Open Doors

Open Doors (Porte aperte)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Open Doors (1990) DVDRip Persian Subtitle
A Commentary by hamlethamletian
ترجمه فیلم «درهای باز»، شاهکاری از «جانی آملیو» تقدیم به تمامی علاقمندان به سینمای متعهد. لینک دانلود فیلم ......................... https://public.upera.co/aHmw0nvj

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2018-08-17
Downloads: 58
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

«« درهايِ باز »»

.صبح بخير، قربان حالتون چطوره؟

اِسکاليا»! تو اينجا چکار ميکُني؟» !«اِسکاليا»! «اِسکاليا»

تو اينجا چکار ميکُني؟ کي بهت اجازه داد بياي داخل؟

من هميشه بدونِ در زدن .واردِ اينجا ميشدم

گهي پُشت به زين .و گهي زين به پُشت

اون پنجره رو باز کُن .تا يه خُرده هوا عوض بشه

.بعدش هم برو .ديگه نبايد اينجا ديده بشي

اصلاً از «پالرمو» دور بشو !تا از شرت خلاص بشيم

!ببين چکار کردي؟ !نميتوني هيچ کاري رو درست انجام بدي

يالا اين کاغذها رو يکي يکي .بردار و مرتبشون کُن

.زود باش .منتظرم برام ارباب رجوع بياد

،فعلاً نميتونم اين کار رو بکُنم .جنابِ مشاور

،من ساعتِ 6/30 از خواب بلند شدم .لباس پوشيدم و قهوه ام رو خوردم

!خُب که چي؟

،کارم شده شمردنِ دقايق .و زمان هم خيلي کُند ميگذره

نميتونم تمامِ روز .تويِ خونه بمونم

،تو زياد دزدي کردي .و خيلي بد هم دزدي کردي

ولي تنها کسي که اخراج کردي من بودم؛ .تاوانِ همه رو من پس دادم

.جايِ هيچ گله و شکايتي نيست

خيلي هم بايد از من متشکر باشي .که نفرستادمت زندان

.حالا برو بيرون .ديگه نميخوام هيچوقت ببينمت

!برو بيرون

.خيله خُب، جنابِ مشاور

.ازتون معذرت ميخوام

!«اِسکاليا» تو اينجا چکار ميکُني؟

اومدي ديدنِ من؟ .خوشحالم کردي! بگير بشين

.ميز و صندليِ خودته .من شايستگيِ اِشغالش رو ندارم

يادش بخير، هميشه وقتي من پرونده ها رو مياوردم !تو همينجا نشسته بودي

به نظر سرِ حال مياي. کار پيدا کردي؟ - .آره -

.از شنيدنش خوشحالم خُب حالت چطوره؟

.بد نيستم - .باور کُن هميشه به تو فکر ميکُنم -

.آخه وسايلت هنوز اينجا هستن : من مرتبشون کردم. همه شون اينجا هستن

،پاک کُن هات، خودکارهات !حتي يه دسته ورق

چرا پيشِ خودت نگهشون نميداري؟

.همه شون مالِ خودت .ديگه به دردِ من نميخورن

ميدونم فکر ميکُني .من باعثِ اخراجت شدم

اما اشتباه ميکُني! حتي من .ازشون درخواست کردم اخراجت نکُنن

و به علاوه، من از اين اسناد و مدارک .سر در نميارم. حسابي گيج شدم

ميخواي يه نگاهي بهشون بندازم؟

!جدي ميگي؟ !از خدامه

،بهتره نزديکِ در بايستيم .خودت که از ذهنيتِ اين جماعت خبر داري

.آره، حتماً .اونها نبايد تو رو با من ببينن

!به اميدِ ديدار !موفق باشي

بالاخره پيدات شد! به خيالت ... ساعت چنده؟! منو اينجا

!وسطِ خيابون کاشتي و رفتي !اصلاً کجا رفته بودي؟

جلويِ ملت تابلو شدم! حالا پيشِ خودشون !هزار جور فکر و خيال کردن

.اينقدر با سرعت نرو

هميشه اينقدر کله شق هستي که آخرش .ماشين رو ميزني به يه جايي داغون ميکُني

مگه اهميتي هم داره؟ .اين ماشين رو قبلاً فروختمش

پولش رو هم .قراره بهم بدن

!چه حيف

!خيلي دوستش داشتم

پس هميشه دوست داشتي !مثلِ يه خانمِ متشخص باشي، آره؟

!اي حرومزاده !منو مسخره ميکُني؟

!ولم کُن ببينم !بَسّه ديگه

!بابا

.گربه ام در رفته - چه بهتر! چيزي خوردي؟ -

چي خوردي؟

،گوجه، نمک .نون و شکر

!آفرين شربتت رو هم خوردي؟

،نه، آخه شيشه اش رو شکستم .ولي به مامان چيزي نگو

.بهش نميگم

يکي ديگه از دندون هات افتاده؟

!آره، و بايد پوله رو بهم بديد

!دردم گرفت

!اي قاتل

!ساکت! ساکت !ساکت! ساکت

!دادگاه رسميت مي يابد

ما ميخوايم تو رو !رو در رويِ دستگاه عدالت ببينيم

متهم حضور دارن؟

وکيل مدافع کيه؟

.من هستم، جنابِ قاضي .«وکيل «فرانچسکو کولائو

شاکي حضور دارن؟

.بله، جنابِ قاضي ... من به نمايندگي حاضر هستم

«وکيل «سالواتوره اِسپادارو ... «از دادگاه «پالرمو

مطابق با وکالت نامه اي .که به من تفويض شده

،اتهاماتِ شاکي ... هم به مدعي العموم

و هم به مدعي عليه .تفهيم شده ان

.شهود هم فراخوان شده ان ... اگر کسي از اونها در محکمه حضور داره

.لطفاً پيش بياد

هيچگونه واخواستِ مقدماتي درخواست شده؟

،«توماسو اِسکاليا» ... شما متهم به جناياتي هستيد

که در بندهايِ 61، 575 و 576 قوانينِ .جزايِ کيفري تصريح شده اند

شما متهم هستيد که در روزِ 10 مارسِ 1937 : در شهرِ «پالرمو» مرتکبِ قتلِ افرادِ ذيل گشته ايد

«وينچنتزو اِسپادافورا»، «آنتونيو اِسپچياله» .«و «روزا مينيِمي اِسکاليا

اينک گشايشِ محاکمه را .اعلام ميکُنم

اقامه يِ دعوا را با بازجويي از .متهم آغاز ميکُنيم

،يادت باشه !آروم و صبور و فروتن باشي

.بنشينيد

،معذرت ميخوام .جنابِ قاضي

از شماها هم .طلبِ بخشش ميکُنم

،مايلم اول چند کلمه اي صحبت کُنم .بعد ميذارم کارِتون رو در صلح و آرامش ادامه بديد

.حرف هام رو رويِ کاغذ نوشتم

اکنون که مناديانِ ... چپاول و خيانت

اين انقلابِ فاشيستي را ... مصادره کرده اند

اون کاغذ رو !ازش بگيريد

.به هر حال، من اونو از حفظ هستم ... کساني مثلِ من

،که از همون اول در سنگرها بودن .از تمامِ اين قضايا منزجر هستن

... من بخاطرِ ايمانم نسبت به «دوچه» و نسبت به خداوند

مجبور بودم در لباسِ مبدلِ بي قواره يِ ... يک مأمورِ دولت

.مثلِ سگ گوشه اي کِز کُنم

در حالي که روسا و بالانشينان .همگي فاسد بودن

و وقتي که اين سگ موفق شد ... تکه اي از گوشتِ فاسدِ اونها رو با دندان بکَنه

دستور ميدم متهم .از دادگاه بيرون بُرده بشه

... از همون وقتي که

اين مبارزه رو شروع کردم، ميدونستم اين نبرد !به محکمه يِ عدالت ختم خواهد شد

من قادرم با سري بالا ... رويارويِ مرگ قرار بگيرم

ولي اين مستبديني که خودشون رو .فاشيست مي نامند، قادر نخواهند بود

اونها بايد !از خودشون شرم کُنن

،من بخاطرِ سرنوشتِ خودم گريه نميکُنم ... بلکه بخاطرِ «ايتاليا» گريه ميکُنم

چون توسطِ فرزندانِ حريص و نانجيبش !موردِ بي حرمتي قرار گرفته

!دست از سرم برداريد

!ديروز هم دست از سرم برنداشتن

«قاضي «دي فرانچسکو .تشريف آوردن

،ويتو»! بيا داخل» .بگير بشين

خانم کوچولو رو با خودت نياوردي؟

.چرا، همين بيرونه

!زيبا هستن، مگه نه؟ .امروز صبح رسيدن

.هنوز بويِ دريا ميدن

،«کارملينا» پس تو هنوز اينجايي؟

بيا تا به بانويِ خونه .معرفيت کُنم

.اون خيلي مهربونه

ازش خواستم .تو و پدرت رو ببينه

.مطمئنم شيفته يِ تو ميشه .حالا شما رو تنها ميذارم

شام هم به زودي .حاضر ميشه

در صورتِ بروزِ هر گونه مناقشاتي" "... جدي و حساس از اين دست

ما مشتاقانه ترين حُسنِ نيات و صادقانه ترين" ".حمايت هايِ خود را تقديم خواهيم داشت

و محققاً حُکمي که" "... پيروزيِ عدالت را در بر داشته باشد

... برايِ همگان سرمشق" ".و نيز انذار و هُشدار خواهد بود

".انذار و هُشدار خواهد بود" اين يعني چي؟

اونها اميدوار هستن .که ما کار رو درست پيش ببريم

اما حُکم، پيشاپيش .اينجا نوشته شده

خودِ اون جنايتکار بود .که با دستِ خودش حُکمش رو نوشت

هر چند اون مردکِ رذل ... اونقدرها هم ارزشِ توجه نداره

اما دست اندر کارانِ وزارتخونه، هرگز فرصتِ .نشون دادنِ حميتِ خودشون رو از دست نميدن

به نظرت اين محاکمه به کجا ختم ميشه؟

چه نظري ميشه داشت؟ .محاکمه که هنوز حتي شروع هم نشده

اما انگار از همين حالا .به پايان رسيده

تنها کاري که بايد بکُنيم .رعايتِ تشريفاتِ اداريه

.راستش همچين انتظاري نداشتم

آخه ما هيچوقت با همچين محاکمه اي .روبرو نشده بوديم

.تمامِ محاکمات مثلِ هم هستن

،آنان که مجازاتِ مرگ را ايجاب ميکُنند .خود، قاتل هستند

کُشتنِ تبهکاران ... الزامي است

در صورتي که تهديدي .برايِ نظم و قانون باشند

،اين جملات از من نيستن : جمله هايِ يک قديس هستن

.«توماس آکويناس» فيلسوفِ مسيحيِ ايتاليايي در قرنِ سيزدهمِ ميلادي که انديشه هايش] [.تا اواسطِ دهه 1960 ميلادي فلسفه رسميِ کليسايِ کاتوليک بود

بايد يواش صحبت کُنيم .وگرنه «آسونتا» رو از خواب بيدار ميکُنيم

".نبايد بگي : "اون پسره صابون رو انداخت ".بايد بگي : "اون دختره صابون رو انداخت

اون دختره صابون رو به درياچه انداخت ... و شروع به گريه کرد چون

،"پس يا ميشه : "اون پسره صابون رو انداخت ."يا : "اون دختره صابون رو انداخت

: چون مونث-ه پس ميشه ... اون دختره صابون رو به درياچه انداخت

و شروع به گريه کرد .چون نتونسته بود موفق بشه

!بعد ناقلا خانم چکار کرد؟

ناقلا خانم همون کاري رو کرد ... که خواهرِ مهربون انجام داده بود

.بيا ببرمت تويِ تخت .اول بذار پالتوت رو دربيارم

خلاصه صابون رو .پرت کرد تويِ درياچه

حالا ديگه ميتوني .بلند صحبت کُني

... بعد يهو يه شاهزاده يِ ديگه ظاهر شد - و چکار کرد؟ -

به جايِ اينکه دختره رو ... به يه ستاره تبديل کُنه

حدس بزن تبديل به چي کرد؟

... خُب بذار ببينم ... اگه به يه ستاره تبديلش نکرد

پس حتماً .به يه گُل تبديلش کرد

!نه؟! پس به چي تبديلش کرد !بذار ببينم ... به يه شيپور؟

!به موشِ کور؟

... خيله خُب !نميدونم والا

!به دُمِ الاغ

خواهر بده اينقدر زشت بود .که نميتونست از خونه بياد بيرون

شاهزاده حق داشت !که اونو اينطوري کرد

چون آدم هايِ بد ... هميشه زشت هستن

در حالي که آدم هايِ خوب .زيبا هستن

دستبندش رو باز نکُنيد! اينجور حيوونهايِ !وحشي رو بايد تو غُل و زنجير کرد

مايلم مدرکِ شماره يِ 2 رو .به محضرِ دادگاه ارائه بدم

اين رو به جا مياريد؟

.بله، مالِ منه

اون رو از کجا فراهم کرديد؟

چه اهميتي داره؟

مهم اينه که ازش استفاده کردم، درسته؟

ولي اون رو از کجا فراهم کرديد؟

.مالِ پدرم بود

کجا نگهش داشتيد؟

.تويِ جيبم !اين ديگه چه جور سواليه؟

.اجازه بديد واضح تر بگم

آيا شما هميشه اون رو حمل ميکرديد يا فقط اون روز صبح همراهتون داشتيدش؟

تويِ يه جعبه کفش .بالايِ کُمد نگهش ميداشتم

معمولاً موقعِ سالِ نو ... باهاش چند تا تير شليک ميکردم

.مثلِ همه

پس چرا برايِ کُشتنِ دو قربانيِ ديگه از سرنيزه استفاده کرديد؟

،چون سرنيزه صدا توليد نميکُنه !جنابِ قاضي

... وقتي واردِ مقرِ اتحاديه شديد

تپانچه رو تويِ جيبتون گذاشته بوديد؟

!آخه اين ديگه چه سواليه؟ !اين يعني چي؟

عاليجناب، ما داريم !وقت رو تلف ميکُنيم

!به سوال پاسخ بديد

،بسيار خُب، عاليجناب .معذرت ميخوام

.از تپانچه بعداً استفاده کردم .وقتي با همسرم بيرون ميومدم فشنگ گذاريش کردم

بله، و ماشينتون رو .روبرويِ کليسا پارک کرديد

شما خودتون ماشين رو اونجا پارک کرديد يا همسرتون ازتون خواست اونجا پارکش کُنيد؟

.خودم

Open Doors subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left