The first 200 lines.
بر اساس داستاني واقعي
بخش ولفليت، ايالت ماساچوست نوامبر سال1951
برني، واقعاً؟ اين همونجايي که ازمون خواستن قرار بذاريم؟
آره، منظورت چيه؟
.اوه، فکر کنم ديدمش
کجا؟
.اوه، بايد خودش باشه
خب، ميخوايم چيکار کنيم؟
ميخوايم يه خامه بستني بخوريم، برني؟
واسه همين اينجاييم؟
.اوه، آره .آره، آره به گمونم
.خيليخب .واسه اين بدجوري بهم بدهکار ميشي
...خب
.فکر کنم بهتر بود اون يکي لباسم رو ميپوشيدم
.تو خوشتيپي
.نميدونم، گاس ...شايد اون
اگه از قيافهام خوشش نياد چي؟
.برني. بيخيال
جدي ميگي؟ اين حرفا رو؟
نميخواي ببيني اون چه شکليه؟
.ممکنه بدشکل باشه
.نه، اون بدشکل نيست
.ممکنه باشه
.همين حالاشم اونو توي ذهنم تصور کردم
.اون بدشکل نيست
...خب
هفتههاس که پشت تلفن باهاش حرف زدي، درسته؟
.آره - درسته؟ -
.آره
.اون با حرف زدن عاشقت شده، برني
.و فکر نکنم بايد نگران قيافهات باشي
.تو هيچوقت اين مشکل رو نداشتي
.بيا
.يالا
.بايد اون يکي لباسم رو ميپوشيدم
.من اون کسي هستم که داره ريسک ميکنه
يه قرار دو نفره گذاشتم ...با کسي که تا حالا باهاش حرف هم نزدم
!يا اصلاً ديده باشمش
...نميدونم چرا اين دختره، ميريام
.گفته حتماً بايد اين يه قرار دو نفره باشه
.شايد هنوز از من مطمئن نيست
مگه ميشه کسي از تو مطمئن نباشه، برني؟
.آره .ممنون، گاس
هي، در مورد اين .به بچههاي مرکز هيچي نگو
!اين که اولين قرارت نيست
همهچي مرتبه؟ - ...آه -
.ببخشيد
شما ميريام هستين؟
.نه
.من دوستشم
...اون
سلام. حالت چطوره؟ .من گاس هستم
.کاترين - .از ديدنت خوشحالم -
.باشه. بعداً حرف ميزنيم
.خداحافظ
.سلام
.صبر کن
تو برني وبر هستي، درسته؟
.آه، آره
.آره، من برنيام
.هي، شما دوتا، بيان بريم يه نوشيدني بخوريم
.آره
ميخواي بريم؟
.البته
حالت چطوره؟ .من گاس هستم
...ميدوني، يه لحظه فکر کردم
.خرس آتشنشانه که داره با تلفن حرف ميزنه
.بخاطر لباست
.اوه
...برني
.ميريام تا حالا سوار قايق نشده .اون از آب ميترسه
يعني اصلاً سوار نشده؟
بهش گفتم. نميدونم چطور ميخواد .با يه پسري که عضو گارد ساحليه قرار بذاره
.من نميترسم .من اطراف ساحل زندگي ميکنم
.نگران نباش، ميريام ...ميدوني
.ما هم اون بيرون ميترسيم
.من از آب نميترسم، برني
.شبا ازش ميترسم، ميدوني
.نميتوني ببيني اون زير چه خبره
.فقط يه کم آب بيشتر
.ميدوني، وقتي شب ميرسه بامزهتر ميشم
خب، چرا نخواستي باهام قرار بذاريم؟
چرا اينقدر طولش دادي؟
...نميدونستم تو انقدر
اينقدر چي؟
.ميدوني - .نه -
...تو خيلي خوشگلي
.فقط مطمئن نبودم که بهم علاقهمند ميشي
.اوه، خداي من. نه، ميريام
.تو دقيقاً هموني هستي که تصورت کرده بودم
واقعاً؟
.آره
.حتي يه خورده خوشگلتر
ميدوني، برادرم هميشه ميگه ."وقتي بخواي مطمئن بشي، ميشي"
کدومشون؟
.آه، همهشون .بنظرم منظورش در مورد همهچي بوده
نه، منظورم اينه کدوم برادرت اينو گفته؟
...،اوه
.پاول. برادرم پاول
اون هموني نيست که عليه آلمانها جنگيد؟
آلمان، آره
.اون برادر بزرگتر و پسر محبوب پدرمونه
.اون سه تا برادرم هم به جنگ رفتن
اون پسر چي بابات بود؟
.هي
.بايد امشب ميريام رو سوار اون قايق کنيم
نظرت چيه، برني؟
.همون قايق خودمون رو برميداريم
.معرکه ميشه
.ميدوني که نميتونيم اينکارو بکنيم، گاس
.ممکنه توي دردسر بيوفتيم
.بيخيال، برني .خوش ميگذره
قانونه ديگه
.نه. ما اونقدار هم قانون نداريم
فقط اين دوتا خانوم خوشگل رو ببين .که دلشون ميخواد سوار اون قايق کوچيک بشن
قايق کوچيک؟ .نه
.نه
.نه، نه ...قايقهاي کوچيک
نظرتون در مورد يکي از اون قايقهاي بزرگ چيه؟ .که با طناب به اسکله بسته شدن
.اگه برني موافق باشه، خودم اينکارو ميکنم
اوه، يه قايق ماهيگيري؟
اون ماهيگيرا خوششون نمياد اين اطراف باشيم .مگر اينکه اونا رو هم با خودمون بياريم
.اونا فکر ميکنن به درياي لعنتي بدهکارن
.اصلاً هم مهربون نيستن
.بيخيال. اينقدر ضدحال نباش، ميريام
.آره
.بيا با همون قايق کوچيک بريم از چي ميترسي؟
نميدوني اون زير چيه"، درسته؟"
.سلام آقاي استلو حالتون چطوره؟
.سلام، برني - .آقاي رايدر -
هي، اون دختر رو ميبيني که اونجا نشسته؟
همون که با يه کت اونجا نشسته و شبيه خرسه، برني؟
.آره - .خيلي خوشگله -
.اينو به خودم هم گفتم .جالبه که توئم همين رو گفتي
شبيه خرس آتشنشان ميمونه، درسته؟ .خرس آتشنشان
.آه، نميدونم خرس آتشنشان چيه، برني
.اوه، فقط يه کارتونه
.بگذريم، آقاي استلو .اون فکر ميکنه از قايق سواري ميترسه
و من فکر ميکنم نبايد .اونو سوار يه قايق کوچيک کنيم
دلم نميخواد با اون کت بزرگ و قشنگش .حالش بهم بخوره
...پس ميخواستم بدونم
ميخواستي با قايق "آنا جي" اونو اطراف بندر بگردوني؟
.آره
حتي اگه خودتم بخواي بازم نميتوني با اون قايق کوچيک بري توي دريا، درسته برني؟
.کارل، بس کن - .سالگردش نزديکه -
.خواهرم الآن توي خونهي من زندگي ميکنه
وضع تو چطوره، برني؟
.بسه ديگه، کارل .اون هر کاري تونست کرد
.متاسفم، آقاي نيکرسون
.نميخواستم ناراحتتون کنم
فقط ميخواستم از آقاي استلو يه قايق .قرض بگيرم
.گرفتمت .برو
.اينم از قايق
.دستات رو بده به من
.چيزي نيست
17ام فوريه سال1952
...فقط
فقط دستام رو دنبال کن، باشه؟ - .اوهوم -
.پيشم بمون
.همهش در مورد ريتمه - .اوهوم -
...باشه؟ پس فقط
.بيا
.يک، دو، سه
.راست، چپ، راست
.يک، دو، سه
...يک، دو، سه. يک
.من نميتونم اين يک، دو، سه رو انجام بدم
.بيا بشينيم، برني - .نه، عزيزم -
ببين، تنها کاري که بايد بکني اينه که ...آروم و صبور باشي
.و دستم رو بگيري
...هي، ببين
دستم رو بگير، باشه؟
.امم
فقط به موسيقي گوش بده، باشه؟
.و... يک، دو، سه
.يک، دو، سه .راست، چپ، راست
.راست، چپ، راست
.عاليه
با منو ازدواج ميکني؟
چي؟
با منو ازدواج ميکني؟
...ام
.نه
!ميريام، صبر کن
.سرده، عزيزم
نميخواي برگردي تو؟
.موسقي هنوز تموم نشده
سرده. حس ميکني؟ .قراره طوفان بياد
.باشه
باشه، چي؟
.باشه، بيا ازدواج کنيم
...فقط نميخوام
نميخواي چي؟
خب، هنوز چند ماه گذشته .و زمستون هم هست
.و يه طوفان در راهه
دقيقاً مثل هموني که پارسال اومد
...يعني چي
.شنيدم قراره طوفان شديدي باشه
.آره، شايدم نباشه .هيچکس نميدونه
.هيچکس نميدونه
No comments yet. Be the first to leave one.