The first 200 lines.
راوی: امسال، مسابقه "آشپزخانه جهنمی"
دوباره برمیگرده به "فاکس وودز ریزورت کازینو"
در کِنِتیکات، و "آشپزخانه جهنمی"...
تاریخساز خواهد شد!
طرفدارها و شرکتکنندههای احتمالی، این سالن تئاتر رو پر کردن
برای اعلامیه بزرگ!
اوه! وای!
سلام به همگی.
به "فاکس وودز ریزورت کازینو" بینظیر خوش آمدید!
خب، در ۲۳ فصل گذشته، "آشپزخانه جهنمی"
شغل خیلی از آشپزهای بزرگ رو شروع کرده.
اما این فصل، هیچ شباهتی به فصلهای قبل نداره!
راوی: برای اولین بار در تاریخ "آشپزخانه جهنمی"،
تیم سرآشپز رمزی کل کشور رو زیر و رو کرده.
نیومکزیکو... مریلند...
میسیسیپی...
راوی: --در جستجوی آشپزهایی از هر ایالت...
در سراسر کشور.
متولد و بزرگشدهی تامپا، فلوریدا.
راوی: و بعد از یک جستجوی حسابی...
قراره همینجا تو "آشپزخانه جهنمی" گل بکارم!
راوی: --یک نفر از هر ایالت انتخاب شد.
من اصالتاً اهل یک شهر کوچیک تو مونتانا هستم.
اون بخش مهمی از هویت و زادگاه منه.
به خاطر همینه که کلاههایی میپوشم که روشون ۴۰۶ داره.
اوه، دارن ویدئو نشون میدن از... وای خدای من!
وای، بهتره ویدئوی منو نشون ندن!
سلام، اسم من سیدنی استیکنی هست.
من اهل شارلوت، کارولینای شمالیام.
گوردون رمزی برای من یه بت بزرگه.
من خیلی قبولش دارم.
سریع گفتم نه، چرا؟
من اهل آیووا هستم، که یه ایالت بزرگ برای پرورش خوکـه.
اگه متوجه نشدین!
ایالت خوک، ایالت ذرت.
آره، آیووا.
کلی مزرعه، کلی کشاورزی.
جورجیا بهترین فرهنگ غذایی رو تو کشور داره.
یه جای عجیبه که همه مدل غذاها اونجا قاطی میشن...
تا همه قوانین رو بشکنن...
از هر چیزی که ما میدونیم.
خودمو میبینم، و میگم "نگاه کن اون کلهگندهی بالا رو!"
اون بالا.
بیصبرانه منتظرم برم تو آشپزخونه...
و به سرآشپز رمزی نشون بدم چه کارها بلدم.
راوی: برای اولین بار در تاریخ...
این "آشپزخانه جهنمی: نبرد ایالتها"ـست!
اونجا میبینمتون!
راوی: خانمها و آقایان، سرآشپز گوردون رمزی!
سرآشپز رمزی رو از نزدیک دیدن...
اول از همه، این مرد واقعاً خوشگله!
آخه اصلاً نباید انقدر خوشگل باشه!
این دیگه زیادی مهربونانه بود!
خوش آمدید.
بله، این همون "نبرد ایالتها"ـست!
نبرد ایالتها!
وای خدای من!
یعنی الان من نماینده کل نیویورک هستم...
همین الان در سن ۲۱ سالگی!
وای، این دیوونگیه!
دو تا کمکسرآشپز فوقالعادهام هم به من ملحق میشن.
سرپرستی آقایون تو آشپزخونه آبی رو...
لطفاً سرآشپز جیمز ایوری رو تشویق کنید!
خانمها و آقایان.
چه خبر؟
و سرپرستی خانمها تو آشپزخونه قرمز رو...
برنده فصل ۱۷، سرآشپز میشل تریبل!
سرآشپز میشل رو که دیدم، واقعاً...
دیدم که چطور فصل ۱۷ رو برد و اون یکی از موردعلاقههای من بود.
من خیلی قبولش دارم.
ما همقد هم هستیم.
پس فکر کنم این یه کم کمک میکنه!
و همچنین میخوام معرفی کنم... بینظیرترین...
سرخدمتکار فوقالعادهمون، مارینو رو!
تیم من ۵۰ تا سرآشپز بینظیر رو شناسایی کرده...
از ۵۰ ایالت سراسر این کشور بزرگ.
اما بعد از مصاحبه و بررسی این گروه ۵۰ نفره...
اونها ۲۰ سرآشپز برتر رو به من معرفی کردن.
اوه خدای من، ما این همه راهو اومدیم که فقط رد بشیم؟
وای، دلم هری ریخت!
خب. همه آمادهاید؟
پس شروع کنیم!
اون اولین ایالت تو اتحادیه بود.
از دلاور، آنایا!
وای خدای من، من نفر اولم!
آخ! یعنی، اوه خدای من!
یعنی، گوردون رمزی اسم منو گفت!
خوش آمدی آنایا.
ممنونم.
و تازه همون اول اسممو گفت!
اولین نفری. چه حسی داری؟
وای خدای من، حس میکنم...
وووو!
هیجانزده، ترسیده.
اوه خدای من.
اینجا "آشپزخانه جهنمی"ـه، نه "استعدادهای درخشان آمریکا".
درسته؟ میدونی که، درسته؟
فقط... فقط در صورتی که پیام رو اشتباهی گرفته باشی.
نفر بعدی، از ایالت بزرگ کارولینای شمالی، سیدنی!
ممنونم. خوش آمدی سیدنی.
خوشبختم. اوه
حالت خوبه؟
خیلی خوبه. خوش اومدی.
با این شال بهتره.
اوکی. نفر بعدی، از مونتانا.
واو. چیس!
چیس، خوش اومدی. حالت خوبه؟
حالم عالیه، شف.
نفر بعدی از آلاسکا، کارلوسه.
از مریلند، کت، خانمها و آقایان.
از ایالت باغ نیوجرسی، کریسه.
هولا!
از کلرادوی کوه راکی، پاول!
دَب، دَب، دَب، دَب، دَب
هوو!
این شور و اشتیاق رو دوست دارم، پاول.
عاشق این شور و اشتیاقم.
بسیار خب.
نفر بعدی، از فلوریدا، جیدا.
از رود آیلند، کارا ماری.
بعدی، از آیووا، آنتونی!
از ایالت طلایی کالیفرنیا، لیزا!
وای خدای من!
اون منو از بین هزاران نفر انتخاب کرد!
خوش اومدی!
وای خدای من. اوه...
خوبی؟
آره.
واقعاً یه حس خوبیه.
الان داری بغلم میکنی اما مطمئن نیستم بعداً هم
بخوای بغلم کنی.
باشه.
از لوئیزیانا، برَدلی!
یالا!
آره!
از اون دور دورها، از اورگن، الکساندرا!
هوو!
از تگزاس، هنری!
از نیوهمپشر، آنتونیو!
شف میگه که فقط ۲۰ نفرن.
که قراره اسمشون صدا زده بشه
این دیگه چه کوفتیه؟
یعنی من الکی اومدم اینجا؟
نفر بعدی از کارولینای جنوبی، اِلِینا
ممنونم!
اوه، خب، ممنون
ممنون
یه بچه بدین ماچش کنم!
حالت خوبه؟
فو--قالعاده!
نفر بعدی، از ایالت بزرگ نیویورک، مَدی
از ماساچوست، جِیدِن
آره!
یالا!
فقط چند تا جا مونده
از نوادا، اِلی
خوش اومدی. سلام!
خوبی؟ آره!
عالیه!
سلام!
ممنونم.
خانمها و آقایان، ما ۱۹ سرآشپز بااستعداد داریم.
که یعنی فقط یک جای خالی مونده.
و آخرین سرآشپزی که به فصل ۲۴، «نبرد ایالتها»، ملحق میشه...
از گرجستانه!
لطفا به «جان» خوشآمد بگید!
بزن بریم!
بالاخره نوبت منه.
حس میکنم فقط نماینده خودم نیستم.
واقعاً دارم از گرجستان نمایندگی میکنم.
شاید آخرین نفر انتخاب شدم، ولی همونطور که پروردگار میگه...
اولینها، آخرین میشن و آخرینها، اولین.
برنده، سرآشپز اصلی من میشه...
تو رستوران «هِلز کیچنِ» فاکسوودز ریزورت کازینو.
چقدر باحاله، نه؟
حالا، یه خبر مهمتر.
اون شغل یه جایزه هم داره...
به ارزش دویست و پنجاه هزار دلار!
خانمها و آقایان.
وای، بردن ۲۵۰ هزار دلار خیلی کارساز میشه!
من و همسرم تازه اولین خونمون رو خریدیم
و میخوایم یه کارایی انجام بدیم، امم...
امم، کلمهای که دنبالشم چیه؟
آه، بازسازی.
وقت اولین چالش بزرگ شماست.
همهتون ۴۵ دقیقه وقت دارید تا درست کنید
غذای اختصاصی و منحصر به فردتون رو تا واقعاً خودتونو
و ایالتتون رو سر زبونها بندازید.
آمادهاید وارد جنگ بشید؟
بله، شف!
پس دیگه منتظر چی هستید لعنتی؟
وقتتون از الان شروع میشه!
بزنید به چاک!
یالا!
بریم!
آره!
آره!
با افتخار آشپزی کنید!
پس نباید اینجا باشید.
به آرامشتون اهمیت نمیدم!
No comments yet. Be the first to leave one.