The first 200 lines.
!ببخشید
!منو نکش، خواهش می کنم منو نکش
.چرا هر وقت منو می بینی ازم می خوای نجاتت بدم
...تشکر هم که بلد نیستی شکر خدا
چیه؟
میخوای بری موهاشون رو بکشی یا همچین چیزی؟
چی؟
...خب
.اگه نه که پس ولش کن
.فکر کنم از اینکه دوست پسر تقلبیت سرما بخوری بیشتر ناراحت بشی
.لطفاً برین
چرا نرفتین؟
.آهان
.این
...نجاتم بدین
.اینو جا گذاشتین
...می دونم مرد بی عاطفه ای به نظر می رسم ولی
.خیلی بهتر از چیزیم که به نظر می رسه
.نمی تونم کسی رو که به کمک نیاز داره تنها بذارم
.احساس وظیفه می کنم
...از حالا به بعد نمی خوام اصلاً کسی منو به بازی بگیره
.پس خواهش می کنم برین دیگه
.هنوز که مودبم بیا بریم
.واقعاً از بی محلی کردن بدم میاد
الهه من قسمت اول
.من با کسایی که آسیب دیداه ان با ملایمت رفتار می کنم
...ولی
.ولی با کسایی که در خطرن خیلی بیشتر مراعات می کنم
--پس ...از حرفاتون ممنونم اما
.خودم می تونم برم خونه ام
!سعی کن خودتو جای من بذاری
.... فکر می کنی می تونم یه زنی رو توی خیابون، نصفه شبی با این بارون
ول کنم و برم راحت بخوابم؟
...با توجه به اینکه الان مسلح به همچین سلاحی شدم اونم توی این وضعیت
.حتی یه زنی مثل منم توی خیابون اونم نصفه شبی می تونه از خودش محافظت کنه
.حداقل می تونم ادعا کنم که در دفاع از خودم اقدام کردم
.به چیزی که گفتم گوش کن و برو
.من زنی نیستم که همه چی رو دور بریزم
.باشه
.الان که فکرشو می کنم می بینم می تونم با خیال راحت بخوابم
واقعاً ممنونم
.و دیگه برای آخرین بار شما رو به خدا می سپارم
.خدانگهدار
!هی
!ایـــــش
.آقای محترم
مشکلی پیش اومده؟
.انگاری
. معذرت می خوام
.به سلامت برگشتم
.یونگ هو
...بچه عزیزم
.خیلی متأسفم که تنها می فرستمت
بری دیدنت مامانت ها، باشه؟
.شاید بعد از عمل
.دیگه وقتشه برم، مادربزرگ
.باشه
خوش اومدین.اتاق رزور کرده بودین؟
.جانگ جون سانگ
.صبح بخیر
.به لطف شما، آقای جانگ جون سانگ
.مهارت ردگیریت حرف نداره
.کره کشور کوچیکیه
.مخصوصاً برای قدرتمندا
هیچ راهی برای اینکه مادربزرگ نفهمه من کره هستم، نیست نه؟
.همینطوره
.سریع آماده شید و بیاید بیرون
...فعلاً
.باشه
لی هیون وو؟
...مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد
.مین جون
.جون یون گوشیشو برنمی داره
.من که نخواستم بهش زنگ بزنی
.هی، گو مین جون
چرا ازدستم عصبانی هستی؟
!درست بخور
فهمیدی؟
نمی خوای جواب بدی؟
.خانمجان
مریضه؟
.ظاهراً یونا بهش گفته چاق
.من دیگه میرم
.امروز خودم پیاده میرم مهدکودک
.گو مین جون !سریع از یونا جداشو ببینم
...دختره بی ادبِ لوس
.من خودم تا مهدکودک میرم باهاش
!خیلی ناراحت شدم
یونا که قبلاً بهش گفته بود بانمکه، حالا چی شده پس؟
.واقعاً که
کانگ جو یون، کدوم جهنمی هستی که جواب نمیدی ؟
میخوای نتیجه رو نگاه کنی؟
.هنوز که رتبه بندی نشده
خیلی دیر کردم؟
.رییس جدیدم هنوز نیومده
!فکر کردم که از فردا میاد
.امروز فقط برای معارفه اومده
.موهاتو درست کن
شروع شده؟
.بریم
همش همین؟
پاس کردن امتحان وکالت مثل برنده شدن توی قرعه کشی(لاتاری) سخته
.با اینحال یه عالمه فارغ التحصیل حقوق وجود داره
به نظرتون هنوزم مثل لاتاریه؟
.خیلی خودتو دست کم می گیریا وکیل کانگ
.معذرت می خوام
.حالم خیلی خوب نیست
اوا، جدی؟
.انگاری بنظر حالت خوب نیست
.به این خاطره که یکی آخر هفته ای منو فرستاد آمریکا
.معذرت می خوام
.رییس گو تشریف آوردن
.معرفی می کنم
.ایشون یکی از سرپرستای شرکت معروف قانون آل وی هستن
!وکیل اوه سو جین
اوه سو جین؟
.از دیدارتون خوشحالم
.اوه سو جین هستم
کانگ جو یون؟
.وای....باورم نمیشه
.اون بالاترین رتبه رو در مدرسه قانون داره
!همین چاقالویه
.وای...اوه سو جین
.برای همینه که میگن تو دنیا عدالت وجود داره
.درسته
درسته که دانشجویای حقوق بجای مطالعه
پشت سر بقیه حرف بزنن؟
چیه؟
چه مرگتونه؟
.من دوست اوه سو جینم
.همینطورم وکیل آینده
!جو یون
.این عوضیا باید خیلی هم متشکر باشن تو زندگیشون
ولی تو که دانشجوی اینجا نیستی چطور اومدی؟
.بهرحال دیر یا زود که میشم
.اونا کمکم کردن
.آهان
.اینجا رو ببین
نوشتن اینا چه فایده ای داره وقتی پستشون نمی کنی؟
.دستم درد گرفت
باز کل شب نتونستی بخوابی؟
.سوجین
.امیدوارم راحت و خوب بخوابی
منظورت چیه؟
!لی جی هون
!گفتی دلت می خواد ببینیش
.هی
از اینکه من تغییر کردم ناراحتی؟
.به نظر خوشحال نمیای
.آ...ببخش
بدجور بهت خیره شدم نه؟
...ولی خب
.خیلی باید شوکه شده باشی
.البته منم همینطور
.منظورم وکیل شدنته
.آهان
.بله
!وکیل کانگ، باید خیلی خوشحال باشی
.دوستت به عنوان رییس اومده شرکتمون
دوست؟
راستش، درستش این نیست که من فقط سال بالاییشم؟
.خانم هیون جونگ
.آ...بله
. جو هیون جونگم
.لطفاً هوامو داشته باشین
.یه درخواست ازتون داشتم
می بخشی ولی ...میشه از حالا فقط همون قهوه تونو درست کنین؟
.آ...بله، البته
.از حالا همینکارو می کنم
...پس فعلاً
.خب
بعداً مفصل درمورد خودمون حرف می زنیم، باشه
پس دیگه آشنایی مون تا همینجا کافیه ، نه؟
.آها...باشه
.چشم
.بیشتر می بینمت
.بله
!سلام وکیل کانگ جو یون مدافع زندگی شما هستم
.رییس مین
چیزی شده؟
.اینجوری نکن
فقط برای تعطیلات کوتاه اومدم
.برای همینه که حتی لباس مناسبم نپوشیدم
.دست به نقد بودنت منو کشته ولی کلاً این سبک من نیست
.رییس منتظرتونه
چطوره؟
شیکه؟
قراره سرزنشی چیزی بشم؟
.معلوم نیست
دلیلی برای سرزنش وجود داره؟
.فقط یه راهنمایی .بین خودمون می مونه
باشه؟
.خیلی شیک شدین
.خیله خب
.پس...کفشم لازم دارم و باید یه هدیه هم بگیرم
.حداقل این تو شخصیتمه
چه خبره؟
.خیلی منتظرتون موندن
.انگار همینطوره . بی ادبی از منه
.بریم تو ...رییس
No comments yet. Be the first to leave one.