The first 200 lines.
عطر "الداسپایس" سلاح مخفی من
اون زن خوش شانسیه
اندی،خودتو واسه چند تااستایل عالی قدیمی آماده کن
!تدی
سورپرایز،اون دوباره تو تختمونه
میبینم و دوسش دارم
اما
رفیق،تو دوهفته اینجا خوابیدی
تو تشک یه چاله کوچولو با چیز خودت درست کردی
خب،نمیتونه تو تخت خودش بخوابه
چون یکی بهش اجازه داده"کابوس تو خیابون الم"رو ببینه
باشه،ببین،میدونم راجع به این قضیه صحبت کردیم
اما من هنوز قانع نشدم
که دلیل اینکه نمیتونه تنهایی بخوابه این باشه
دوهفته پیش دیگه چه اتفاقی میتونه افتاده باشه که
که تدی رو مثه چی ترسونده باشه؟
آهان،من شیردودرصد بهش دادم،این خیلی شبح وار و ترسناکه
نه،بخاطر فیلمه ست
باشه،عزیزم،نگرانش نباش
برو بالشتو بیار
تخمین میزنم که 30ثانیه وقت داریم،باشه؟
مگه اینکه دندوناشو مسواک بزنه
!تد-تدی
!دندوناتو مسواک بزن
باشه،حالا35 ثانیه وقت داریم
مسابقه که نیست
خب،میتونه باشه الان دوهفته شده
باشه،گوش کن
نه،نه،نه گوش کن
گفتم که زیادی برای اون فیلم سنش پایینه
اما تو از دستورات سرپیچی کردی
آره
تو تختتو آماده کردی و حالا
هممون باید توش بخوابیم
همراه تدی
صبرکن،صبرکن،صبرکن،هنوز ده ثانیه وقت داریم
میتونیم عملیش کنیم
اگه خیلی بادقت دستورالعمل منو انجام بدیم
!عطره حرومی شد
ترجمه از RUSSIANDOLL
این بسته...چشه؟
چرا وانمیشه؟
چرا بسته ها دیگه بازنمیشن؟
این بسته خرابه
آدام
بنظر به مشکل برخوردی
خوبم،این...این شخصیه
آره،کاری به کارش نداشته باش
الان 15 روزه که با زنش عشقبازی نکرده
حقیقت نداره،تو ازکجا میدونی؟
مارسی بهم گفت
بعد از عشقبازیمون
ما یه دوره پیروزی پی در پی رو پشت سر میذاریم
و بهت میگم،آسمون یه نمه آبی تر میزنه
...خب،از اونجاییکه اطلاعات عمومیه
من گذاشتم تدی فیلم ترسناک ببینه
و از اونموقع تو تخت ماست دیگه
حالا دارم تو فیلم ترسناک خودم که رده سنیش "جی" هست هنرنمایی میکنم "رده سنی مناسب برای تمام سنین"
من از موقعیکه من و جین از هم جدا شدیم
روابط عاشقانه نداشتم
اما غرنمیزنم،الان علایق تازه ای دارم
دارم زبان ماندارین یادمیگیرم
"معنیش میشه"من تنهام
بذارین فقط مشکلات تو تختمونو تو خودمون نگه داریم،باشه؟
نمیخوام کس دیگه ای از کارای شخصیم خبر داشته باشه
مادرت بهم گفت که اوضاعت کساده،پسرم
مامان میدونه؟
خب،گمونم تو زیادی به مسائل فکر میکنی
فقط آروم باش،پسرم
توپو ببین،توپو بزن
کساد نیست،خشکسالی شده
چوب بیسبالم حالش خوبه
تو میگی گوجه،من میگم گیرت نمیاد
ببینین،مشکل از من و اندی نیست
مشکل از آدم کوچولوهاییه که باهامون زندگی میکنن
:یکی از جوکهای بیرحمانه زندگی
هرچی بیشتر بچه داشته باشی،کمتر وقت داری
کاریو که بچه درست میکنه رو انجام بدی
خب،میدونی باید چیکار کنی؟
اندی رو ببر به یه هتل
بچه بی بچه یه خورده هم عاشقانه میشه
راستش فکر خوبیه
اندی عاشق هتله
یاد ماه عسلمون میندازتش،وقتی هنوز تو
تو حالت خوبی بود،چون منو داشت
هی بابا،میشه حواست به بچه ها باشه؟- البته که میشه-
عاشق اینم که آبجوگیرکوچولوهام اطرافم باشن
چطوره که هیچ وقت از من و مارسی نمیخوای مراقب بچه ها باشیم؟
الان کلیدات کجان؟
واسه همین
بیخیال بابا،جدی میگم
هیچوقت حتی درنظرمون هم نمیگیری
من عاشق اون بچه هام
خب،از شنیدنش خوشحالم،دان
و از اونجاییکه بابا بهشون گفت "آبجوگیر کوچولوها"
گمونم تو بردی
اشکالی نداره
هنوز مادرتو دارم،آبجوگیر اصلی رو
چطوره که همراه
شوهر دوست داشتنیت بری به یه اتاق هتل که
که توسط یه شوهر دوست داشتنی کامل شده؟
تو خیلی نازی- هممم،آره-
اما نمیتونیم- چی؟چرا؟-
خب،هتل خرج داره
تازمانیکه اون خونه قدیمی رو نفروشیم هنوز دوتا وام پرداخت نشده داریم
قبلا فکر اونو کردم
من یه کارت هدیه دارم
نگران نباش عزیزم
یه ده سنتی هم سرت خرج نمیکنم
صبرکن،این هتلیه که بهمون یه شب مجانی میده
بخاطر اینکه تو تختاشون "ساس" داره
تو یه ساس دیدی
و گرخیدی و آخرین چیزی که یادمه اینه که
لخت تو آسانسور شیشه ای بودی
داشتی سمت راهرو پایین میومدی
زیرپوشمو داشتم
توی دستت
و از اون مراسم عروسی عذرخواهی کردم
اما هتل دوباره افتتاح شد
پس هیچوقت تمیزتر نمیشه
درست مثل وقتیکه یه رستوران بعد از بسته شدن بخاطر موش
دوباره باز میشه
راستی،یه کارت هدیه دیگه واسه شامم دارم
*مردی با یک نقشه* فصل سوم قسمت هفتم
"هتل ِکردن"
پس،من و بابات باید واسه یه شب بریم بیرون
برای چی؟
باید به یه کار کوچیک برسیم
چه جور کاری؟
کاری که به تو مربوط نیست
پس تو و امی و تد با عمو دان و
خاله مارسی میمونین
...یا اینکه
گمونم الان اونقدری بزرگ شدم که
واسه یه شب تو خونه تک و تنها بمونم
چی میگین؟
نه- باشه-
آبدارخونه- آبدارخونه-
خیلی خب
ما کیتی رو تک و تنها ول نمیکنیم
اون مطمئن نیست
اون دی ان ای مارو داره
دی ان ای مثه خرس آبجوخوریمون و گاو ماشینی روندن ما رو داره
اون نمره هاش خوبه،مسئولیت پذیره
دختر خوبیه
ما یه سگ شکاری طلایی داشتیم که بزرگ میشد و دختر خوبی بود
میدونی که هربار تنهاش میذاشتیم چیکار میکرد؟
از حصار میپرید و حامله میشد
تو مدرسه بهش سخت میگذره،خیلی خب؟
بهترین دوستش اسباب کشی کرده
اون هنوز یه حلقه اجنماعی جدیدو پیدا نکرده
ببین،اون همینو میخواد،بیا یه کار قشنگ واسش بکنیم
ما هر روز خدا بهش غذا و لباس میدیم
باشه،بذار اینو بپرسم،کدومو بیشتر میخوای
این بحث درباره کیتی رو ببری یا تو هتل سکس کنی؟
من به سکس تو هتل رای میدم منفعت طلبم،باشه؟
کیتی ،خبرای خوبی برات دارم
...باشه،پس امی و تدی تو خونه عمو دان هستن
خیلی خب،همه میدونن بقیه کجان
چند تا بوس هوایی بده وقت واسه تلف کردن نداریم
اشکال نداره که من شلبی و وینسلو رو دعوت کنم اینجا؟
دو تا پیرمرده تو فیلم احمقها؟ "یک سری فیلم عروسکی مثه کلاه قرمزیه"
نه،دخترای تو کلاس اسپانیاییم هستن
اما دارم به این فکرمیکنم که اگه باهم وقت بگذرونیم
بیشتر باهاشون آشنا میشم
تو فردا هم میتونی وقت بگذرونی،باشه؟
امشب فقط تو اینجایی
تو یکیو دعوت میکنی،اوناهم آدمای بیشتریو دعوت میکنن
بعدش میفهمی که "یه مرد داره تو اتاق نشیمنم میسوزه"
تو داخل خونه،فقط تو
همینجا میشینی،هیچکاری نمیکنی
خوش بگذره،دوست دارم
عزیزم
فقط بین من و تو بمونه
برو و اون دخترا رو بیار اینجا
...اما بابا الان گفت نگران بابات نباش
اون چیزای دیگه ای ذهنشو مشغول کرده
زودباش
میشه لطفا زود باشی؟
من برنامه دارم- باشه-
سلام،گاوچرون
فاحشه غربی پیر،خوشم میاد
نه نه،من یه مهاجرم
آره،مزرعمو کاشت میکنم تاشکم 12 تا بچمو سیر کنم
بیا فقط خودمون باشیم
الان 15 روز شده یخورده جدید میاد
بعدا باید به اون تنقلات حمله کنیم
اونا مفتین
خب،اگه اینکارو درست انجام بدی
دیگه واسه اون تنقلات بیدار نیستی
چیه؟
تو فکر اون ساسها هستم
گمونم این همون اتاقه
که آخرین بار توش بودیم
:همون نقشه رو داره تخت،پنجره،تلوزیون
اتاق هتله دیگه همه همون نقشه رو دارن
درسته،درسته
انگار میتونم ساسها رو روخودم حس کنم
اونا خون میخورن
و اگه یکیشون اونجامو گازبگیره چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.