The first 200 lines.
«:: مــتـرجـم: فــالِـــن وان ::» |^| Fallen ONE |^|
گروه بعدی
به دیوار بچسبید زندانیا
شپش هاتون خود به خود تمیز نمیشن
...اوه
کچل شدم
نفر بعدی، بزن بریم، یالا
نه، لطفا، نه، التماست میکنم
بهتون که گفتم، من نباید اینجا باشم من جزو هئیت رئیسهی ام سی سی هستم
من اهمیتی نمیدم اگه پرنسس دیانا هم باشی
بازم باید شپش هاتو تمیز کنم
،هی پرنسس دیانا مرده تمام چیزی که اون میخواست یه زندگی عادی بود
لطفا، لطفا اینکارو نکن لطفا اینکارو نکن
،اوه خدای من، لطفا، لطفا شما دارین مرتکب اشتباه بزرگی میشین
،واقعا همینطوره ولی من دارم ازش لذت میبرم
مطمئنی اونه؟ چون پیشونی اون یکی بزرگتر بنظر میاد
نه، تو نباید به پیشونی نگاه کنی
،باید به بینیش نگاه کنی میبینی سوراخای بینیشون چقدر شبیه هستن؟
من هیچوقت نمیتونم با یه دختر کچل وارد رابطه بشم
امبر رز؟
اوه لعنتی، درسته
هی، جی ای جین، روز خوش شانسی ـته رئیس میگه که آزادی که بری
اگه پنج دقیقه پیش میگفت خوش شانستر بودی
ولی اون هنوزم برای جامعه یه روانیه
تو اخراجی
،اوه به نیمهی پر لیوان نگاه کن عزیزم حداقل شپشهات از بین رفتن
...حداقل شپش های اون بالا
من از طرف هیئت رئیسه و همه در ام سی سی
از صمیم قلب ازتون عذرخواهی میکنم
ولی اگه بشه به این اشاره کنم
که تجربهی خاص و دست اول شما
برای عملیات نو سازی و بازساخت ام سی سی بی بها خواهد بود
واقعا؟ تو فکر میکنی میتونی منو با تولید بالا بخری؟
و من اینو میدونم که
این یه سبد با اندازهی متوسطه چون بالای سبد یه میوهی بزرگ گذاشته شده
تزیین زشتیه جک
...میدونم چیزی که پشت سر گذاشتی سخت بوده
نه، نه، فکر نکنم که بدونی
نه اگه شاهد زایمان یه پاسم تو چاه حموم نشده باشی
یا که یه گروه از روانیا سعی کنن تا سر حد مرگ بهت کفش پرت کنن
،و بزار لاکچری های این سفر رو فراموش نکنیم تعطیلات چهار روزه تو اف دی سی کلیولند
یه جایی اونقدر مزخرف که حتی شپش های واژن هم توش به اوپیوید اعتیاد پیدا میکنن
مگه زنا همه چیز رو اون پایین شِیو نمیکنن؟
واقعا؟
ما داریم تلاش میکنیم تا شرایط رو بهتر کنیم- مطمئنم که همینطوره-
،در همین حین تو دوتا انتخاب داری
انتخاب اول، من داستانم رو به مطبوعات میفروشم
و از ام سی سی برای ده میلیون دلار و آزار و اذیت های رسیده شکایت میکنم
یا انتخاب دوم
تو به من بخاطر درد و رنج هایی که کشیدم حق الامتیاز چشمگیری میدی
و رفیقت استن رو اخراج میکنی
و منو به عنوان معاون ارشد استخدام میکنی و حقوقم رو سه برابر میکنی
لیندا، لطفا منطقی باش
فکر میکنم با توجه به کابوسی که ام سی سی توشه من کاملا منطقی برخورد میکنم
،تنها سوال اینه که
میخوای من اون بیرون باشم ،و رو این آتیشی که به پا شده بنزین بریزم
یا این تو باشم و بهت کمک کنم تا خاموشش کنی؟
حرکت کن زندان
پنج دقیقه تا پایان زمان ناهار وقت داری
،وقتی تموم شد سلولت اونجاست سلول 102
میتونم اینجا بشینم؟
خواهش میکنم
من میتونم درمورد این روانی ها بهت اطلاعات بدم
اونا اینکارو باهات کردن؟
،کار نگهباناست انتقامشونه بخاطر شلیک به هامپس
لعنتی
بچه ها این مثل کلوب صبحونه خوریه
یه بچه از هر گروهی تو مدرسه
اوه خدای من، تو یه مسواک داری یا خدا
چی؟
این ژیندا ها اینجا تمامی وسایل دخترای جدید رو میدزدن
ما خیلی وقت میشه که موهامون یا دندونامون رو نشستیم
پس اونا با بهداشت مخالفن؟
نه، این یکی از لازمه های بودن تو بلوک دی ـیه
اوه، درست مثل کلوب نسوان
ولی بجای پینگ پنگ بازی کردن تو مستی یا تجاوز شدن بهت توسط کسی که باهاش رفتی قرار
چاقو میخوری و همینجوری بهت تجاوز میشه
اوه خدای من، خیلی خوبه
خیلی خب، همین که استفادش میکنی بد هست دیگه لازم نیست براش ساک بزنی
تو خودت مبتلا به بیماری صبحگاهی بودن و نتونستن مسواک زدن رو امتحان کن، بعد بگو
دندونای من داره مثل اون دخترهی مبتلا به بولیمیا پوسیده میشه "بیماری که در اون فرد مقدار زیادی غذا میخوره و بعد همونو استفراغ میکنه"
،با همهی اون بالا آوردنا تو حداقل فکر میکنی که اون لاغره
رفیق، تو دندونای استفراغیت رو همه جای مسواک من مالوندی؟
هنوزم باورم نمیشه که اونجا اجازه میدن تو اتاق ملاقات سکس کنید
کنار ماشین فروش بود و من خیلی محتاطانه برخورد کردم
باشه، یه دیوونه و یه بسته چیپس
فکر میکنی من متوجه کلوچه هات نمیشم؟ چون مطمئن باش که میشم
بابایی همه جا چشم داره
من حتی نتونستم زبونم رو تمیز کنم
اون ژیندا کوچولو مسئول مسواکاست؟
،نه، اونا برای باربرا کار میکنن اون رئیس بلوک دی ـئه
هیچ گنگستری اسمش باربرا نیست- ساکت، من بودم اینو بلند نمیگفتم-
آخرین دختری که اونو پیچوند یه نسکافهی میلکی وی داغ خورد تو صورتش
اون هم میچسبه هم میسوزونه- من از نکسافهی میلکی وی خوشم میاد-
،البته نه این که صورتم رو بسوزونه بلکه با دمای اتاق تو دهنم باشه
پس همینه؟ ما الان قسمتی از گروه بارباراییم؟
،اگه کاری کنه حس بهتری بهت دست بده شنیدم رئیس بلوک سی از اونم بدتره
تنها راه فراری که وجود داره انتقال به فلوریداست
از لحاظ فنی، اونجا بلوک بی ـیه منطقهی خنثی
باشه، چطوری میتونیم بریم اونجا؟
نمیتونیم، فلوریدا آدمای معمولی مثل مارو داخل نمیزاره
اونا فقط پیرزنا، ترنسا و دیوونه هارو راه میدن
خب، به من نگاه نکن، من شاید دیوونه باشم ولی نه در اون حد که برم منطقهی فلوریدا
خب، چه خوشت بیاد چه نه ما الان تو بلوک دی هستیم
نگاش کن
خدایا، اینقدر گذشته یعنی؟
آره
،ایشون همکار من خانوم گولدستین هستن ایشون قراره پروندت رو به شرکت ارائه بده
سلام، لطفا میشل صدام کنید
خوشحالم که دوباره میبینمت بچه چون
...همم، باشه- بسیارخب-
،رقص بابایی دختری که نیست فقط بخاطر وکالت اینجایی
شاید اگه پنج سال پیش ،وکالت منو قبول میکردی
پات اصلا به اینجا باز نمیشد، درسته؟
،شاید اگه تو منو ترک نمیکردی به هروئین رو نمیاوردم
ولی فکر کنم هیچوقت نمیفهمیم
میبینی، این بچه حس شوخ طبعی منو داره با چهرهی اندیِ یتیم
یادت میاد که نیک عادت داشت با اون آهنگا مارو دیوونه کنه؟
آره، من فکر میکردم اگه به حد کافی بلند بخونم
والدین واقعی من پیداشون میشه و نجاتم میدن
از اینکه الان این جو رو ،خراب کنم متنفرم ولی
فکر میکنم واقعا باید ببینیم ممکنه چه اتهاماتی بهت وارد بشه
،حالا بر اساس سوابق اخیر
دفتر وکیل مدافع مشکل زیادی برای تنظیم ادعا نامه
بر علیه شما و وارد کردن اتهام برای اون شورش بر علیه شما نداره
،من اصلا نمیدونستم چخبره من فقط همینجوری اونجا بودم
خوبه که فهمیدم
چون وکیل مدافع ما حول محور ناتوانی دولت
تو اثبات اینکه شما میدونستید که اعمالتون یجور تخریب محسوب میشه
یا یه اجتماع غیر قانونی در زندان فدرال تشکیل دادید مانور میده
بهت که گفتم کارش درسته، نه؟
...اوه
این فوق العادست
...اوه
خب، منظورم اینه که درست شبیه معلم پیانوم و معلم سرخونهی فرانسویم
،میدونی، من همیشه کنجکاو بودم ...نرخ ساعتی حقوقت
وقتی کمکی که استخدام کردی میشه دوس دخرت بالا میره یا پایین میاد
میشل یکی از بهترین مرافع کنندههای قضایی تو نیویورکه
پس اون یه حالی به اون پایینت نمیده؟
مواظب حرف زدنت باش
پدرت و من نامزد کردیم
،تو نوامبر باهم ازدواج میکنیم همینطور دو تا بچه هم داریم
،سمی پنج سالشه و اتیکوس هم تازه سه سالش شده
،نیکی، میخواستم راجبش پشت تلفن یچیزی بهت بگم
...ولی فکر کردم که تو، میدونی
میدونی چیه؟ میدونه چیه؟ میدونی چیه؟
من اشتباه میکردم، خب؟ تمام این ماجرا؟ همش یه اشتباه بزرگه
لز، ممنونم که سر زدی
میشل، ناراحت نشو از دستم
،مطمئنم که تو وکیل فوق العادهای هستی و دامنهی لغات وسیعی داری
مطمئنم که تو زن جوون و جذاب خوبی میشی براش
...تو
بسیار خب نگهبان، کار من اینجا تمومه
بچه جون، نزار گذشته آیندهت رو خراب کنه
تو واقعا تو دردسر افتادی
نیکی، تو به یه ارائهی خوب نیاز داری
،آروم باش برلین ما به مصدومیت بیشتری نیاز نداریم
ردت کردم
ردت کردم
،اگه از دیدنت اینقدر خوشحال نبودم خودم میکشتمت
با خودت چه فکری میکردی؟
پیچیدست
علاقهی ما به فیلمای رومان پلانسکی پیچیدست
خودکشی برای ترسوهاست
تو درک نمیکنی رِد
من خاطراتی تو این مکان دارم
آدمایی اینجا هستن که سه دهه اینجا گذروندن و منتظرن حالمو بگیرن
از کی تا حالا فریدا برلین میترسه؟
،این ترس نیست مصلحت گرایی ـه
،همونطور که پدرم همیشه میگفت
،قرص سیانید جواب نمیده
مگه اینکه قبل اومدن کمونیست ها به خونه بخوریشون
خب، کمونیست ها اینجان و من دارم بهت میگم به جنگیدن ادامه بدی
اوه شت، فردی، خوبی؟- لعنتی-
گرفتمش، گرفتمش، چیزی نیست حالش خوبه
به خودت آسیب زدی؟
من خوبم، فقط بدنم خشک شده
مزخرفه، من میدونم که قصدت چیه بزارش سره جاش
منو تنها بزار رِد
من قرار نیست کنار وایسم و ببینم این کار رو با خودت یا با من میکنی
،تو مشکلاتی اینجا داری ،راه حل های خلاقانه براش پیدا کن
درست طوری که این سی سال گذشته پیدا کردی
این دفعه فرق میکنه
یا شایدم تو به حد کافی تلاش نمیکنی
...هی، فریدا
،بابات خیلی جذابه ولی من برنامههای دیگه ای دارم
امیدوارم از نظر تو مشکلی نداشته باشه
حالا به این میگن یه مرد فوق العاده
درسته فریدا؟
همینطوره
چی؟ من دفعهی قبل کمتر از این برای چهارتاش دادم
تو با قیمتای من مشکلی داری؟
نه، مشکلی نداریم، درسته تایلر؟ یالا
این مزخرفه مرد
هی کارول، شاید بهتر باشه برگردی و دوباره تو حموم شروع به معامله کردنات بکنی
داری شوخی میکنی؟ پیدا کردن مخفیگاهت بهترین چیزی بود که تا الان برم اتفاق افتاده
بخار حموم کاری میکنه موهام بد وایسن
،حالا یالا بیا به بقیهی محمولهی امروز نگاه کنیم
لعنتی، فریدا داریم میترکونیم
اوه، و میدونی من یه دندون شیری دارم
No comments yet. Be the first to leave one.