Mr. Malcolm's List

Mr. Malcolm's List

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mr Malcolm s List 2022 1080p BluRay DDP5 1 x264-SoLaR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Mr. Malcolm's List 2022 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-05
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

وقت خوابه، دخترها.

جولیا تیستلویت، سلینا دالتون، یعنی شما رو هم شامل میشه.

ساکت!

حالا بیایید دیگه، خانم‌های جوان. معطل نکنید.

حالا، با هم به راست.

با هم به چپ. و تکرار.

اینکه تمام روز سرت تو کتاب باشه

ذهن مناسب برای ازدواج رو ایجاد نمی‌کنه.

من که از لحاظ مالی چیزی برای عرضه به شوهر ندارم.

و هیچ پدر مهربونی هم ندارم که برام همسری پیدا کنه.

چه جفتی شدیم ما!

اوه، سلینا، از جداییمون قلبم درد می‌کنه.

باید قول بدی هر هفته برام نامه بنویسی.

قول میدم. تو هم هر هفته برام نامه می‌نویسی؟

سعی می‌کنم، اما نمی‌تونم نامه‌نگاری منظم رو تضمین کنم.

وقتی وارد جامعه بشم، خیلی سرم شلوغ میشه.

و تو واقعاً فکر می‌کنی من یه روز میتونم تو لندن ببینمت؟

البته.

بعد از اینکه عاشق شدم

و یه همسر مناسب برای خودم پیدا کردم،

اونوقت من هم برات یه شوهر پیدا می‌کنم.

ما همیشه هوای همدیگه رو خواهیم داشت، سلینای عزیزم.

شمع‌ها رو خاموش کنید، دخترا!

اوه، سلینا، اینقدر لوس نباش.

صبح بخیر.

اوه، خانم. چه زیبایی!

خب، کدوم تاج سر؟

اوم...

اون پردارها.

بزرگترین صید فصل در سال ۱۸۱۸ میلادی

جناب جرمی مالکوم بود.

درست بود که خودش عنوان اشرافی نداشت

و فقط پسر کوچکتر یک ارل بود،

اما خاله‌ی مادریش قسمت عمده‌ی ثروت قابل توجهش رو برای اون به ارث گذاشته بود

و یک عمارت بزرگ روستایی در کنت.

شنیدم آخرین بار با امیلیا جیمز بیرون رفته بود.

اما امشب، شنیدم با جولیا تیستلویت.

آقای مالکوم دنبال یک عروس بود.

اما نه هر عروسی.

و با چشم‌های گیرا یا لبخند عشوه گر فریب نمی‌خورد.

آقای مالکومه‌.

بیست هزار در سال.

اون هیچ علاقه‌ای به موقعیت‌طلب‌ها یا پول‌پرست‌ها نداشت.

آقای مالکوم مرد مهربونی بود که ظاهرش کمی تودار به نظر می‌رسید

که قلبی گرم رو پنهان می‌کرد،

قلبی که مشتاق بود به خانم جوان مناسبی ببخشه.

در واقع، اون روش منحصر به فردی رو برای یافتن عشق واقعی در پیش گرفته بود

که کم‌کم داشت براش شهرت زیادی به ارمغان می‌آورد.

جولیا تیستلویتِ.

جولیا تیستلویت با آقای مالکوم.

این وصلت برتر فصل خواهد بود.

مگه اون چند فصل نیست که وارد جامعه شده؟ چی، چهار فصل؟

شاید وقتشه که به کناره‌گیری فکر کنه

و اجازه بده به خانم‌های جوان‌تر فرصت داده بشه.

یه بار صندلیش رو به من داد.

نزدیک بود غش کنم.

واقعاً تعجب می‌کنم چرا اینقدر اُپرای خارجی می‌سازند.

بالاخره ما توی انگلستانیم.

شما موافق نیستید، آقای مالکوم؟

مگه شما طرفدار روسینی نیستید، خانم تیستلویت؟

اون مرد کوتاه و چاقه‌؟

نه، نه. اون آهنگسازه‌.

اوه.

چه حماقتی کردم.

حتماً فکر می‌کنید من خیلی بی‌اطلاعم.

نه، اصلاً.

شاید در مسائل دیگه اطلاعات بهتری داشته باشید.

بگید، درباره قوانین ذرت چه نظری دارید؟

قوانین ذرت؟ - بله.

ام، بذارید فکر کنم.

قوانین ذرت.

خب، البته که من باهاشون موافقم.

واقعاً؟ - اوم.

و اگه اجازه بدید بپرسم، چرا؟

خب، من-- من معتقدم که، ام...

محدودیت در رژیم غذایی حتماً تاثیر سالمی خواهد داشت.

حیف شد که نمی‌تونید در صحن مجلس صحبت کنید.

نظرات شما... می‌تونه چهره‌ی سیاست رو تغییر بده.

یا حداقل اندامش رو.

می‌بینی داره خمیازه می‌کشه؟

چقدر خجالت‌آوره.

آروم‌تر!

مهمون دارید. باز هم.

اما من مهمون قبول نمی‌کنم.

خب، من اینو می‌دونم. اما سعی کن اینو به کسی بگی

که فکر می‌کنه بیشتر از کل انگلستان می‌دونه.

اوه، مامان.

اوم.

آه.

آقای وودبری. خیلی لطف کردید که سر زدید. و البته اینقدر زیاد هم سر می‌زنید.

خانم دالتون.

پدرم بیرون رفته تا به بیماران محله سر بزنه،

کاری که هر سه‌شنبه انجام میده.

من فکر نمی‌کنم بی‌ادبی باشه اگه این بار

برای این یک بار، بدون سرپرستی ایشون باشیم، خانم دالتون.

جسارت پیدا کردم که بهتون نزدیک بشم

با دونستن اینکه با فوت ناگوار اخیر کارفرماتون،

شما بدون ثروت یا چشم‌انداز آینده‌ای در این دنیا رها شدید.

می‌دونم که من ممکنه از شما، خب، چند سالی بزرگتر باشم،

می‌دونم که من ممکنه از شما، خب، چند سالی بزرگتر باشم،

اما همیشه حس کرده‌ام که یک زن از همراهی یک شخص جاافتاده‌تر سود می‌برد،

کسی که بتواند در زندگی راهنمایی‌اش کند.

منظورتان مثل یک پدر است؟

شوخی می‌کنید، خانم دالتون.

یا، ام... سلینا، اگر جسارت این را داشته باشم.

باید بدانید چقدر مشتاقانه تحسینتان می‌کنم

و چقدر...

بزرگترین آرزویم این است که شما را به همسری داشته باشم.

از پیشنهاد شما بسیار مفتخرم، اما نمی‌توانم بپذیرم.

آه.

آه.

اینقدر عجول نباشید، خانم دالتون.

همه می‌دانند که پدرتان وضع مالی متوسطی دارد،

و شما فقط یکی از فرزندان متعدد ایشان هستید.

اگر با من ازدواج کنید، حاضرم به آنها کمک کنم.

اما اگر رد کنید، خب، آینده‌تان بسیار تیره و تار خواهد بود، واقعاً.

هوم.

خب، درست است که وضعیت خانواده‌ام فشار زیادی به من وارد می‌کند،

اما با این حال باید پیشنهاد محبت‌آمیزتان را رد کنم.

چنین برخوردی برایم غیرقابل درک است.

باید به شما هشدار دهم، این پیشنهاد برای بار دوم تکرار نخواهد شد.

در واقع سومین باره.

من درک می‌کنم و تماماً می‌پذیرم

عواقب تصمیمم را.

و حالا،

باید از شما خواهش کنم که مرا مرخص کنید.

من...

خدانگهدار، آقای وودبری.

از سر راهم کنار برید، اردک‌های احمق!

صبح بخیر، جان!

اوه.

شنیده‌اید لرد کریستوفر جونز

بالاخره یک همسر مناسب پیدا کرده؟

نمی‌خواهید بدانید با چه کسی قصد ازدواج دارد؟

بعید می‌دانم من در این مورد حق انتخابی داشته باشم.

خانم مارجوری نات‌کات.

اوم... چه جالب.

عزیزم، این از سلیناست؟ بله.

آنقدر زیاد نامه می‌نویسد که به سختی می‌توانم همگام شوم.

وای خدای من. آقای وودبری دوباره خواستگاری کرده است.

متوجه شده‌ام که آقای مالکوم دیگر سر نمی‌زند.

من که فقط یک خواستگار ندارم.

نباید زیاد ناراحت باشید که نتوانستید توجه او را جلب کنید.

بعضی‌ها می‌گویند او هیچ وقت همسر انتخاب نمی‌کند.

کاملاً حالم خوب است.

اوم.

نامه‌ای از لیدی برک رسیده.

یکی از آن کاریکاتورهای شیطنت‌آمیز که این روزها مد شده را برایم فرستاده.

به نظر می‌رسد آقای مالکوم است.

و من هم در آن هستم.

نه.

محال است.

آه، جولیا.

از آقای مالکوم خبری شنیدی؟ - نه.

خب، او خانم ثیستلویت را رد کرده.

بیا تو!

سریع!

قبلاً هیچ وقت اینجا نیامده بودم. دنج و راحته.

همه اینهاست؟ - همه آنهایی که برای فروش است.

اینجا توی ویترین هستند.

متوجه نمی‌شوم. - خانم ثیستلویت.

چقدر شرم‌آور. - وای خدای من!

مداد دارید؟

چقدر خجالت‌آور.

آبروی او باید ریخته باشد.

کسی، لطفاً بفهم که من چه کار کردم تا این تحقیر را به بار آوردم.

این را به پسرعمویم برسان. او را در کلوپش پیدا خواهی کرد.

لردِ اندام‌ها.

فوراً!

من نابود شدم.

فکر می‌کنم او هیچ وقت شوهری پیدا نخواهد کرد.

آرام باش.

نوشیدنی، قربان؟

ممنون.

عصر بخیر، قربان.

عجب. باید بیشتر به اینجا سر بزنم.

عصر بخیر. از دیدنتان خوشحالم.

شنیدی... - خانم‌ها و آقایان، شرط‌هایتان را ببندید.

شرط آخر، کسیدی؟

بله. یا آخری یا هیچی.

نوبت شماست، بانو.

مثل همیشه خوش‌مشرب، سرورم. تو، تو یک متقلبی.

کاملاً متقلب. به سلامتی!

اووه، چقدر تند و تیز است.

آه، خدای من.

چه کس دیگری این را دیده؟

به خانم ثیستلویت بگویید که من این مسئله را حل می‌کنم.

آقای مالکوم.

ببخشید.

کارت رقص من در مهمانی هفته آینده میلرها یک جای خالی دارد،

اگر مایل باشید.

باید مرا ببخشید.

مشکل جسمی ناشی از سوارکاری اجازه نمی‌دهد، خانم...

لیدی گوینت آمبرتون.

لیدی آمبرتون.

دختر ارل و کانتس آمبرتون.

البته.

چه عجیب.

Of course.

How strange.

More Farsi Persian subtitles for Mr. Malcolm's List

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left