقو زد

خانم، قیافه ی اون مردُ یادتون میاد؟

. نمی دونم . خیلی یهویی اتفاق افتاد

. بابای سو شیل

. سریع برای شستشوی معده آماده بشین

. یه لحظه . منم می خوام پیشش بمونم

آ ، شما سرپرستش هستین؟

. من ، شوهرشم

می دونستین همسرتون به طور منظم از قرصهای آرام بخش و خواب آور استفاده می کردن؟

. نه

. اصلاً خبر نداشتم

، فقط این چند روز گذشته

. بهم گفته بود خوب نمی تونه بخوابه

. فعلاً، می خوایم شستشوی معده رو شروع کنیم . خواهشاً یه لحظه برین بیرون

، ببخشید

از گروه شین یه اونگه ، درسته؟

. عروسشونه

. سلام ، منم

، من توی اورژانس بیمارستان دِ هان برای مورد تجاوز جنسی هستم

، ولی چیزه

، کوچکترین عروس گروه شین یه اونگ اینجاست

. درسته . همونکه نویسنده ی رادیو یا یه همچین چیزی بود

. بعد از اینکه با آمبولانس آوردنش الان توی اورژانسه

. بله ، شوهرشم باهاشه

. بخاطر مصرف بیش ازحد قرصهای آرام بخش و خواب آور

این خبر داغی نیست؟

... برای چی همه ی عروسهای این خونواده اینطوری می کنن؟ هنوزم نمی دونم

. اوه ، بله، بله، مجبوریم همدیگه رو ببنیم

. باید سوجو هم بخوریم . بیا یکبار دیگه همدیگه رو ببینیم . باشه

. فکر نمی کنم به اندازه ای که برای مردنِ خورده باشه

. فکر کنم یک شوک داروییه

به هرحال، این چه کاری بوده که این خانم جوان کرده؟

مگه عروس یک خونواده ی عالی نیست؟

! ساکت

چیه؟این آدم چکار ... این آدم داره چکار می کنه؟

... بیین ... تو نمی تونی

! برو بیرون

. اجازه بدین ، یه لحظه بیشتر طول نمی کشه. یه لحظه

. بیا بیرون

... منظورم اینه که ...چرا...برای چی شما منو گرفتین

.باشه، بذارین برم . ای وای

. خوبه ، من دیگه میرم

این چیه؟

آخه قیافت چرا اینطوریه؟

. خوبه ، مهم نیست

چطور خوبه؟

چطور قیافه ی یه آدم اینطوری میشه؟

مادرت چی گفت؟

. فکر کنم در این مورد واقعاً ناراحت شده باشه

هیون وو ، فکر می کنی الان مادر من مهمه؟

مادر خودت چی ؟

ومن ؟

. تورو، که مثل الان دارم می بینم

. دیروزم مادرمُ دیدم

خیلی گریه کرد، درسته؟

. بله

. فکر کنم از وقتیکه متولد شدم این ناخلف ترین کاری بود که انجام دادم

. قلبم خیلی به درد اومد

به هرحال ،من

. واقعاً درمورد تو متأسفم

درمورد چی متأسفی؟

، بخاطر اتفاقی که برای من می افته

. احتمالاً توی خونتون مشکلات زیادی رخ میده

... بخاطر من ، تو

مجبوری با توهین و تحقیر خونوادت

. همراه با نگرانی زیاد برای من تحمل کنی

، توهین و تحقیر

. همچین چیزی نیست

مگه اونها کی هستند که بخوان با من اینطوری کنن؟

. نه

. اینطور نیست هیون وو

، سِه کیونگ

، برای همین می گم

. دیگه بیشتر از این اینجا نیا

منظورت چیه؟

که دیگه اینجا نیام؟

مادرت

. واقعاً نمی خواد که تو بیای اینجا

. هیون وو

، تنها دختر یکی یکدونش

. اغلب میاد همچین جایی، اون وحشت می کنه

. همیطور منم

. نمی خوام این وجهه امُ بهت نشون بدم

، درهرصورت، حتی اگه اینطورم باشه

چطور می تونم باوجود رابطه مون نیام؟

هیون وو ، منظورت از این حرف چیه ؟

منظورت چیه؟

هیون وو ، گفتم منظورت چیه ؟

. می گم که خونوادت تحقیر شده

، و درحال حاضر، نمی دونم این مسائل

. کی می خواد تموم بشه

، برای همین سِه کیونگ

. غیر ممکنه

. این غیر ممکنه

... واقعاًکه باورم نمیشه

حالش خوبه؟

. بله ،روی زندگیش تأثیری نمیذاره

... هی ، طبق این

از دبیرستان شروع کردی، وارد دانشگاه ملی هنر شدی

. و مدیر درجه یک نمایشگاه ملی شدی

، باید نقاشی کشیدنُ ادامه می دادی

برای چی کار تجارتُ شروع کردی؟

. برای نقاشی کشیدن ، دو چیز لازم بود که من نداشتم

. استعداد طبیعیِ مادرزادی و پول

، در تجارت

. فکر می کنم باید استعداد طبیعیِ مادرزادی داشته باشی

. و بخاطر همین اینجام

باید برات چکار کنم؟

چکار می تونی برام انجام بدی؟

. من با دوتا پاهای خودم اومدم اینجا

چکار می خوای برام انجام بدی؟

. تو یک خرچنگ خوبُ در ظرف سویا سس (خوابوندی)درست کردی

. و کیمچیه باور نکردنی ای درست کردی

. بله، البته

، با خانمهای پولدار

شنیدم که تو کاری کردی که درمورد ذائقه ی چشایی شون تجدید نظر کنن؟

چرا؟

تو هم خرچنگ توی سویا سس دوست داری؟

. البته ، منم دوست دارم

. بذار به اندازه ی کافی زندگی کنم و بعدش بذار برم

. وقتی برم برات درست می کنم

، در عوض

. به من اسم اون خانمها رو بده

.مدیر نام

، اون خانمایی که خرچنگ توی سویا سسُ گرفتن و خوردن

،خانمایی که کیمچیتُ گرفتن و خوردن

. بذار لیستُ ببینم

چی فکر می کنی؟

. آه ، مهمترین چیزُ فراموش کردم

خانم گروه شین یه اونگ چی دوست داره؟

خرچنگ توی سویا سس؟ کیمچی؟

. از تحقیقات ما اینطور بدست میاد که هردوتاشُ دوست داره

. این خانم احتمالاً خیلی حریصه

! این باباست

. خواهر ، بیا اینجا

. بابا اومده

. خواهر، اینجا رو ببین

. بابا مثل بابانوئل اومده

! بابا

! بابا

. حالا منم

خوش قیافه است ، اینطور نیست خواهر؟

. آره، خوش قیافه است

. بابا

. باید یه کم زمان بخریم ، رییس

و همینطور باید از شرِ تمام مدارک و شواهدی که می تونن پیدا کنن

. خلاص بشیم

، حتی اگه از شرِ مدارک خلاص بشیم

.( یه جایی، دُمِمون به تله گیر می کنن(بلاخره تو تله می افتیم

، با این حال، تاجایی که بتونیم

. مجبوریم از شرشون خلاص بشیم

، به خصوص

...خانم

چی؟

، نقاشیهای توی انباری زیر زمینیِ خانم

مجبوریم یا بسوزونیمشون

. یا مجبوریم انتقالشون بدیم یه جای دیگه

انبار نقاشی؟منظورت چیه؟

. منظور"مجموعه ای" هست که مادر جمع آوری کرده

چی؟

کدوم"مجموعه "؟

قاضی اول رسیدگی به این پرونده کیه؟

. قاضی کیم سونگ جو

کیم سونگ جو؟

. بله، رییس

اوه، آره؟

. قشنگه

. خیلی قشنگه

... شوهرم

. داره یک آدم پیرِ بداخلاق میشه

...بچه هام هم

. آرزو دارن که من می مُردم و به حرفم گوش نکنن

...عروسام هم

. هیچی برای نشون دادن خودشون ندارن

! یه مشت آدمای ناسپاس

، )تنها شما (نقاشیها

. بهم احساس آرامش می دین

، واقعاً

...شما

. خیلی قشنگین

. آجوما

. لطفاً این لیوانُ بگیر

. بله، خانم

چیه؟

عجیبه که من اول صبح نوشیدنی خوردم؟

. نه، خانم

، اخیراً

. انگار نمی تونم بدون مشروب زندگی کنم

نماینده کانگ کجاست؟

.هنوز خوابن

جداً؟

Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Goddess of Marriage (Gyeolhonui Yeosin / 결혼의 여신)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left