Release info

[AnimWorld] Tsuki ga Michibiku Isekai Douchuu - 04 [720p][MOMAN M111&Anime Khor]
A Commentary by MOMAN_M111
MOMAN_M111

Tags

720p
720
TS
Published on: 2021-07-28
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 194 lines.

،افرادی که برای بهبود زندگی ایسکای ...به میسومی ماکوتو پیوستن

یه اژدهای رده بالا ...که شیفتۀ سریال‌های تاریخی شده

.شین، که الان با نام توموئه شناخته میشه

و موجودی که توموئه ...بی اجازه بین من و اون قرارداد بست

عنکبوت سیاه مصیبت‌زا ...که هر چیزی رو می‌خوره

.که الان با نام میو شناخته میشه

وایسا ببینم، قهرمان‌های زن !داستان‌های ایسکای، اینجوری بودن؟

به هرحال، اولین شهر انسان‌ها که پیدا کردم .به نظر میاد شرایطش خیلی مشکوکه

یه بچۀ تنها، این موقع شب؟

...بـ... ببخشید، من... راستش

.به نظر نمیاد گم شده باشه

میو، می‌تونم بسپارمش به تو؟

.بسیار خب

بچه، چی میخوای؟

!اگه کاری نداری، بزن به چاک !مزاحمی

!یه لحظه بیا اینجا

چی شده؟

!این چه طرز حرف زدن با یه بچۀ کوچیکه؟

،آخه مزاحم اوقات خوش تنهایی من و شما شده !این اصلاً حس خوبی نداره

!بازم دلیل نمیشه که بترسونیش

،ببخشید که ترسوندت اینجا چیکار می‌کنی؟

...من... یه درخواستی دارم

!ازش فاصله بگیر

،چاره ای نیست .بیا فعلاً برگردیم به مسافرخونه

،ها؟! ارباب جوان !درسته اون بچه است ولی بازم یه زنه

میو، چی داری واسه خودت میگی؟

...خیلی خب

پس از جشن شب چهارم

.اسم من رینونه

...من با خانواده‌ام

در واقع با خواهرم .دوتایی با هم سفر می‌کنیم

تصمیم گرفته بودیم .یه مدت توی این شهر ساکن بشیم

.لازم نیست عجله کنی

.چـ... چشم

خواهرم رفت دنبال کار .و دیگه برنگشت

آخرین بار کی دیدیش؟

.تقریباً یه ماه پیش بود

منو از خونه‌ای که ...اجاره کرده بودیم انداختن بیرون

.شاید دچار مشکل خاصی شده

...هوم

زتسویا، شهری در انتهای دنیا، ها؟

از چیزی که فکر می‌کردم .خیلی مشکوک‌تر به نظر میاد

...با درشکۀ ما

کاری داشتید؟

.خیلی کُند و خیلی هم ضعیفید

تا اونجا که می‌تونستم ...خودم رو کنترل کرده بودم

!چی شد؟

!غیبش زد؟

خیلی ساده پریدم پشت سرتون .تا منو نبینید

!تیغۀ شمشیرم زیادی تیزه

بد شد! اگه فرار کنه .نمی‌تونم ازش بازجویی کنم

.خوبه

.همه چی عالی پیش رفت

کجاش "عالی" بود؟ !ای قاضی شیطان صفت

آخه بدنشون .به شکل غیرمنتظره‌ای ضعیف بود

اگه شیطان صفت نباشی !مثل یه کله خر که هستی

حتماً از میو به خاطر !تمیزکاری گندی که زدی، تشکر کن

!کله خر

.ممنون از این کلمات پر بار

درضمن، اینو میخوای چطوری توضیح بدی؟

،اوه! وقتی اون خلع سلاح کردی !سینه در آورد

!جوری نگو که انگار تقصیر من بوده

قبلاً بدنش رو بررسی می‌کردی !تا بفهمی مرده یا زنه

آخه نگران بودم که نکنه .مثل منحرف‌ها باهام برخورد کنی

!ایمنی از همه چی مهمتره ...امروز میخوام حسابی سرت غر بزنم

...بـ... ببخشید

.خب این دفعه رو بی‌خیال میشم

!نجاتم دادی، بچه جون

.اسم من رینونه

ممنون که اجازه دادید .از آب گرمتون استفاده کنم

میگه خواهرش گم شده .و الان دچار مشکل شده

،میگم، اونی سان .فکر می‌کردم نمی‌تونی حرف بزنی

.هاوو هایو می

هایو هانیو مینی؟

!حرف منو اینجوری شنید؟

رینون چان، یه پرس ...غذای اضافی باقی مونده

.می‌تونی توی اتاق کناری، بخوریش

!چی؟

!ارباب جوان، نکنه غذای منو میگی؟

،الانم دیگه دیر وقته .بعد غذا برو بگیر بخواب

.یه تخت اضافی هم اونجا هست

!ارباب جوان، نکنه تخت منو میگی؟

ممنون اونی چان... نه منظورم، اونی سان؟

.هرطور راحت‌تری صدام کن

!پس... اونی چان

.این عکسیه که الان از خواهرم کشیدم

...اوه

.خوب کشیده شده

.آخه نقاشیم خوبه

.ممنون بابت غذا

.شبـتون بخیر

.خیلی بد مزه بودن

...من برگشتـ

...ای وای

دارید خاطرات اسیرمون رو بررسی می‌کنید؟

ارباب جوان؟ .رفتارش مثل همیشه نیست

.اوه، خوش اومدی اوضاع چطور پیش رفت؟

.بله، بدون مشکل

.البته خیلی بد مزه بودن

...شرمنده

...ممنون میو، این دزدها توی انجمن بودن

،به نظر میاد .به ماجرای رینون هم مرتبط هستن

رینون؟ منظورت اون دختر بچه است؟

!ببین

این چیه؟

خواهر رینونه .که توسط اینا دستگیر شده

،تقریباً مکانش رو پیدا کردم می‌تونید همین الان برید سراغش؟

همین الان؟

،معلوم نیست زنده باشه یا نه .لازم نیست عجله کنیم

.میو، لطفاً انجامش بده

...بازم اون نگاه

.انگار چاره‌ای نیست

ارباب پیر درحالی که منتظر خبرهای خوب از طرف ماست !باید حواسش به دختر بچۀ نگران باشه

!آخه این وظیفۀ ماست

!به من نگو ارباب پیر

،راستی ارباب جوان ...وقتی این ماجرا حل و فصل شد

می‌تونم به خودم "اینجانب" بگم؟

مترجم: "واشی" یعنی "من" ولی معادل مناسبی در فارسی براش نداریم .پس در مواردی که لازم باشه از "اینجانب" استفاده می‌کنم

.هرجور مایلی

اصلاً میشه بگی چرا اینو پرسیدی؟

آخه فقط ارباب‌های پیر .می‌تونن اینجوری خودشون رو خطاب کنن

.خیلی خب میو، بیا بریم

.با... باشه

.سپردمش به شما

اگه خودم می‌رفتم .نمی‌دونم می‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم یا نه

...می‌دونم این یه فرد دیگه است

!ولی خــیلی شباهت دارن

...هاسگاوا

.ارباب جوان همیشه خونسرد و مهربونه

.ولی با من که اینجوری نیست

ولی وقتی موضوع اون زن وسط اومد .رفتارش خیلی تغییر کرد

درسته، روشی هم که از اسیر اطلاعات رو بیرون کشید .مثل رفتار همیشگیش نبود

،ممکنه زنی که توی نقاشی بود یکی از آشناهای ارباب باشه؟

امکان نداره، آخه ارباب توی این دنیا .نه دوستی داره و نه آشنایی

چطور می‌تونی با این اطمینان بگی؟

.آخه با قدرتم توی خاطراتش سرک کشیدم

!خاطراتش؟! منظورت ارباب جوانه؟

...حسودیم شد !نه، خیلی بی ادبی

خب حالا ارباب جوان، واقعاً کیه؟

،اینو می‌تونی بعد از محکم کردن ارتباطت .خودت متوجه بشی

!ها؟! خیلی بی‌انصافی

ولی اگه نتونیم به سلامت ...اون دختر رو نجات بدیم

ارباب جوان تا یه مدتی .همینطور بد اخلاق می‌مونه

...نگو

.آفتاب طلوع کرد، بهتره عجله کنیم

.خیلی خب

فعلاً روی مأموریتی .که بهمون سپرده تمرکز می‌کنیم

میری به بازار روز؟

خب اونجا هرکسی می‌تونه .اجناسش رو بفروشه

،راستی، خواهرت رو سپردم به توموئه و میو .پس نگرانش نباش

...ممنونم، ولی اونی چان

...درسته یه بچۀ ثروتمند و مایه داری

.ولی باورم نمیشه نمی‌تونی درشکه برونی

مگه پسر یه تاجر نیستی؟

.رینون چان، تو خیلی کارت درسته

.می‌تونی رینون تنها صدام کنی

خب من می‌تونم .هر کار معمولی رو انجام بدم

مطمئنم کمک بزرگی .برای خواهرت هستی

...آره

...اونه چان

!بازم بدهکار شدیم؟ !همین تازه بدهی قبلی رو پداخت کرده بودیم

.نگران نباش

آماده سازی برای ماجراجویی ...توی این شهر گرونه

.ولی خیلی زود می‌تونی جبرانش کنی

.امیدوارم همینطور باشه

.توی مأموریت شکار ریزو شکست خوردم

،رینون هرطور شده !خودت تنهایی باید به شهر سیگه بری

...ولی

من باید برای پرداخت بدهی .اینجا بمونم و کار کنم

.فقط همین برام باقی مونده

شنیدم که اون زنه .بدون پرداخت نصفی از بدهیش، کم آورده

.اون دیگه به هیچ دردی نمی‌خوره

ولی اگه اشتباه نکنم .یه خواهر کوچیکتر داشت

!باید فرار کنم

!فسقلی

فکر کردی می‌تونی از این شهر فرار کنی؟

خانوادۀ من .نسل اندر نسل ماجراجو بودن

در گذشته یکی از اقوام در مبارزه با ...یک هیولای قوی شکست خورد

و شمشیری که میراث .خانوادگی‌مون بود رو از دست داد

برای برگردوندن ...عزت از دست رفتۀ خانواده‌مون

به این سرزمین بی ‌آب‌و‌علف ...در انتهای دنیا اومدم ولی

.رینون، معذرت میخوام ...من دیگه

همین دختره است، درسته؟

.خدا رو شکر، هنوز زنده است

.ولی خیلی ضعیف شده

احتمالاً ازش به عنوان .یه نمونۀ آزمایشی برای جادو استفاده کردن

...این باید براش کافی باشه

!می‌تونم حرکت کنم

.اوه! کارت عالی بود

این دو نفر کی هستن؟

.بیا زودتر برگردیم پیش ارباب جوان

...ای بابا

!این قفله مزاحمه

!اِه! ها؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left