The first 200 lines.
من اين طرز نگاهت رو مي شناسم
بعدش ديگه حرف نمي زني
بالاخره ميخواي بهم بگي؟
امروز صبح دعوامون شد
خيلي وضعيت بد و ناراحت کننده اي بود
متاسفم عزيزم . مردها ، بعضي وقتها خيلي عوضي ميشن
واقعيتش اينه که اگه راستش رو بخواي
تقصير اون نبود
آه ، فهميدم
اون واقعا سعي مي کرد که منطقي باشه
و همين باعث ميشد من بيشتر حرص بخورم
خدايا ، بعضي وقتها دلم ميخواد اونم همينطوري رفتار کنه
و عصباني بشه
اگه فکر ميکنه خيلي عوضي هستم ، بهم بگه
...به جاش خيلي
خودتو سرزنش نکن - نکنم؟ -
نميشه که آدم از دست شوهرش عصباني باشي
فقط به خاطر اينکه سرش فرياد نمي زنه
اين اصلا منطقي نيست
اين تنها مشکليه که من با تام ندارم
ولي هنوز دوستش داري
البته که دارم ... و فکر ميکنم اونم دوستم داره
يه عمري با هم بوديم - من به فلسفه ي زندگي تو احترام ميذارم -
تو هنوزم ريک رو دوست داري؟
خيلي از خودم اين سوال رو پرسيدم
و فکر مي کنم که جوابش مثبته
فقط دارم به روش درستش فکر مي کنم
شايد تنها مشکل واقعي ما اين باشه که
وقتي خيلي جوان بوديم ازدواج کرديم
...اين
ببخشيد
زنده ست؟
دارن عملش مي کنن
چطور؟
از مرکز بهمون اطلاع دادن که
دو تا مظنون توي يه ماشين هستن
ولي يه نفر سومي هم بود
يه اشتباهي شده بود
من اشتباه کردم
من فقط .. فقط موقعي که بايد مي ديدمش ، نديدم . لوري تقصير من بود
من باورم نميشه
چي بگم؟
چطور به پسرم بگم که پدرش تير خورده؟
مجبور نيستي تنهايي بهش بگي
باشه
بيا
!هي ، تکون بخور ، کله پوک
زود باش ، ببرمون اونجا. چقدر مونده؟
چقدر ديگه مونده ؟ - نيم مايل ديگه -
اونوري
هرشل ، با هرشل صحبت کنين . اون به پسرت کمک ميکنه
متاسفم - بريم ... زود باش
بابا
گازش گرفتن؟ - يکي از افرادتون با تير زدش -
اوتيس؟ - گفت هرشل رو پيدا کنيم -
شمايين؟
کمکم کنين ... به پسرم کمک کنين - بيارش داخل ... بيارش -
پاتريشيا .. همه ي وسايلم رو ميخوام
مگي - بله -
مسکّن ها ، وسايل ، همه چي رو بيار
حوله ي تميز ، ملافه ، الکل
بذارش اينجا
رو بالشي زنده ست؟ -
رو بالشي ... زود
اون زنده ست؟
تاش کنيد ، مثل دستمال
روي زخم رو فشار بده
صداي قلبش رو مي شنوم . خيلي ضعيفه
من نگه مي دارم . عقب وايسين
مگي ، تزريق - يه کم جا بدين -
اسمتون؟ - ريک -
ريک ؟ - اسمم ريکه -
ريک ما هر کاري از دستمون بر بياد مي کنيم، خوب؟
تو بايد يه کم عقبتر وايسي
الان
تکون بخور
زنده ست؟ ... هنوز زنده ست؟
خوب
چيزي نيست
خوني شدي ، مرد
خيلي خوب
من پاکشون مي کنم
کجاست؟ حالش خوبه؟
گروه خونيش رو ميدوني؟
آ مثبت ... مثل خودم
شانس آورديم
زياد دور نشو بهت احتياج داريم
چي شد؟
داشتم يه گوزن رو دنبال مي کردم
گلوله از بدنش رد شد
قشنگ ازش رد شد
ولي بدن آهو سرعت گلوله رو گرفته
که باعث شد جون بچه نجات پيدا کنه
ولي کامل نرفته توي بدنش
چند تکه شده
اگه بتونم همه ي قطعات گلوله رو در بيارم
شش تا تکه شده
من اصلا نديدمش
فقط موقعي که افتاد ديدمش
لوري نمي دونه؟ - نه ، اون -
زنم نمي دونه ... زنم نمي دونه
هنوزم نگراني؟
صداي گلوله بود - همه مون شنيديم -
چرا يکي؟ چرا فقط صداي يه گلوله؟
شايد به يه مُرده تيراندازي کردن
لطفا به من دلداري نده
ميدوني که ريک براي تيراندازي ريسک نمي کنه
که مثلا فقط يه مُرده رو از بين ببره . شين هم همينطور
بدون سر و صدا کارشون رو انجام ميدن
تا حالا نبايد به ما رسيده باشن؟
به هر حال کاري که نمي تونيم بکنيم
نمي تونيم که توي جنگل راه بيفتيم دنبال صداها
خوب پس چيکار کنيم؟ - همون کاري که داشتيم مي کرديم -
دنبال سوفيا ميگرديم و ميريم به طرف بزرگراه
مطمئنم که تا ما برسيم به جاده اونا هم ميرسن
براي اتفاقي که برات افتاده متاسفم
ميدونم چه احساسي داري
فکر ميکنم مي دوني ... ممنون
فکر اينکه اون بچه اينجا تنها مونده
بي خبري داره منو ميکُشه
فقط اميدوارم و دعا مي کنم بلايي که سر ايمي اومد سر اون نيومده باشه
اوه خدايا
اين بدترين حرفي بود که تا حالا زدم
همه مون اميدواريم و دعا مي کنيم
هر چي پيش بياد
من بهتون ميگم چي پيش مياد
هيچ کوفتي پيش نمياد
اين همه دعا کردن فقط وقت تلف کردنه
اون دختر کوچولو رو پيداش مي کنيم
حالش هم خوبه
من چي ميکِشم از دست شماها؟
!اي خدا
اينجا کلي لوازم يدکي گيرمون اومد
بهت گفته باشم
تا حالا بايد برميگشتن ، نه؟
چيزي نيست
هنوز جاي نگراني نيست
تو حالت چطوره؟
تي داگ
ازت پرسيدم حالت چطوره؟
لطفا از جواب دادن طرفه نرو
خيلي خيلي درد ميکنه
يه تپش خيلي ناجوري داره
اوه بذار ببينم
آه ، دست بهش نزن
ببخشيد ... ببخشيد
گوش کن ، رنگ رگهات خيلي عوض شده
زخمت بدجوري عغونت کرده
ممکنه به خاطر عفونت خون از بين بري
اي بابا
قراره اينجوري بميرم؟
دنيا تبديل به جهنم شده
مُرده ها بلند شدن و دارن زنده ها رو ميخورن
و تئودور داگلاس با يه زخم روي دستش از پا در بياد؟
آره ، خيلي مسخره ميشه
اگه ديروز اينو بهم ميگفتي شايد منم ميخنديدم
بايد برات آنتي بيوتيک گير بياريم
اين همه اين ماشينها رو گشتيم
چرا آمپي سيلين پيدا نکرديم؟
يا يه چيزي که جايگزينش باشه
باورت ميشه؟ به نظرم بايد باشه
خوب ، منم همين فکر رو مي کنم
... خوب
ما که کامل همه رو نگشتيم
پس بيا بيشتر بگرديم
چرا اجازه دادم باهامون بياد؟
بايد با لوري ميفرستادمش
ميدوني که اگه شروع کني
ديگه اين فکر و خيالها دست از سرت بر نميدارن
يه دختر کوچولو گم شد ، رفتيم دنبالش
به همين راحتي
تو بهم گفتي : " بسه ، برگرديم
مهم نيست من چي گفتم
کارل به خاطر ندونم کاري من تير خورد
من بايد جاي اون تير مي خوردم
تو قبلا تير خوردي ، همکار
و حالت خوب شد ، اونم حالش خوب ميشه
واسه همين از اون بيمارستان اومدم بيرون؟
که خانواده م رو پيدا کنم ، که آخرش اينجوري بشه؟
اين وضعيت مسخره ي آشغال پيش بياد؟
بس کن ديگه
بس کن
يه دختر کوچولو گم شده بود
خوب آدم بايد بره دنبالش ديگه ... خيلي ساده و بديهي
ريک
به خون احتياج داره
تو نگهش دار
بابا - من گرفتمش -
ديگه داره تموم ميشه
بسه ... داري ميکُشيش
ريک ، ميخواي زنده بمونه يا نه؟
خون احتياج داره - زود باش ديگه -
وايسا ، وايسا ، هي
بيهوش شده
يه تيکه ش در اومد
پنج تا ديگه مونده
فشار ثابته
لوري بايد بياد اينجا
اصلا نمي دونه چه اتفاقي افتاده
بايد برم پيداش کنم و بيارمش اينجا
No comments yet. Be the first to leave one.