The first 200 lines.
♥ تابستان دوست داشتنی ما ♥
...قرار گذاشتن
شبیه به زندگی تو یه دنیای متفاوته
...علی الخصوص
قرار گذاشتن با گوک یون سو
برای من یه دنیای کاملا متفاوته
!وونگ
چیه؟
چی شده؟
چه خبر شده؟
چرا صدام کردی؟- وقت خوابته-
چی؟
تازه ساعت 10 ئه، الان که نمیتونم بخوابم
همه چای عناب هارو خوردم اینو از کجا آوردی؟
تو خونه ام چاه چای عناب هست؟- سریع بخورش و بگیر بخواب-
این ساعت که نمیتونم بخوابم حتی بچه ها هم این ساعت نمیخوابن
میخوای منم باهات بخوابم؟
هوا تاریک شده پس باید بخوابیم
این ساعت شب بیرون موندن، خطرناکه
بیا بگیریم بخوابیم
!نه
!پاشو- عجب-
تو میخوای من بخوابم یا نه؟ تصمیمتو بگیر
چون صبح ها میخوابی نمیتونی شبا بگیری بخوابی
الان اینو باید تحمل کنی که برگردی سر ساعت خواب طبیعیت
!بدو
ولی همونطور که میدونید
اون دنیا خیلی مناسب من نیستش
ولی خب چه کاری از دستم برمیاد؟
اتوبوس اومد، بعدا میبینمت
!وایسا، یون سو
!خداحافظ
یون سو- بله؟-
خداحافظ
چیکار میکنی؟
تازه از سرکار اومدم خونه
دیر وقت از سرکار اومدی شام خوردی؟
بله، اونجایی که پیشنهاد دادی غذا خوردم و واقعا خوشمزه بود
بیا دفعه بعد باهم بریم اونجا- باشه-
...اون موقع و حتی الانم
میخوام به زندگی توی این دنیا ادامه بدم
بدون هیچ پایانی
تا ابد
بیا از هم جدا شیم
...تو تنها چیزی هستی که
میتونم دور بندازم
چرا داری اینکارو میکنی؟
چرا ما باید جدا شیم؟
این افکار بدردنخورن
شبیه آب برای شکلات
توی چنین موقعیتی باید بیشتر محتاط باشم
درصد احتمال رابطه داشتن با اکس
چون بدبختی همیشه در لباس خوشبختی ظاهر میشه
زوج هایی که بیشتر دعوا میکنن شانس" " بیشتری توی دوباره قرار گذاشتن دارن
ولی فکر میکنن حتی بعد از قرار گذاشتن هم قراره همونجوری باشن"
"و توقع کمتری از همدیگه دارن
برای بقای رابطه تون"
باید روی جدیدی از خودتون رو به شریکتون نشون بدین
"برای شکستن چنین انتظاراتی
چون همه چیز به نظر داره خوب پیش میره نباید گارد خودمو پایین بیارم
به خاطر همین باور دارم که باید خودمو برای چنین ریسک هایی آماده کنم
"...یه روی جدید"
برای رسیدن به اینجا سختی های زیادی کشیدم
نمیتونم همون اشتباهات رو دوباره تکرار کنم
قسمت13 عشق واقعی
میخوام که باهات بمونم
بیا اینجا
اینو چیکارش کنیم؟
من حواسم بهش هست، تو برو سر کارت
چیکار میکنی؟
این ورا آجر نیست؟
آروم ترتیبشو بده که شلوغی به وجود نیاد
خداحافظ- خداحافظ-
...چی
هی، از راه بینی نفس بکش و از دهن بده بیرون
همینه
اون دیگه چی بود؟
همینجوری شد
"همینجوری شد؟"
زیادی شلوغش نکن
وایسا، از کی؟ چند وقت شده؟
....پس نذاشتی من بیام خونه ات چونکه
نه، همه اینارو فراموش کن
کی از این خبر داره؟ جی وونگ هیونگ میدونه؟
پس سول ای نونا چی؟
احتمالا میدونه
پدر مادرت چی؟- میدونن-
ولی اینا اینقدر مهمه؟- خیلی ناامید شدم -
خیلی دلم شکست چجوری تونستی فقط به من نگی؟
چجوری ؟
داری گریه میکنی؟- چجوری تونستی اینکارو با من بکنی؟-
!امکان نداره- !دیوونه اس؟ وایسا، گو اون هو-
صبح بخیر
سلام، خانم گوک- صبح بخیر-
نتونستم با اون هو کنار بیام منتظر فرصت بعدی میمونم
اوه، آقای بانگ
خبر خوبی هست؟
نه، هیچی
ولی به نطر میرسه که هست
ولی چرا داری زمزمه میکنی؟
این روزا یه شایعات عجیبی هی تو شرکت داره پخش میشه
چه شایعه ای؟
اینکه داری با یه نفر قرار میذاری
کی گفته؟
اشکال نداره، خیلی هیجان زده نشو
از بس شایعه افتضاحیه که به همه گفتم دروغه
"خانم گوک هیچوقت اینکارو نمیکنه"
"هیچ عشق و علاقه ای برای انسانیت نداره"
اون آدم نیست"به همه اینو گفتم"
ولی به خاطر این نیومدم اینجا
یه تماس از "سون" درباره مستندی که داشتی فیلمبرداری میکردی باهام گرفتن
پرسیدن که میشه قبل از پخش، تصاویری که داری رو ببینن
و اینکه من خودمم کنجکاوم
باید خیلی توش باشیم، نه؟- باشه، میپرسم-
گفتی کی پخشش شروع میشه؟ به زودی نیست؟
آها، و اینکه از منم براش مصاحبه کردن
بهشون بگو اصلا حذفش نکنن
و همونجور که هست پخشش کنن، باشه؟
ایول
کیم جی وونگ
...مشترک مورد نظر در دسترس
ادیت چطور داره پیش میره؟
فکر کنم سرش شلوغه
تا حالا اینجوری ندیده بودمش
...به نظر میرسید که انگار
عوض شده
فکر میکردم که هیچوقت عوض نمیشه
پایان نسخه اولیه پیشنمایش باید اضافه شود
آقای کیم
حالا دیگه راه و روش خودتو پیدا کردی
برای نسخه اولیه عالیه
مدیونستم کارتو به خوبی انجام میدی
بخش راویت گری آخرشو درست میکنم ازش خوشم نیومد
باشه
ولی اونا اصلا عوض نشدن هنوزم به نظر جوون و سرزنده میان
یکم بینشون انگار جو متشنجه درباره قسمت بعد کنجکاوم
من واقعا راضی ام
خداروشکر
بیخیال درخواست واسه دیدنش شو
باشه
طبیعیه که سرگروه به اعضای تیمش اینجوری التماس کنه کارشونو ببینه؟
فکر میکنین نرماله؟
مسخره اس
باشه، همگی بعد از کار چیکار میکنین؟
از اونجایی که نسخه اولیه تموم شده باید جشن بگیریم
من باید کار کنم
چی اینقدر ضروریه؟ !بیا بریم یکم خوش بگذرونیم
این حرفیه که یه سرگروه بخواد بگه؟ من دارم میرم
حالش خوبه؟
چی؟
چشماشو دیدی؟
انگاری عقلشو از دست داده
مطمئن شو سر وقت غذاشو بخوره
وقتی از درون داری درد میکشی باید خوب غذا بخوری
حواسم هست که حتما غذاشو بخوره
هی، تو باید مراقب من باشی این روزا احساس تنهایی میکنم
انگاری که من یه روحم و اینجارو تسخیر کردم و میچرخم
و اینکه منظورت چیه؟ به نظر کاملا خوب میاد
فقط اون نیست که سرش شلوغه !همه مون همینیم
اتاق ادیت
این مستند ویژه جدید درباره چیه؟
سال بعد 10امین سالگرد شروع به کارمه
به خاطر همین دارم یه ویدیو ویژه برای طرفدارام حاضر میکنم
پس به این زودی 10 سال شد
الان باید احساسات متفاوتی داشته باشی
آره، همینطوره
باعث شد به چیزای زیادی فکر کنم
و در آخر، باور دارم که افراد زیادی کنجکاو باشن دربارهــــ
رسوایی؟
ممکنه موضوع حساسی باشه
...ولی میشه برای بیننده های لایو "لیتل" که
الان دارن برنامه رو میبینن، کمی برامون بگین؟
حتما، چرا که نه
واقعا شما دارین با ایشون قرار میذارین؟
نه، قرار نمیذاریم
ولی من ازش خوشم میاد
ببخشید؟- طبیعتا، به عنوان طرفدار-
اولش، گفت که طرفدارمه
ولی الان من طرفدارش هستم
به خاطر همین خواستم باهاش دوست بشم
ولی حس میکنم از زمان انتشار مقاله ازهم فاصله گرفتیم
پس همگی لطفا درباره ما چنین فرضیه سازی هایی نکنین
لطفا
ان جی توی همه این قضایا فقط یه قربانیه
همش به خاطر اون خائنه
فقط یه طرف انتخاب کن، باشه؟
اگه میخوای ازم عصبانی باشی، برو خونه خودت و عصبی باش چرا اومدی اینجا؟
چون در هر صورت باید کار کنم به خاطر همین دارم نفس کشیدن زیر یه سقف باهاتو تحمل میکنم
آماده سازی نمایشگاهت چطور پیش میره؟
بخش های زیادیشو انجام دادم تا حالا دیدی من از برنامه عقب باشم؟
ولی اصلا داری به کجا نگاه میکنی و حرف میزنی؟
کی میدونه؟- چی؟-
حالا که داری قرار میذاری ممکنه نقاشی هاتو نادیده بگیری
بسه- اصلا میتونی روی کار تمرکز کنی؟-
تو وقتی قرار میذاری همه چیزو نادیده میگیری
گو اون هو، توــــ- ...فقط درک نمیکنم چرا-
دوباره داری با یون سو نونا قرار میذاری
چی؟
درد خیلی زیادی کشیدی میخوای دوباره تجربه اش کنی؟
یادت رفته تا حالا چندبار این وضع رو پشت سرگذاشتی
No comments yet. Be the first to leave one.