The first 200 lines.
چو چو هستم
به چانگ آن اومدم تا بازرس طبابت قانونی بشم و
برای قاضی خوشتیپ، رئیس شش دروازه کار کنم
ارباب جینگ مهربان بهم کمک کرد
توی آزمون صلاحیت بازرسی شرکت کنم
ولی من شاهزادهی فرمانده آن رو به
عنوان نهاد آزمایشی که به پرونده های جنایی رسیدگی میکنه اشتباه گرفتم
عالیجناب مهربان و باهوش هستن
فکر کنم اون قاضی خوشتیپی که دنبالشم خودشه
...ولی
بنظر میاد درمورد نشانم خیلی کنجکاوه
درود برشما سرورم، معاون وزیر جینگ
میتونی بلند شی
متشکرم سرورم
خانوم
شما باید بازرسی باشی که امروز
شاهزاده ی فرمانده آن تو امتحان گزینش انتخاب کردن
تبریک میگم
نه، نه. نتیجه هنوز اعلام نشده
...من فقط
ژنرال ژو، اعلیحضرت شما رو
برای ماموریتی به اینجا فرستادن؟
موضوع اینه
وقتی توی قصر گشت میزدم
یک دسته کلید پیدا کردم
فکر کنم یکی از مقامات موقع ترک
قصر اونارو گم کرده
واسه همین اومدم توی همه ی بخشها بپرسم
ژنرال ژو، کجا کلیدها رو پیدا کردی؟
در راهروی بیرون از تالار شوان ژنگ
پس به خودت زحمت نده
تموم بخشهای چانگ آن رو
بهم بریزی
کسی ادعای مالکیتشون رو نمیکنه
منظورتون چیه، معاون وزیر جینگ؟
اونجوری که
دنبال مالکش میگردی
به زودی همه ی مقامات میفهمن که
شخصی دسته کلیدی رو گم کرده
اگه کلیدای عادی باشن مشکلی نیست
اگه کلیدای بایگانی
انبار یا زندون باشن
مالکشون توی دردسر بزرگی میفته
اگه من کلیدارو گم میکردم
عمرا به کسی میگفتم
درست میگید
ممنون از راهنماییتون
من دیگه میرم
ارتش سلطنتی چین لوان، عین سگ
وقتی چیزی رو بشنون سه سوته میریزن اونجا
نمیترسن خشتکشون رو روی سرشون بکشن؟
سرورم
میشه
نشانم رو پس بدین؟
حالا که اینقدر برات مهمه
خوب مراقبش باش
دیگه دست کسی نذارش
فهمیدم
هنگ، هنوز زنده ای؟
میدونی هنوز منتظرتم؟
= بازرس سلطنتی =
= قسمت دوم =
!بیا نگاهی بنداز
اون باهوشه
آدمای گناهکار رو مجازات میکنه
واقعا شبیه قاضی خوشتیپه
چرا بازم بهم خیره شدی؟
راستی
این مرهم برای از بین بردن لخته های خونه
پدربزرگم درستش کرده
خیلی اثر بخشه
بزنیدش
ممنونم
نمیخواد
میدونم
فکر میکنین بازرسها نحسی میارن
ولی این جدیده
قبلا استفاده ش نکردم
کثیف نیست
چیه؟ به این زودی پشیمون شدی؟
نه، نه
یعنی شما فکر نمیکنید چیزی که بهش دست زدم کثیفه؟
توام منو لمس کردی، مگه نه؟
گلپر و گل صد تومنی برای بهبودی گردش خون خوبن
گیاه چتری و لوئی برای از بین بردن لخته های خون
کندر برای تسکین درد و هسته ی هلو برای برطرف کردن توده ها خوبه
به درد علائمی که دارم میخورن
حتی اینارو هم تشخیصش میدین؟
یه چیزایی رو بلدم
چیزی هم مونده که شما ندونین؟
نشانی که تو مسافرخونه جا گذاشتیش
رو کی بهت داده؟
چرا درمورد نشانم پرسید؟
نمیتونم به کسی بگم
نمیتونی بهم بگی
یا خودت نمیخوای بهم بگی؟
!بیا اینجارو ببین
کوفته ی تازه
!کوفته ی داغ
!کوفته ی داغ
!کوفته های تازه
وایسا
جینگ یی
برو چند دونه کوفته داغ بخر
!بیا نگاهی بنداز
زحمت نکشید
...من
گرسنهم نیست. نخرید
کوفته ی داغ
خودم گرسنمه
شیائو جین یو داره به سمت عمارت یان میره؟
بله
علاوه بر جینگ یی
بازرس زنی که توی امتحان شرکت کرده بود
رو هم با خودش برد
بازرس زن؟
دختره میخواد بازرس شه؟
درموردش پرس و جو کردم
وقتی بار اول به پایتخت اومد
با جینگ یی بطور خصوصی ملاقات کرد
اون حتی بخاطر جینگ یی
توی امتحان شرکت کرد
بازرس زن؟
...موضوع مربوط به زنها راه انداختن
بنظر میاد کار همیشگیه خاندان جینگه
نه فقط جینگ یی برای شیائو جین یو کار میکنه
بلکه حتی یه بازرس زن هم کشوندن وسط
جینگ ژی شیائو جین یو رو خیلی دست بالا گرفته
جینگ یی باهوشه ولی اون
دختربازیه که از ثروت و افتخار برخورداره
وقتی جنازه میبینه
ناخودآگاه روحش از تنش پر میکشه
منطقیه که جینگ ژی برای
جاسوسی کردن از شیائو جین یو
یه بازرس زن به جونش بندازه
نتونستم بفهمم کیه
ولی یه چیز مشکوکی متوجه شدم
چیه؟
وقتی امروز شیائو جین یو رو دیدم
یه نشان سنگی دستش گرفته بود
به محض اینکه چشمش به من افتاد
بلافاصله قایمش کرد
وقتی به نشان خیره شد
حس کردم که
خیلی براش اهمیت داره
بازرس زن گفته
نشان مال خودش بود
نشان سنگی؟
چه شکلیه؟
مسطح و
نقش و نگارای حک شده روش هست
به نظر میرسه یکی از دو نیمه باشه
...اون
منگوله ی آبی رنگ داره
خواجه چین، اینو میدونید؟
واضح دیدیش؟
مطمئنم دیدمش
انگار اون منگوله ی آبی رنگ
از خونواده ی معمولی نیست
چند بار بهش نگاه کردم
و خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
چرا یه بازرس زن باید نشان عشق
شاهدخت شیپینگ و شیائو هنگ رو داشته باشه؟
خیالتون راحت باشه
اونو برمیگردونم
برو. راه بیفت
شیائو هنگ...؟
باید یکی رو بفرستم از شاهدخت شیپینگ اطلاعات بیاره
براساس گفته های اولین شاهد
وقتی به اینجا رسید
جنازه رو پیدا کرد
شاهد چیزی رو در این مکان
جابجا کرده؟
گفت کاری نکرده
بیخیال، عالیجناب
منظورتون چیه گفته؟
!نکرده
ارباب جینگ، جنازه رو پیدا کردین؟
بله
ارباب جینگ، چطور پیداش کردین؟
صدای جیغ شنیدم
اون شب، یان مینگ برای پز دادن خطاطی
ارزشمندش توی حیاط خونهش ضیافت برگزار کرد
اما برای مدتی طولانی غیبش زد
بعدش صدای فریادش از
اتاق مطالعه به گوش رسید
سپس جیغ دختر رقاصه هم به گوش رسید
فورا خودمو به اینجا رسوندم
به محض اینکه دختر رقاصه در رو باز کرد
دید که توی اتاق مطالعه چه اتفاقی افتاده
از ترس روی زمین پس افتاد
قبل از اینکه از شوک دربیاد
جینگ یی سر رسید
بنابراین، اون اولین کسی بود که
وارد اتاق مطالعه شد و وضعیت یان مینگ رو بررسی کرد
دختر رقاص یا ارباب جینگ
قاتل رو ندیدن؟
قاتل که پیشکش
یه مظنون هم نداریم
ببین، اینجا خون بیشتری هست
No comments yet. Be the first to leave one.