The first 200 lines.
میخوام یچیزی در مورد زندگی با زنا بهتون بگم.
تو خونه همیشه صدای گریه میاد.
و از این کارم خیلی بدشون میاد.
اول از همه شما میدونین من چیا رو گذروندم.
خب، واسه اولین کمدین آمادهاین؟
بلند بگین که بشنوم.
لطفاً نینا گِلد رو تشویق کنید!
خیلی عجیبه اما ما زنا اگر لازم نبود
همش در حال دفاع از خودمون در برابر گاییده شدن توسط مردا باشیم،
میتونستیم کارای
خیلی خفنتری بکنیم.
صلح بین اسرائیل و فلسطین،
یا سوریه، یا عربستان سعودی یا هرچی
رو هم میتونستیم خیلی وقت پیش حلش کنیم،
اما یسریا نمیتونن از فکر کردن به اون
مترجم اسرائیلی داف دست بردارن.
فقط میشه گفت لعنت!
دارم به تمام کارایی فکر میکنم که شما مردا اگر دائماً در حال کردن ما نبودید
میتونستید انجام بدید.
خیلی خفن میشد.
به پیدا کردن راه درمان واسه سرطان نزدیک شدید.
اما امم نمیتونید دست از کردن دستیارتون بردارید.
فاک!
میدونستید دلیل پیدا نشدن درمان سرطان همینه؟
بخاطر گاییدن دستیارای آزمایشگاس.
آمادهاید یک کمیک خفن ببینید؟
این یه مزخرفه.
کمیک گاییدن یه دختر.
چرا باید بخوام بکنمش؟
چون همیشه میخواید بکنیدش.
یادتون میاد که میخواستین به دوستتون جیمی واسه
امتحان زیست کمک کنید
اما جاش کردینش؟
اون امتحانو افتاد.
به جای فارغالتحصیل شدن و گرفتن دکتراش،
و تلاش برای حل بحران انرژی
هنوز با مادرش زندگی میکنه و فروشنده سوپرمارکته.
این بخاطر شماست.
این تقصیر شما و اون شوشول طلاتونه.
اوکی. میدونم نباید روی استیج در مورد کسم صحبت کنم،
چون مردا هیچوقت در مورد کیرشون صحبت نمیکنن،
اما یه نکته.
هر ماه از ناحیهی کس خونریزی دارم.
در واقع الان...الان هم داره این اتفاق برام میفته.
روی استیج.
و یچیز دیگه که احتمالاً نمیدونید.
درست قبل از شروع شدن پریودم
و تو طول روزای اول و دوم
اسهال میشم.
همینطوره. و فقط من نیستم که اینطوری میش.
این واسه خیلی از ما زنا اتفاق میفته.
- اوکی؟ - وووو! ایول.
وقتی میرم دستشویی و وقتی اسهالم در حین چک کردن فیسبوک تموم شد،
پایینو که نگاه میکنم انگار یه صحنه از نجات سرباز رایان رو میبینم.
عین صحنهی قتل عامه.
اما به طرز عجیبی بدون هیچ مردیه.
مت دیمن (یک بازیگر) هم نیست فقط زن.
فهمیدم واسش یه کلمهی آلمانی وجود داره:
"Bloodshitza"
شرط میبندم وزارت درمان کانادا واسه Bloodshitza
یه روز مرخصی بهتون میده.
اوه نه!
اوه نه. بمون خونه یکم هاکی تماشا کن
و اون خونو برین تموم شه.
خانمها آقایان نینا گلد.
چقد سگحشره مگه نه؟
کمدین بعدی رو تشویق کنید، مایک هال.
نینا گلد. لطفاً ایشونو تشویق کنید.
باید میگفتم مثلاً که خیلی بانمکه ولی خیلی هم پرحرارته.
خیلی خیلی زیاد
اوه خدای من، خیلی خیلی خیلی حشریه
و دلم میخواد بکنمش.
میتونه منو ببنده تو یه سیاهچال
و فیل کالینز (یک خواننده) پلی کنه
و من همچنان مثه اسب راست باشم...
قاتل.
پس کی منو میکنی؟
چون این رقص خیلی احمقانهس.
یکم لاغر شو خیکی بیخود. یه نگاه به خودت بنداز.
اگر لاغر شم منو میکنی؟
چون من... من وزن کم میکنم.
میدونی چرا هیچوقت باهات سکس نمیکنم مایک؟
هیچ ربطی به وزنت نداره. میدونی چرا؟
نه، همهش به وزنم ربط داره.
من یه خیکی بدریختم.
بخاطر اینه که هیچ استخون واقعیای توی بدن تو نیست.
دلم میخواد یه استخون واقعی بکنم توت.
جق امشبت به یاد من خوش بگذره.
جق زدن به یاد تو بهترین کار جهانه.
خیلی کثافتی.
وقتی به یادت جق میزنم این تویی که کثافتی.
رانندگی در کار نیست. از اوبر (همون اسنپ) هلیکوپتر میگیریم.
شماها اونو دیدین؟
ببین داداش. باید آخر هفتهی خوبی باشه. یکم وحشیبازی میشه.
امم....
سلام. میخوای یه نوشیدنی برام بخری؟
تو اممم... خیلی رکی.
خب تو بیشتر از من پول درمیاری واسه همین عادلانهس.
تو کارت چیه؟
کمدینام.
کمدینی؟
پس حتماً میتونی یه جک برام بگی نه؟
همممم. نه.
نه؟ پس اگر نمیخوای برام جک بگی
فکر نکنم برات نوشیدنی بخرم.
میخوای بریم؟
میخوام؟
بریم.
اوکی باشه.
این پلنگبازی برات عادیه؟
صب کن صب کن صب کن صب کن.
تو الان گفتی....الان از...اوه خدای.
نه، اینو گفتم؟
- گفتی پلنگ؟ - نه نگفتم.
چجوری من پلنگم؟
قسم میخورم که حداقل سه سال ازت بزرگترم.
- یا ابلفضل، جو. - این یارو کیه؟
هی، این مردک کیه دیگه؟
من کیام؟ تو کیای داداش؟
ای بابا...چجوری سروکلهت پیدا شده؟
- نه... - داری چه....
مهم نیست این کیه خب؟
اوکی. امم... من میرم.
- بمون. - بایدم گورتو گم کنی.
اممم...
هی کن.
من ازت خواستم بیای اینجا و ازت میخوام که بمونی. باشه؟
اوکی. اسمم سایه.
سای. باشه.
ظاهراً واسه خودت یه کن پیدا کردی.
خیلی مفید بود. عالی بود.
پس من اینو تمومش میکنم.
خوب میشه.
اونو ببین. خوب میشی.
عالی کار کرد.
شب بخیر.
من اینا رو میبرم. پس...
خیلی ممنون کونی.
هی هی.
کیر توش!
فاک! خدای من!
تف! لعنت!
فاک! نینا!
ابلفضل!
اممم...
بهت زنگ میزنم.
لطفاً نزن.
در مورد این آشناییای برنامهریزیشده توسط دوستان شنیدم.
به درد من نمیخورن.
آخرین رابطهی قابلتوجهی که داشتم
اگه بتونی بهش بگی قابلتوجه، با این یارو بود.
اگر بتونی اینطوری صداش کنی.
جو.
یک روز صبح یکی از دوستام زنگ زد. بهش تجاوز شده بود.
اینجاش خندهدار نیست.
این تیکهش واقعی بود.
من باهاش رفتم کلانتری.
و میدونید، حس خوبی نداشتیم.
یه مشت آدم سفید پیر و پفکرده گفتن:
«خب اگر چیزی یادت نمیاد
از کجا میدونی بهت تجاوز شده؟»
بنیاد زنان.
چون واژنم تیکه تیکه شده.
قسم میخورم اگر به مردا هم قدر زنا تجاوز میشد.
یک حکم اتوماتیک اعدام برای تمام متجاوزا تعیین میکردن.
واسه همین باید بریم برانکس (یک محله).
و جو وارد میشود.
جو، کسی که بهتون گفتم.
در این لحظه مثل یک نفس هوای پاک میمونه
و دقیقاً همون مدل کثافتیه که میخوام روش باشم.
واسم میخوریش جو؟
- چی؟ - واسم میخوریش؟
آره. معلومه آره. البته که میخورم.
آره.
آره.
بعد منو برد برانکس، تو ماشین خیلی حرف میزد
و وقتی فهمید کارم اینه
شروع کرد در مورد فیلم حرف زدن.
اون همراه مارتی بوده،
کمدینه و و و
وقتی داشتیم پیاده میشدیم
شوخی نمیکنم،
درست وقتی که داشتم دوستمو برای آزمایش تجاوز میبردم
عکسشو داد بهمون.
از چیش خوشم میاد؟
هیچی.
نه، دلیلی که من باهاشم اینه که خیلی بگام.
اون یه شوخیه.
یه استریوتایپ دوپا. منم همینطور.
چی شده؟
حداقل خوب چیزیه.
خوب منو میکنه.
بقیهش چه اهمیتی داره؟
و بله، منو میزنه. یه پلیسه دیگه.
واسم مهم نیست.
باعث میشه وسط سکس خوابم نبره.
ممنون.
شب بخیر.
یه دقه دیگه میام.
میتونم کمکتون کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.