Haunted Hotel

Haunted Hotel

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Haunted Hotel S01E01 1080p WEB x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | احسان ◄◄🟨

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خواهش میکنم، مجبور نیستی این کارو بکنی.

‫میدونم.

‫برای همینه که باحاله!

‫خواهش میکنم، نه!

‫یکی کمک کنه!

‫استر، چی شده؟

!‫چاقوکشی! چاقوکشی

‫هیچی. فقط داشتم با یه روح ور میرفتم.

‫"چاقوکشی، چاقوکشی"؟ ‫این چیه، شعارته؟

‫خیلی احمقانه‌ست.

‫استر، نذار ارواح فکر کنن میتونن تو رو بکشن.

‫ولی بازیگریت خیلی خوب بود.

‫آه. اگه میتونستم میذاشتم تو منو بزنی!

‫بن، منظورت این نیست. ‫اون... منظورش این نیست!

‫حواستون جمع باشه، رفقا. این یه تمرین نیست.

‫کد زرد. نه، وایسا، اوه، آبی. ‫آبی و یکم زرد. این یه کده!

‫نیتن، آروم باش. چی شده؟

‫یه پرنده باحال دیدی؟ یه فنچ بود؟

‫ما یه مشتری داریم.

‫این یه تمرین نیست. ‫بن، مطمئن شو حوله‌ های تمیز داریم.

‫استر، آینه خونی رو پاک کن. ‫نیتن، کدوم اتاقمون کمترین میزان تسخیر رو داره؟

‫اوه، این سخته.

‫بحث‌ های زیادی راجب ارواح هست

‫که کی اجازه داره جایی رو تسخیر کنه که توش زندگی کرده ‫در مقابل جایی که مرده. همچنین، هست...

‫- به داییت کمک کن یه اتاق امن برای مشتری پیدا کنه. ‫- قربان، بله قربان!

!‫آبادون، برو بیرون

‫جرأت داری به آبادون، ‫شاهزاده‌ اعظم قلمرو سیاه، نسل نفرین‌ شده‌... دستور بدی؟

‫- هیچ زندونی نمیتونه قدرتم رو مهار کنه! ‫- اینجا بازه؟

‫کاملاً.

‫به آندرویل خوش اومدین.

‫بابت این بهم ریختگی معذرت میخوام. ‫تازه این هتل رو به ارث بردم.

‫هنوز دارم سر و سامونش میدم.

‫اون آینه داره خون گریه میکنه؟

‫اون جیوه‌ست.

‫- مال دوره‌ ناپلئونه. ‫- چه شیک.

‫بن، وضعیت اون اتاق چطوره؟

‫هنوز دارم دنبالش میگردم. تمام.

‫روح! یه روح دیگه.

‫جشن ارواح.

‫- بوم. یه دونه پیدا کردم. ‫- اتاق ۲۱۰…

‫- اوه، خدا! ‫- درسته. جسیکا به ۲۱۰ نقل مکان کرد.

!آه، جسیکا، دیگه کافیه

‫- اوه، خدا! ‫- جسیکا؟ جسیکا!

‫نور شادی بخش!

‫شماها واقعاً باید جادوی سیاه یاد بگیرین.

‫- اتاق ۲۱۰ پاکسازی شد. ‫- ۲۱۰، باشه.

...‫لطفاً اگه میتونم کمکی بهتون بکنم بهم خبر بدین

‫لعنت بهش.

‫ممنون. اوه، ام، یه چیز دیگه هم هست.

‫جانی چاق خوشش نمیاد پرداخت‌ هاش دیر بشه.

‫اون تونی بود؟ اوه، اون یارو یه روحه.

‫از لحاظ فنی، یه تکرار کننده روز مرگه.

‫آره، ممنون، نیتن.

‫هی! کی به پلیس زنگ زد؟

...جانی، ای حرومزاده

‫خب، تمرین خوبی بود.

‫اگه اون یه مشتری بود، فکر کنم ‫الان از اقامتش لذت میبرد.

‫- میشه کانال تلویزیون رو عوض کنی؟ ‫- الان نه.

!‫ها! تونستم

‫من این کارو کردم!

‫خانم.

«زیرنویس پارسی اختصاصی و‌بـسـایـت ا‌مـپـایـر‌بـسـت‌تـی‌و‌ی»

‫این... این نباید دیگه اتفاق بیفته. ‫هر دفعه که فکر میکنم اوضاع داره درست میشه،

‫یه روح که ازش خبر نداشتم ‫میاد و همه چیو خراب میکنه.

‫شاید بتونی از ارواح استفاده کنی. ‫بعضیاشون توی تکالیف ریاضی من خیلی خوبن.

‫و بعضیاشون توی تماشا کردنم موقع شاشیدن خوبن.

‫اشکالی نداره. من دیگه توی تاریکی میشاشم.

‫راه حل، ارواح بیشتر نیست. اینه که ‫اصلاً روحی نباشه

‫هنوز از اینکه تونی یه روح شده عصبانی ای،

‫بعد بهت شلیک کرد، بعد تو ورودی بهش شلیک شد؟

‫دفعه بعد یه مشتری گیرمون میاد

‫آره، معلومه

وقت بدیه، پاول چاقوکش

‫حتی اگه یه مشتری گیرمون هم بیاد، بازم روح داریم،

‫پس دفعه بعد، ممکنه یکی کشته شه یا تسخیر بشه

‫یا توی اون گودال بی انتهای توی باغ بیفته.

اون بی انتها نیست

‫من یه سنگ انداختم پایین، و ‫یه چیزی اونو پرت کرد بالا.

‫دیدی، فقط یه سوراخ عمیقه ‫که یه چیز مفید تهش هست.

اون ‫گفت چشمای مهربونی دارم.

‫از گودال دور بمون، بن.

‫کاترین، تو توی صنعت مهمون‌ نوازی تازه‌ کاری.

‫از یه باتجربه بشنو، هر هتلی مشکلاتی داره.

‫نه مثل این. خدایا، بین ارواح و نبود مشتری و آبادون؟

‫اوه، وایسا. آبادون چه مشکلی داره؟

‫اون یه شیطانه که توی بدن ‫یه پسر بچه از دهه ۱۷۰۰ گیر افتاده.

‫این جسم به فروت لوپس نیاز داره.

!‫فقط چیریوز یا هیچی

‫متاسفم. دفعه بعد که مردم، ‫یه هتل بزرگ رو برای یه نفر دیگه به ارث میذارم.

‫این یه هتل تسخیر شده‌ست...

‫آره، اون این اصطلاح رو دوست نداره.

‫که نمیدونم چطوری به دستش آوردی...

‫بازی ورق با یه غریبه کلاه دار.

‫جایی که الان به عنوان یه روح ‫با بقیه ارواح گیر افتادی.

‫وقتی بشناسیشون باحالن. دیگه چی میخوای؟

‫کمتر از اینا.

‫اینجا فقط وقتی کار میکنه ‫که آدمای زنده، زندگی کنن.

‫پس با ارواح کار کن. ‫خیلی از اونا تجربه تجاری دارن.

‫خیلی از اونا تجربه قتل هم دارن.

‫- اون چیه؟ ‫- آخرین راه حل من.

‫یه جن گیر؟

‫ماه پیش یه تراکت گذاشت. اینجا یه شهرتی داره.

‫جن‌ گیرها هم همینطور.

‫و استخدام کردن یکی وقتی برادرت یه روحه

‫فوق‌ العاده بی‌ احساسیه!

‫چیزی که بی‌ احساسیه اینه که همه‌ ارواح ‫مشتریامون رو میترسونن

من ‫باید از شرشون خلاص بشم ‫تا اینجا شانسی داشته باشه.

‫یا بذاری من درستش کنم.

‫کاترین، بهم اعتماد کن. من برادر بزرگترتم. ‫همیشه مراقبت بودم.

‫وقتی سه سالم بود، منو توی کمد حبس کردی.

‫چون دست از بازی کردن با قطارهام برنمیداشتی.

بهم ‫یه روز فرصت بده.

‫این یه مشکل ارتباطی بین تو و ارواحه.

‫- من میتونم درستش کنم. ‫- چطوری؟

‫مهمه؟ اگه جواب بده، از جن گیر ارزونتره.

...‫باشه. تو یه فرصت داری

‫واقعاً، حزقیال؟

‫به دفاع ازش، وقتی زنده بود، ‫این راهرو یه دستشویی بود.

‫رفیق، بچه بودن توی یه هتل جن زده.

‫مامان میگفت روزایی مثل اینم هست. مگه نه؟

‫- چی میخوای؟ ‫- وای، تو خیلی زودرنجی.

‫میدونی چی ممکنه کمک کنه؟ یه دوست دختر.

‫من راحت نیستم راجب زندگی عشقیم صحبت کنم.

‫یا نبودش، همونطور که قلدرم میگه.

‫پس من صحبت میکنم. اسمش آنابله.

‫اون با یه گردنبند الماس توی یه جایی نزدیک هتل دفن شده.

‫اون به من نمیگه کجا.

‫ولی شاید به یه خواستگار جوون بگه؟

‫نمیدونم، خواهر.

‫لاس زدن با یه روح برای پیدا کردن جسدش، ‫همش غیراخلاقی به نظر میرسه.

‫خیلی چیزا غیراخلاقی به نظر میرسن، بن. ‫به هر حال، اون گفت تو خوشگلی.

!انجامش میدم

من استخونا رو میگیرم

‫تموم شد. ارواح قدیمی توی روزهای فرد ‫به خواب زنده‌ ها نگاه میکنن.

‫ارواح جدید روزهای زوج رو میگیرن.

‫- شما تالار شهر دارین؟ ‫- تو نباید اینجا باشی.

‫این هتل منه. هر جا بخوام میتونم باشم.

‫فقط بذار من اینو حلش کنم.

‫اوه، پاول چاقوکش، میشه یه دقیقه وقتتو بگیرم؟

‫بو، به همگی

‫بو.

‫همتون کاترین رو میشناسین، ‫خواهر من و، اوه، "صاحب" جدید.

‫اون یکم توی جذب مشتری مشکل داره.

‫من مشکلی ندارم. شما همتون به اونا حمله میکنین.

‫نه با موفقیت!

‫مهم نیست!

‫نکته اینه که،

‫فکر کردم میتونیم با استفاده از قرن ها ‫تخصص هتل داری خودمون بهش کمک کنیم.

‫پس بیاین دور هم جمع بشیم، ‫اسم هامون رو بگیم، اینکه چطور مردیم،

‫و یه ایده عالی برای هتل بگیم. کی اوله؟

‫سلام. آره، من آنجلام، معروف به جیغ کش راهرو.

‫من از درخت سیب افتادم.

‫فکر میکنم جیغ میزنم چون پسره خیلی میوه میخوره.

‫و وقتی این کارو میکنه، ‫یاد آسیب روحی خودم میفتم.

‫عالیه. دیگه برای بن میوه ممنوعه. بعدی.

‫من داگ هستم.

‫من، در حال نجات یه بچه توی رودخانه غرق شدم.

‫دروغگو!

‫باشه، بیاین دوباره وارد این بحث نشیم. ‫آ... کس دیگه ای ایده ای نداره؟

‫گرگ های بیشتری توی هتل باشن.

‫و باکره ها. شهرستانی های کوچیک.

‫و تلویزیون های همیشه روشن.

‫تلویزیون های همیشه روشن.

!عجب فکرای بکری

‫ما توی برق ضرر میکنیم، ‫ولی توی میوه صرفه جویی میکنیم.

‫نوبت منه. فکرشو میکردم که نقشه نیتن افتضاح میشه.

‫- به دل نگرفتم. ‫- برای همین با نقشه خودم اومدم اینجا.

‫کسی میتونه اینا رو پخش کنه؟

‫- اوه، شروع بدی بود. ‫- یه جایی میذارمش.

‫نکته اینه که، برای جلوگیری از ‫درگیری بین زنده‌ ها و مرده‌ ها،

‫من یه نقشه مناسب از جاهایی که میتونین ‫و نمیتونین توی اونجا رفت و آمد کنین، درست کردم.

‫میتونین : اتاق زیر شیروانی.

‫نمیتونین : اتاق‌ های مهمون، راهروها،

‫لابی، اتاق غذاخوری، باغ و این اتاق جلسه.

‫پس بیاین همگی بریم بیرون.

‫جلسه تموم شد.

‫بو!

‫دارن سعی میکنن منو بترسونن، ‫یا این یه بوی معمولیه؟

‫یکم از هر دوتاش

‫- بو! ‫- بو!

‫روش جدید. توی اتاق زیر شیروانی بمونین ‫وگرنه خبری از تلویزیون نیست.

‫بو!

‫شما الان از "بو" به عنوان سلام استفاده کردین. ‫حداقل یکدست باشین.

‫بو!

باشه! باشه! تلویزیون ممنوع

‫متاسفم، ولی...

‫لعنت بهت، جسیکا!

‫جسیکا! جسیکا!

‫خب... زیاد اینجا میای؟

‫زیاد؟ من ۹۰ ساله که توی این هتل احمقانه گیر افتادم،

‫دارم تماشا میکنم دنیا داره پیشرفت میکنه ‫در حالی که من اساساً توی زمان یخ زدم

‫توی یه لباسی که حتی دوستش هم ندارم!

‫من ۱۳ سالمه.

‫به هر حال، من بن...جامین هستم؟

‫شنیدم یکی فکر میکنه من قیافه خوشگلی دارم.

‫واقعاً؟ کی؟

‫اوه، هیچکس. اطلاعات غلطی داشتم. خداحافظ.

‫آه، لعنتی. متاسفم. اوم، بذار فقط...

‫نه، وایسا! من ۲۰ ساله که ‫هیچ چیز جدیدی برای خوندن نداشتم...

‫من این کارو کردم، یا تو این کارو کردی؟

Haunted Hotel subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Haunted Hotel

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left