The first 200 lines.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــمــه از: اشــکــان Chandler Bing
.هي، مرسي
.خيلي ممنون
.شب خوش
.صبر کنيم تا ملت از توالت برگردن
،ملت دارن اون تو ميشاشن .وايسا، برنامه شروع شد"
".لعنتي
چه خبر رفيق؟
.ايول
يا حضرت مسيح، ببين اين سفيد .پوست ها چطوري دارن با عجله برميگردن
.سفيد پوست ها براشون فرق نميکنه پسر .همينجوري پا ميشن ميان
،به جهنم، ما ميريم" ".برام فرقي نميکنه
اما شما سياه ها ريسک کرديد
.که تو "لانگ بيچ" داريد زندگي ميکنيد هفتمين شهر بزرگ کاليفورنيا که تنها] .13درصد از جمعيتش سياه پوست هستند [اين اجرا در لانگ بيچ ضبط شده
وقتي داشتيم ميومديم تو ديدم پليس يکي از برادران مون
،رو بلند کرده بود و داشت ميگشت
دست هاي سياهه تا اينجا "بالا امده بود و ميگفت، "هاه، چي شده؟
.و داشتن ميگشتنش
.شرط ميبندم که بازداشتش ميکنند
"اما زندان رفتن تو "لانگ بيچ .پدر درمياره
کجايي؟
."تو لانگ بيچ ام"
تو روحت، ما که تا اونجا نميايم .تا وثيقه برات بذاريم
،سفيد پوست ها ،اين قسمت خنده دارشه براي من
که وقتي سفيدها بعد از تنفس برميگردند تو سالن
ميبينن که سياه ها صندلي هاشون .رو گرفتند
،سفيدها ميگن
مگه ما اينجا نشسته بوديم" عزيزم؟
...ما اينجا... ام
...فکر ميکنم که... ام ،ما اينجا نشسته بوديم
"مگه نه؟
".آره، همين جا نشسته بوديم، آره"
".خب، مادرقحبه حالا من اينجا نشستم"
تاحالا دقت کرديد که وقتي سفيدها
اطراف يه سري سياه پوست هستند چقدر مودب ميشن؟
مگه نه؟ تا ميرسن بيرون با .همه شروع ميکنن به صحبت کردن
سلام، حال شما چطوره؟"
،من نميشناسمت "!اما اين همسرمه، سلام
عکس من براي چي ميگيري؟
به کي ميخواي نشون بدي؟
ميگه، "من عکس ريچارد پراير ".رو دارم
".به تخمم"
!بتمرگ بشين
.مادرقحبه، برو بشين
.ميدوني که تو دوربين اصلا فيلم نداري
،خودتُ کسخل کردي ،داري همينجوري فلش ميزني
.فقط فلش الکي ميزني
.اين تن لشت رو تکون بده
.مرسي
.مرسي
،و مستقيم برو به طرف صندليت .در خروج
.نه، خنده داره ولي پسر .سفيدها خنده دارن
و تاحالا دقت کرديد
وقتي که تنها سياه پوستي هستيد
،که همراه سفيدها هستيد اونا هل ميکنن؟
...مگه نه؟ اينجوري مثلا
،ميخواي از سر راه کنار بري رفيق" ،ببخشيد
.خيلي ممنونم
،ببين چقدر جا گرفته ".يا حضرت مسيح
و اين سياه گنده ها هم خوب .ميدونن چطوري وارد جايي بشن پسر
وقتي داشتيم ميومديم تو
،حدود 7تا سفيد پوست رو ديديم
.که هنوز بليط هاشون دست شون بود
سياه پوست ها ردشون ميکنن .تا بيان داخل
.برو کنار مادرقحبه، لعنت"
،سه ساله که يه سياه پوست نديدي
".چي داري براي خودت ميگي
.البته، بفرماييد" ،صف رو بشکنيد
.البته، اشکال نداره
چيه، دردسر دوست داري؟
.خيلي زيادن
".ممکنه پسرعمويي چيزي باشن
اما يه سري از اين سفيد پوست ها که تو صف ازشون
.جلو ميزني، اين کار نميکنند
،صف رو ميشکني .خيلي خب، جمع کن خودتو"
".فقط خودتون رو جمع و جور کنيد
وقتي که سفيد پوست ها فحش ،ميدند عشق ميکنم
به خاطر اينکه وقتي فحش ميديد مادقحبه هاي
خنده داري ميشيد، خب؟
،يه کس شعرهايي ميگن مثل .آره، بيا ببينم کله کيري"
.بيا ببينم، مرتيکه جقي، بيا اينجا
.حرومِ زاده، بيا ببينم
.آره، خود تو رو ميگم رفيق
،سياه پوست ها هم ميگن .بيا با اين بازي کن"
.آره
،ميخواي با چيزي رفيق بشي ".بيا با اين رفيق شو
پسر، سياه ها هميشه کيرشون .تو دست شونه
،فرقي نميکنه، دارن تو خيابون راه ميرن
.کيرشون رو ميگيرن دست شون
چه خبر رفيق؟ - .خبري نيست دادا -
،ميدوني که اوضاع چطوره .ميگذرونم ديگه
حتي "اندرو يانگ" هم کيرش رو ميگيره دستش، مگه نه؟ سفير آمريکا در سازمان ملل در] [زمان رياست جمهوري جيمي کارتر
،با رئيس جمهور ايالات متحده صحبت ميکنه
،آندرو يانگ
،جناب رئيس جمهور"
واقعا الان ديگه بايد درباره يه سري .ريدمان مهم صحبت کنيم
".معذرت ميخوام خانم کارتر
.اوه، اشکال نداره"
".بزرگتر از هسته خرما
پتي" و من ميخواستيم بگيم" که واقعا خوشحاليم خواننده زن سياه پوست که] [در اول برنامه اجرا کرد
".که امشب امديد تا مارو ببينيد
.از صميم قلب ميگم
.مرسي
پتي" هم بدجور موقع خوندن" زور ميزنه، مگه نه؟
...منظورم اينکه، يه جوري ميخونه که
.موهاي تنم سيخ ميشه پسر
!بهش ميگم، بخون مادرقحبه! بخون
!و گروه هم خيلي خوبه، پسر
.گروه مادرقحبه اي داره واقعا
اون پسر سفيده که داشت ،شيپور ميزد هم کونش پاره شد فکر کنم
.اصلا هم تکون نميخورد
،ميدوني، بيشتر کسايي که شيپور ميزنن
بايد يه ذره کج و کوله بشن
.تا يه صدايي ازشون دربياد
...اما اين يکي
.و خراب هم نکرد اصلا
،نگران نباشه رفيق .برو که پشتتم
و من به شخصه خوشحال ميشم که
،يکي بياد اجراي من ببينه، خب
.مخصوصا با گندهايي که امسال زدم
نميخوام ديگه هيچ پليسي رو تو ،زندگيم ببينم
،تو خونه ام
،که بيان من به زندان ببرن
.به خاطر اينکه ماشينم کشتم در سال 78 پراير به دليل اينکه همسر سومش] قصد ترک کردنش رو داشته، به ماشين شليک [ميکنه تا همسرش ترکش نکنه
و کشتن ماشينم به نظر منطقي ميومد براي من، خب؟
.به خاطر اينکه زنم ميخواست من ترک کنه
ميدوني، من گفتم، "تو اين مادرقحبه .عمرا بتوني ترکم کني
.نه، نه
،اگه بري
ميتوني سوار اون کفش هاي "هاش پاپي"ـت .اينجا رو ترک کني
.به خاطر اينکه اين مادرقحبه رو ميکشم
،و يکي از اون مگنوم هاي بزرگ قديمي داشتم
ميدوني که وقتي شليک ميکنيد .چه صدايي ازش درمياد
.به ماشين شليک کردم، بوم
...لاستيک ها گفتند
.حال کردم، به يکي ديگه شليک کردم
،و اون ودکايي که ميخودم بهم ميگفت
".يالا، به يه چيز ديگه شليک کن"
،به موتور شليک کردم
.موتور زرتي از ماشين افتاد پايين
"!موتور گفت، "بيخيال ماشين
،و بعدش پليس امد .من رفتم تو خونه
.به خاطر اينکه اونا هم مگنوم دارند
.و اونا فقط ماشين نميکشن
.سياه پوست ها رو ميکشند
پليس جديدا از روش خفگي .تو خيابون ها استفاده ميکنند مرد
.سياه ها رو تا سر حد مرگ خفه ميکنن
،يعني وقتي کارشون تموم بشه .رفتي اون دنيا ديگه
ميدونستيد؟
.سياه پوست ها ميگن، آره، ميدونيم
،اما سفيد ها دارن ميگن .نه، اصلا خبر نداشتم
،آره، دو نفر پاهات رو ميگيرن .يکي هم سرت رو، و زرت
.اوه، تو روحش! شکست"
ميشه گردن يه کاکا سياه رو شکست؟ اشکال نداره؟
.بذار دستورالعمل رو نگاه کنم
،آره، صفحه هشت
،ميتوني گردن يه کاکا سياه رو بشکني .همينجا نوشته، ببين
".بيا ببريمش پاسگاه، خيلي خب
و يه سگ هايي هم دارن که کونت رو گاز ميگرن، مگه نه؟
.اون ژرمن شپردها
.مادرقحبه هاي بي پدري هستند
،بعضي جاها دوبرمن دارند
.دوبرمن پينچر سگ هاي بزرگ با موهاي سياه کوتاه] [.که براي نگهباني استفاده ميشوند
.اينا از ژرمن شپردها هم بدترن
.سريع هم هستند
يه پسربچه معمولي سفيد پوست .رو راحت ميگيرن
،اما تا وقتي که بخوان به يه سياه پوست برسن
از پا افتادن ديگه
که بخوان کاري کنن اما شايد به عنوان سگ اهلي
يا يه همچيزي چيزي ازشون .استفاده کرد
سعي کردي بگيريش؟
.بتمرگ همينجا
.من ميرم برات ميگيرمش
.خيلي خب
يه بار يکي از اين سگ ها رو ديدم که دنبال يکي از برادران 16 ساله مون
.تو کوچه افتاد
پليس از ماشين پريد بيرون
،و دوبرمن رو فرستاد دنبالش
.داداشمون کف زمين بود
.تا اين حد امده بود پايين
،و سگه هم دنبال کونش افتاده بود
،و حتما داداشمون راحت بوده
.به خاطر اينکه زد دنده اوردرايو دنده اي که بدون کم شدن سرعت اتومبيل] [.باعث کاهش مصرف بنزين مي شود
،آره، داداشمون کلاه سرش بود ...برگردوند و
،و به نظر من امد که سگه گفت
تو روحت"
.دهن اون کاکا سياه رو گاييدم پسر
.تو روحت، نميذارم اينجا من بکشي
".يه بيسکوييت بده
.اين سگ هاي حيوون هاي باوفايي هستند
،من دوتا سگ دارم
.من دوتا مالاموت دارم سگ هاي گرگي شکل که شبيه] [نژاد هاسکي هم هستند
که براي جنگيدن با سگ هاي .پليس تربيت شون کردم
.تربيت شون کردم
گفتم، اگه ديديد سگي به ،من حمله کرد
.بهتره يه کاري کنيد
،به خاطر اينکه اگه حمله نکنيد
ميدونيد که شب سال نو با ماشينم .چيکار کردم
.حله ريچ، حله، حله"
No comments yet. Be the first to leave one.