The first 200 lines.
بسکتبال
بازیکنِ بسکتبال، کانگ سان ...که اونجا وایساده
...از دانشگاه کیونگ سانگ فارغ التحصیل نشده
بلکه معلوم شده که از دبیرستانش !به خاطرِ مشکلاتی که درست کرده اخراج شده
ما، در تیمِ آماتور کیونگین به خاطرِ کارِ غیراخلاقی اون برای جعل سوابقِ تحصیلاتیش و برای رفتارها و اعمال ساختگیش
تصمیم گرفتیم محکم در برابرش بایستیم و کانگ سانُ مجبور کنیم عواقبِ کارهاش رو بپذیره
...به همه ی طرفدارانمون که صادقانه تشویقمون کردن
!قول میدم در آینده بازیکنِ بهتری بسازیم
آقای کانگ! حقیقت داره؟ نظری ندارین؟
چرا دروغ گفتین؟ دلیلش چیه؟
!آقای رئیس
مگه بهم نگفتین میخواین فراموشش کنین؟
واقعاً فکر میکنی اونقدر خوبی که به دردِ دخترِ من بخوری؟
باید جایگاهِ خودتُ بشناسی
!اونجاست کجا؟
واقعاً فکر میکردی میتونی تا ابد حقیقتُ پنهان کنی؟
تیمِ آماتورهای کیونگینِ ما بیشتر روی راستی !و درستی آدمها تمرکز میکنه تا مهارتشون
باید از همه ی کسایی که از دروغهای تو صدمه دیدن
....رسماً عذرخواهی کنی
و تاوانِ اشتباهاتتُ بدی
!مادر
!لطفاً بیدار شین !مادر
!مامان
لطفاً کمکم کنین
چرا دروغ گفتین؟ دلیلش چی بود؟
!فقط یه جمله، لطفاً برای آینده چه برنامه ای دارین؟
!از سرِ راهش برین کنار !گفتم برین کنار
!لطفاً برین کنار !راهُ باز کنین
...سان
متأسفم بعداً توضیح میدم
ولم کن !گفتم ولم کن
!بذار برم
پدر، هر چی بیشتر اینطوری رفتار کنین بیشتر مطمئن میشم که نباید ولش کنم
میدونین واقعاً چه آدمِ بدی هستین؟ حق نداشتین باهاش اینکارو بکنین
من افتخارِ سان رو که شما با دروغهاتون نابودش کردین رو بهش برمیگردونم
هیچ فردِ کره ای به اسمِ کانگ سان وجود نداره که از دانشگاه فارغ التحصیل شده باشه
اگه حرفِ منُ باور نمیکنی میتونی بری از دانشگاه بپرسی
اون تو رو دوست نداشت
فقط میخواست ازت استفاده کنه
هنوز اینُ نفهمیدی؟
...از دانشگاه کیونگ سانگ فارغ التحصیل نشده
بلکه معلوم شده که از دبیرستانش !به خاطرِ مشکلاتی که درست کرده اخراج شده
!باید به خاطرِ دروغهات عذرخواهی کنی
!شبه جزیره ی کره رو ترک کن
مجبوری از اینجا بری
لطفاً اجازه بدین تا وقتی مادرم بهتر بشه اینجا بمونیم
بیمارهای زیادی هستن که از شما ناراحتن
برای ما هم سخته
دارین چیکار میکنین؟
!سان
اینکارو نکن اینکار گستاخیه
حالم خوبه نمیخواد دردسر درست کنی
معذرت میخوام که براتون دردسر درست کردیم
بریم
امکان نداره حالت خوب باشه !همین الان آوردیمت اینجا
چرا باید بری؟ مگه تقصیرِ توئه؟
بیرون کردنِ یه بیمار اشتباهه !تو اشتباهی نکردی
تقصیرِ منه
تقصیرِ منه که پسرمُ درست بزرگ نکردم
تقصیرِ منه که به عنوانِ مادرت در حقت کوتاهی کردم
بهت نگفتم همون جایی که هستی بمون و زندگی کن؟
بهت گفتم نمیتونی لقمه ی بزرگتر از دهنت برداری
برای چی اول صبح اومدی اینجا؟
باید یه چیزی بهتون بگم
امیدوارم چیزی باشه که منتظرِ شنیدنش هستم
بشین
حرفتُ بزن
لطفاً کمکم کنین
یکی از آشنایانِ نزدیکم رو مأمورانِ ژاپنی دستگیر کردن
اون برای من مثلِ برادرمه نمیدونم چیکار کنم
بهم اجازه نمیدن ببینمش ...حتی یه وکیل هم استخدام کردم ولی
شنیدم شما با دولت روابطِ نزدیکی دارین
لطفاً کمکم کنین
فکر کنم بستگی به این داره که تو چه کاری میتونی انجام بدی
به عوض کردنِ اسمت فکر کردی؟
!امیدوارم تصمیم نگرفته باشی شین یونگِ منُ به اون کلاهبردار بدی
اون پسره کانگ سان در موردش شنیدی؟
لطفاً اجازه بدین رئیسُ ببینم !فقط یه لحظه مربی
منُ مربی صدا نزن
من خیلی برای اینکه این تیم تو لیگِ بهاره قهرمان بشه زحمت کشیدم
چطور میخوای آبروی لکه دار شده ی تیمُ برگردونی؟
!وقتی منُ قبول کردین میدونستین که من دانشجوی دانشگاه نیستم
داری کی رو مقصر جلوه میدی، عوضی؟
من دستورِ مستقیم بالاییها رو اطاعت کردم
ازم خواستن ازت امتحان بگیرم، منم گرفتم ازم خواستن قبولت کنم، منم قبولت کردم
اگه من رئیس این باشگاه بودم
!از همون اول کلاهبرداری مثلِ تو رو رد میکردم
!مربی
صاحبِ این باشگاه از من خوشش میومد چون من بازیکنِ خوبی ام
من حق دارم ازشون کمک بخوام
چطور تونست به همه ی کشور دروغ بگه؟
میدونی من چقدر پول برای خریدنِ بلیطِ مسابقه های کانگ سان هدر دادم؟
!خیلی عصبانی ام
سان
فکر نمیکنم ایده ی خوبی باشه که از غریبه ها کمک بخوای
...مامان
من خوبم، من همیشه میتونم به عنوانِ یه خدمتکار تو خونه ها کار پیدا کنم
واقعاً میخوای بازم برای تاکشی کار کنی؟
برای اون لاتِ بی سر و پا؟
نباید اینُ بگی اون خونواده خیلی به من کمک کردن
میدونم که الان اوضاع برات خیلی سخت شده برای همین نمیخوام سربارت باشم
مامان سربارم نیستی
چطور ممکنه سربار باشی؟
خوش اومدی
حالت خوبه؟
متأسفم
مهم نیست
میخوای یه چیزی بخوری؟
قبلاً یه چیزی خوردم میتونین برین
پدرم بهم میگه سان فقط میخواست ازم استفاده کنه
ولی من باور نمیکنم
تا وقتی که سان همه چیزُ توضیح بده صبر میکنم
باید همین کارُ بکنی
منم تحت تأثیر قرار نمیگیرم و به راهم ادامه میدم
ولی لطفاً هر وقت که اوضاع برات خیلی سخت شد بیا پیشِ من
من همیشه برای شنیدنِ حرفات آماده ام
مامان
متأسفم
هیچ دلیلی وجود نداره که ازم عذرخواهی کنی
تو فقط باید از مردم معذرت بخوای
تو دیگه هیچوقت دروغ نمیگی، مگه نه؟
تو هنوز جوونی میتونی از اول شروع کنی
باید از این به بعد به روشِ درست زندگی کنی و رؤیاهای دست نیافتنی نداشته باشی
دیگه باید بری منم باید قبل از اینکه خیلی دیر بشه برم خانواده رو ببینم
مراقبِ خودت باش
نگرانِ من نباش مشکلی برام پیش نمیاد
!چطور جرأت کردی برگردی
فکر میکنی هر وقت دلت خواست میتونی بری و بیای؟
لطفاً همین یه بار منُ ببخشین هر کاری که بهم بگین براتون میکنم
!نمیخوام بشنوم !برو بیرون
!صبر کنین
یه لحظه صبر کنین، مادر
واقعاً؟
واقعاً هر کاری که بهت بگیم میکنی؟
...شین یونگ
رو رها میکنم
لطفاً اجازه بدین دوباره تو باشگاهتون بازی کنم
من شین یونگُ فراموش میکنم
خوش اومدین
بیا بشینیم
تو هم باید بشینی شین یونگ
نمیخوای چیزی بهش بگی؟
از این به بعد دیگه شین یونگُ نمیبینم
از این به بعد، فقط به عنوانِ یه بازیکنِ بسکتبال زندگی میکنم
تصمیمتُ درک میکنم حالا دیگه میتونی بری
منظورت چیه؟
متأسفم
اون تنها حرفی بود که میخواستی به من بزنی؟
من دوستت داشتم
تمامِ سعیمُ کردم تا مناسبِ تو بشم
ولی حالا فهمیدم که نمیتونم به دستت بیارم
ما برای هم ساخته نشدیم
من هیچ وقت ازت نخواستم مناسبِ من بشی
...من من فقط دوستت داشتم
حتی اگه هیچوقت دانشگاه سلطنتی کیونگ سانگ نرفته باشم؟
تو اینطوری درباره ی من فکر میکنی؟
...تو
تو اصلاً منُ نمیشناسی، نه؟
اگه همه چیزُ ازمون بگیرین چجوری زندگی کنیم؟
اگه پولمونُ پس بدین اینا رو بهتون برمیگردونیم
!خائن
!مادربزرگ
....شین یونگ نمیخوام برگردم
نمیخوام به گذشته برگردم متأسفم
...روغن !روغنُ برام بیار
چرا این ظرف انقدر کثیفه؟
انقدر تمیز شستنش سخته؟
رفتی پیاز بیاری یا بکاری؟
!زودباش
دفاع !دویست تا
!اینُ بگیر، یونگ گو
بیشتر
....:: ترجمه و زيرنويس : پيلار ::....
!عوضیِ تنبل اون تازه صد و سی و دومی بود
!پاشو سرِ پا
آقا! واقعاً میخواین دویست بار حمله کنین؟
!اینجوری که یونگ گو رو میکشین
هی! انگار من بله شما تنبلها خیلی آسون گرفتم
ماهی تابه رو بده به من
!حالا
فکر میکنین چرا شما نادونها که هیچی از آشپزی نمیدونین رو استخدام کردم؟
!شماها رو استخدام کردم تا رقیبِ بسکتبالم باشین
بسکتبال؟ اون چجور سرآشپزیه؟
!هنوز نفهمیده
چطور جرأت میکنی جوابمُ بدی؟ باید ادبتون کنم
!وگرنه فکر میکنین من شوخی دارم
!یالّا وایسین اونجا
نباید از دستات اونطوری سوءاستفاده کنی
!برادر گونگ
تو کی هستی؟
تیکه ی آهن کردی تو گوشِت که نمیشنوی؟
نشنیدی صدام کردن "برادر گونگ"؟
احیاناً مدیر برنامه ی آقای کانگ سان نیستی؟
هستی؟
هستم
تو مصاحبه ی آقای کانگ دیدمت !من صورتِ آدمها رو خوب یادم میمونه
طرفدارِ کانگ سانی؟
من یه طرفدارِ معمولی نیستم
اسمِ من سو چیل بوکه !رئیسِ کلوبِ طرفدارهای کانگ سان
!دست بده
No comments yet. Be the first to leave one.