Cruel Summer

Cruel Summer

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Cruel Summer S01E08 720p WEB H264-CAKES
Cruel Summer S01E08 1080p WEB H264-CAKES
Cruel Summer S01E08 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KiNGS
Cruel Summer S01E08 7200p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KiNGS
Cruel Summer S01E08 10bit x265 720p WEBRip 2CH PSA
Cruel Summer S01E08 10bit x265 1080p WEBRip 2CH PSA
Cruel Summer S01E08 1080p WEB H264-30NAMA
Cruel Summer S01E08 7200p WEB H264-30NAMA
Cruel Summer S01E08 All-WEB
A Commentary by Night_walker77
🔴 30nama | وحید فرحناکی 🔴

Tags

web
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
webrip
BRip
x265
2CH
1080
Published on: 2021-06-03
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت..

‫باید یه لیست از همۀ کارایی که می‌خوایم ‫این تابستون انجام بدیم درست کنیم.

‫شمارۀ 12 لیست.

‫قایم موشک توی یه خونۀ متروک.

‫آماده باشید یا نه من اومدم.

‫من یه مورد از لیست رو تکمیل کردم

‫که قرار بود باحال باشه،

‫و جوابم رو با سیفون کشیدنِ ‫بستۀ مواد مامانم میدی؟

‫حتی بهترین دوستا هم از هم جدا میشن.

‫جدا نمیشیم.

‫ازت خوشم میاد آنجلا.

‫خب، اینجور نیست که شوهرت رو دزدیده باشم.

‫خودت ولش کردی، پس....

‫وایسا ببینم، این چیزیه که بهت گفته؟

‫مستی و کلیدات رو انداختی توی آب‌نما.

‫خیلی متأسفم، باشه؟

‫جیمی!

‫میگم...هنوز به کیت فکر میکنی؟

‫داداش من با جنت خوشحالم.

‫اون...خیلی خوبه.

‫- حاضری؟ ‫- با تو؟ آماده‌ام.

‫- جیمی! ‫- گوش کن خواهشا

‫جنت، باید بری.

‫- به محض اینکه شنیدم اومدم. ‫- جنده!

‫از اینجا ببرش، برو!

‫بن، تو...به هر طریقی...

‫جنت رو به‌خاطر اتفاقی که واست افتاده ‫مقصر میدونی؟

‫- چیه؟ ‫- حرفای کیت والیسه.

‫که به خواهرش گفته.

‫کیت، چی شده؟

‫مامانم منو زد.

‫نمیدونم دیگه کجا برم.

‫بیا داخل.

‫کیت به‌اختیار خودش ‫رفته خونۀ مارتین هریس.

‫این همه چیزو عوض می‌کنه.

‫فکر کنم این کلید خونۀ مارتین هریس باشه.

‫قضیۀ جنته، داره دروغ میگه.

‫ مــترجم: وحــید فرحناکی ‫ ≡ @Night_walker77 ≡

‫کانال اطلاع‌رسانی زیرنویس‌ها: ‫≡ @Night_sub ≡

‫رخ‌دادهایی که در ادامه شاهد آن‌ها هستیم ‫حدوداً در 30ـم اوت سال‌های 1993، 1994 و 1995 اتفاق افتاده‌اند.

‫فقط یه بار از این کلید استفاده کردی؟

‫چندبار که بهت گفتم.

‫خب بازم بگو، چون نمی‌تونم هضمش کنم

‫که تو چشمام نگاه‌کردی و دروغ گفتی

‫وقتی به مادرت گفتم میشه ‫روی حرفات حساب کرد.

‫مامان به این زودیا برمی‌گرده؟

‫دارم روش کار میکنم.

‫ولی لطفاً جنت، ‫سؤال رو جواب بده فقط.

‫فقط یه بار ازش استفاده کردیم

‫اونم واسه یه لیست‌بازی بچگونۀ تابستون.

‫و از دفتر من دزدیدیش؟

‫ممکن بود باعث شی اخراج بشم، ‫متوجهی؟

‫ببخشید! خیلی احمقانه بود.

‫دزدکی وارد خونۀ مارتین هریس شدیم.

‫قایم‌موشک بازی کردیم، ‫ولی فقط همین.

‫و دیگه برنگشتی؟

‫نه.

‫اگه پلیس از مالری یا وینس یا هرکسی ‫دربارۀ این قضیه بفهمه،

‫خیلی وجهۀ بدی داره.

‫میدونم! بخاطرش شبا خواب به چشمم نمیاد، خب؟

‫واسه همین باید خودت بهشون بگی.

‫امروز، بعد مدرسه.

‫به‌صلاح خودته.

‫به‌نظرت کسی متوجه میشه؟ ‫

‫که نگین دندونت رو درآوردی؟

‫همه متوجهش میشن.

‫آخه روز اول مدرسه‌ست، ‫کلی اتفاق میفته.

‫همین الانشم خوشگلی، ‫چه با نگین، چه بدون اون.

‫اینو نگی چی بگی بابا.

‫به این معنی نیست واقعی نباشه.

‫درک! صبحونه می‌خوریم.

‫فکر کنم هنوز خواب باشه.

‫صدا خروپفش کل راهرو رو گرفته بود.

‫واسه مدرسه دیرت میشه.

‫دیشب گفت با ماشین میره خودش.

‫- یکم از اینا بخور. ‫- وای زغال‌اخته!

‫فکر کنم تیر رو پیدا کردم، ‫همونطور که خودت خواسته بودی.

‫و این یکی ممکنه تیر خلاص باشه.

‫به چی دارم نگاه میکنم؟

‫یه چت خصوصی آنلاین بین ‫کیت والیس و خواهر بزرگ‌ترشه،

‫که تظاهر میکنه یکی دیگه‌س.

‫- خب. ‫- دربارۀ اینه که کیت چطور

‫سر از زیرزمین مارتین هریس درآورده.

‫کیت والیس به اختیار خودش ‫رفته خونۀ مارتین هریس.

‫این اظهاریه‌ای نیست ‫که واسه ‌پرونده‌اش ارائه داده.

‫این یه تناقض آشکار توی داستان کیته.

‫می‌‌تونه نشون بده که کیت حقیقت رو ‫به نفع خودش تغییر داده.

‫کیت هیچ‌ اظهاریه‌ای رو نمیگه

‫که اونو یه قدیسِ بی‌گناه نشون نده.

‫درحالی که در واقعیت...

‫یه دروغگویِ هفت‌خطه.

‫و الان مدرک داریم.

‫قسمت هشتم: ‫

‫بس کن دیگه.

‫بیخیال، این سرگرمی جدیدت

‫حتما باید شامل گرفتن عکس یهویی از من باشه؟

‫دارم لحظات ارزشمند دبیرستانمون رو ‫ثبت میکنم.

‫مطمئن نیستم بخوام خیلی چیزا رو ‫یادم بمونه.

‫اونم با این شایعه‌پراکنی‌های کیت

‫و رفتن مامانم.

‫میشه بیخیال امروز بشیم؟

‫شاید امروز

‫یکم تو دید باشی.

‫ولی گردونۀ شایعات میچرخه،

‫و فردا همه دربارۀ این صحبت میکنن که

‫که «شرون ادریج» واسه «جان رولو» ‫کف‌دستی زده.

‫آرزو بر جوانان عیب نیست نه؟

‫خب امروز چه حسی داری که

‫باید رابطه‌ت رو با بن تو مدرسه ‫مخفی کنی؟

‫خب..خیلی عجیب‌ و ناجور میشه.

‫و.. داری طفره میری.

‫آره.

‫هنوزم باورم نمیشه مامانت مینی‌ون رو نبرده.

‫سیندی خیلی چیزا رو با خودش نبرد.

‫چخبر هالول؟

‫امسال دهن تیم دبیرستان «مدفورد» سرویسه.

‫آره شک نکن.

‫سلام تایلر.

‫بن هالویل احتمالا امسال ‫هم تو زمین مسابقه کلی گل بزنه

‫هم اینجا کلی داف گیرش میاد.

‫حاجی خیلی کیف میکنی ‫دخترا تو کفتن؟

‫خفه‌شو بابا.

‫- اون جنت ترنره؟ ‫- خیلی سلیطه‌ست.

‫ببین کی از جزیرۀ بدبختا سر درآورده.

‫یا از کانون اصلاح؟

‫چرخۀ شایعات میچرخه، یادته؟

‫درست بعد اینکه منو له و لورده کرد؟

‫یه سال جدید، یه تو جدید... بخند!

‫مرسی مامان.

‫خدافظ!

‫خدافظ!

‫- سلام! ‫- جنت ترنر خوش‌اومدی

‫به زندگی بدون نگین دندون.

‫ناموساً هنوز کش موی کیت رو دستت کردی؟

‫فقط می‌خوام یادم باشه پسش بدم بابا.

‫وقتی توی پاساژ دستت بود همینو گفتی،

‫و سینما، و پیست اسکی،

‫انگار که حالا هر روز سر راه ‫کیت والیس سبز میشیم.

‫- خیلی خزه جنت. ‫- تو داری خزش میکنی.

‫بس کنید دیگه خواهشا

‫نمی‌خوام دیگه جریان دزدی یادم بیاد.

‫- باشه. ‫- تمومش میکنیم.

‫مرسی.

‫خب بچه‌ها، امروز تابستون تموم میشه.

‫و به‌جاش، این مضخرف نصیبمون میشه.

‫خوش‌اومدین، سال خیلی خوبی میشه.

‫بریم داخل.

‫اینو از پاریس واست گرفتم.

‫خوشت میاد؟

‫پس وقتی من اینجا تو اسکایلین

‫ داشتم می‌پوسیدم، ‫جنابعالی تو پاریس خرید میکردی؟

‫سفر کاری بود.

‫ولی شاید من و تو بتونیم ‫یه وقتی برنامۀ سفر بریزیم.

‫می‌خوام برم مدرسۀ بزرگسالان ثبت‌نام کنم.

‫پس هر چی میخوای بگی بگو دیگه.

‫آره درک گفت که مردود شدی.

‫چطور ممکنه اینجوری بشه آخه؟

‫تعجبی نداره وقتی خونواده‌ت رو ول کردی

‫یه سری چیزا هم نمیدونی سیندی.

‫- مامانت هستم. ‫- اگه میخوای اینجا بشینم

‫هر چی که بخوام صدات میزنم.

‫هنوز ازم عصبانی هستی؟

‫عصبانی؟

‫عصبانیت مال وقتی بود که ‫جمع کردی رفتی خونۀ خاله سوزان

‫اونم بدون هیچ حرفی.

‫یا وقتی منو مجبور به دیدنت کردی؟

‫چون قانون جدایی میگه که ‫مجبورم ببینمت.

‫ازم متنفری؟

‫نه.

‫خداروشکر.

‫ببین، فقط...

‫می‌خوام به این شکایت فکر کنی.

‫چطور مگه؟

‫می‌دونم که نصیحت منو نمیخوای

‫و می‌دونم که از زمین و زمان شاکی هستی الان،

‫ولی... وقتی بعداً به گذشته نگاه کنی،

‫می‌خوای دربارۀ شکایت از ‫قربانیِ یه آدم‌ربایی چه حسی داشته باشی.

‫عجـــــب!

‫تو هنوز طرفدار خونوادۀ والیسی؟

‫نه، نمی‌خوام که پشیمونی‌ای داشته باشی.

‫این شکایت هیچ سودی برای تو نداره.

‫می‌دونم که حقیقت تلخیه،

‫ولی بابات هیچ‌وقت چیزی که به صلاحت ‫باشه رو نمیگه.

‫نه، حق نداری یه کلمه هم ازش بد بگی.

‫هیچی.

‫اون بی‌نقص نیست.

‫ولی حداقل نرفت.

‫ببخشید، متأسفانه نمیشه.

‫اشکال نداره، نیازی به توضیح نیست.

‫دوس‌دارم خودمو به کوچۀ علی‌چپ بزنم،

‫ولی مسئولیت داره ‫کسی که سابقه داره رو

‫جایی مشغول به کار کنم ‫که با پول و الکل سر و کار داره.

‫ببخشید.

‫ممنون.

‫کیت قراره توی برنامۀ «مارشا بیلی» باشه؟

‫دیدی‌ تو رو خدا؟ خیلی‌ خوش‌شانسه.

‫فکر نکنم «خوش‌شانس» ‫کلمۀ مناسبی باشه.

‫آخی کفتر عاشق، ‫ناراحتی که چیزی ازت نمیگه؟

More Farsi Persian subtitles for Cruel Summer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left