The first 168 lines.
میاتا سان
این هم سوابق گذشته- ممنون-
وقتی تازه وارد بودم
توی این بخش ویراستاری
یه سنپای بود که
با یه سنسه مسئول رابطه داشت
از قصد نخواستم اتفاق بیوفته
واقعا انجامش دادی؟
بد نیست؟
...منظورم اینه که- آره-
رابطهی نامشروعه
درسته
به عنوان یه شخص، به عنوان یه حرفهای
در جریانم
که اشتباه بود
...ولی
وقتی متوجه شدم دیگه توی باتلاق گیر افتاده بودم
و نمیتونستم رهاش کنم
نمیتونم زیبایی ارادهی
اون موقعش رو فراموش کنم
پس عشق همچین حسی داره
ببخشید که میگم
ولی میشه موعد رو یه کم عقبتر بندازین؟
غیرمعموله
یهکم مهلت داریم
پس مشکلی نداره
...نکنه
پیرمرد
اون دستیارش دوباره داره دردسر درست میکنه؟
فقط محض اطمينان
سلام
خسته نباشین. میاتا هستم
نه، همچنین
نمیشه موعد عقب بیوفته؟
نه
همونطور که توی ایمیل گفتم مشکلی نداره
...نکنه سنسه
چیه؟
مریض شدی؟
« @fojanshi ترجمه اختصاصی تیم فوجانشی» مترجم: تهمینه ویراستار: Lollifer آپلودر: Saturn
میاتا سان نیستی؟
بله
ببخشید
در حال حاضر سنسه داره استراحت میکنه
چه کاری برات از دستم برمیاد؟
...خب
چیز مهمی نیست
ولی این برای سنسهست
هر دومون با روی باز این رو میپذیریم
متأسفانه، برای یه نفره
خب، من میرم دیگه
!میاتا کون
...سنسه
ببخشید نتونستم برات چایی بریزم
بیخیالش
فقط استراحت کن
نه، داری دچار سوءتفاهم میشی
در مورد شیرایشی کون دیگه؟
اومده بود یه سری مدارک بگیره ببره
این رو گفت و رفت
پس خودت فهمیدی
پسر صادق و حرف گوش کنی بود
هر چی بکاری درو میکنی
تو اون رو اونجوری کردی، مگه نه؟
تقصیر منه؟
فکر کنم
بد میشه اگه تو هم سرما بخوری
باید بری خونه، بابت امروز ممنون
مطمئنی تنهایی مشکلی نداری؟
آره، چیزی نمیشه
رفتم دکتر و یه سری دارو گرفتم
الان حالم خیلی بهتره
بخوابم بهترم میشم
چیه؟
اینقدر زل نزن
یه پیرمرد شلختهام، نه؟
درسته
اگه دقیق نگاه کنم فقط یه پيرمرد معمولی هستی
اگه میدونستم داری میای حداقل موهام رو مرتب میکردم
اصلاً موقع سفر آبگرم متوجهاش شدم
فکر کردم خوش تیپ و قیافه هستی
زار و زندگیات باحال و گرون به نظر میاد
طرز رفتارت درست شده
یه همچین چیزی
قبلا فکر میکردم که این جور چیزها خاصن
...ولی
دقیقا مثل من، سنت بالا رفته
و یه آدم معمولی پیر شدی
همچین وقتهایی
حرفی نزن که کاری کنه بخوام ببوسمت
سرحالتر از چیزی که فکر میکردم به نظر میای
پس، میرم خونه
بابت دست نویس ببخشید
نگران نباش
خودم درستش میکنم
چقدر قابل اعتماد
خب دیگه برم- باشه-
...خدایا
بهجای این که اون قیافه رو بگیری فقط درست حسابی بگو
اینجا میمونم تا خوابت ببره
این بده
دانش آموز دبیرستانی که نیستی
چرا با همچین چیزی بهم ریختی؟
سنپای قیافهاش رو اونجوری کرد
در وهلهی اول دوستش دارم
و تازه اون کار هم انجام دادیم
شاید همین الانش هم توی باتلاق گیر کرده باشم
و دیگه نتونم بیام بیرون
بستنی داخل فریزره
میاتا
اگه کاری از دستم برمیومد
لطفاً خبرم کن
میاتا کون
چیه؟
چرا همچین صدایی در آوردی؟
خوشمزه به نظر میاد
تازه از مغازه خریدمش
...یه جورایی از روی هوس
بابت اول شدن تبریک میگم
انتشارش فعلا خوب پیش رفته
...چه خبر خوبی
بیا امروز با یه نوشیدنی جشن بگیریم
مهمون من
مطمئنی؟- آره-
!خیلی ممنون
همهاش به لطف سرویراستاره
یه مرد چهارچشمی خفن
چند تا پیک خوردی؟
انگاری خیلی مستی
خوبم
فقط این که امروز روز شگفت انگیزی بود
خوبه
!به سلامتی
آره، به سلامتی
میرم دستشویی
امروز واقعا روز خوبی بود
...ولی
چرا احساس تنهایی میکنم؟
ممنون بابت پودینگ شکلاتی
خوشحالم که
طعم مورد علاقهام یادت بود
تبم قطع شده
پس دست نویس رو اول هفتهی بعد میفرستم
ایواناگا
فقط یه پیام اینجوری
کاری میکنه بخوام الان برم و بغلش کنم
شاید وقت یه شروع جدیده
!سنپای
!بهم تبریک بگو
بیا اینجا
من فوقالعادهام، نه؟
پس ازم تعریف کن
خوش به حالت. کارت خوب بود
بیشتر
مستی
میاتا کون، تو عالی هستی
فوق العادهای
احساسیترش کن
واقعا مستی
!سنپای
میخوای ازت تعریف کنم
انگار واقعا ازم خوشت میاد
درسته
شاید
دوستت دارم
...پس- ...ولی-
باهات قرار نمیذارم
چرا نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.