The Third Man

The Third Man

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Third Man 1949 BluRay 720p x264 AC3-AJP-ReSync By felora60
A Commentary by felora60
من فقط هماهنگ کردم و اندکی اصلاحات انجام دادم

Tags

BluRay
x264
720p
720
AC3
Published on: 2012-12-13
Downloads: 103
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من هرگز وين قديمي رو تا قبل از جنگ نشناختم

با موزيك هاي استراوس اون جادويي بود و به راحتي دل را ميبرد

استانبول درخواست بهتري براي من بود

من ديگه دوره كلاسيك بازار سياه رو ميدونستم

ما بايد دنبال هرچي كه مردم احتياج داشتند ميدويديم و پولش رو هم مي دادند

البته چنين اوضاعي هر آماتوري رو فريب ميداد

اما

شما ميدونيد كه اونا نميتونند مثل حرفه اي ها توي مسير قرار بگيرند

شهر الان به چهار قسمت تقسيم شده بود, ميدونيد

هر دسته با قدرتها يي

آمريكايي ها,انگليسي ها,روسها و فرانسوي ها

اما مركز شهر بين المللي بود

پليس و گشت بين الملل يك بخشي از هر چهار قدرت بودند

شگفت انگيزه! چه اميد هايي داشتند, تمام غريبه ها اونجا بودند...

و هيچكدومشون نميتونستند با يك زبان حرف بزنند

به غير از مقداري زبان آلماني دست و پاشكسته

کُلا اشخاص خوب بهترين بودند

وين واقعا بدتر از بقيه ي شهرهاي ديگه ي اروپا نبود

يكم بمباران داشت

اوه صبر كن

ميخواستم در مورد هالي مارتينس براتون بگم

يه آمريكايي. هميشه براي ديدار آشنا هاش اينجا ميومد

اسمش لايم بود هري لايم

حالا مارتينس ورشكسته شده بود و لايم

براش پيشنهاد يه كار متوسط رو داشت

به هر حال اون اونجا مردي فقير بود

- لطفا گذرنامه - اوه

- هدف شما از اومدن به اينجا چيه؟ - يه دوست بهم پيشنهاد كار داده

- كجا ميخوايد اقامت كنيد؟ - با اون - 15 استيفگاس

- اسمش چيه؟ - لايم. هري لايم

- باشه - فكر ميكنم براي ملاقاتم اومده باشه

- انگليسي ميدونيد؟ - انگليسي؟

آه

يكم. يه خرده

ده دقيقه ي ديگه

- الان رفتند نيستند - كي؟

دوستتون و . ا

- اه, تابوت - تابوت؟

آقاي لايم يه حادثه بود

توسط يه ماشين دزدي روبروي همين خونه

خودم داشتم ميديدم مردند. به سرعت

الان توي جهنم هستند يا توي بهشت

براي قبركن ها متاسفم سخت كار ميكنند. اونها شبنم هستند

ميتونيد به من بگيد اون كي بود؟

مردم لايم صداش ميكردند

ميريد به شهر؟

من يه ماشين اينجا دارم

ممنون

- اسمم كلووين هستش - مارتينز هستم

- تو دوست لايمي؟ - بله

- قبلا اينجا بودي؟ - خير

تو يه كم شوكه شدي مگه نه؟

با نوشيدني چطوري

ميشه يكي مهمونم كني؟

البته

- ممنونم - ميريم اشمولكا

حدس ميزنم هيچكس نميدونست هري چي دوست داره

- ‌يا من چي دوست دارم - چند وقت پيش؟

برميگرده به دوران مدرسه

من تابحال اينقدر تو زندگيم درمونده نشده بودم تا اون پيداش شد

- آخرين بار كي ديديش؟ - سپتامبر 1939

- وقتي تجارت شروع شد؟ - اوهوم

- قبل از اون بيشتر ميديديش؟ - گاهي

- بهترين دوستي كه داشتم - مثل اون آهنگ هاي چيپ نوولت

خو. من چيپ نوولت رو نوشتم

من متاسفم, من اسمتو تا حالا نشنيدم

دوباره بگو اسمت چي بود؟

- هالي مارتينز - نـــه ببخشيد.

تا حالا اسم لون رايدر از سانتا في رو شنيدي؟

نميتونم بگم كه شنيدم

-مرده در دابل ايكس رنچ -اوه. رانـــچ

نه

اون بايد ميدونست من ورشكست شدم

اون حتي براي من يه بليط هواپيما هم فرستاده بود

- باعث شرمساريه - چي؟

اونجوري مردنش

بهترين اتفاق براي اون

داري سعي ميكني چي بگي؟

درمورد اينكه اون

بدترين شياد اين شهر بود

- مامور پليس ؟ ها؟ - يالا, يه نوشيدني ديگه

نه من هيچوقت از پليسها خوشم نيومده

بايد به كلانتر زنگ بزنم

- تاحالا اين يكيو ديدي؟ - به يه جنازه سنجاقش كن

يه خرده پاچاقچي كوچيك با بنزين يا همچين چيزي

فقط مثل يه پليس.

گمان ميكنم تو يه پليس واقعي هستي

اون بنزين نبود

كه اون بنزين نبود

پس لاستيك يا ساخارين يا ...

چرا براي تغيير نميري و چنتا قاتل نميگيري؟

خوب. تو ميتوني بگي قاتل توي كدوم بخش قاچاقچي ها

طوري نيست پين

اون فقط يه نويسنده ي بده كه كلي مشروب ريخته تو خودش

آقاي هالي مارتينز رو به خونشون ببريد

هالي مارتينز قربان؟ ام... شما همون نويسنده؟

نويسنده ي مرده در دابل ايكس رنچ

گوش كن كالاگان...

كالو وي. من انگليسي هستم

هنوز درمورد اون مُرده حسابت بازه

خوب تو جنايتكار واقعي رو برام پيدا كن.

مثل صداهاي يكي از داستان هاي خودت

وقتي كارمو باهات تموم كردم

تو وين رو ترك خواهي كرد

اينجا يكم پول هاي ارتشه

اون بايد تورو اشمب از طريق هتل ساچر ببينه

اگه زيادي توي بار مشروب نخوري

ما يه صندلي برات توي پرواز فردا ميذاريم

لطفا مراقب باشين قربان بيايد بالا

- اخيرا چيزي ننوشتيد؟ - ببرش به هتل ساچر

اگه رفتارش خوب بود ديگه اونو نزن

و تو هم اونجا حواست پرت باشه كه ميري اونجا يه هتل نظاميه

من خيلي خوشحالم كه با شما ملاقات كردم قربان

من خيلي از كتاب هاي شما رو خوندم

- خداحافظ - به زبان آلماني - من يه وسترن خوب رو دوست دارم

اين چيزيه كه من درباره اونها دوست دارم

شما ميتوني هر وقت ميخواي برشون داري و دوباره سر جاشون بذاري

- اوه. آقاي هارتمن؟ - بله قربان؟

آقاي كالو وي گفتند اين آقاي محترم امشب يكي از اتاق هارو بگيرند

فردا تشريف مي برن

گذرنامه لطفا

نميشه شما رو به بهترين نحو به ديگران معرفي كرد

ممكنه اينجارو پر كنيد؟

- آقاي كرابين - چي شده گروهبان؟

- آقاي هالي مارتينز. اون نويسنده - كي؟

فكر كردم ممكنه شما خوشتون بياد

تابحال دربارش نشنيدم

اون خيلي خوبه قربان

من بيشتر كتابهاشون رو خوندم

نويسنده؟ مارتينز؟

ممنونم گروهبان

آقاي مارتينز؟ اسم من كرابينه

من نماينده سي ار اس از جي اچ كيو هستم

- پس اينكاره ايد؟ - بله. دايره ي فرهنگ تربيت

تبليغات در همچين مكان هايي بسيار مهم هستند

ما هر هفته يه نمايش كوچيك داريم هفته گذشته ما هملت داشتيم

هفته ي قبلش هم ما ... چي بود؟

يه رقص. قربان

- آره رقاص هاي هندو. - ممنونم

اين اولين فرصت براي ساخت يه خوش آمد گويي

براي يك نويسنده هست

- خوش آمد گويي؟ - بهتون ميگم چرا آقاي مارتينز

چهارشنبه شب

يه سخنراني كوچيك درباره كتاب معاصر خواهيم داشت

- فكر ميكنم شايد شما دوست داشته باشيد تا صحبت كنيد - اونها منو نميشناسند

حرف بيهوده ايه . كتاب هاي شما اينجا بسيار مشهور هستند. مگه نه گروهبان؟

- خيلي مشهورند - چه مدت اينجا ميمونيد؟

يه آدم با اين اوضاع پولي چقدر ميتونه اينجا بمونه؟

گوش كيند آقاي مارتينز اگر شما قبول كنيد تا مهمان ما باشيد

ما هم شمارو خوشحال خواهيم كرد

- اينكارو ميكنيد؟ - تا زماني كه شما به موندن اهميت بديد

- ايشون بايد بعلتي فردا برن - ببخشيد شما دندون درد دارين؟

- شماره هشت آقاي مارتينز - الان ميام بالا

من يك دندان ساز خوب ميشناسم

من به دندانساز نياز ندارم يكي منو زده. فقط همين

خداي من،بايد گزارش بديم که اونا ميخواستن ازتون دزدي کنن؟

اوه. فقط يه سرباز بود

من سعي ميكردم منگنه رئيسش رو تو چشمش بكنم

- رئيسش؟ واقعا ميخواستيد؟ - در مورد هاري لايم چيزي شنيديد؟

آره شنيدم اما دقيقا نميشناسمش

من اومده بودم تا بيام پيش اون ولي اون پنجشنبه مرده بود

خداي من. ناشيانست

اين چيزيه كه بعد از مردن يه نفر شما ميگيد؟

خداي من ناشيانست؟

آقاي مارتينز. ببخشيد تلفن با شما كار داره

كيه؟

- بارون كورتز - بايد اشتباه شده باشه. بله؟

من يكي از دوستاي هري لايم بودم

از ملاقاتتون خيلي خوشبختم بارون

دوباره برگرديد

اتريشي هاي هتل شما اجازه نميدند

- ميتونيم تو كافه ي موزارت يه ملاقاتي داشته باشيم؟ - كجا؟

- همين نزديكيا - چجوري شمارو بشناسم؟

من يك كپي از يك كتاباتون رو دنبالم ميارم

هري اونرو بهم داده بود

چند لحظه ديگه اونجام يه دقيقه صبر كنيد

اگه من سخنراني تجاري كنم براي يه مدت من رو اون بالا نگه مي داريد؟

- حتما - قبوله

تا حالا لون رايدر از سانتا في رو خوندي؟

نه. اون يكي رو نه

در مورد شكار يه كلانتر توسط يه مرده كه

بهترين دوستش رو قربانيه طعمه كرده بوده

- به نظر شگفت آور مياد - همينجوره

منهم به هرحال راهي براي تيراندازي به رئيس كالاهان شما دارم

نواي ضد انگليسي قربان

- بارون كورتز؟ - آقاي مارتينز؟

از آشناييتون خوشبختم

بيايد. همينجا بيشينيد

- چي دوست داريد؟ چاي؟ قهوه؟ - قهوه

اين شگفت انگيزه كه شما چجوري اين فشار رو تحمل ميكنيد

- فشار؟ - تعليق

شما واقعا اينودوست دارين؟

در آخر هر بخش شما يه حدسي رو گذاشتيد

پس شما دوست هري بوديد؟

فكر كنم بهترينشون البته بغير از شما

پليس يه نظريه نادرستي داره كه ميگه اون توي بوجود آووردن سرصدا و خرابكاري ها دست داشته

هركسي توي وين دست داشته. ما همه سيگارها و مثل اون رو فروختيم

من به شما ميگم. من كارايي كردم كه قبل از جنگ خواستنشون هم قابل تصور نبود

يكبار وقتي من فقير بودم

چنتا لاستيك توي بازار سياه فروختم

More Farsi Persian subtitles for The Third Man

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left