Logan Lucky

Logan Lucky

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Logan Lucky 2017 WEB-DL x264-MovieFull-HD com
Logan Lucky 2017 WEB-DL x264-FGT
Logan Lucky 2017 720p WEB-DL XviD AC3-FGT
Logan Lucky 2017 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
Logan Lucky 2017 WEB-DL XviD MP3-FGT
Logan Lucky 2017 WEB-DL XviD AC3-FGT
Logan Lucky 2017 720p WEB-DL-MkvCage
Logan Lucky 2017 720p WEBRip iExTV
Logan Lucky 2017 HDRip XviD AC3-EVO
Logan Lucky 2017 720p 1080p WEB-DL DD5 1 x264 AC3-P2P
A Commentary by Reza_potter7
░▒╠►ترجمه از ناصر اسماعیلی و رضا بلالی

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
XviD
AC3
x264
HD
hdrip
HDRip
webrip
720p
720
BRip
mkv
MkvCage
1080
Published on: 2017-11-16
Downloads: 72
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خب، داستانش درباره‌ی «جان دنور» ـه که

‫توی این مکان کوچیک به اسم «سلار دور» ‫تو واشنگتن‌دی‌سی می‌نواخت

‫نزدیک کریسمس سال 1970

‫کار اولش با این زن و شوهر خواننده

‫به اسم بیل دانوف و تافی نایورت بود

‫و اسم گروهشون رو ‫گذاشته بودن «شهر چاق»

‫چه اسم خنده‌داری

‫آره، اسم خنده‌داریه ‫آچار پنج و هشت

‫حالا، یه شب تصمیم گرفتن ‫تا برگردن به خونه

‫و یکم آواز تمرین کنن

‫سر راه تصادف میکنن

‫و جان دنور انگشتش میشکنه

‫و وقتی بالاخره برگشتن به خونه

‫و بیل و تفی براش نواختن

‫این آهنگی که روش کار می‌کردن ‫رو برای جان دنور نواختن

‫عاشقش شد پسر

‫و تا صبح روی اون آهنگ کار کردن

‫پیچ‌گوشتی

‫-دو سو یا چهارسو؟ ‫- دو سو

‫پس برا همین از این آهنگ خوشت میاد

‫خب، بخاطر خود آهنگه ‫از این آهنگ خوشم میاد

‫منظورم اینه فکر کنم چون یه داستانی

‫هم پشتش هست ازش خوشم میاد

‫می‌دونی، بیل دانوف بعداً گفت که

‫تا حالا اصلاً به ویرجینیای غربی نیومده بود

‫خب، منم از آهنگش خوشم میاد

‫ولی اصلاً فکر نمیکنم ‫بدرد مسابقه‌ی زیبایی بخوره

‫انبر

‫معمولی یا دم‌باریک؟

‫دم‌باریک

‫پس برای تمرین نمایشم میای؟

‫آره، صاف بعد کار میام دنبالت

‫فقط محض اطلاعت، از مامانی پرسیدم

‫که اون و «مودی» پول قبض تلفنت رو میدن

‫گفت اگرم بخوان بدن تو قبول نمیکنی

‫«سدی» کوچولو، اون درست میگه

‫تنها دلیلی که

‫من موبایل لازم دارم ‫اینه که از تو عکس بگیرم

‫فیگور بگیر!

‫- هی بابایی ‫- نچ

ترجمه از ناصر اسماعیلی و رضا بلالی

‫خیلی‌خب

‫چی شده کل؟

‫سلام جیمی، بیا تو ‫میشه اون درو ببندی؟

‫- چشم ‫- بفرما بشین

‫جیمی، بذار رو راست بگم ‫باید مرخصت کنم

‫کل، من اصلاً کاری نکردم مرد

‫میدونم که کاری نکردی

‫ولی هفته‌ی گذشته یکی از نیروی انسانی ‫دیده که داشتی از اینجا میرفتی

‫میرفتی سمت وانتت ‫و دیدن که لنگ میزدی

‫خب؟

‫لنگیدن من هیچ ربطی ‫به روندن اون وسیله نداره

‫میدونم

‫می‌دونم، ولی اونایی که تو ‫دفتر اصلی نشستن نظر دیگه‌ای دارن

‫میگن بار اولی که گفتن بیای اینجا

‫این مطلب رو اذعان نکرده بودی

‫- نه! ‫- و اسم این وضعیت رو گذاشتن

‫"شرایط الزامی"

‫و این یه موضوع الزامیه

‫- خیلی‌خب، اینقدر بود، اینقدر ‫- این چقدره؟ شصت سانت یا نود سانت؟

‫اینقدر و تو بهم اجازه میدی امشب ‫وانتم رو نزدیک جاده برونم

‫ببین، این یه ماشین چهارچرخه ‫صدمه‌ای بهت نمیزنه

‫خانم پرپل، برادرم جیمی رو میشناسین؟

‫جیمی لوگان، اون بازیکن بیسبال

‫که میخواست بازیکن بزرگی برا خودش بشه؟

‫سلام خانم پرپل

‫شوهرم، جناب سرگرد ‫وقتی هنوز زنده بود

‫عاشق تیم فوتبال ایالت لوییزیانا بود

‫هر وقت اینجا بازی داشتن می‌رفتیم تماشا

‫البته که من فقط ‫برا دیدن لباس‌هاشون می‌رفتم

‫پیراهن‌های ورزشی‌شون جذاب‌ترین ‫رنگ ارغوانی رو داشت

‫ارغوانی

‫بله، ارغوانی و طلایی ‫رنگ‌های سلطنتی

‫آره،‌ زود از سر کار اومدم

‫پس گفتم خودم سدی رو ببرم ‫برا این چیز رقصش

‫تا مجبور نباشی برسونیش

‫خب، این عالیه که تو

‫دوست داری رقص دخترت رو ببینی

‫ولی اون دیروز بود

‫لعنتی

‫مودب باش

‫ضمناً خودم راحت بردمش اونجا

‫ببین، بیشتر مردم فکر میکنن

‫اگه میخوای بری چارلستون

‫از بزرگراه 85 میری به سمت دانویل

‫بعد از جاده‌ی آی‌19 به چارلستون ‫87 کیلومتر

‫ولی با توجه به اینکه 4 بعدازظهر بود

‫می‌دونستم وقت خوبی نیست که تو جاده باشی

‫و هنوز دارن تو شونه‌ی

‫جاده‌ی آی‌19 کار میکنن

‫بعدشم، خورشید تو تمام مسیر

‫بیرون جولیان صاف میزنه تو چشمات

‫خب آره، از جاده‌ی 85 به دنویل رفتم

‫ولی بعدش رفتم تو جاده‌ی 3

‫پس بجای اینکه برم بالا و بعد بپیچم

‫پیچیدم و بعد رفتم بالا

‫و بعدش یه مسیر مستقیم از بزرگراه دنیل بوم

‫تا خود مارمت بود

‫خب، انگار عاشق رانندگی هستی

‫این فقط یه تمرین بود ‫نه مسابقه‌ی اصلی

‫ولی بابی جو عصبانیه

‫چرا بهم زنگ نزدی؟

‫سعی کردم، ولی انگار موبایلت خاموشه

‫باید قبضت رو پرداخت کنی ‫همه موبایل لازم دارن

‫ولی من از موبایل خوشم نمیاد

‫تو ازاونایی هستی که شبیه «یونابمبره»؟ ‫[کسی که با تکنولوژی مخالف بود و کسانی که در ‫حوزه‌ی تکنولوژی فعال بودند را هدف بمب‌گذاری قرار میداد]

‫آره، من از اونایم که شبیه یونابمبره

‫ببین، از آدمایی که بهم میگن ‫چیکار کنم خوشم نمیاد

‫مثل "گوشی رو جواب بده"

‫- سلام ‫- باید یه دلیل خوب داشته باشی

‫ببین، من متاسفم، باشه؟ ‫متاسفم، فکر کردم

‫می‌دونستم ساعت چهاره

‫فقط فکر کردم چهار امروزه

‫این اولین باریه که این بهونه رو میاری!

‫ببین،‌گفتم که شرمنده‌ام، باشه؟

‫ملی گفت بهرحال راحت رسیدید اونجا

‫اینم بهت گفت وقتی که دختر من

‫توی ماشینش بود با 48 کیلومتر

‫بیشتر از سرعت مجاز جلوش رو گرفتن؟

‫دختر ما

‫سدی گفت که عمه «ملی»‌ـش ‫"از جادوی عمه‌ایش استفاده کرده"

‫و با پلیس‌ها حرف زده تا جریمه‌ش نکنن!

‫خب این یه تجربه‌ی خیلی خوب شخصیتی بود

‫که دخترمون شاهدش باشه

‫- آره ‫- به من نخند!

‫آره، ولش کن، فراموشش کن ‫اون علامت برای فروش چیه اونجا؟

‫بهم نگفتی تو و مودی میخواین ‫یه خونه‌ی جدید بخرین

‫- بابایی! ‫- هی!

‫- چیکارا میکنی؟ ‫- هیچی

‫- آخ! بابا -

‫هی، من و مامانت داشتیم ‫درباره‌ی اینکه چطوره

‫من و تو بریم یکم بستنی بخوریم حرف میزدیم

‫من دیگه اجازه ندارم بستنی بخورم

‫کی گفته؟

‫مامانی، میگه بستنی کالری زیادی داره

‫و هیچکس یه دختر چاق رو دوست نداره

‫تو چاق نی... فکر کنم این حرف یکم ظالمانه‌ست

‫این یکی از اون

‫مسائل پدر و مادریه که ‫باید درباره‌ش حرف بزنیم

‫از این چرت‌وپرتای دکتر الکیا

‫سلام جیمی!

‫سلام مودی

‫- آره، چه خبر عزیزم؟ ‫- ممنونم

‫هی هی! شما دو تا اگه ‫آروم نگیرین پاساژ نمی‌برمتون

‫بابایی، با ما میای؟

‫ما داریم سدی و پسرا رو می‌بریم تا فیلم

‫جدید سریع و خشن رو تو پاساژ ببینن

‫میخوای بیای؟

‫این این برا بچه‌ها یکم خشنه، اینطور نیست؟

‫عاشقشن ‫ساکت‌شون میکنه

‫تموم مدت همونجا میشینن و تکون نمی‌خورن ‫از ترس شاش‌بند میشن

‫- میخوای بیای؟ ‫- خواهش میکنم؟

‫من باید برم سر کار، می‌دونی؟

‫وقت برای یه فیلم کامل ندارم

‫ولی تو برو و خوش بگذرون ‫یه بغل بده بهم

‫پشتم نه

‫ولی میریم یکم بستنی میخوریم

‫- قول میدی؟ ‫- باشه

‫ولی باید ماست‌بستنی باشه ‫چون مسابقه زیباییم نزدیکه

‫راستی، بالاخره فهمیدم برا ‫استعداد چی بخونم

‫- چی؟ ‫- آهنگ چتر از ریحانا

‫وقتی ریحانا آهنگ چتر رو میخونه

‫واقعاً درباره‌ی یه چتر بارونی نمی‌خونه

‫درباره‌ی کُسش می‌خونه، یه رمزه

‫کی اینو بهت گفته؟

‫همه میگن

‫بجنبید، بیاید بریم! همه سوار ماشین بشن!

‫هی،‌ وقتی میخوای بری مامانت رو ببوی

‫- بوس ‫- بوس، ممنونم

‫- می‌بینمت عزیزم ‫- خدافظ

‫- هی ‫- ها؟

‫- هنوز حرفم باهات تموم نشده بود ‫- خیلی‌خب

‫حالا برا چی تو دردسر افتادم؟

‫باید درباره‌ی یه سری ‫مسائل قانونی حرف بزنیم

‫هی جیمی، ماشینت

‫مودی، میشه یه دقیقه بهمون وقت بدی؟

‫باشه

‫مسائل قانونی؟

‫- درباره‌ی علامت "برای فروش" پرسیدی؟ ‫- آره

‫مودی داره کارش رو گسترش میده

‫خانواده‌ش دارن یه نمایشگاه جدید ‫تو لینچبورگ باز میکنن

‫اون خارج از ایالته

‫عمراً، نمی‌تونی همچین حرفی به من بزنی

‫انگار که نظر من ‫تو این ماجرا اهمیتی نداره

‫هنوزم می‌تونی بیای ملاقاتش! ‫فقط میریم به لینچبورگ

‫میتونی بیای خارج از ایالت دنبالش

‫سرپرستی کاملش با منه

‫همچین اتفاقی نمیفته ‫من یه وکیل میگیرم

‫با کدوم پول؟

‫- چطوری ارل؟ ‫- سلام جیمی

‫خب

‫- من چیزای زیادی کشف کردم ‫- لعنتی

‫میدونستی عمه مگی سال 1983

‫لاتاری برنده شد ‫ولی بعد بلیطش رو شست

‫این داستانای مردم و شایعات چرنده

‫خب،‌ باید قبول کنی که اینجور اتفاقات

‫برای آدمای عادی نمیفتن

‫امشب نه کلاید

‫خب، یه الگویی هست، فقط

‫الماس بابابزرگ و مرگ ‫با برق‌گرفتگی دایی استیکلی

More Farsi Persian subtitles for Logan Lucky

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left