5th Ave Girl

5th Ave Girl

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Fifth Avenue Girl
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Fifth Avenue Girl (1939) زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-21
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این ربطی به موضوع نداره. ما قبلاً همه‌ش رو بحث کردیم.

تمام چیزی که می‌دونم اینه که داریم ورشکست می‌شیم

یک هفته رو تو کارخونه گذروندم و با کارگرا صحبت کردم

هیچ‌کدومشون نمی‌خوان اعتصاب کنن. اگه بتونن جلوی این کار رو بگیرن

درسته، مگه نه جو؟

نمی‌خوان، اما مجبورن، مگر اینکه اتحادیه‌ها با هم کنار بیان

بفرمایید.

گروه استانتون نمی‌ذاره ما رو دست بندازه

اگه فکر می‌کنید داریم سرتون کلاه می‌ذاریم، بذاریدش به رأی‌گیری

ما قبل از شما اونجا بودیم. شکست می‌خورید

این چیزیه که شما فکر می‌کنید. شما ما رو مجبور به کارگاه انحصاری می‌کنید

قراردادتون با ما جلو این کار رو می‌گیره

ما ۴۴ ساعت کار در هفته رو بهتون اعطا کردیم. دیگه چی می‌خواید؟

مشکل همینه. گروه استانتون هم ۴۴ ساعت کار در هفته می‌خواد

درسته. آیا این کار باعث نابودی ما می‌شه؟

اگه این کار رو بکنید، ما باید به مقیاس دستمزد قبلی برگردیم

ما زیر بار این حرف نمی‌ریم

ما نمی‌تونیم نیم میلیون دلار ضرر رو تحمل کنیم وگرنه سرمایه عملیاتی نخواهیم داشت

این دیگه به ما مربوط نیست. شما سال قبل نیم میلیون درآمد داشتید

دولت بیشتر اون رو به عنوان مالیات برداشت

ببینید، آقایان.

تمام چیزی که آقای بوردن می‌خواد اینه که کارخونه رو سرپا نگه داره.

بعضی از این کارمندان سال‌هاست باهاش کار می‌کنن. اون می‌خواد شغلشون حفظ بشه.

ما برای کار کردن به پول احتیاج داریم وگرنه غرق میشیم. از کجا پول بیاریم؟

مازاد زیادی نداریم. فرض کنید اوراق قرضه منتشر کنیم؟

اف‌سی‌سی جلوشو می‌گیره. اگه اونا هم نگیرن، سهام‌دارها این کارو می‌کنن.

آقایان، من خسته و سردرگم هستم.

ایکس-وای-زد...

برای امروز کافیه.

اگه ایرادی نداره، هفته‌ی دیگه دور هم جمع بشیم.

من یه گزارش به کمیته می‌دم. فکر نکنم به جایی برسه.

آقای بوردن، فکر نکنید ما داریم سعی می‌کنیم کار شما رو اداره کنیم.

شما که نمی‌خواید کسب‌وکار منو اداره کنید. و نمی‌ذارید من هم اداره‌ش کنم. خب...

روز خوش، آقایان.

فعلاً، جو.

به بچه‌ها بگو یه جوری سعی می‌کنیم ادامه بدیم.

دقیقاً نمی‌دونم چجوری، ولی یه راهی پیدا می‌کنیم.

خانم چطوره؟ خوبه، تیم.

بچه‌ها هفته‌ی دیگه مدرسه‌شون تموم میشه. می‌خوایم بریم ماهیگیری.

سلام منو بهشون برسون. ممنون.

چیز دیگری هست قبل از اینکه برم؟

می‌تونید خبر بد بیشتری رو تحمل کنید؟ بگو.

هیئت مالیاتی درخواست ما برای بازپرداخت سال ۱۹۳۶ رو رد کرد.

این واقعاً خوشحال‌کننده‌ست! خوبه که هنوز حساب هرشی رو داریم.

قراردادهاشون نهایی شده؟

پسرتون رسیدگی می‌کنه به اون کار.

یه حساب مطمئن. هرکسی می‌تونه از پسش بربیاد. بیست ساله که دارش.

الان دیگه نداریمش. چی؟

چی گفتی؟

اون‌ها برآورد جدید خواستن. پسرتون نبود. حساب رو بردن شرکت اکمی.

چرا شما کاری نکردید؟ شما گفتید بذاریم کنار.

پسرم الان اینجاست؟ کل هفته اینجا نبوده.

رفته چوگان بازی. فینال‌های بین‌المللی یا همچین چیزی.

چوگان؟

برای امروز کافیه، آقایان.

اعصابم داره خُرد می‌شه. فکر کنم بهتره برم خونه.

خانم واتسون، ماشینم اینجاست؟ بله، هست.

ممنون. شب بخیر. شب بخیر.

شب بخیر.

می‌تونم یک دقیقه شما رو ببینم؟ اگه راجع به «آمالگامیتد پامپ» هست، نه.

مربوط به تولد شماست. یه یادگاری کوچیکه.

این خیلی لطف شماست. اگه اجازه بدید بازش کنم؟

اگه مایلید. این واقعاً دلنشینه.

چیز مهمی نیست. خیلی خوبه.

این یه نقطه روشن توی این روز دلگیره.

امیدوارم خیلی جیغ نباشه. نه. منظورم این نبود. نه.

نه، خیلی هم متینه و من ازتون خیلی سپاسگزارم.

شب بخیر.

خب، مایکل. انگار یه نسیمی از بهار توی هواست.

بله آقا. این چیزیه که حتی مردم فقیر هم می‌تونن ازش لذت ببرن.

تولدم مبارک.

عصر بخیر، هیگینز. عصر بخیر. زود اومدین خونه.

یه مرد باید حداقل سالی یه روز زود بیاد خونه.

بله آقا. باید بیاد.

حدس می‌زنم خانواده برای شام حاضر باشن؟

ولی منتظرشون نیستم آقا. یعنی... هیچ‌کس؟

خانم بوردن بیرون شام می‌خورن.

دخترتون قراره بره جشن معرفی "واندا فریزبی".

ماشین رو می‌خوان.

از آقازاده خبری ندارم. در جریان کارهاش هستم.

او داره یک مشکل مهم رو توی چوگان حل می‌کنه

حالتون خوب نیست، آقا؟ چرا، فکر کنم خوبم

شاید یه کم کسالت بهاریه؟ شاید

منم امروز بعدازظهر وقتی داشتم توی پارک قدم می‌زدم، حسش کردم

کدوم پارک؟

سنترال پارک، آقا. بله. فراموش کرده بودم که وجود داره

یه نامه مخصوص برای شما هست

امروز باید توی پارک می‌بودید. بعضی از گل‌ها باز شده بودن

درخت‌های افرا شروع کردن به جوانه زدن. چی؟

جوانه زدن. رشد کردن

تماشای زنده شدن طبیعت لذت‌بخشه. واقعاً؟

من ازش لذت می‌برم

واقعاً می‌تونی ببینی که غنچه‌ها دارن غنچه می‌دن؟ خب، تقریباً

منظورت این نیست که عین پاپ‌کورن توی صورتت "تق" می‌زنن؟

نه

زیاد میری اونجا؟ هر وقت که آزاد باشم

بعضیا دوست دارن حیوونا رو تماشا کنن. بعضیا هم دوست دارن توی دریاچه قایق‌سواری کنن

اما من درخت‌ها و گل‌ها رو دوست دارم

خب، فکر کنم اگه دوستشون داشته باشی، قشنگن

خبر بدیه، آقا؟

قربان، مطمئنید حالتون خوبه؟

بشین، هیگینز. بله قربان.

مگه من مشکلی دارم؟ نه قربان. تا جایی که من می‌دونم، نه قربان.

من که کسی رو نمی‌ترسونم، می‌ترسونم؟ ابداً.

فک نکنم خانواده‌ام از من بترسن، نه؟

نه. بشین.

هیگینز.

برام سواله چرا مردم اینقدر سخت کار می‌کنن.

و برای چی؟

منم اغلب همین سوال برام پیش میاد، قربان.

شمام همین فکر رو می‌کردید؟ بله، قربان.

در نهایت، چی از زندگی گیرشون میاد؟ درسته. چی گیرشون میاد؟

بشین. من خیلی معذبم.

به هر حال بشین. داری منو معذب می‌کنی.

پس شما فقط با نگاه کردن به درخت‌ها و گل‌ها خوشحالید؟

نه. کاملاً که نه، قربان.

من کارم اینجا رو خیلی دلپذیر می‌دونم. چرا؟

می‌خواید رک بگم، قربان؟ حتماً.

رک و پوست‌کنده بگم، قربان،

ما خدمتکارا از تجملات ثروت لذت می‌بریم اما هیچ مسئولیتی نداریم.

می‌فهمم.

هیگینز، اسم اون درختی که در موردش تو پارک بهم گفتید چی بود؟

درخت افرایِ، قربان. چند تایی کنار حوضچه‌ی فوک‌ها هست.

اون داره به چی نگاه می‌کنه؟ ولش کن. بیا.

شاید یه سنجاب اون بالا باشه. دیگه به اندازه کافی حیوون دیدی.

به باله‌های اون یکی دقت کنید.

می‌دونید منشأش چیه؟ قرن‌ها پیش این‌ها دست بودند.

طبیعت اون دست‌ها رو دوباره به باله تبدیل کرد.

برای زندگی در آب. دائم توی آب. در طول سال‌ها.

حیوونای بامزه‌ای هستن.

شاید ما هم برای اونا خنده‌دار به نظر می‌آییم.

بله. فکر کنم همینطوره.

در مورد فوک‌ها اشتباه نکنید، خانم. اونا از اکثر گوشتخوارها باهوش‌ترن.

به جز سگ. واقعاً؟

در هر صورت، به نظر میاد دارن خوش می‌گذرونن.

نمی‌تونم تصور کنم تمام روز رو با یه پالتوی پشمی شنا کردن چقدر می‌تونه خوش بگذره.

باز هم اشتباه می‌کنید، خانم. اینا اصلاً فک‌های پشمی نیستن.

نیستن؟ کلاً یه نژاد دیگه هستن.

حالا چی می‌شه؟ اونو ببین؟

نر هست. می‌دونی از کجا می‌فهمم؟

از ماده بزرگتره. یا اینکه ماده کوچیک‌تره.

درسته. و رنگش روشن‌تره.

آهان.

نَرها تیره‌ترن. و پر سر و صداتر.

فوک‌های تجاری به تعداد زیاد توی جزایر خاصی پیدا می‌شن.

و صدای پارس کردنشون رو این‌طور توصیف می‌کنن که یک غوغای دائم ایجاد می‌کنه.

چه چیزایی که تا حالا نمی‌دونستم.

گرسنه به نظر میاد. شاید بتونه یه کلوچه بخوره.

اون کلوچه رو نمی‌خوره، خانم.

اونا از ماهی و سخت‌پوستان تغذیه می‌کنن و حجم عظیمی از اونا رو مصرف می‌نمایند.

توی جیبتون شاه‌ماهی دارید؟

متأسفم. من کاملاً بدون آمادگی اومدم.

خوشحالم که همه‌ی اینا رو بهم گفت.

حداقل خوبه آدم بدونه اون نصفه‌ی دیگه چطور زندگی می‌کنه.

خیلی ممنون. خواهش می‌کنم، خانم.

وقتی خانم اینجا بودن نمی‌تونستم بگم، اما فوک‌های معمولی یا بی‌مو،

باید تک‌همسر باشن.

اما فیل‌های دریایی و انواع دیگه فوک‌ها چندهمسری هستن.

عالیه. افراد خیلی کمی اینو می‌دونن.

خوشحالم که یاد گرفتم. جالبه.

چیزی برای کبوترها دارید؟ همین الان آماده می‌شه.

یکی؟ دو تا؟

دو تا.

بیست سنت. ایرادی نداره.

اگه اینجا بشینم، ناراحت می‌شید؟

این نیمکت عمومیه.

به نظر میاد آشنای ما کنار حوضچه ماهی‌ها، دانش عمیقی راجع به فوک‌ها داشت.

کبوترها موجودات کوچولوی خونگرمی هستن.

اونا فقط گرسنه‌ان.

من بچه که بودم، یه گله کامل ازشون داشتم.

هاریِرها و کبوترها.

حتی چند تا کبوتر غلط‌زن هم داشتم.

خیلی بامزه‌ان. تعادل ندارن.

چه حیف.

ببینم، شما که فکر نمی‌کنید من تا اینجا دنبالتون اومدم؟

چرا باید این کارو می‌کردید؟ مگه شما کارآگاهید؟

منظورتون کارآگاهه؟

نه، نه.

اگه هستید هم، من کاری نکردم.

قیافه‌ام شبیه اونا می‌زنه؟ شاید باشید.

تا حالا اسم "پمپ‌های آمالگامیتد" رو شنیدید؟

چه جور پمپی؟ پمپ‌های آمالگامیتد.

نمی‌دونم چرا اصلاً باید این حرفو می‌زدم.

در حال حاضر فکر ناخوشایندی بود.

پس چرا در موردش حرف زدید؟

درسته. چرا باید حرف می‌زدم؟

منم در مورد فوک‌ها به اندازه کافی شنیدم.

بهتره رک باشم.

من دنبال شما تا اینجا اومدم.

تنها بودم.

شما اونجا باهام حرف زدید.

آخه، امروز تولدمه.

تولدها خوبن، اما هیچ‌وقت تولد اول رو نمی‌شه فراموش کرد.

نمی‌ترسید شام‌تون رو خراب کنید؟

این شام منه.

رژیم دارید؟

بله. ولی برخلاف میلم.

به نظر کافی نمی‌آد.

می‌تونم بپرم توی حوضچه‌ی فوک‌ها. شاید یکی برام ماهی پرت کنه.

شغل ندارید؟

5th Ave Girl subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left