The first 200 lines.
رويــــاهــــاي هــيــجـــانآور
چندتا خانواده معروف توي اين ايالت داريم؟
ميتونيم با انگشتهاي دست بشماريم
...توي اين منطقه تيرونلولي
پدربزرگ من چلپانادار اولين نفري بود که ماشين خريد
ببينيد
وقتي بابابزرگ سوار ماشين ميشد کل روستاييها با تعجب نگاهش ميکردن
زنم توي جووني به رحمت خدا رفت
اين پرياست
بزرگ کردن بچه بدون مادر خيلي سخته
به خاطر همين اون رو خوابگاه گذاشتم
خوشبختانه مسئول خوابگاه خواهر مدير کارخونهي من بود
بعد اينکه دختر کوچولوم خوابگاه رفت احساس بدبختي ميکردم
...اما ميدوني
بدون مادرش چکار ميتونستم بکنم؟
ولي اون يه مدير نمونهست
از پريا به طور ويژه مراقبت کردن
پريا هم خيلي خوب خودش رو وقف داد
ببين چطور توي سن پائين پيانو ميزنه
اون خيلي باهوشه خيلي
بعد اون زندگي من تقريبا شبيه يه کارخونه شد
کارخونه رو بابام راه انداخته بود
ولي من اون رو گسترش دادم
اون زمان جي.اچ.پاتال فرماندار بود
من اون رو براي مراسم افتتاحيه دعوت کردم و با کمال ميل پذيرفت
اين کيه که شبيه دلقکه؟
اون شبيه دلقک نيست واقعا يه دلقکه
اون مديرمون بود
کاملاً کر بود
نه ميتونست چيزي رو بشنوه نه عقلي توي سرش داشت
وقتي که اون رو برکنار کردم سرخورده شدم
ولي شانسش رو ببين روبروم يه کارخونه زد و رقيب من شد
ميگن که پول شروع کارخونه رو از کلاهبرداري کردن پيش من به دست آورده
ولي واقعا اينجوري نبود
اين پسرش توماسـه برعکس باباش باهوشه
براي اينکه پُز بده، توماس رو براي تحصيلات عالي آمريکا فرستاد
هنوز هم توي ايالت زندگي ميکنه
ذهنش رو بخوني خيلي آدم خودخواهيه
فقط به پسر خودش شيريني ميده
غيرقابل تحمله
اين زماني که يه برنامه جديد توي کارخونه اجرا کرديم
يه جشن بزرگ براي کارگرها برگزار کرديم
پريا داره بين همه شيريني پخش ميکنه
پاپي به منم شکلات بده نميدم-
شکلات بهم بده نميخوام-
توروخدا بهم شکلات بده نه، نميخوام-
شکلات ميخواي؟
عزيزم شکلات بهم بده نه-
زود باش -نميخوام يالا شکلات رو با هم تقسيم کنيد-
من ديگه هيچوقت شکلات نميخورم
وقتي که عصباني بود اين رو گفت
ولي همچنان سر حرفش مونده
اون توي همه چي خيلي خوبه به خاطر درسش دانش آموز نمونه شد
توي خوانندگي هم استعداد خيلي خوبي داره
آدم خيلي خوشحاليه
مامانش ذات آروم و ساکت بود
ولي هر دوتاشون يه مورد مشترک دارن
گُل رو خيلي دوست دارن
تمام گلها اين قسمتها رو دارن
کاسبرگ، مادگي،پرچم و گلبرگ
اونا رنگهاي مختلفي دارن
و همينطور حسهاي متفاوتي
حتي اگه الان نتونيد درست درک کنيد مطمئنن بازم طبيعت شگفت زدهتون ميکنه
"آرزوم اينکه سروصداي شکوفه گلها رو بشنوم"
"آرزوم اينکه سروصداي جوونه گلها رو بشنوم"
"آرزوم اينکه سروصداي شکوفه گلها رو بشنوم"
"آرزوم اينکه سروصداي جوونه گلها رو بشنوم"
"آرزوم اينکه سروصداي شکوفه گلها رو بشنوم"
"آرزوم اينکه سروصداي جوونه گلها رو بشنوم"
"آواز پرندهها، صداي کرمها"
"موسيقي به ما درس ميده عزيزم"
ميتوني کفش به پا کني" "کنار ساحل شروع به رقصيدن کني
"تو آواز رودخونه رو ميشنوي عزيزم"
زمين مثل يه گُلـه" "که باد توي اون بازي ميکنه
"ما صداي ريتمش رو ميشنويم"
"آرزوم اينکه سروصداي شکوفه گلها رو بشنوم"
"آرزوم اينکه سروصداي جوونه گلها رو بشنوم"
وقتي که چشمها خوابه" "وقتي که محيط آروم و ساکتـه
"صداي آهنگ به گوش ميرسه"
هر جايي که ميبيني" "صداهايي در هم آميخته شده داره
"قطار هم براي خودش آهنگي ميسازه"
موقع گشنگي يا حتي آشپزي" "نواي موسيقي پخش ميشه
موقع گشنگي يا حتي آشپزي" "نواي موسيقي پخش ميشه
"اين موسيقي شاده"
"مادرهايي که به بچهشون شير ميدن"
"توي اين هم موسيقي جريان داره
"آرزوم اينکه سروصداي شکوفه گلها رو بشنوم"
"آرزوم اينکه سروصداي جوونه گلها رو بشنوم"
"...گنجشکهايي کوچيک که بعد از حموم"
بالهاشون رو به پرواز در ميارن تا خشک بشن" "دارن موسيقي مينوازن
"صداي امواج دريا روي سنگهاي سياه"
"اينم يه موسيقيـه"
"صداي نسيم و وزيدن باد"
"صداي نسيم و وزيدن باد"
"موسيقي عشقه"
"صداي قورباغههايي که توي آب ميپرن"
"يه آهنگه"
"آرزوم اينکه سروصداي شکوفه گلها رو بشنوم"
"آرزوم اينکه سروصداي جوونه گلها رو بشنوم"
"آواز پرندهها، صداي کرمها"
"موسيقي به ما درس ميده عزيزم"
ميتوني کفش به پا کني" "کنار ساحل شروع به رقصيدن کني
"تو آواز رودخونه رو ميشنوي عزيزم"
زمين مثل يه گُلـه" "که باد توي اون بازي ميکنه
"ما صداي ريتمش رو ميشنويم"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سانابينگ
اون دکترا رو از دانشگاه هاروارد آمريکا گرفته
شير جوون توماس تانگادوراي امروز به شهر خودش برميگرده
بايد ازش يه استقبال دلچسب بشه
شير جوون توماس تانگادوراي زنده باد-
بابا اينجا چه خبره؟
خودت ميفهمي پسرم
اونا هنوز به آدمهايي که ..براي درس با کشتي لندن رفتن
افتخار ميکنن
تو که با هواپيما براي درس خوندن آمريکا رفتي
بايد همه مردم ببينن
گارلند کجاست؟ پول نگرفتي؟
وقتي تازه به دوران رسيده باشي همين کارا رو هم ميکني
درسته آقا حتي شب هم چتر روي سرشون ميگيرن
شير جوون توماس تانگادوراي زنده باد-
هي چته؟ چرا همينجوري اومدي تو دل جمعيت؟
شير جوون توماس تانگادوراي زنده باد-
برو تانگادوراي رو صدا کن
هي برو کنار راه رو باز کن، رئيست رو صدا کن
آقا تانگادوراي رئيس شما رو ميخواد
تانگادوراي اين چيه؟
مگه اينجا يه شهرک صنعتيـه يا دارن فيلمبرداري ميکنن؟
پسرم از آمريکا برگشته ...به خاطر همين کارگرها
چه فايدهاي داره؟
اين بنر زدن و بلندگو
اين اتفاق خوبي براي ايالتها نيست تو بايد سليقه داشته باشي، سليقه
...اين راه بندون رو باز ميکني
يا اينکه به پليس شکايت کنم؟
اين مزخرفات چيه؟
انگليسي حرف زدن با اين کر وقت تلف کردنه
آره رئيس، خيلي خوبه
معذرت ميخوام قربان انگار دارين يه قانون رو ناديده ميگيريد
اين يه تجمع مسالمت آميزه توي ساختمون ماست
اين جاده شخصيـه؟
اين جزء اموال عموميـه
اون چي ميگه؟
داره ميگه اين خيابون عموميـه و خيلي زرنگ بازي در نياره
خيلي خوب بهش حمله کرد الان خرد و خاکشيرش ميکنه
من که خيلي خوب ميشنوم بذار اونم بشنوه
در واقع همه چيز باعث ايجاد اختلال شده
و به نظر ما بايد به پليس مراجعه کنيم ...اما
حدس ميزنيد که ما اين کار رو نميکنيم
آره
ميدوني تو خيلي جوون بيادبي هستي
بايد احترام گذاشتن رو ياد بگيري
بيا بريم
توماس تانگادوراي زنده باد-
شير جوون توماس تانگادوراي زنده باد-
تو اون رو له کردي پسرم خيلي خوشحالم
ميدوني من براي چي تو رو آمريکا فرستادم؟
براي اينکه ترفندهاي تجارت رو ياد بيگرم نه براي اين کار-
فقط براي همين که اينجوري انگليسي رو رووُن صحبت کني
حال رئيس سابقم رو گرفتي همين براي من کافيه، خيلي خوشحالم
اون يه آدم سن بالاست نميتونه اينجوري برخورد کنه
آره اون پيرمرد عقل نداره
خيلي متکبر و مغروره به خاطر همين که انقدر خوشحالم
همه چي خيلي عالي پيش رفت
خيلي خب ديگه بريم؟
نه بابا، من اولين باره که دفتر ميام
امروز ميتونم کار رو شروع کنم؟ چطور ممکنه؟-
همه چي رو توي اين 10 سال فراموش کردي؟
وقتي که ميخوايم يه کار جديد رو شروع کنيم
بايد بريم اول از عمهت دعاي خير بگيريم يادت رفته؟
هي براي چي روي من آب ريختي؟
حتي با دخيل بستن هم نميشه از شر اين مصيبت خلاص شد
من که فکر ميکنم ميخواد ما رو تميز و منظم بار بياره
گمشو يه چيزي بهتون ميگم
زجر کشيدن ما خوشبختي اوناست
وقتي بقيه رنج بکشن اونا کيف ميکنن
ساديسم *شخصي که از آزار دادن ديگران لذت ميبره*
اصلا اينا بازنشستگي تو کارشون نيست؟
شماها مادر ارشد رو نفهميدين؟
اينکه گفته تميزکاري کنيم مگه اشتباهه؟
فرشته خوش اومدي
تو ميتوني اينجا بموني و تميزکاري کني
ولي ماها يکشنبه ميخوايم *تعطيلي*
...براي اينکه با دوست پسرمون
سينما بريم
مگه سينما چي داره؟ آهنگ و رقص، ديگه هيچي
عشق پريا
...وقتي قهرمان در آغوش ميگيره
...تنها پسر توي دانشگاه کي؟-
اون نگهبان پير ميتوني بري بوسش کني
هي اين سيگاره
از دفتر مادر ارشد پائين افتاد
خيلي وقت که شک داشتم
لبهاش رو ديدي؟ من خودم از قبل ميدونستم-
هي سوت نزن
من سوت نزدم
صداي سوت از دفتر مادر ارشد مياد
...نه پريا
برو
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
سيگار کشيدن توي اتاق مادر ارشد کار غلطيه
همينطور دزدکي نگاه کردن
No comments yet. Be the first to leave one.