The first 200 lines.
بـــدهــکـــار بـــه زنـــدگـــي
جانکي، جانکي چي شده؟ چرا ناراحتي؟
ناراحت نباشم چيکار کنم؟ خوشحال باشم؟
اما چي شده؟ چي شده؟
براي اينکه پسرت رو به يه دکتر تبديل کني
پنج ساله که اون رو از مادرش جدا کردي
حتما واسو خيلي تنهاست
براي رسيدن به جايي بايد از يک سري چيزها گذشت جانکي
اين زندگي از کمي خنده و کمي اشک تشکيل شده
در هر قطره اشکي که از چشممون جاري ميشه
پرتوي از خوشحالي آينده وجود داره
آهنگ زندگي توش وجود داره
"کمي خنده و کمي اشک وجود داره"
"در سايهي غم، خوشحالي وجود داره"
"هيچ شريکي براي تو وجود نداره"
"زندگي سفري پر از تنهايي است"
"هر فصلي که بياد و بره"
"تو بايد به خنديدن ادامه بدي"
"بخون، بخون، به خوندن ادامه بده"
"اين زندگي يه آهنگه"
"بخون، بخون، به خوندن ادامه بده"
"اين زندگي يه آهنگه"
"فصل بهار با خودش"
"رايحههاي تازه و خوشبو مياره"
"وعدهي عشق، وعدهايست"
"که هرگز شکسته نميشه"
"فصل بهار با خودش"
"رايحههاي تازه و خوشبو مياره"
"وعدهي عشق، وعدهايست"
"که هرگز شکسته نميشه"
"ما با در کنار هم"
"جهان رويايي خودمون رو ميسازيم"
"کاري ميکنيم جهان روياييمون"
"با نورهاي درخشان بدرخشه"
هر چيزي هم که هست" "عشق يا مشکلات
"تو نترس"
"بخون، بخون، به خوندن ادامه بده"
"چرا که زندگي يک آهنگه"
"بخون، بخون، به خوندن ادامه بده"
"چرا که زندگي يک آهنگه"
"آسمون با چشمهاي آبي"
"به تو نگاه ميکنه"
"اي باد عزيز، بيا، بيا"
"و با خودت برام خبر بيار"
"آسمون با چشمهاي آبي"
"به تو نگاه ميکنه"
"اي باد عزيز، بيا، بيا"
"و با خودت برام خبر بيار"
"کشتي عشق"
"در اين گرداب غرق نميشه"
"و پيوند عشق هم شکسته نميشه"
"ميتوني قلبت رو با اميدها و آرزوها"
"سرشار کني"
"بخون، بخون، به خوندن ادامه بده"
"که زندگي يک آهنگه"
"بخون، بخون، به خوندن ادامه بده"
"که زندگي يک آهنگه"
"کمي خنده و کمي اشک وجود داره"
"در سايهي غم، خوشي وجود داره"
"هيچکس همراه تو نيست"
"زندگي يک سفر تنهاييست"
"هر فصلي که بياد و بره"
"تو هميشه بايد بخندي"
"بخون، بخون، به خوندن ادامه بده"
"که اين زندگي يک آهنگه"
"بخون، بخون، به خوندن ادامه بده"
"که اين زندگي يک آهنگه"
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
جانکي
جانکي، من امروز خيلي خوشحالم
...امروز قراره ازدواج واسو رو
با دختره رادهه گذاشتم
طالع بيني ما دو تا که با هم مطابقت داشت
حالا طالع بيني بچههامون هم باهم مطابقت پيدا کردن
از اونطرف واسو دکتر ميشه و برميگرده
از اينطرف پدرش يه هديهي خيلي با ارزش بهش ميده
واسو خيلي خوشحال ميشه نه رادهه؟ -آره
بفرماييد زنداداش دهنتون رو شيرين کنيد
چي شده زنداداش؟ شما مخالف اين ازدواج هستين؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بابا، اسم اين سومانـه
اون با واسو توي دانشگاه درس ميخونه
اونها همديگه رو دوست دارن
و ميخوان با هم ازدواج کنن
خيلي خب زنداداش من ميرم
واسو، بايد دوباره دربارهي تصميمت فکر کني
....بابا قول ازدواج تو رو
به رادها کريشنان داده
اما من به سومان قول دادم
اما واسو، قبل از انجام اين کار
بايد به ما خبر ميدادي
پدرت براي ازدواجت چه روياهايي ديده بود
تو فکر نکردي ما حداقل انقدر رو حق داريم بدوني؟
شما کاملا روي من حق دارين مامان
به خاطر همين سومان رو آوردم تا شما رو ببينه
سومان دختر خيلي خوبيه
هيچ جوره نميتونيد از دستش ناراضي بشيد
ميدونم که همراهي بهتر از اون نميتونم پيدا کنم
...و يعني من انقدر هم حق ندارم که
شريک زندگي خودم رو انتخاب کنم؟
در رابطه با حق حيف ميزني اما وظيفهت رو هم فراموش نکن واسو
قرباني کردن عزت و خوشي پدر و مادر براي
ساختن دنياي خودت درست نيست واسو
اما اگه دست کسي رو گرفتي
وسط راه ول کردنش کار خوبي نيست آبجي
تو ميخواي پدرت در مقابل دوستهات
و مردم دنيا سر افکنده بشه؟
اگه قولي که به سومان دادم رو زير پا بذارم
پدر جون سر بلند ميشه؟
...با شکستن قلب پدرت کافيه-
اين بحث رو تموم کنيد
هر کسي هر کاري که ميخواد بکنه بايد انجام بده
و بايد جايي بمونه که دوست داره
شيوچاران؟ -بله مقدمات عروسي اينها رو آماده کن-
...پدرجون، ما نظرمون رو دربارهي
رفتن به شهر عوض کرديم
همينطور هم خيلي از هم دور بوديم
يگه نميتونيم تحمل کنيم
ما تصميم گرفتيم اينجا يه داروخونه باز کنيم
هم کار ميکنيم و هم پيش شما هستيم
نظر شما چيه؟
جانکي، بهش بگو ...اونهايي که مُردن
نظر نميدن
اين چه حرفيه ميزني؟ حرفهاي خوب بزن
تازه عروس به خونهت اومده
...و تو اينطور
به خاطر همين تا حالا ساکت بودم
با وجود اينکه ميدونستم که اين خوشي نيست
بلکه ماتمـه، ماتم
ماتمي براي اصولم ماتمي براي حقم به عنوان يه پدر
...من، سيتارام چودري
که تا امروز سينهش رو جلو ميداد و قدم برميداشت
کسي که هر موقع به کسي قول ميداد بهش عمل ميکرد
اما افسوس که امروز خونِ خودش
زبونش رو بريد و انداختش جلوي سختيهاي دنيا
اون کسايي که موقع حرف زدن با من جرات نميکردن سرشون رو بالا بگيرن
حالا ديگه من هرگز نميتونم پيششون سرم رو بالا بگيرم
من هرگز نميتونم کسي که اين کار رو باهام کرده ببخشم
رابطهي من با اون براي هميشه تموم شده
ديگه تا آخر عمر باهاش صحبت نميکنم
نه، اين کار رو نميکني
آخه اون پسرمونه
اين رابطهي پدر و پسري
همون جايي که عزت زبون من افتاد دفن شده
فهميدي؟ نه-
سيتارام، رفيق اين حرفها چيه شنيدم؟
تو رابطهت رو با پسرت به هم زدي؟
مگه ناخن از گوشت جدا ميشه؟
هرگز نميشه
اگه فکر ميکني من از دستت ناراحتم پس اين فکر رو از کلهت بيرون کن
هر دوتامون ديوونه بوديم
که داشتيم به هم قول ميداديم
و فراموش کرده بوديم که خداوند رابطهها رو ميسازه
همونطور که پسر تو ازدواج کرده
دختر من هم ازدواج ميکنه، آره
اما من يه زبون ديگه از کجا بايد پيدا کنم؟ *عزت و آبرو*
سيته؟ سيته؟
زنده باشي
پدر جون، 10 روز شده
تا کي ميخوايد از دستش عصباني باشيد؟
شما رو به خدا حداقل يک بار باهاش صحبت کنيد
من هم خيلي آدم بدشانسي هستم که بين شما پدر و پسر قرار گرفتم
پس، من ميرم
نه
تو جايي نميري تو...تو عروس اين خونهاي
تو کاملا توي اين خونه حق داري
اينجا عزت و احترام و همه چيز گيرت مياد
من اين چيزها رو نميخوام پدرجون
تمام حقوق من رو ازم بگيريد و در عوضش
يک لبخند به اين خونه بدين
اون لبخندي که از من ميخواي
خيلي وقت پيش تبديل به اشک شد و از چشمهام سرازير شد
من اون لبخند رو از دست دادم و تو به دستش آوردي دخترم
واسو، واسو...صبر کن پسرم
صبر کن پسرم واسو، صبر کن
اگه تو از خونه بري من چطور زنده بمونم؟
من درد تو رو ميدونم مامان اما چيکار ميتونم بکنم؟
سکوت بابا مثل صاعقهاي ميمونه
که زندگي من رو تبديل به خاکستر ميکنه
با اينکه جلوي چشمش هستم اما از دلش دورم
نميتونم اين رو تحمل کنم
به خاطر همين بهتره که من از اينجا برم مامان
نه پسرم
واسو داره از خونه ميره خواهش ميکنم جلوش رو بگير
داره از ما دور ميشه
تو رو به خدا جلوش رو بگير
التماست ميکنم
ببين جانکي، وقتي يکي براي خودش تصميم ميگيره
بايد اجازه بديم کارش رو بکنه
آدم بايد کاري رو بکنه که ميخواد
و جايي بمونه که دوست داره
پدرجون، من هر جايي هم که زندگي کنم
تک تک نفسهام با نفسهاي شما يکي هست
اين زندگي هديهي شماست و من مديون شما هستم
و هر موقع که صدام کنيد برميگردم
و اين زندگي که بهم دادين رو به پاتون ميريزم
ديگه ميرم
واسو
گوش کن صبر کن
گوش کن صبر کن...صبر کن پسرم
No comments yet. Be the first to leave one.