The first 152 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
،وقتی تورا درکنار درخت سیب دیدم
موهای چتریت برای اولین بار کنار رفت
،با یک شانه گلدار
.فکر کردم یک گلی
به آرامی دست بی جانت رو دراز کردی
و به من یه سیب دادی
در این میوه پاییز
.اولین تکان های عشقیمو حس کردم
افسانه دوشیزه تایشوش
دوشیزه
افسانه دوشیزه تایشوش
دوشیزه
:قسمت هفتم استاد تاماهیکو
.هوا سردتر شده
.زمستان نزدیکه
!هی!گفتم هل نده
!بیا، برادر بزرگ! منم میخوام ببینم
...آخ
!شماهایین که
!آهـ-- !دیدمون--
!کم پیدایی
اینجا چیکار میکنین؟
بهمون بیشتر درس میدی؟
لطفا؟
!اونا تا اینجا اومدن - نمیشه بگم نه
.فقط برای یه مدت کوتاه
!خیلی ازتون ممنونیم
!چی؟
...خب ببین
.اینا بچه هایین که قبلا بهشون آموزش دادم
اوه، اینا هستن؟
...اما
چرا تعدادشون بیشتر شده؟
!ما به همه درباره تو گفتیم
تو معلم خوبی هستی، نه؟
واقعا همه چیو میدونی؟
.به خاطر این معذرت میخوام
.ما واقعا میخواستیم چیزای زیادی بهمون یاد بدی، استاد
.دیگه بهم نگو استاد
باید به یه آدم حسابی .بگین استاد
.و به من نگین
.نه؟ باشه-- پس بچه مایه دار خوبه
!مایه دار--؟
!تاماهیکو ساما
!بفرماید اینجا بشینید
...اون کی
آره درسته، یعنی کدوم؟
!اوه، این فروشگاه بی سه سن ارزان تره
!درسته
!آره
!بچه مایه دار، تو فوق العاده ای
وقتی باهات هستیم !مشکلات آسون میشه
اوهوم اوهوم
.اوه، واقعا؟ این ...عالیه
.انگار دارن زیادتر میشن
چرا که نه؟ .تو معلم خوبی هستی بچه مایه دار
،شما مسائلو چند بار توضیح میدی !بدون اینکه عصبانی بشی
...تو عالی هستی
اوه، بیخیال، این .چیزیه که هرکسی میتونه آموزش بده
!اوه، بچه مایه دار سرخ شده
!حتی گوشاش هم قرمز شده
!بهم نگاه نکنین
!خب دیگه، بریم سراغ درس
!تو برو اونجا -- ...واو...ببین این بچه ها چقدر عاشق تاماهیکو ساما هستن--
...واو...ببین این بچه ها چقدر عاشق تاماهیکو ساما هستن--
دوباره عاشقش شدی؟
!اوه، آره
!تویی که
شنیدم همه دارن اینجا درس میخونن .منم یکم خوراکی اوردم
چه خبرا، تاماهیکو؟
!این اینجا چیکار میکنه؟-- !این اینجا چیکار میکنه؟--
.خب، من و یوزو رفتیم ناهار درست کنیم
!همینجا بمونید بچه ها
-چی؟ صبر کن--چرا ما
میخواد دوباره با یوزو کاری بکنه؟
!بچه مایه دار بهمون یاد بده
!بیشتر حواستو جمع کن
درسته- همینجوری .ادامه بده
!بچه ها مشتاقانه منتظرشن
...آــم
!ریو صدام کن
...ر-ریو سان، درمورد تاماهیکو ساما
.هوم؟ من دوسش دارم
!چه جواب سریعی
.و فکر میکنم، تورو هم دوست دارم
!چی؟ چرا؟
،وقتی نشانکتو مسخره کردم
،نه تنها گریه نکردی .بلکه پارش کردی
:درحالی که به چشمام نگاه میکردی انگار میخواستی بگی .این اعتمادمو نسبت به اون تغیر نمیده
.احساساتم نسبت بهش خدشه دار نمیشه
اون وقت بود که پیش خودم گفتم .اوه، اون فقط یه دختر نازپرورده نیست
.اون دختر جالبیه
.و من اینو دوست دارم
.پس متاسفم و معذرت میخوام
...ریو سان
ما میتونستیم به عنوان همسر و معشوقه تاماهیکو شکستش بدیم، درسته؟
!ما--ما نمیتونستیم
!ممنون که صبر کردین
!سوشی و فوتوماکی های خاص من و یوزو
!ممنون برای غذا
همه چی خوبه یوزو؟
-امروز کارت خوب بود، تاماهیکو سامـ
!کارت خوب بود، تاماهیکو
!ریو سان
!خواهر، فوتوماکی هات بهترینن توی ژاپن
.بخور! اودون هم هست
.روی صورتت برنجه
یوزو؟ چی شده؟
.ریو سان یه خواهر بزرگه
.به هرحال جلو برادراش خوبه
.خواهر بزرگتر ... ها
!ممنون، بچه مایه دار
!بعدا میبینمت
!تو ره خونه مواظب باشید
بگو ببینم، پیدا کردن خوشبختی حتی وقتی خریده شدی، چطوریه؟
!هی، خواهر
!بیا تا جنگل مسابفه بدیم
.خیلی خب
!نمیتونی شکستم بدی
!نگاه کن-- دارم ازت رد میشم
.همه سذیع پیش رفت کردن
این نشون میده چقدر !توی تدریس خوبی
تایشو 11 (1922) - دسامبر
.منم کمک میکنم
اوه، نه! آروم یه جا بشین !و کتا بخون تاماهیکو ساما
.اگر باهم کارکنیم سریعتر میشه
!خیلی ممنون
...یوزو
.حتما حسابی خسته شدی
.فقط یکم بخواب
.شب بخیر
!لعنتی-- بیش از حد خوابیدم
یوزو؟
!یوزو
چیکار میکنی؟ !برای این سرما لباس نپوشیدی
...ممنونم
.یکم توی افکارم غرق شده بودم
از چی؟
...آــم، خب
...درواقع، من
.امروز 15 ساله شدم
.یعنی دیگه میتونم عروس بشم
-چی؟ امروز؟ پس
!صبرکن ... امروز تولدت بود؟
...بله
چـ-چرا بهم نگفتی؟
...پس شب سال نو گذشته هم
میدونی... خوشحال میشم .اینجوری همسرت بشم
.من نمیتونم ازدواج کنم
تنها خانواده ای که میشناسم خانواده .بی تفاوت خودم ـه
... به همین دلیل سخت دل بار اومدم
No comments yet. Be the first to leave one.