The first 200 lines.
خيلي پيش از اين
در قلمروي شاه ريچارد شيردل
، افسانه اي بود ، براي همگان شناخته شده
، که مردي ، براي تأمين فقرا . از ثروتمندان دزدي ميکرد
، او در سرتاسر قلمرو شهرت داشت . بنام رابين هود
، مشهور بود که او و افراد بانشاط گروهش
، با داروغه-ي شيطاني ناتينگهام درگير ميشدند
، تا اينکه او دلباخته-ي خدمتکاري شد بنام . ماريون
. حکايات زيادي از آنان بود
، حکايتي که رازي در خود داشت و سپس فراموش شد
، گمشده در هزارتوي زمان و دگرگونيهاي ياد
. رابين و ماريون ، فرزندي داشتند
شـــاهـــزاده-ي دزدان
720 p ويرايش و زمانبندي براي نسخه Radny
ناتينگهام , انگلستان , 1184
قلمرو حکمراني ريچارد شيردل
چيه ؟
دستور فرموده بوديد ، لحظه اي که کودک بدنيا آمد
بشما اطلاع بدم ، سرورم
سرورم ، بايد براي سر بچه ، جايزه تعيين کنم ؟
. همون جايزه اي که براي پدرش تعيين شده بود
، رابين هود نبايد بچه اي داشته باشه
. که در ميراث ناتينگهام سهيم بشه
، بچه دختره
پسر نيست ؟
دختر ؟
کاملا" مطمئني ؟ دختره ؟
، سرورم هنوزم مايليد براي سر بچه ، جايزه تعيين بشه ؟
، يه دختر
، اسمش بذاريم گوئين
. بيا نذاريم بهش آسيبي برسه
. اينجا جاش امنه ، قول ميدم
...وکاموس
.وکاتيس , وکانت
، چطور ميتونم بهت درس بدم اگه نخواي درس بخوني ؟
، تو کشيش آينده-ي کليسايي فردريک
. زبان لاتين به تو خدمت ميکنه ، نه من
، فقط من عضو ثابتم
. چون هر تبليغي که بگه ، ميتونه براش آخري باشه
پدرت از پادشاهي خودش صرف نظر ميکنه ؟
. بله
، شاه ريچارد بايد اينجا باشه ، تا مردمش رو هدايت کنه
." بجاي اون برادر مطرودش ، پرنس " جان
. بي عدالتي اينجاست نه توي اورشليم
، برگرديم سراغ درس لاتين . پيش از اينکه شيرش رو حروم کني
اندازه کافي شيرين هست ، برادر فرودريک ؟
.نه
! نه , نه
.اوه , اوه , نه
اوه
اذيتت کردم ؟
. ما ديگه بچه نيستيم
. اونجا ، رابين
زود باش , بجنب
, بجنب
. بهشون بگو زود ميايم خونه
گاوه دردسر درست کرد ؟ -
. نه ، عمو -
، فرودريک ، مث يه گاو وحشي . از روده درد ، اين اطراف راه ميرفت
هيچ احساسي نسبت به اون پسر نداري ؟
، من دوسش دارم ، مثل برادرمه
، ولي , عمو ، بايد بذارم توي تيراندازي پيروز بشه
. تا دوباره روحيه بگيره
چطور ميتونم بعنوان شوهر بهش نگاه کنم ؟
. اين پدرت رو خوشحال ميکنه
. من نميتونم رضايت يا مخالفتش رو بگيرم
بارندگي در انگلستان . نميتونه توي اورشليم ، رنگين کمان درست کنه
عشق مثل آب و هوا نيست
. و نه مثل فاصله
پس چطور اندازه گيري ميکنيم ؟ با گذر زمان ؟
، تعداد ملاقاتاش . به اندازه-ي انگشتهاي يه دست ميشه
، تاک ، پرنده هاي سفيد . رابين داره مياد
. خُب ، حالا هر دوتا رو داريم
، پرنده هاي سفيد يعني اون توي راهه
. ميتونه روزها طول بکشه
. نگران نباش ، روبراه ميشه -
. فرودريک ، فقط برو بخواب -
. ميفهمم چه حسي داري
، تو يتيمي
. هيچوقت نفهميدي پدر و مادرت کي هستن
، ميتوني هرچقدر بخواي ناراحت و عصباني باشي
. مهم نيست . اونا هيچوقت برنميگردن
. ولي اون مياد و ميره
. گفت برميگرده ولي نگفت کي
. اون پدرمه و من 5 سال نديدمش
. خوب , الان ببينش
، خداي من ، گوئين واقعا" خودتي ؟
اين واقعاً خودتي؟
. " نگاش کن ،" ويل
، اينم فردريکه نيست ؟
، بزرگ شدي دخترکم
. ببين چقدر بزرگ شدي
، باورم نميشه . به اين زودي براي خودت يه زن شده باشي
، يکي از اون خوش اندامها درسته ، ويل ؟
."آره ، واقعا
، تو آينه-ي مادرتي . خيلي خيلي شبيه
. خداوند روحش رو شاد نگهداره
. به خونه خوش اومدي ، پدر
. اون به هيچوجه جوون نيست ، اندرو
. رابين - چطوري ؟ -
لو؟ . هميشه از ديدنت خوشحال ميشم
کجايي ، تاک ؟
، باز کنيد . بنام پادشاه
. يالا احمق ، باز کن درو
! باز کن در رو
اه
.ريچارد شيردل داره ميميره
.از تيري که به گردنش خورد
. خيلي مشکوکه که از اين سفر ، سالم برسه خونه
. درحقيقت ، تا چند ساعت ديگه اين اتفاق ميُفته
." خوب ... پس بسلامتي ، شاه " جان
. شايد سلطنت راحتي رو براي ما ببار بياره
پس فيليپ چي ؟
. ريچارد ميخواست پسرش به سلطنت برسه
فرزند نامشروعي که تا حالا کسي اونو نديده ؟
.... فيليپ توي فرانسه مي مونه
. مگر اينکه بخواد بميره
، خوب گفتيد
، پرنس جان ، سرورم
، مايلم به سرورم خوشامد بگم
. آزمايش کوچکي از صداقت ، جناب داروغه
تحت تأثير قرار گرفتم ، اون کيه ؟ -
. کارداگيان ، سرورم -
, من جنگلبان شما بودم . قبلا" همديگه رو ديديم
. يادم نمياد -
. تن پير من ، بخاطر سواري ، تيرميکشه
. گشنمه -
. الآن ميرسيم -
. حالا
! فيليپ داره مياد , ميدوني
، ريچارد ، ترتيب سفر پسر رو داده
." تحت نظارت کنتس " تورتيلوت
..آه
. اونا وسط هفته در " هارويچ " لنگر ميندازن
. پيداش کن و بکشش
. بله سرورم
، اون انگشتر سلطنتي بدست داره
. از روي انگشتر ميشناسيش
, البته . معلومه که نبايد سخت باشه
. ميتونيم بگي توسط راهزنها بقتل رسيده
، جنگلهاي دور و اطراف ناتينگهام
. پر از دزد و راهزنه
. انجام شده تصور بفرمائيد
غذا بموقع مياد ؟
رفته بيرون يه چيز تازه شکار کنه ؟
، بي شک ريچارد قدمهايي رو براي محافظت از
. اين طفل شيرخوار فرانسوي برداشته
. بدون شک
. انتقال امن ، از هارويچ تا ناتينگهام
حالا ، بذار ببينم
توي اين مورد ، ريچارد به چه کسي اعتماد ميکنه ؟
فکر ميکني کيو فرستاده ؟
براي گول زدنت ؟
. رابين هود در اورشليم ، سرورم
، جاسوسان من ، اينجا ، توي انگلستان . شناسائيش کردن
، درمورد رابين ، نگران نباشيد
. من مراقبش هستم
.روي حرف من حساب کنيد -
. خوبه - غذاي من کجاست ؟
، من پرنس جان هستم ميخواي به من گرسنگي بدي ؟
. فکر ميکردم با " گوين " مياي
، تاک ميگه ، اون ميتونه به خوبي تو يا من . پرش کنه
. يه وقت ديگه ، ويل -
. گوئين بهيچ عنوان ديگه بچه نيست , رابين -
. ميبينم ، ويل
. باهاش حرف بزن
. فردا ميريم ميخواي من چکار کنم ؟
وايسم پرش يه دختر با اسب رو تماشا کنم ؟
، و بخاطر اون پادشاهي ريچارد ، بدست ، جان ميُفته ؟
، با يک تير دو نشان رو زدن
. بذار منم باهات بيام فيليپ رو ببينم
. اسبهاي من تا لب مرز ميرن
، و انگلستان در امان خواهد بود
. يک تير . خيلي باهوشي
. فکر ميکنه روي پاي خودش ايستاده ، راب
. درست مث دختر اون پيرمرد -
. ميفهمم -
. مث مادرش در هر موردي
. بنظر با جرأت مياي - . ممنون ، ويل -
، وقتي برگردم . براي حرف زدن وقت زيادي داريم
بعدا باهم حرف ميزنيم
، تا حالا چند بار اينو بهم گفتي . حسابش از دستم خارجه
. خوب , بابتش عذر ميخوام -
. نيازي به عذرخواهي نيست ، فقط بذار باهات بيام
. اين مأموريت نيست ، گوئين - . خواهش ميکنم -
، جان ، همه جا جاسوس گذاشته
. و مطمئن باش که مراقب لنگرگاه هم هستن
، من به اندازه کافي نگران هستم . بهتره اونجا نباشي
، نميخوام باعث نگراني باشم . ميخوام کمک باشم
. ميتونم يه شاخه رو از 50 قدمي بزنم
! ببين . گوئين ، نه
. دفعه-ي ديگه فيليپ رو ملاقات ميکني . قول ميدم
تو اينجوري فکر ميکني ؟
، که من دارم براي فرصت ، خواهش ميکنم
که فرزند غائبِ ، پادشاه غائب رو ببينم ؟
، باشه , کافيه ديگه . مواظب حرف زدنت باش
به چه حقي بايد منو سرزنش کني ؟
کجا بودي وقتي من داشتم حرف زدن ياد ميگرفتم ؟
. من هرجوري که بخوام حرف ميزنم -
. نه تا زمانيکه من پدرتم ، نميتوني -
No comments yet. Be the first to leave one.