The first 199 lines.
اینجا کافه هست؟
چرا اینجوری بهم زل زدی
این دور و بر ها ندیدمت
تو واقعا نمردی؟
چرا هی ازم میپرسی مردم یا نه؟
همه توی این دهکده مردن
فقط حرف بزن تا تلافی اش رو سرت در بیارم
چیکار میکنی
فقط من و تو میتونیم ببینیمش
خوب چرا ما میتونیم این چیزا رو ببینیم، کنجکاو نیستی؟
نه نیستم تو هم کنجکاو نشو
این جا کجاست؟
مرده هایی که جسدشون پیدا نشده
اونایی که گم شدن و مردن میان اینجا
تو کی هستی؟
اینجا کافه هاوایی ئه، من اینجا رو مدیریت میکنم
اسمم توماسه
دقیقا مثل خونمه
وسائل توی ذهن و خاطراتت همراهت میان
این منم
این گردنبند از زندگیش هم براش عزیزتره
مال خودشه؟
واسه من ، این همه چیزمه
اون فانوس هایی که روشن کردی نتونستن به دنیای دیگه برسن
اگه بخوام معجزه ای اتفاق بیفته ، باید امید داشته باشم
فکر میکنی برای من آسونه که بیخیال امیدوار بودن بشم؟
چقدر از وقتی که اومدی اینجا گذشته؟
احتمالا وقتی که تو اینقدری بودی، من اومدم اینجا
بخاطر اینکه از این کار خوشم میاد انجامش نمیدم
همه آدم های اینجا برام مثل هیون جی میمونن
دخترم
منتظرمه
مادر من رو به یاد دارید؟
بیست و هفت سال پیش تو خونه ی شما زندگی میکرد کیم هیون می
از جانگ میونگ گیو زورگیری شده بود
و کیم نام گوک توی تصادف بزن درو جونش رو از دست داد
هیچ ارتباطی بینشون نیست
پس تحقیقات به زودی به پایان میرسه
هنوز محتوای وصیت نامه در رابطه با نوه شون رو
علنی نکردیم
وقتی که زمان درست فرا برسه همه میفهمن
روز یادبود؟- یه تعطیلاته-
یکبار در سال جشن گرفته میشه
ووک، تو آیس آمریکانو میخوری ،درسته؟
اسمت ووکه؟- چوی ووک-
فکر میکنی چرا بعد از اینکه نام گوک مرده اومدن اینجا؟
اومده بودن سراغ تو ؟- آره فکر کنم-
داشتن یه زن رو مجبور میکردن که سوار ماشین شون بشه
میتونی یونا رو پیدا کنی
هیچ مدرکی وجود نداره هیچی
من انجامش میدم
کیم سو یون دختر رئیس هان
وقتی که تنها بود افتاده و سرش ضربه خورده
کارآگاه پارک یونگ هو، مسئول این پرونده کجاست؟
بدون هیچ رد و نشونی غیبش زد
خانوم کیم هیون می متولد ۲۵ اکتبر ۱۹۵۷ آلان کجاست؟
این اسم مادرشه؟- آره-
مامانم وقتی که اینقدری بودم ولم کرد
اما من رو نمیشناسه
اوپا
شین جون هو
اوپا ئه، نامزدمه
لطفا دوست پسر یونا رو بیار اینجا
برای چی؟- قراره که روز مخصوصی باشه-
روزی برای به یاد آوردن همدیگه
ای کاش میتونستم فقط یکبار ببینم
پسرم رو
مترجمان:پریسا zamilton - مانا
باشه، خب
آقا، انگار امروز خیلی روز خوبیه براتون
تابلوئه؟- آره-
قراره امروز برم باغ وحش
آها درسته
تولد هیون جیه ،نه؟- آره-
اوه خدایا الان دیرم میشه، تا اینجا بسه جمع و جورش کن و برو خونه
بله ، قربان، روز خوبی داشته باشید
و صدمه نبین، باشه؟- باشه-
بستنی
مچم رو گرفتین
اوه خدای من- گفتی که از این خوشت میاد،درسته؟-
صورتی- تکون نخور-
چی فکر میکنی؟ کوچیکه- صورتی-
سوار این یکی بشیم- باشه سوار شیم-
بریم- میخوام سوار کشتی دزدان دریایی بشم-
حتما
یه خرگوش اینجاست
سلام- سلام-
خیلی بانمکه
من میرم دستشویی- باشه-
بیا تا مامانت بیاد همینجا منتظر بمونیم
بشین ، آفرین
بیا بذاریمش اینجا
بابا بستنی میخوام
باشه، همینجا منتظر بمون، باشه؟- باشه-
همونجا بمون
ممنون- نوش جان-
هیون جی
هیون جی
چی؟ هیون جی
چیشده؟ هیون جی کجاست؟- چی؟-
الان همینجا بود. هیون جی
هیون جی
هیون جی- هیون جی-
هیون جی- هیون جی-
جانگ هیون جی .هیون جی
هیون جی
هیون جی
هیون جی
می دونی چیه؟
ووک بخاطر اینکه میتونه مرده ها رو ببینه این کار رو کرد
اما بهم گفت که مادرش رو اینجا دیده
بیست و هفت سال پیش ازش جدا شد
پس من چی؟ من چی؟
چی؟
هنوز وقتش نشده؟
خیلی بی رحمی
اگه کاری کردی چیزهایی که نباید رو ببینم
حداقل بذار دخترم رو ببینم
یا حداقل یه نفر که هیون جی رو دیده باشه
حتی نمیتونم
از اینجا برم
همه زندگیم رو اینجا بودم
خیلی بی رحمی
مسخره اس
بیا بریم
فقط یه دقیقه ، یکم بیشتر
چقدر دیگه میخوای بهش زل بزنی؟
یه عالمه کار داریم
بازم کار هست؟
دو بار دیگه اینکار رو بکنیم از خستگی مردیم
خیلی وقته که کت شلوار نپوشیدم اونوقت مجبورم میکنی کار کنم
خب بابا ، باشه ، بریم، دارم میام
الان باید چیکار کنیم؟
مدیر وانگ رو گیر میندازیم
اونو میشه واسه فردام گذاشت- عوضی ای که مادرت رو کشت-
باید اونو هم گیر بندازیم
منظورت چیه؟
مادرت
حالا که حرفش شد بذار خودم برم ازش بپرسم
مادر جون سو- بله؟-
چیشده؟
بیا اینجا ببینم ، بیا اینجا رو مرتب کنیم و بریم خونه
زود باش
چجوری فهمیدی؟
همین جوری
دیگه کی میدونه؟خودشم خبر داره؟
میدونه؟
میخوای ازش قایم کنی؟
دونستنش هیچ فایده ای نداره
اون اصلا نمیدونه من کی هستم
و گفتن بهش الآن
حالا تو کی فهمیدی؟
خب، وقتی که وو ایل سوک
از پشت گرفته بودش و تهدیدش میکرد
گردنبندش افتاد زمین و توی پلاکش
عکس خودم رو دیدم
آها
بدون اون اصلا نمیتونستم بشناسمش
بیست و هفت سال گذشته، چجوری میتونیم همدیگه رو بشناسیم؟
شرط میبندم که هیچ شباهتی به بچگی هام ندارم
من که هیچی نگفتم
در هر صورت فعلا
به عنوان یه راز نگهش دار، لطفا
بعدا بهش میگم که کی ام
باشه
اونوقت فکر میکنه چون مردی اینجایی
اگه راجع بهت بفهمه، دلش میشکنه
تو که گفتی هیچ کینه ای نداری
یه دلیلی داشته که تونستی مرده ها رو ببینی
پس خودت چی؟
کینه تو چی؟- من؟-
مطمئن نیستم
هیون جی
دلت برام تنگ نشده؟
بابا
که خیلی دلش برات تنگ شده مخصوصا امروز
@sunflowermag
@sunflowermag
امروز دومین بار بود که
اون اومد اینجا
مطمئنم برای پیدا کردن من اومده اینجا
اما از کجا فهمیده که من اینجام؟
بعد از اینکه کیم سو یون مرد
کیم هیون می، خدمتکارشون
و کارآگاه پارک هر دو غیبشون زد
عجیب نیست؟
چرا ، موافقم
با چی؟
با چیزی که گفتی، فکر میکنم درست میگی
کاملا موافقم
باید بری خونه بخوابی
اوه، یه نگاه به ساعت بنداز
من میرم خونه یکم بخوابم
تو نمیری خونه؟- نه، شما برید-
تو هم باید بری خونه
چی؟
کارآگاه شین
هنوز اینجایی؟
کل شبو بیدار بودی؟
No comments yet. Be the first to leave one.