The first 200 lines.
چهارده سال قبل
هی متاسفم رفیق
این اتفاق لعنتی داره منو میکشه
آره میدونم
خب ببین والاس تو کارش خیلی سرسخته
اون همه چیزو با دلیل و مدرک انجام داد
اون، اون کارشو درست انجام داد
کوپرمن مسئول هیئت مشاوره دیویس هست
برای اون کار خیلی دیر شده
ما مهلت فرماندار رو رد کردیم
چه ساعتیه؟
یه چند ساعتی وقت داری
کاری هست بتونم بکنم؟
نه نه من آه
من دارم
ببین من آه فقط یه کم اینجا میشینم
باشه
چیزی خواستی بهم بگو
ممنون
تا این لحظه
ما هیچ حکم توقف یا تعلیق از مجازاتی از دفتر فرماندار دربافت نکردیم
حکم اجرا میشه
چیزی هست که بخوای بگی؟
میخوام به مادرم و خانوادم بگم
خدا حفظتون کنه
من مشکلی با این قضیه ندارم
چون، چون حقیقتو میدونم
و به جی تی هم بگم
تو تنها کسی بودی که حرفمو
باور کردی مرد
تو سعیتو کردی
تموم شد؟
به اجرای حکم ادامه میدیم
ساعت مرگ ۱۲:۱۵ دقیقه صبح
شهرفيلم تقديم ميکند بزرگترين آرشيو فيلم و سريال و مستند فروش جديدترين عناوين با بهترين کيفيت
مترجم شیما مشاور ترجمه @rebin339
خب چه جور کارایی میکنی بیلی؟
من وکیلم
اوه، وکیل حس خوبی میده
چطور؟
خب آدم دردسرسازی مثل ماریسول همیشه میتونه از یه وکیل خوب استفاده کنه
هان؟ تمومش کن
آه، او از این که دست بندازمش متنفره
باید بهم میگفتی یه جشن ترتیب دادی
تشنه ای بیلی؟
آره میتونم یه نوشیدنی داشته باشم؟ حتما، خواهش میکنم از این طرف
ما تو مکزیک یه رسمی داریم به اسم quinceañera
و اون وقتیه که یه دختر به یک زن تبدیل میشه
بچه داری بیلی؟
آره یه دختر
اون فوق العاده اس برای کمپینم داوطلب شده
اگر ماریسول دوسش داره حتما دختر خیلی خاصیه
خب اون همه چیزیه که دارم، میدونی
ممنون ممنون
به سلامتی؟
خیلی خوب
اوه بله متاسفم به سلامتی شما
آره معلومه تشنه بودی
چه خبره؟ جشن خودمونیه؟ خوش میگذره؟
خوش اومدید
چه دوست داشتنیه که هممون تو این روز زیبا
برای برگزاری جشن
یه روز خیلی مهم تو زندگی یه زن اینجا جمع شدیم
یا محض احتیاط
دو زن
چون ما امروز
جشن quinceañera پاس و مرسس رو
برگزار میکنیم
از طرف پدر و مادرتون
ارباب و ناجیمون عیسی مسیح
و از طرف خودم
دی جی دیگو اسپینز
به شما دو نفر
پاس و مرسس
این جشن رو تبریک میگم
و حالا
پشتیبان و میزبان بخشنده امون
پدرخوانده محترم پاس و مرسس
جناب گابریل اورتگا
افتخار میدید؟
همگی به خونه من خوش اومدید
برای من افتخاره که
میزبان این اتفاق فوق العاده
و پدرخوانده این دو پرنسس زیبا باشم
امروز ما تغییر این دو نفر
به زن رو به رسمیت میشناسیم
اگر زنان خوبی باشند
زندگی شون هم مورد عنایت پروردگار خواهد بود
تبریک میگم
یه کف مرتب به افتخار دو سیندرلای من
خیلی خشکی
خب معلومه که هستم
گفتم که نمیتونم برقصم
فقط، فقط برو چپ و راست آها باشه
اینجوری؟ آره دقیقا
خوبه عالیه
پس دوران بچگیت اینجوری بوده؟
منظورم اینه که واقعا شیکه میدونی
فکر کردم شروع محقری داشتی
من هیچوقت همچین مراسمی نداشتم
جدی چرا؟
چون قبل پونزده سالگی رفتم ایالات متحده
همم شاید بخوان بهت یه دیپلم افتخاری چیزی
بدن نه ممنون
یا هرچی
فکر میکنم رسم مسخره ایه
میدونی دخترا مثل عروسک لباس میپوشن چون دارن زن میشن
نمیدونم شاید باید انتظار چیزی بهتر از اینو داشته باشن
آره بالاخره میفهمن
فقط بهشون زمان بده
نمیخوام دوباره پونزده ساله شم
مطمئنم آره منم
با این حال بدم نمیاد دوباره به نوزده سالگیم برگردم
میدونی؟
میبینی، این بهتر از رقصه نه؟
کمی بهتره
خب فکر میکنم باید یه خبری از خودم به دنیس بدم
اما موبایلم اینجا کار نمیکنه
جایی هست که بتونم برم و ...؟ اوه البته
آره ما تو یه منطقه دورافتاده ایم
اما یه تلفن ثابت تو اتاق بیلیارده
واقعا؟ هست؟ آره اگه بخوای میتونی بری
ناراحت نمیشن ازش استفاده کنم؟
خب آه جای رژ لب نیست؟
خوبه آره مطمئنی؟
آره خوبه باشه زود برمیگردم
چندتا کارت داری؟
خب باید پنج تا کارت داشته باشی
و هرچیزی رو که جفته نگه داری
یا چیزایی که شبیه هم باشن واقعا هیجان انگیزه
خیلی خوب من چهار تا رو میخوام برگردونم
اوه
حالا منم اون خوبایی که خودم داشتم رو بالا میذارم
چهار، آه شماها
اوووه دارید منو میکشید دارید منو میکشید
نه
اونو گذاشتی؟
و منم یه هشت میزارم
باید یه کوئین بندازی
هنوزم میگم باید یه کوئین بندازی
هنوزم باید یه کوئین بندازی
اون باید
سلام
جایی هستی که بتونی حرف بزنی؟
آره چی شده؟
فکر کنم به گا رفتیم کیت
منظورت چیه؟
فقط شنیدم یکی بند به آب داده
نمیتونم از زبون تام حرف بکشم
فکر میکنی باید چیکار کنیم؟
فکر میکنی کار تامه؟ میتونه باشه
تو که نیستی منم که نیستم
مثل تام نیستیم که جواب تلفنای منم نمیده
اون بخاطر حفظ جونش و منافعش مارو به گا میده
آره
به نظر کاریه که از اون برمیاد
ببین
من نمیتونم تلفنی بگم میشه همو جایی ببینیم؟
فقط فقط یه فکری کن و بیا
آره آره فکر خوبیه
باید از شر این قضیه خلاص شیم
آدرسو میفرستم
تو چه مخمصه ای افتادیم کاری بوده که میتونستم و نکردم؟
لعنت بهش
فکر کنم دستمونو خونده فهمیده
آره شرط میبندم میدونست دارم گوش میدم، میدونست
واقعا این چیزی که الان مهمه؟
دنی انگار خیلی مضطرب و عصبی شدی
بنابراین من سعی میکنم به این قضیه خیلی توجه نکنم
کاری رو بکن که باید
مرد باش
الو
سلام عزیزم
اوه سلام پدر
مدیونی فکر کنی چون آخر هفته رو
برام پرستار گذاشتی ناراحتم
خب حالا هرچی سلام بیلی
سلام برسون به بریتنی سلام میرسونه بهت
خب تعطیلات رمانتیکتون چطور میگذره؟ اوه تا حالا که خوب بوده
کاندوم یادت نره
بهش بگو چرا الان شروع کنم؟ رکوردم رو خراب کنم
چندش آوره به هر حال
تلفنم اینجا آنتن نمیده
بنابراین از این تلفن ثابت زنگ زدم محض احتیاط اگر چیزی خواستی
شماره رو بهت میدم باشه؟
خب خودکار داری؟ آره بگو
باشه صبر کن
از تعطیلات رمانتیکت لذت میبری؟
چرا مجبورم کردی بیارمش اینجا؟
باید دور از خولیو نگه داریمش
اگر دلیلت این بود میتونستم هرجایی میخوام ببرمش
ضمنا با تعریفایی که ازش شنیده بودم میخواستم ببینمش
من انتظار کسی
با شخصیت برجسته تری رو داشتم
من با قضیه خولیو کنار اومدم چون تو خواستی
اما بیلی برام مهمه
قول بده باهاش خوب رفتار میکنی
ازت تشکر نمیکنم که اونو در حضور من به رخم کشیدی
اون مرد خوبیه گابریل
و من بهش احتیاج دارم
No comments yet. Be the first to leave one.