Release info

[AnimWorld] Sentouin, Hakenshimasu! - 03 [720p][SubsPlease]
A Commentary by MOMAN_M111
MOMAN_M111

Tags

720p
720
Published on: 2021-04-18
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چی؟

ارتش ارباب شیاطین عقب‌نشینی کرده؟

!ما که داشتیم می‌باختیم

مطمئنی یکی از حقه‌های اون شیاطین مکار نیست؟

دیدبان‌ها میگن همه‌شون .موقع شب عقب‌نشینی کردن

قضیه چیه؟

.هدف اونا تصاحب قلمرو ما بود

چرا باید بدون رسیدن به هدفشون عقب‌نشینی کن؟

!به لطف بنده... شماره 6 ساما

!گستاخ

!تو در حضور پادشاهی

پیری، تو کی؟

تو حتی استراتژیست ارتشـتم نمی‌شناسی؟

.نوچ

...ای حیوون ولگرد

،اگه می‌خوای با پرنسس حرف بزنی .بذارش برای بعد

...درموردت شنیده‌م

.یگانت پر از زن و بچه‌های فرومایه است

...و همون زن و بچه‌های فرومایه

یگان تدارکات .ارباب شیاطین رو نابود کردن، پیری

فایده‌ی حمله به یگان تدارکات چیه؟

،مهم نیست ارتش شیاطین چقدر قوی هستن .بدون آب و غذا کارشون ساخته است

می‌تونن به زور حمله کن .ولی ریسکش بالاست

میتونی هرچقدر که بخوای !از من، شماره 6 ساما، قدردان باشی پیری

خیلی سخته ارتش خودت .پر از پخمه باشه

به لطف شما .ما نجات پیدا کردیم

!دستاورد فوق‌العاده‌ای بود

حالا فقط طبق گفته‌ی افسانه‌ها .باید منتظر باشیم قهرمان کشورمون رو نجات بده

قهرمان؟

...بله، طبق افسانه‌ای کهن در کشور ما

وقتی ارتش ارباب شیاطین ...بشریت رو تهدید کنه

...نشانی روی دست قهرمان نقش می‌بنده

.و بهش قدرت میده

بعد از مواجه با آزمون‌های بسیار .بالاخره ارباب شیاطین رو شکست میده

پس من اون قهرمان منتخب هستم، ها؟

...شماره 6 ساما، اون

وقتی از خواب پا شدم .اینو روی دستم دیدم

!نمی‌دونستم نشان قهرمانه

.اسپکووچیولاست

ها؟ چی؟

.اون اسپکووچیلاست

.خیلی باحاله. یه بار دیگه بگو

یه حشره‌ی خطرناکه که سم‌ش !درجا آدم رو می‌کشه

ناموسا؟

...ولی من که نمردم

به لطف اون بود، ها؟

.احتمالاً مشکلی نیست

.من بدن قوی‌ای دارم

به‌هرحال، من قهرمانم، مگه نه؟

...امم

،نشان قبلاً روی دست برادرم .شاهزاده‌ی پادشاهی، ظاهر شده

قسمت 3

روش درست برای

تصاحب برج

!فرمانده به دادم برس

!آلیس سان خیلی بدجنسه

شماره 6، چطور پیش رفت؟

اونقدر به یه پیری که می‌گفت استراتژیسته .توپیدم که اشکش در اومد

.خوبه

خب، شما دارید چی‌کار می‌کنید؟

...خب اون خصوصیات یا به عبارتی

ژنتیک چیزی که می‌خوره رو جذب می‌کنه، درسته؟

پس اینجاست که .پای این ملخ میاد وسط

اگه این رو بخوره .احتمالاً شکست‌ناپذیر میشه

ما که کلی گوشت هیولای قوی‌ اونجا داریم، مگه نه؟

!من به‌ هیچ‌وجه حشره نمی‌خورم! عمراً

.شماره 6، یه لحظه نگهش دار

.اطاعت

!فرمانده خیلی نامردی

!دیگه نمی‌تونم به کسی اعتماد کنم

...پدر بزرگم حق داشت که می‌گفت

بشریت، موجودات احمقی هستن !که باید نابود بشن

،نگران نباش .ملخ‌ها خیلی خفن هستن

در حدی که توی سازمان من .ساختن جهش‌یافته از ملخ، ممنوع بود

.شنیدی که چی گفت

!یالا چشمات رو ببند و یه لقمه‌ش کن

اگه همه‌ش رو بخوری .یه چیز خوب بهت میدم

!نمی‌خوام

ولی منظورت از چیز خوب چیه؟

یه چیز خوشمزه؟

...اگه خوشمزه باشه شاید نظرم

.بهش میگن سیلیکون

.اگه بخوریش، احتمالاً سینه‌هات بزرگتر بشه

!چه عالی

بیا بکنیمش توی حلق رز !تا سینه‌هاش گنده بشه

!لازمش ندارم

!به همین سایزی که دارم، راضی‌م

اگه مجبورم کنی بخورمش !از نفس سرخم استفاده می‌کنم

میگم، تو که اینقدر قوی هستی چرا هنوز چسبیدی به این ارتش؟

کلی کار دیگه هست که می‌تونی باهاش پول در بیاری، مگه نه؟

.تا بفهمم واقعاً کی هستم

.من رو توی یه ویرانه پیدا کردن

.ظاهراً تو یه دستگاه خوابیده بودم

واقعاً؟

.من خاطرات زیادی از گذشته‌م ندارم

فقط می‌تونم پیرمردی که .منو درست کرده رو به یاد بیارم

اون داشت روی .یه سنگ خاص تحقیق می‌کرد

می‌گفت این "سنگ معجزه" است .که می‌تونه هرکاری رو ممکن کنه

.ولی بعد از اجرای جادوی ممنوعه مرد

من می‌خوام از آخرین حرف‌هاش پیروی کنم !و آرزوش رو برآورده کنم

.ولی هیچی از تحقیقاتش یا خودم نمی‌دونم

...اونا قول دادن اگه کمکشون کنم

تحقیقاتشون روی ویرانه رو .بهم نشون میدن

.واقعاً که این کشور پر از آدمای عوضیه

.هی، بیا رز رو جذب کنیم

.همین‌جوریشم شبیه جهش‌یافته‌هاست

...اگه بتونیم طرز فکرش رو عوض کنیم

.مطمئنم مأمور مبارز خوبی میشه

رز، از امروز !رسماً عضوی از تیم ما شدی

مگه قبلاً عضو یگان نبودم؟

...تو هنوز یه بچه‌ای

پس به آموزش‌های .ایدئولوژیک خوب نیاز داری

از امروز می‌تونی .من رو مادر خودت بدونی

!تو که از من کم‌سن و سال‌تری

کیساراگی

این پلاک چیه دیگه؟

کیساراگی

!از حالا تو یه کارآموز هستی

به عنوان یه کارآموز !باید هرچی من میگم گوش کنی

!نمی‌خوام

جوری رفتار می‌کنید که انگار !یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌تونه

!تبریک

چرا کف می‌زنین؟

،اِه! فرمانده داری با دست‌هات چی‌کار می‌کنی؟

!نه سیلیکون می‌خورم نه ملخ

...صدای تشویق جمعیت رو می‌شنوم

!درسته، دارم عروسی می‌کنم

...دیگه یه بازنده نیستم

!عجیبه

چی شده؟

چیزی درمورد رفتار ارتش ارباب شیاطین اذیتت می‌کنه؟

...نه، مهم‌تر از این چیزاست

.گوش کن، آلیس

از وقتی اومدیم اینجا زمان زیادی گذشته، درسته؟

...پس چرا

هنوز کسی عاشقم نشده؟

!من ناجی این کشورم، مگه نه؟

!و یگان منم پر از دختره

...ضمناً با دخترهای مثل تیریس و هاینه

و حتی اون دختر پلیسه !که دوست‌پسر داشت، ملاقات کردم

!پس چرا؟

چرا هنوزم یه فن‌سرویس اِرویی اتفاق نیوفتاده؟

مثل خوردن به یه دختر گوشه‌ی راهرو !و لمس سینه‌هاش

یا خوردن به یه دختر گوشه‌ی راهرو !و دیدن زیر دامنش

هر روز خدا ساعت‌ها ...گوشه‌ی راهرو منتظر می‌شینم

!ولی اتفاق نمیوفته

،بهم گفتن مزاحم راهی .بهت بگم که بس کنی

!آه! آه! آه

خوش به‌حالت که تونستی .سینه‌های یه دختر خوشگل رو لمس کنی

لمس سینه‌های سیلیکونی یه ربات !چه لذتی داره؟

!درضمن قضیه اینجوری نیست

البته درسته که می‌خوام !کارای اِرویی کنم

...مثلاً یه دختر خوشگل و سکسی بیاد پیشم

هوی! چرا داری نقشه‌های پلیدت رو فریاد میزنی؟

.برای مأموریت بعدی جلسه داریم

!شماره 6، تو هم بیا

.از همگی ممنونم که اومدن

درباره‌ی گروه قهرمان .یه خبر بد به دستمون رسیده

هیولاهای محافظ ...آخرین طبقۀ برج داستر

،گیل قدرت و ریستای دانش ...اونا رو شکست دادن

.و زخمی‌شون کردن

.خوشبختانه زخم‌های قهرمان کشنده نیستن

.ولی وقت زیادی نداریم

،به لطف شماره 6 دونو .تونستیم دفعه‌ی پیش دشمن رو عقب برونیم

.ولی اونا به زودی برمی‌گردن

.متأسفانه اونا قوی‌تر از ما هستن

...اگه جنگ بیشتر از این طولانی بشه

...قبل از شکست ارباب شیاطین توسط قهرمان

!اونا کشور ما رو نابود می‌کنن

...بر اساس چیزی که قهرمان میگه

برج داستر، گنجینه‌ای داره .که برای شکست ارباب شیاطین لازمه

ولی ما وقت نداریم .منتظر بهبود قهرمان بمونیم

پس خودمون به برج داستر حمله می‌کنیم .و اون رو به‌دست میاریم

!صبر کن ژنرال

با اینکه قهرمان شکست خورده نقشه‌ای داری که کمکمون کنه گنجینه رو بدست بیاریم؟

...خب راستش

داخل برج خالیه .و راه‌پله‌های مارپیچی به سمت بالا داره

خب بعدش؟

ما مجبوریم با نیروی زیادی حمله‌ کنیم .و کم کم به طبقه بالا بریم

،جناب استراتژیست شما نقشۀ بهتری سراغ ندارید؟

،خودشه! شاید شماره 6 دونو .نقشه‌ای خوبی داشته باشه

چون بخاطر شکست در جنگ قبلی .این همه ما رو سرزنش کرده بود

نقشه‌ای داری؟

.آتیشش بزنیم

آتیشش بزنیم؟ .ولی برج از سنگ ساخته شده

.نمی‌تونیم بسوزونیمش

نه، طبقه‌ی اول رو می‌گیرم بعد وسطش .هیمه‌های آتیش برپا می‌کنیم

!همه‌شون رو گوشت بو داده می‌کنیم

...خب، درسته که مؤثره ولی نظر شما چیه؟

...خب

اشکالی نداره یه شوالیه همچین کاری بکنه؟

!نـ... نه! نمیشه

.از نظرت ممنونم ولی باید ردش کنم

فردا صبح با تمام قوا !به برج داستر حمله می‌کنیم

پس تا غروب اینجا می‌شینیم .و از آرامش لذت می‌بریم

چی داری میگی؟

!جنگ شروع شده

حتی قهرمان هم نتونست ...هیولاهای بالای برج

!گیل قدرت و ریستای دانش رو شکست بده

،اگه شکستشون بدیم !میدونی چقدر معروف میشیم؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left